تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۲۲۷

دکتر منوچهر امانی /  محقق موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع
عمده مشکلات خالی شدن خیابان‌ها از درختان زهکشی بد و خفگی ریشه‌ها، آلودگی هوا، آب و خاک، صدمات ناشی از ساخت و سازها و عملیات عمرانی رو زمینی، زیرزمینی و کندن کانال‌های خطوط خدماتی و... از نبود همکاری‌های درون بخشی و فرابخشی ناشی می‌شود که فقط در صورت توافق روی یک برنامه‌ریزی راهبردی جامع و هماهنگ در زمینه‌های مورفولوژی شهری (شکل شهری) حمل و نقل و فضای سبز شهری مرتفع خواهند شد. وجود رابطه بسیار تنگاتنگ بین «مورفولوژی شهری» با «برنامه‌ریزی زیر ساخت‌های حمل و نقل شهری» موضوعی کلیدی و بدیهی است. حل معضل ترافیک فقط به اتخاذ یک تصمیم راهبردی و برنامه‌ریزی صحیح و منطقی در این دو زمینه اساسی و مهم بستگی دارد.
در «برنامه‌ریزی راهبردی مدیریت سرزمین‌های شهری» پیش از هر چیز دیگر لازم است تا در خصوص مورفولوژی شهری راهبردی بویژه برای کلانشهرها و از جمله برای تهران تصمیم‌گیری شود. که در آن صورت تکلیف انواع استفاده از زمین به طور هدفمند و پایدار روشن و مشخص خواهد شد. در حال حاضر برنامه ملی آمایش سرزمین در یک چشم‌انداز 20ساله تهیه و تصویب شده است. این مناسب‌ترین فرصت برای تصمیم‌گیری در خصوص موضوع بسیار مهمی چون مورفولوژی شهری راهبردی است. زیرا شهرسازی و توسعه شهری یکی از مهمترین محورهای چنین برنامه‌ای است. سناریوهای مطرح در این زمینه در کشورهای پیشرفته به شرح زیر هستند:
1. شهر «فشرده» یا شهر «تک هسته‌ای» یا «تک مرکز شهری» که جابه‌جایی‌های کوتاه فاصله، آمیختگی فعالیت و سکونت، استفاده از وسایل حمل ونقل عمومی پاک (مترو، تراموا و اتوبوس‌های برقی)، یا استفاده از دوچرخه و همچنین پیاده‌روی، عدم استفاده از خودروی شخصی (شهر بدون اتومبیل)، یا استفاده از خودروهای شخصی کوچک و پاک (برقی یا خورشیدی) و ریل به جای بزرگراه از خصوصیات بارز آن است.
2. شهر «گسترده»، که جابه‌جایی‌های بلند فاصله و تخصصی شدن و ناحیه‌بندی فعالیت‌ها (تجاری، خدمات اداری، فضاهای تفرجی و مناطق مسکونی...)، وابستگی شدید به خودروی شخصی و توسعه بزرگراه‌ها، از مشخصات بارز آن است.
3. شهر «مرکب» یا «چند هسته‌ای» که نواحی گوناگون (اقتصادی، اداری، خدماتی و مسکونی) در آن به جای متمرکز شدن در یک «هسته» یا «مرکز شهر»، در چندین «زیر.مرکز» شهری متمرکز می‌شوند. طوری که «هسته‌ها» یا «مراکز شهری» متعدد آن به وسیله زیرساخت‌های حمل و نقل عمومی پیشرفته و پاک (ریل و در صورت امکان کانال‌های آبی) به هم مرتبط می‌شوند. شهر «مرکب» در واقع راه‌حل مصالحه بین طرفداران شهر «فشرده» و «گسترده» است. لازم به تاکید است که نه شهر «فشرده» و نه شهر «گسترده»، بدون هماهنگی تنگاتنگ با برنامه‌ریزی و اجرای زیرساخت‌های حمل و نقل، مزایای مورد انتظار از نظر صرفه‌جویی در مصرف انرژی و اهداف زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را تامین نخواهد کرد.
برای تهران به نظر می‌رسد که مورفولوژی شهری «چند هسته‌ای» در مقایسه با دیگر راه‌حل‌های مطرح در محافل تخصصی و در برنامه‌ریزی‌های راهبردی کشورهای پیشرفته، می‌تواند به عنوان راهبرد بهینه ارزیابی شود. بویژه آن که «هسته‌ها» می‌توانند در مناطق کم خطر از نظر زلزله و پارکها و فضاهای سبز شهری و پیرامون شهری در مناطق پر خطر از نظر زلزله متمرکز شوند و کلیه عرصه‌های فضای سبز براحتی با هم مرتبط باشند. البته، همیشه ارجح است تا به جای تقلید از مدل استاتیک برای یک مورفولوژی شهری، مسیرها و راه‌حل‌های متعدد و نوگرایانه‌ای را بررسی و شناسایی کنیم تا به فرمهای شهری متنوع که بتوانند در شرایط محلی پایدار باشند، دست یابیم. به این ترتیب به یک «برنامه‌ریزی راهبردی برای فضای سبز شهری و پیرامون شهری» و به تبع آن برای «درختان خیابان» می‌رسیم که به طور مستقیم و غیرمستقیم با «مورفولوژی شهری» ارتباط تنگاتنگ دارد.