داریوش صفرنژاد
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و از بین رفتن نظام دو قطبی سیاسی حاکم بر جهان آن روز وقفهای قابل تامل در اقدامات و سیاستهای روسیه فدراتیو (بعنوان وارث اصلی اتحاد شوروی) در عرصه بینالمللی، فرامنطقهای و منطقهای این کشور ایجاد شد.
این روند عملا تا پایان دوره ریاستجمهوری یلتسین در این کشور تداوم داشت. با روی کار آمدن پوتین و به واسطه سیاستها و دیدگاههای مستقلتری که وی نسبت به یلتسین در تقابل با جریان آمریکا و غرب داشت و همچنین اولویتهایی که وی در عرصه سیاستهای بینالمللی و منطقهای قائل بود، آرام آرام، اما با روندی کند و با حالتی که حرکت با چراغ خاموش و اقدام در پشت پرده را تداعی داشته و دارد سعی داشته تا شروع به احیای مجدد نقش روسیه در معادلات بینالمللی و منطقهای و حتی در برخی از موارد فرامنطقهای نماید و در این راستا با مستمسک قرار دادن موضوعات و حوادث جاری گوناگون در برخی از نقاط جهان، با اتخاذ محمل و بهانه مناسب، سعی در ایفای نقش به عنوان یک بازیگر جدیتر را داشت. در این راستا روسیه که از سال 1969 تا به امروز حضور خودش را در منطقه خاورمیانه عربی به عنوان یک بازیگر ضعیف میدید به دنبال این بود تا از فضای بوجود آمده در مقوله لبنان، فلسطین و رژیم صهیونیستی اسرائیل بهرهبرداری لازم را در عرصه منطقهای و بینالمللی در این برهه حساس به نفع خود انجام دهد.
پس از روی کار آمدن دولت مردمی حماس در فلسطین و به دستگیری قدرت اجرایی در این کشور توسط منتخبین حماس، روسیه برخلاف اقدام آمریکا و متحدان غربیاش، با تائید تلویحی انتخابات فلسطین، از رهبران حماس (که پیروز اصلی در انتخابات این کشور بودند) جهت سفر به مسکو، دیدار از این کشور و ملاقات دعوت به عمل آورد. در پاسخ به این دعوت هیات حماس به سرپرستی خالد مشعل از این کشور دیدار و با مسئولین روسی ملاقات و گفتگو کردند. متعاقب این امر و پس از فروکش کردن شعلههای جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی اسرائیل علیه لبنان و مقاومت اسلامی در این کشور و متعاقب آن شکست اسرائیلیها در این جنگ، روسیه اقدام به اعزام گروهی مهندس در راستای کمک به بخشی از روند بازسازی خرابیها در این کشور کرد و برخی اقدامات دیگر را نیز در این زمینه و در عرصه افکار عمومی مردم منطقه انجام داد.
در حال حاضر نیز با شدت گرفتن اختلافات سیاسی داخلی در لبنان و همچنین خواست مردم، مقاومت اسلامی و برخی گروههای دیگر فعال در عرصه سیاسی این کشور مبنی بر استعفای فواد سنیوره از مقام نخستوزیری و تشکیل کابینه وحدت ملی در این کشور و با بنبستی که در این روند تا به امروز حاصل شده و مشکلات عدیدهای که پیش روی دولت سنیوره بوده و قرار دارد، پوتین از وی جهت سفر به مسکو دعوت کرد.
سنیوره نیز در کوتاه مدت این دعوت را اجابت کرد تا ضمن سفر به روسیه و دیدار با مقامات مسکو خواستار کمک و میانجیگری روسیه در جهت حل بحران سیاسی بوجود آمده در عرصه سیاسی لبنان شود.
متعاقب این سفر، بشار اسد رئیسجمهوری سوریه نیز (طبق برنامه) سفری را به مسکو کرد و برای انجام مذاکرات پیرامون این مسئله اعلام آمادگی نمود.
در خصوص ورود روسیه به این عرصه موارد و نکتههایی وجود دارد که ذیلا به برخی از آنها اشاره میشود:
1- با این اقدام در حقیقت دولت سنیوره و حامیان آمریکایی و غربی آن، سعی دارند تا از روسیه به عنوان یک حلقه واسط ما بین این کشور و طرفهای دارای نفوذ در لبنان یعنی سوریه و ایران استفاده لازم را بنمایند.
2- روسها نیز مایلند تا خلاء چندین ساله عدم حضور خود را در خاورمیانه عربی پر کرده و به عنوان یک بازیگر سیاسی جدی در این منطقه قد علم کنند.
3- علیرغم تلاشهای بسیاری که سنیوره و حامیان آن در این عرصه انجام دادهاند به نظر میرسد که این تلاشها در عمل نتیجهای را در پی نخواهد داشت؛ چرا که روسیه در حال حاضر با بازیگران اصلی در صحنه لبنان (چه در داخل این کشور و حتی در بین مردم و طوایف مختلف آن و چه برخی قدرتهای خارجی حاضر در عرصه سیاسی این کشور که حامیان اصلی سنیوره به شمار میآیند) ارتباطات تنگاتنگ و نزدیکی را به لحاظ استراتژیک ندارد، لذا تلاشهای روسیه در این عرصه قطعا در کوتاه مدت نمیتواند تاثیرگذار بوده و یا نتیجهای را در بر داشته باشد. در واقع این اقدام مشکلگشای جدی برای بحرانهای پیشروی دولت سنیوره و حامیان آن در این مقطع و برهه حساس نخواهد بود.
4- سنیوره و حامیان آن سعی دارند تا با حل مشکل سیاسی اخیر موجود در صحنه لبنان و آرامسازی اوضاع و تثبیت موقعیت دولت فعلی حاکم در لبنان و همچنین با استفاده از جایگاه جناح اکثریت در پارلمان این کشور - موسوم به 14 مارس- با طرح دوباره پرونده قتل رفیق حریری در راستای قطعنامه شورای امنیت، هجمه تبلیغاتی و فشار روانی بیشتری را علیه سوریه طراحی کنند و به اجراء بگذارند. با استفاده از این ابزار آنها میتوانند به کمرنگ سازی نقش سوریه در منطقه خاورمیانه و به ویژه صحنه سیاسی لبنان و فلسطین بپردازند.
5- نتیجه اینکه:
در واقع در مقطع فعلی، روسها در منطقه خاورمیانه به ویژه در خصوص مسئله لبنان بیشتر به دنبال بازیگری هستند تا محتوای بازی.