تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۲۱۰
روزبه میر‌ابراهیمی اشاره: انعکاس دیدگاه‌ها و مباحث ایرانیان خارج از کشور و ایجاد دیالوگ ملی از جمله اهداف اعلام شده‌ای بود که روزنامه «اعتماد ملی» و سایت آنلاین آن (روزنا) برای تحقق‌اش کمر همت بسته است. از اواخر سال گذشته بود که در دنیای ماهواره و تلویزیون، شبکه‌ای تأسیس شد که مشی‌ای متفاوت نسبت به دیگر رسانه‌های آن سوی مرزها داشت. بیشتر فیلم‌های مستند پخش می‌کند و شیوه خبر رسانی‌اش نیز تازه است. اوج فعالیت سیاسی شبکه «هما» در انتخابات ریاست جمهوری سال جاری بود. به گونه‌ای که برای اولین بار جریان‌های اصلاح‌طلب که از رسانه‌های صوتی- تصویری محروم بودند از این پدیده بهره‌مند شدند. میتیگ‌های انتخاباتی در این شبکه پخش شد و بسیاری از اصلاح‌طلبان درون و برون به گفت‌وگو با این تلویزیون تن دادند. با همین شناخت به سراغ داریوش سجادی روزنامه‌نگار مقیم آمریکا و دبیر سرویس سیاسی تلویزیون خبری- ماهواره‌ای «هما» رفتیم تا این‌بار ما او را میهمان رسانه خود کنیم و از تحلیل‌های مجری برنامه از «نگاه میهمانان» آگاه شویم.

* تحلیل شما از وضعیت پرونده هسته‌ای ایران در شرایط کنونی به عنوان یک روزنامه‌نگار مقیم آمریکا چیست؟
** من این پرونده را در دو سطح موجود و مطلوب ارزیابی می‌کنم. قطعا چنانچه می‌خواستیم پرونده اتمی ایران در سطحی مطلوب و در چارچوب منافع ملی ایران قرار بگیرد می‌توانستیم از شیوه‌های بهتری در دیپلماسی بهره ببریم اما به هر حال مهم آن است که در حال حاضر چاره‌ای نداریم جز این که بر اساس وضعیت موجود این پرونده را ارزیابی کنیم. لذا بر این اساس معتقدم با توجه به فرآیند پیش آمده که عملا منجر به رویارویی ایران با آژانس و غرب شده چاره‌ای نداریم جز آنکه با اتکای بر کلیت نظام و پشتوانه جمیع گروه‌های سیاسی با قدرت از این پرونده دفاع کنیم.
* از چه چیزی در این پرونده باید دفاع کرد؟
** در حال حاضر راهی برای مسامحه باقی نمانده و همه جناح‌ها مناسب است پشت این پرونده قرار گرفته و از حق مشروع ایران در فناوری صلح‌آمیز اتمی دفاع کنند. شخصا قائل به آن هستم که پرونده اتمی تنها ظاهری برای مقابله با کلیت نظام برآمده از انقلاب اسلامی است.
27 سال است جمهوری اسلامی متهم می‌شود که با سقوط پادشاهی پهلوی و اشغال سفارت آمریکا پرستیژ این ابرقدرت را شکسته و تا زمانی که آمریکا نتواند این نظام را از کرده خود پشیمان کند و با متنبه کردن آن به دیگر ملل منطقه پیغام دهد که هیچ راهی جز تمکین در برابر آمریکا وجود ندارد و از الگو شدن سلوک سلطه‌ستیزانه انقلاب اسلامی در منطقه ممانعت به عمل آورد از همه بهانه‌های موجود برای مهار جمهوری اسلامی بهره می‌برد.
*آیا فکر نمی‌کنید اینکه «چرا ما به چنین وضعی دچار شدیم» هم مهم است؟
**بله مهم است اما وظیفه سیاستمدار مدیریت بحران است اینکه چرا به اینجا کشیده شدیم بحث تحلیلگران است که پیش از این می‌بایست اقدام به مشاوره دادن به سیاستمداران می‌کردند تا به اینجا نرسیم اما حال که رسیدیم نمی‌توانیم در این نقطه متوقف بمانیم و با حزم‌اندیشی و درایت باید این مرحله را مدیریت کنیم.
*آیا مدیریت چنین فضایی با همین شیوه کنونی باید صورت پذیرد یا با تغییر در روش؟
**متاسفانه در حال حاضر پرونده در موقعیتی قرار گرفته که تغییر روش می‌تواند تعبیر به عقب‌نشینی شود اما در صورت مدیریت صحیح از همین جا هم می‌توان امید به توفیق داشت. هنوز راه‌های دیگری بر روی ایران باز است.
*کدام راه‌ها؟
**از جمله بازی با کارت انتقال فناوری به روسیه.
*آیا فکر نمی‌کنید برای تامین منافع ملی راه‌حل‌های دیگری هم وجود دارد؟
**ببینید ایران می‌تواند با استناد به اجلاس پاریس که طی آن غربی‌ها تعهد به تامین امنیت و تضمین اقتصادی ایران کردند از همین فرجه استفاده کرده و با پذیرش موقت انتقال فناوری به روسیه متقابلا خواستار رفع تحریم‌های اقتصادی و تضمین امنیتی از جانب شورای امنیت سازمان ملل متحد شود. گذشته از آنکه انتقال فناوری به روسیه با اخذ تضمین‌های لازم در بلند مدت می‌تواند به نفع ایران از حیث مقرون به صرفه شدن تولیدات کارخانه مستقر در روسیه شده و ایران را از این فرصت برخوردار کند تا بتواند بازار اورانیوم را به دلیل قیمت ارزان به دست بگیرد. البته این مشروط به موافقتنامه‌های اصولی با طرف روسی است که آنها تضمین‌های لازم به ایران بدهند. به هر حال اینجا زیرکی دیپلماسی حرف اول را می‌زند و ایران با این کار می‌تواند توپ را به زمین حریف بیاندازد.
*من سوالم کلی‌تر بود؛ در سال‌های بعد از انقلاب برای مقابله با آمریکا اکثر امتیازها را به کشورهایی چون روسیه و چین دادیم. در حالی که هرگز چنین کشورهایی در مقابل آمریکا پشتیبان ما نخواهند بود این موضوع را چگونه تحلیل می‌کنید؟
**البته این نکته را هم باید در نظر بگیرید که متقابلا آمریکا نیز برای ایزوله نگاه داشتن ایران همواره مجبور بود امتیازات زیادی به متحدین ولو صوری ایران از جمله روسیه و چین بدهد. یعنی می‌خواهم بگویم این معامله ضررده دو جانبه بوده است اما کمتر مشاهده شد که طرف آمریکایی‌ حسن‌نیتی برای بهبود مناسبات با ایران نشان دهد.
*در روزهای اخیر رسانه‌های غربی بیش از گذشته از حمله نظامی به ایران سخن می‌گویند. تهدیدهای نظامی در مورد ایران تا چه حد واقعی و جدی است؟ آیا این روش بیشتر یک بلوف نیست؟
**در حال حاضر آنگونه که مشاهده می‌شود آمریکا وارد جنگ روانی با ایران شده و در جنگ روانی هم می‌دانید که هدف اصلی مرعوب کردن و ترساندن حریف به منظور کوتاه آمدن است. پیام واشینگتن به تهران در جنگ روانی آن است که یا باید همچون قذافی برای ما خوش رقصی کنید و یا همچون صدام تن به بدمستی دهید. هر دو گزینه در شرایطی متفاوت، مطلوب آمریکا است با این توضیح که در حال حاضر گزینه سرکشی ایران همانند مورد عراق این فراغت را برای آمریکا ندارد تا بتواند بلافاصله پاسخ آن را با لشکرکشی نظامی بدهد، لذا بیشتر می‌کوشد با جنگ روانی ایران را مرعوب کند.