علی تتماج
از آغاز مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی تاکنون، کشور روسیه به عنوان ضلع سوم مذاکرات توانسته است ضمن حفظ جایگاه خود در میان طرفهای مذاکرهکننده، بسیاری از منافع و اهداف خود را در قبال آنها تحقق بخشد بگونهای که به صراحت میتوان گفت که استمرار مذاکرات به راهکاری مهم برای دولتمردان مسکو جهت تحقق خواستههایشان در عرصه جهان مبدل گردیده است چنانچه روسها با اتخاذ سیاستی دوگانه در بسیاری از اجلاسها و کنفرانسهای خبری از برنامههای هستهای ایران حمایت کردهاند اما در هنگام مذاکره با سایر کشورها بویژه اعضاء اتحادیه اروپا و آمریکا خواستار تعلیق برنامههای تهران گردیده و حتی در بسیاری از مواقع در این راستا، روند همکاری در ساخت نیروگاه بوشهر، تهیه سوخت نیروگاه را به حال تعلیق درآورده است.
در راستای استمرار این سیاست دوگانه، آنچه امروز حائز اهمیت است، موضعگیری ولادیمیر پوتین در دیدار با همتای اسرائیلی خود مبنی بر تلاش و خواست روسیه برای تعلیق برنامههای هستهای ایران و همکاری آن با آژانش انرژی اتمی میباشد در حالیکه مقامات روسیه پیش از سفر پوتین به اسرائیل در دیدار با مقامات ایرانی صراحتا بر صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای تهران اذعان و بر همکاری خود با ایران تاکید نمودند. در اینجا این سؤال مطرح است که چرا مسکو که بواسطه حضور فعال و گسترده در پروژههای هستهای ایران به خوبی از صلحآمیز بودن این فعالیتها مطلع میباشد و از سوی دیگر منافع اقتصادی بسیاری در قبال ادامه این همکاری، کسب خواهد نمود چرا در مقطع کنونی چنین موضعگیری خصمانهای در قبال ایران اتخاذ و در چارچوب سیاستهای اسرائیل و آمریکا گام برداشته است. (چنانچه این اقدام پوتین مورد تقدیر و تشکر بوش قرار گرفت).
هرچند بر اساس موازین اخلاقی و عرف بینالمللی و همکاری طولانیمدت تهران، مسکو در زمینه امور هستهای، هیچگونه توجهی برای این اقدام مسکو قابل پذیرش نمیباشد اما با توجه به تحولات منطقه و اهداف سیاست خارجی روسیه مهمترین دلایل این اقدام پوتین را میتوان چنین ارزیابی نمود:
1) توجیه عدم پایبندی به تعهدات خود در قبال نیروگاه بوشهر؛ با توجه به اینکه تکمیل نیروگاه بوشهر از سوی روسیه به کندی و یا تاخیر صورت میگیرد میان طرفین در این زمینه اختلافاتی بروز کرده که میتواند در آینده اهداف اقتصادی روسیه را در ایران تحتالشعاع قرار دهد (اجرای چند طرح نیروگاه دیگر در ایران) بر همین اساس روسها در تلاشند تا با ایجاد شبهه در صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران از یکسو تاخیرات و نقض تعهدات خود در قبال نیروگاه بوشهر را توجیه نمایند در حالیکه این اقدام آنها مورد حمایت مجامع بینالمللی قرار گرفته و هیچگونه مسئولیتی متوجه آنها نمیباشد.
2) تعدیل مواضع تهران در قبال دریای خزر؛ یکی از چالشهای فراوی ایران و روسیه مربوط به تحولات دریای خزر میباشد با توجه به اینکه این روزها روسیه در تلاش است به صورت انفرادی و توافقنامه دو جانبه با سایر همسایگان خزر به بهرهبرداری از منابع اقتصادی آن بپردازد لذا مواضع اخیر روسیه در قبال برنامههای هستهای ایران را میتوان سیاستی برای تعدیل مواضع و بعضا سکوت تهران در قبال اقدامات روسیه در دریای خزر ارزیابی نمود.
3) ابراز نارضایتی از فعالیت ایران در کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز؛ یکی از اهدافی که در چارچوب سیاست خارجی ایران و روسیه به طور مشترک مشهود است تلاش دو کشور برای حفظ و ارتقاء جایگاه خود در جمع کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه بالکان میباشد بر همین اساس با عنایت به اینکه از یکسو ایران این روزها در زمینههای اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی مناسباتی را با این کشورها آغاز نموده و از سوی دیگر عدم خرسندی روسیه از گسترش نفوذ سایر کشورها در اقمار گذشته خود میتوان گفت که مواضع اخیر پوتین، نشات گرفته از نارضایتی آنها از تحولات کنونی در همسایگان خود میباشد به عبارتی دیگر این اقدام را میتوان اخطاری به ایران در زمینه عملکردش در قبال اقمار گذشته روسیه دانست.
4) کسب امتیازات بیشتر از اروپا و آمریکا؛ با توجه به اینکه روسها از اهمیت موضوع برنامههای هستهای ایران برای اروپا و آمریکا آگاهند لذا همواره تلاش نمودهاند تا از یکسو با گرایش به تهران و اصرار بر ادامه همکاری با آن امتیازاتی را از آنها کسب نمایند در حالیکه در پارهای مواقع با همسو شدن با خواستهای آنها در قبال ایران به تحقق این اهداف میپردازند به عبارتی دیگر همسویی و یا عدم همسویی با تهران، ابزاری است برای تحقق خواسته روسیه در قبال سایر کشور چنانچه این امر سبب گسترش گرایش اروپا به مسکو گردیده است.
5) کسب وجهه جهانی؛ پس از پایان جنگ سرد، روسیه جایگاه جهانی خود را از دست داد با اینوجود در طی سالهای اخیر مسکو تلاش گستردهای را برای بازگشت به دوران گذشته داشته است بر همین اساس میتوان گفت که در مقطع کنونی آنها سعی دارند تا از یکسو با اصرار بر ادامه همکاری با ایران در برابر مجامع بینالمللی به قدرتنمایی بپردازند و همچنان خود را یک ابرقدرت نشان دهند و از سوی دیگر با تاکید بر همکاری تهران با آژانس، خود را مهرهای کارآمد در تحقق صلح و امنیت بینالمللی معرفی نمایند چراکه بسیاری از امور نیروگاه هستهای ایران و فعالیتهای آن تحت کنترل روسیه است لذا نقش روسیه در انجام این مهم بیش از هر کشور دیگری در عرصه بینالمللی مشهود خواهد بود.
در نهایت و با توجه به اهداف منطقهای و بینالمللی روسیه میتوان گفت که مواضع دوگانه آنها در قبال برنامههای هستهای ایران این روزها به کرات تکرار میگردد و در پارهای موارد فراتر از اقدامات و مواضع اروپا، اساس فعالیتهای هستهای تهران را زیر سئوال میبردند براساس واقعیات موجود بلکه صرفا در چارچوب اهداف سیاسی روسها اتخاذ میگردد چراکه آنها به خوبی آگاهند که حضورشان در روند برنامهها و پروژههای ایران و حافظ منافع اقتصادی بسیاری برای آنها میباشد از سوی دیگر ایران در شرایط کنونی اهرم فشار مناسبی بر اروپا و آمریکا برای همسویی بیشتر با روسیه در عرصه بینالمللی میباشد چنانچه مواضع مسکو برابر تهران سبب شده تا اتحادیه اروپا گرایش بیشتری به آنها داشته باشد و بسیاری از خواستههای آنها را محقق سازد. لذا آنها هرگز خواستار از دست دادن تهران نمیباشند. بر همین اساس دولتمردان تهران باید در نظر داشته باشند که در عرصه بینالمللی بیش از هر چیز منافع و اهداف ملی در سیاستگذاری و موضعگیری دولتها نقش ایفا میکند و اخلاقیات و تعهدات فیمابین تحتتاثیر این اصول در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشوند که نمونه بارز آن را میتوان در سیاستهای روسیه مشاهده نمود که در عرض کمتر از چند روز دو سیاست متفاوت را در قبال فعالیتهای هستهای ایران اتخاذ نموده و علیرغم اعلام حمایت خود از تهران در دیدار مقامات تهران از مسکو در کنفرانس مطبوعاتی با موشه کتساف ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور صراحتا در مواضعی کاملا متفاوت خواستار تعلیق غنیسازی اورانیوم و همکاری بیشتر ایران با آژانس بینالمللی گردید تا به مقامات تهران این اصل را یادآوری نماید که همواره باید براساس منافع ملی تصمیمگیری کرد و هرگز به طور کامل به همسویی و دوستی سایر ملتها خوشبین نبود چراکه بهترین دوستان برای حفظ منافع به بدترین دشمن مبدل میگردند. چنانکه امروز روسیه به دوستی نامطمئن برای تهران مبدل گردیده که دیگر نمیتوان بدو تکیه کرد.