تاریخ انتشار : ۲۹ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۳۴۸

طاهره ترابی
بسیاری از تحلیل‌گران ایدئولوژی را عامل مهم متحد ‌کردن مخالفان علیه رژیم کهنه تعریف می‌کنند. ایدئولوژی غالباً در یک فرایند انقلابی خود را بازنمایی نموده و تسلط پیدا می‌کند. این امر ریشه در ساختار اجتماعی – فرهنگی دوره پیش از انقلاب دارد. در واقع، تعبیر ایدئولوژیکی رهبران از فرایند انقلاب و اهداف آن را می‌توان بیانگر سرخوردگی‌های گروه‌های شرکت کننده در انقلاب از وضع پیشین و درخواست‌های آن‌ها باشد.
همانگونه که در تعاریف آمده، ‌وظیفه ایدئولوژی را می‌توان ارائه دستورالعملی ماندگار و یا سنّتی ناشی از یکپارچه کردن مجموع تجربیاتی دانست که از طریق تلفیق و متوازن کردن عناصری همچون نیازهای اقتصادی، ضرورت‌های ژئوپلتیک، افکار عمومی داخل و توان و ظرفیت‌های دولت، به واسطه نخبگان حکومتی حاصل می‌شود. البته نقش و وظیفه، مستلزم یک هویت است و تعیین‌کننده جهت‌گیری دولت نسبت به همسایگان (دوست یا دشمن)‌، قدرت‌های بزرگ (‌از جمله تهدیدکننده یا حامی)‌ و نظام دولت (‌شامل تجدیدنظر طلب‌ها یا طرفداران وضع موجود)‌است. گرچه، مدیریت نقش و وظیفه ایدئولوژی‌ها بر دوش نخبگان با کفایت قرار دارد، ‌اما هنگامی که نقش ساخته و پرداخته شود، معیارهای مشروعیت و عملکرد سیاست خارجی را مشخص می‌کند که تا حدودی نخبگان را در محدودیت قرار می‌دهد. همچنین این نقش به اجتماعی شدن نسل آیندۀ تصمیم‌سازان نیز کمک می‌کند. از این رو، ایدئولوژی با وجود برخی از تغییرات در رهبری و محیط می‌تواند انسجام خاصی به سیاست خارجی دهد.
1ـ نقش و کارکرد ایدئولوژی در روند تحولات انقلابی
در واقع ایدئولوژی «‌چارچوب‌های آگاهی» هستند که تفسیری از جهان را به منظور عمل بر طبق آن در اختیار انسان قرار می‌دهدند. البته همانطور که «ویلر» و «زولشان» اشاره می‌کنند، ‌در دوران پیش از انقلاب، که ویژگی آن وجود گروه‌های متعددی است که «تقاضا» یا نارضایتی روشن و مشخصی ندارد. ابتدا ایدئولوژی‌هایی شکل می‌گیرند که برای پذیرفته شدن باید به رقابت در «بازار عقاید» ‌برخیزند. این روند در مورد تحولات انقلابی ایران به گونه مشهودی قابل تحلیل و ملاحظه است. گروه‌های انقلابی مختلف در دوران قبل از انقلاب، درگیر جدال سیاسی با حکومت و رقابت ایدئولوژیک با یکدیگر بوده‌اند. آن‌ها در روند رقابت‌های ایدئولوژیک نتوانستند به تعادل و ائتلاف دست یابند. اگر چه کشور ایران دارای قابلیت‌های گسترده و فراگیری برای ائتلاف‌سازی است. از جمله این موارد می‌توان به قابلیت‌های ایدئولوژیک، توانمند‌های نظامی و تحرک ایران برای نقش آفرینی بین‌المللی اشاره کرد. اما چنین روندی در ارتباط با ساختار داخلی کشور و فرایند رفتار گروه‌های انقلابی تحقق نیافته است. علت اصلی این امر را را می‌توان ناشی از شرایط و قابلیت‌های هژمونیک سازی در ایدئولوژی انقلابی اسلامی دانست.
ایدئولوژی انقلاب توانست نیروهای سیاسی مختلف که با الگوهای اسلامی و رهیاف‌های امام خمینی هماهنگی داشتند را با یکدیگر متحد نماید و به موازات آن زمینه‌های ایجاد ایدئولوژی مسلطی را فراهم آورد که راهنمای سیاست داخلی و خارجی ایران باشد. این روند با فرازونشیب‌هایی تا کنون تداوم یافته است. توجه به ویژگی‌های منحصر به فرد انقلاب که عمدتاً بر ایدئولوژی اسلام انقلابی استوار بوده، تا حدودی ایران را از دیگر واحدهای سیاسی مستثنی ساخته است. ایدئولوژی اسلام انقلابی که اساس سیاست امنیتی ایران قرار گرفته، مانند شمشیر دولبه‌ای عمل نموده که از یک سو، نگرانی سایر کشورها را در پی داشته و حالت تهدیدزدایی پیدا کرده و از سوی دیگر، با توجه به ماهیت انقلاب اسلامی و لزوم حفظ و تداوم آن بدون از دست دادن محتوای انقلاب، بهترین راه ممکن برای حفظ موجودیت انقلاب و کشور تشخیص داده شده است.
2ـ عناصر و مؤلفه‌های ایدئولوژیک در رفتار سیاست خارجی ایران بعد از انقلاب
ویژگی مکتبی‌ بودن و اسلامی بودن انقلاب ایران و محوریت ایدئولوژی اسلامی در آن، خصوصاً در دهه اول انقلاب، در جاهای دیگر و مقاطع مختلف کم‌نظیر است. انقلاب ایران با انقلاب‌های جهان، چه در جهان سوم و چه در کشورهای بزرگ متفاوت بود؛ زیرا بر یک ایدئولوژی مذهبی تأکید داشته است.
زمانی که ایران از قابلیت‌های ایدئولوژیک موثر و سازنده‌ای برخوردار باشد، طبیعی است که نقش قابل توجهی در ایجاد هماهنگی منطقه‌ای و بین‌المللی ایفا خواهد کرد. کشورهای خاورمیانه بعد از افول پان‌عربیسم، در وضعیت خلاء سیاسی وا ستراتژیک قرار داشتند. آموزه‌های اسلامی و همچنین قالب‌های اسلامی سیاسی می‌توانست چنین مطلوبیت‌هایی را برای کشورهای خاورمیانه‌ای فراهم آورد.
به این ترتیب، قالب‌های ایدئولوژیک با شاخص‌های فرهنگی و تمدنی ایرانی پیوند یافت. ایدئولوژی را می‌توان یکی از عناصر اصلی ترکیب شونده با فرهنگ سیاسی و همچنین قالب‌های ژئوپلتیکی ایران با قالب اسلامی از اواخر دهه 1970 رشد بیشتر پیدا کرد. ایران در جریان انقلاب اسلامی، به عنوان سخنگوی یک آرمان ظاهر شد.
3ـ ایدئولوژیک‌گرایی و سیاست صدور انقلاب
نظام‌های سیاسی مبنی بر ایدئولوژی قابلیت‌های تحرک فرامیلی را در خود جای می‌دهند. جمهوری اسلامی ایران نیز در سالهای اولیه انقلاب یکی از موارد مهم تأمین امنیت خود را گسترش رابطه با ملت‌های اسلامی می‌دانست. اگر چه ایران، ارتباط مناسبی با دولت‌ها داشت، اما به موازات آن بانهضت‌های آزادی بخش، حتی غیر مسلمان نیز روابط حسنه برقرار کرده بود. در واقع فرایندهای ایدئولوژیک‌گرایی را می‌توان به عنوان عامل انسجام‌دهنده سیاسی و بین‌المللی به شمار آورد. حتی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز زمینه‌های لازم برای ائتلاف‌گرایی استراتژیک پیش‌بینی شده و مورد تاکید قرار گرفت است.
نکته اساسی در سیاست امنیتی جمهوری اسلامی ایران نیز زمینه‌های لازم برای ائتلاف‌گرایی استراتژیک پیش‌بینی شده نو مورد تاکید قرار گرفته است.
نکته اساسی در سیاست امنیتی جمهوری اسلامی ایران، طی سال‌های نخست انقلاب، این است که دیگر منابع قدرت، عمدتاً در خدمت ایدئولوژی و گسترش آن قرار گرفتند؛ در حالی که بسیاری از دولت‌ها، ایدئولوژی را در جهت خدمت به ناسیونالیسم مورد بهره‌برداری قرار داده‌اند. ایدئولوژی اسلامی، اساساً زمینه ائتلاف جمهوری اسلامی ایران را با جنبش‌های آزادیبخش و نیز کشورهای اسلامی فراهم آورد. به طور کلی، شرایط عمومی نظام سیاسی ایران به گونه‌ای بود که بسترهای لازم را برای ائتلاف در برابر تهدیدات جهان غرب ایجاد می‌کرد.
تمامی کشورها به گونه‌ای اجتناب‌پذیر دارای سیاست خارجی نامرئی و همچنین عملیات پنهانی هستند. نیکسون در کتاب «1999 پیروزی بدون جنگ» بر این امر تأکید می‌کند که اقدامات سیاست خارجی آمریکا در طیف گسترده‌ای از رفتارهای سیاسی و بین‌المللی قرار دارد. به طور کلی، عملیات پنهانی می‌تواند مطلوبیت‌های ویژه‌ای را برای ساست خارجی کشورها ایجاد کند. این روند در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ماهیت ایدئولوژیک پیدا کرده و از این طریق به مشروعیت موثرتری دست یافت. در زمینه سیاست تهاجمی مبتنی بر ایدئولوژی انقلابی، توجیه گردانندگان امور این بود که امکانات و عناصر قدرت همچون جمعیت، منابع طبیعی و...، در صحنه جهانی مطلوب و لازم است؛ اما به این دلیل که نظام انقلابی ایرن پیام‌آور یک ایدئولوژی بود نیز آرمان‌ها و اهدافش بامنافع قدر‌ت‌های بزرگ در تقابل جدی بود، لذا ‌آسیب‌ها و خطراتی که متوجه جمهوری اسلامی می‌شد، بسیار فراتر و متفاوت‌تر از تهدیدات معمولی تلقی می‌شد. در واقع بهترین الگویی که می‌توانست از سوی رهبران انقلاب پیگیری شود این بود که مواردی را به کار گیرند که در محاسبات معمول و عادی نگنجد و آن تکیه بر ایدئولوژی اسلام انقلابی، جهت دفاع از کشور بود.
4- نقش ایدئولوژی در مشروعیت‌سازی جنگ تحمیلی
تأکید بر ایدئولوژی انقلاب تا آخر جنگ پایه اصلی دفاع از کشور قرار گرفت. رسانه‌ها و کارشناسان غربی نیز به این نکته اذعان داشتند و نوشته‌اند: ‌«کسانی که سعی می‌کنند طبق قواعد با ایرانیان بازی کنند، دستشان سوخته است. ما آموخته‌ایم که با ایران نمی‌توان مانند یک کشور معمول کنار آمد.» این امر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران از الگوهای ایدئولوژیک برای متنوع‌سازی رفتار سیاست خارجی خود بهره گرفته است. در چنین شرایطی، درک قواعد بازی با دشورای‌هایی همراه است.
علت اصلی چنین فرآیندی را می‌توان نقش مولفه‌های ایدئولوژیک در رفتار سیاسی و استراتژیک ایران دانست. این امر با توجه به قواعد ناشی از قدرت در نگرش رئالیسمی و همچنین در رهیافت‌های واقع‌گرایی جدید مفهوم چندانی نداشت. زیرا ایران انقلابی از ایدئولوژی بهره می‌گرفت که عامل ایجاد تحرک علیه تهدیدات غربی بود. ایدئولوژی انقلاب اسلامی توانست زمینه‌های لازم برای بسیج نیروهای اجتماعی را فراهم آورد. این نیروها با الهام از ایستارهای انقلاب اسلامی توانستند در برابر تهاجم ترکیبی کشورهای منطقه با قدرت‌های بزرگ به ایران، مقاومت نمایند.
بهر‌ه‌گیری از مولفه‌های ایدئولوژیک در حوزه سیاست خارجی ایران از یک سو منجر به تحرک در رفتار منطقه‌ای گردید. از سوی دیگر، قواعد بازی بین‌المللی که توسط قدرت‌های بزرگ تنظیم شده بود را به چالش فرا خواند و در نهایت منجر به مقاومت‌گرایی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شد. به این ترتیب می‌توان به این جمع‌بندی رسیدکه ایدئولوژی مهمترین بعد سیاست امنیتی ایران در سالهایی اولیه انقلاب اسلامی بود. گاهی نیز عمل‌گرایی‌های تاکتیکی در مقاطع کوتاه به چشم می‌خورد؛ از جمله رابطه با سازمان ملل و نزدیکی محسوس به کشورهای خاورمیانه. حتی جنگ نیز تا آخرین لحظات به شدت ایدولوژیک بود و عمل‌گرایی در آن راه چندانی نداشت‌. به طور کلی باید تأکید داشت که عمل‌گرایی در رفتار سیاسی و امنیتی ایران هیچ‌گاه به معنای نادیده گرفتن ایدئولوژی نبوده است. عمل‌گرایان همواره تلاش کرده‌اند تا به نتایج مؤثرتری در رفتار بین‌الملل دست یافته و از این طریق، ‌زمینه‌های حداکثرسازی قدرت سیاسی و همچنین تأثیرگذاری شاخص‌های ایدئولوژیک را در قابلیت‌های ملی ایران فراهم آورند.