* یکی از وجوه شاخص روزنامه رسالت از ابتدای تاسیس وجهه اقتصادی این روزنامه بود. چرا یک روزنامه حاضر است تا این اندازه در راستای ترویج نوعی تفکر اقتصادی سرمایهگذاری کند و بر مبنای این نوع نگاه در مقابل دولتها بایستد؟ در حال حاضر نیز چنین جدیتی در زمینه اقتصادی را نمیتوان در روزنامههای دیگر مشاهده کرد؟
** رسالت اولین روزنامه در ایران بود که صفحه اقتصادی را ایجاد کرد. روزنامههایی که قبل از رسالت و حتی مدتی بعد از آن پدید آمدند صفحه اقتصادی نداشتند و بیشتر به مباحث سیاسی داخلی، بینالمللی، فرهنگی و هنری میپرداختند. رسالت از این نظر سهم تعیینکنندهای داشت. باید اشاره کنم برخی روزنامههایی که قبلا صفحه اقتصادی نداشتند بعدها صفحات اقتصادی خود را به یک روزنامه تبدیل کردند! اما رسالت در همان یک صفحه نقش اثرگذار خود را ایفا مینمود. در اینجا باید اشاره کنم که تا قبل از رسالت عموم روزنامههایی که در آن زمان وجود داشتند پیرو گرایش به سیستم اقتصاد دولتی بودند.
برخی از کسانی که در گذشته و در روزنامههای کیهان و... نفوذ زیادی داشته و طرفدار اقتصاد دولتی بودند امروز از لیبرالهای آمریکایی هم لیبرالتر شده و طرفداری جامعه چند صدایی را مینمایند. این افراد در آن برهه اجازه نمیدادند تفکری مغایر با تفکر اقتصاد دولتی در آن رسانهها منعکس گردد. تفکر مطرح در رسالت مطابق نظر حضرت امام خمینی(ره) بود که فرمودند: مردم را باید در اقتصاد مشارکت داد، دولتی کردن اقتصاد مشروع نیست. اینها مباحثی بودند که بعدها امام خمینی(ره) روی آنها صحه گذاشتند. حتی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی دولتی کردن اقتصاد را نامشروع میدانستند و به بیان دیدگاههای خود در این راستا میپرداختند. اوج اختلاف موجود در آن زمان این بود که عدهای معتقد بودند همه کارها را باید به دست دولت سپرد.
اگر به یاد بیاورید در آن زمان دفترچه بسیج اقتصادی سراسری شد. حتی در مورد دریافت سوزن چرخ خیاطی، جارو و... بر روی شیشه مغازهها مینوشتند: توزیع این اقلام با دفترچه بسیج اقتصادی. یعنی اقتصاد کشور را به مرحهای کشانده بودند که این اقلام هم باید در سبد دولتی توزیع میشد. چون افکار مربوط به اقتصاد غیر دولتی در هیچ یک از نشریات و روزنامههای آن زمان اجازه طرح پیدا نمیکرد. دوستانی که دارای این نوع دیدگاه اقتصادی بودند و برخی از آنها در دولت فعالیت داشتند از جمله آقای عسکراولادی، آقای مرتضی نبوی و آقای توکلی روزنامه را تاسیس کردند و یک صفحه ویژه اقتصادی را به این روزنامه اختصاص دادند.
* اشاره کردید برخی افرادی که در آن دوره طرفدار سیستم متمرکز دولتی بودند و در دورههای بعد لیبرالتر از لیبرالهای آمریکا شدهاند رسالت را متهم میکنند که در پی اقتصاد لیبرالی و نهادینه کردن اقتصاد آزاد در کشور است فکر نمیکنید لازم باشد نگاه ویژه اقتصادی رسالت به نوعی تعریف شود و تفاوتها و تمایزهای آن با اقتصاد لیبرال مشخص شود؟
** شکی نیست که باید این کار صورت گیرد. اما در مقطع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا سال 1364 رسانهای جدی در کشور وجود نداشت تا بتواند اندیشه مذکور را تبیین کند. فضا به گونهای بود که فقط اندیشهای که مخالف حضور مردم در عرصههای اقتصادی بود مطرح میشد. به عنوان مثال هرگاه در آن برهه حضرت امام خمینی(ره) بحث مشارکت مردم را مطرح میکردند آقای مهندس موسوی بلافاصله اعلام میکردند که زمینه مشارکت مردم فراهم است مردم از فردا به آموزش و پرورش کمک کنند...
طرز تلقی از مشارکت مردم این بود که آنها فقط باید کمک کنند. اما حضور مردم در تصمیمات اقتصادی و فعالیتهای مربوط به آن محلی از اعراب نداشت. بدین ترتیب بود که پس از انقلاب اقتصاد ما دولتیتر شد. در حالیکه اگر برای مردم ارزش قائل باشیم باید آنها را در همه ابعاد مشارکت دهیم و مشارکت در جنگ، کمک به آموزش و پرورش و... کافی نیست. اگر مروری بر صحیفه نور داشته باشید بحث مشارکت مردم در امور اقتصادی را مشاهده میکنید. اما در برابر عدهای که دارای تفکر دولتی و شبه سوسیالیستی بودند اگر بگویید با مشارکت مردم مخالفیم کسی از شما طرفداری نمیکند.
میگویند جریان فکری مطرح شده توسط روزنامه طرفدار بازار است، طرفدار سرمایهداری و از زالوصفتان هستند! چنین تعابیری را مطرح کردند تا تفکر خود را جا بیاندازند در حالی که واضح بود پایهگذاران رسالت معتقد بودند که باید به احکام اسلام بازگشت و در عین حال فقه اسلام را فقهی پویا میدانستند و باور داشتند که مجتهدین قادر هستند احکام اسلام را مطابق با مسائل روز ارائه کنند. این نوع تفکر (تفکر بنیانگذاران رسالت) معتقد بود که اسلام به افراد آزادی میدهد ولی این آزادی در کنار عدالت و عدالت در کنار فقرزدایی معنا پیدا خواهد کرد.
هیچیک از دستاندرکاران رسالت و آنهایی که در بخش اقتصادی فعال بودند معتقد به آزادی مطلق که منجر به بیبندوباری و هرجومرج اقتصادی میشود نبودند. اسلام میگوید افراد آزاد هستند فعالیت اقتصادی سالم داشته باشند.
در اسلام واجباتی مانند خمس و زکات و در نظام اسلامی مالیات که در جهان هم عرف بوده در نظر گرفته شده است. مابقی آنچه پرداخت میگردد اگر از راه حلال به دست آمده باشد را میتوان به عنوان ثروت متصرف شد. آنچه اسلام بر روی آن تاکید میکند کیفیت ثروت است. اگر کسی از راه حلال ثروت بدست آورد این امر از نظر اسلام مذموم نیست. ولی آن زمان تفکراتی شبهسوسیالیستی مطرح بود که معتقد بودند اگر کسی از فلان مقدار بیشتر ثروت داشته باشد این ثروت حرام است. در واقع آنها مطالبی را به اسلام نسبت میدادند که هیچگونه تناسبی با دیدگاههای اسلامی نداشتند.
* این اعتقاد به تعبیر شما متعلق به دوران جنگ و زمان دولت مهندس میرحسین موسوی بود. در دولت آقای هاشمی سیستم اقتصادی کمی بازتر شد و دولت به سمت خصوصیسازی پیش رفت. منتهای امر دوباره در آن دوران شاهد انتقادات شدید آقای احمد توکلی به دولت بودیم. نظر شما در این خصوص چیست؟
** سیاستهایی که از سوی طرفداران تمرکز دولت در اقتصاد و تا اواخر سال 1367 اعمال شده بودند باعث شد مهندس موسوی دولت را با 52 درصد کسری بودجه تحویل دهد. چنانچه در آن زمان صراحتا از سوی کمیسیون برنامه بودجه مجلس بر اینکه وضع موجود دیگر دوام ندارد تاکید میشد.
در حقیقت هنگامی که همه چیز دولتی میشود عائله دولت هم زیاد میشود و چون دولت نمیتواند پاسخگوی این عائله باشد به طور طبیعی دچار کسری بودجه میگردد و در نهایت آنچه بین مردم تقسیم میشود فقر است. در دولت مهندس موسوی از این جنبه که ظلم بالسویه مساوی عدل است همه از یک حداقلی برخوردار بودند اما هیچ کس نمیتواند فقر موجود در آن زمان را کتمان کند. در آن زمان شاهد شکاف طبقاتی هم نبودیم زیرا مردم به خاطر جنگ و دفاع مقدس خیلی از مسائل را تحمل میکردند و احساس فقر هم به شدت دوره سازندگی نبود. یادم است در مصاحبههای قبل از دوران دولت آقای هاشمی کسی جرات نداشت اسم بخش خصوصی را بیاورد.
در دوران آقای هاشمی این طلسم شکسته شد و یک مقدار فضای بیشتری برای بخش خصوصی و مردم باز شد. اما از آن طرف به جای این که مباحثی مانند عدالت، توسعه انسانی، فقرزدایی و مشارکت واقعی مردم در اقتصاد مبنا قرار گیرند بر رشد اقتصادی تاکید شد.
به عبارت دیگر اصل و اساس دوران سازندگی تقدم رشد اقتصادی بر عدالت بود. اشکال این قضیه این است که یک زمان شما به سمت جلو میروید و از پشت بام پایین میافتید و یک زمان شما عقب عقب میروید باز از پشت بام پایین میافتید و هر دو یک نتیجه دارد. البته در این که فضای اقتصادی کشور کمی بازتر شد شکی نیست اما در دامن سیاستهای لیبرالی افتادیم. در دوران آقای هاشمی پای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی به اقتصاد ما باز شد. یکی دیگر از افتخارات روزنامه این است که در آن زمان به افشای مسائل مربوط به ورود این هیاتها به ایران پرداخت.
البته از سوی دولت نیز تذکراتی میدادند که چرا این اخبار را منعکس میکنید اما چون این موارد درست و موثق بودند اقدامی صورت نمیگرفت. بنابراین سیاستهای متمرکز دولتی دوران مهندس موسوی و سیاستهای لیبرالی و دیکته شده از سوی صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی در دوره آقای هاشمی هیچ یک پاسخگوی اقتصاد ما و هیچ اقتصاد دیگری نیستند.
در واقع دیدگاه اقتصاد اسلامی که ما طرفداران آن هستیم در مقاطعی نقش دولت را پر رنگ تعریف میکند و در مواردی دیگر میگوید که دولت نقش ناظر را داشته باشد. در دیدگاه اسلامی ما حق نداریم سیاستی اتخاذ کنیم که فقرای ما فقیرتر شوند و فقهای ما نیز این فرمول را قبول دارند. فقیر کسی است که دخلش به خرجش نمیرسد. اسلام اجازه نمیدهد شما سیاستی پیشه کنید که فقرا زیر دست و پای چرخ توسعه له شوند.
رییس سازمان برنامه و بودجه وقت در دوران آقای هاشمی رسما میگفت: سیاستهای توسعه دولت اقتضا میکنند، افراد زیر چرخ توسعه له شوند و برای این که ما به توسعه اقتصادی برسیم ناگزیر هستیم این مرحله را طی کنیم. در حالی که اسلام چنین اجازهای را به ما نمیدهد. این بود که انتقادات وارده بر دولت مهندس موسوی در زمان دولت آقای هاشمی برطرف نشد. کسانیکه معتقدند اسلام برای همه چیز برنامه دارد آگاهند که در اسلام به بخش خصوصی آزادی داده شده است.
اسلام بر روی کیفیت سرمایه تاکید دارد و با پرداخت خمس و زکات و مالیات از سوی بخش خصوصی بقیه مال به این بخش تعلق میگیرد و هیچکس حق ندارد به زور در این سرمایه تصرف کند. در عمل هم پس از بیست و هفت سال اقتصاد ما دولتیتر شد. هیچکس از اقتصاد موجود و اقتصاد پیاده شده در دولتهای مهندس موسوی و آقای هاشمی راضی نیست. باید به مدل اساسی بازگردیم و آن را پیاده کنیم.
* در دوران آقای خاتمی شاهد یک نوع سکون و رکود اقتصادی در فعالیتهای رسالت هستیم البته به جز سه سال آخر که انتقاداتی به شرکت ملی نفت مطرح شده و میشود منتهای مرتب شاهد آن پویایی اقتصادی سابق رسالت نیستیم. یعنی در این دوره شاخصه و وجهه اقتصادی رسالت در سایه وجهه سیاسی آن محو گشت.
شما این سکوت اقتصادی را ناشی از چه میدانید؟
** در مجموع و در روند تکاملی انقلاب هر چه جلوتر آمدیم فضای کشور یک مقدار بازتر شد. این را هم نمیتوانیم انکار کنیم که از دوم خرداد 76 به این طرف فضا بیشتر از دورههای قبل باز شد و آن را هم میتوانیم جزو محاسن دوره آقای خاتمی مطرح کنیم. منتهی عدهای ظرفیت نداشتند و میخواستند از آن فضای باز در جهت ایجاد هرج و مرج و براندازی نظام استفاده کنند. متاسفانه آقای خاتمی و دولت ایشان خیلی دیر متوجه این موضوع شدند ولی در هر حال و در آخرین سالهای دولت آقای خاتمی با عبرت از سالهای اولیه، اصلاحاتی در این زمینه صورت پذیرفت. به این سوال شما آقای انبارلویی باید پاسخ دهد در یک روزنامه این سردبیر است که سرعت موضعگیریهای یک روزنامه را کنترل میکند.
فکر میکنم از اواخر دوره آقای هاشمی سردبیر رسالت تصمیم گرفت تجدیدنظرهایی در رویه سردبیریهای قبلی انجام دهد. مثلا در دورهای آقای پرورش و در دورهای دیگر آقای سرافراز سردبیر بودند. در دورهای نیز آقای توکلی دبیر گروه اقتصادی بودند. فضا هم به گونهای بود که گرایش آنها به افشاگری و انتقاد خیلی زیاد بود. به نظر من بجز در بخش نفت که آقای انبارلویی با یک حساسیت شخصی دنبال آن هستند، در بخشهای دیگر با توجه به سیاستگزاریهای ایشان وضعیت فوقالذکر پدید آمد و نقدها و افشاگریها مقداری کمتر شد.
البته این ربطی به دوران آقای خاتمی ندارد و این روند از سالهای آخر دولت آقای هاشمی پدید آمد. البته نه این که نقد نبود ولی مردم توقع داشتند افشاگریهایی که رسالت در دوره دبیری گروه اقتصادی آقای توکلی تحت عنوان «ریشهها را بخشکانیم» ادامه یابد. در هر حال چون سیاست سردبیر روزنامه این بود گروه اقتصادی هم از این سیاست تبعیت میکرد.
امروز دولت عدالت با شعار مشارکت مردمی در اقتصاد بر سر کار آمده و آقای احمدینژاد به شدت روی بحث عدالت تاکید میکنند. شاید ارزیابی از فعالیتهای دولت زود باشد. در مدتی که از روی کار آمدن دولت جدید میگذرد و بحرانهای اقتصادی مختلفی مثل افت شاخص بورس و... را از سر گذرانیده است.
* آیا به نظر شما آقای احمدینژاد میتواند در انتهای این چهار سال شعارهای خود را محقق کند؟
** به نظر من مهمترین کاری که آقای احمدینژاد انجام داده است سنتشکنی ایشان در انتصاب مدیران است. حلقههای مدیریتی بسته در دولتهای آقای موسوی آقای هاشمی و آقای خاتمی وجود داشتند. برخی از مدیران انگار سند زده و مالک تمامعیار مجموعههایشان بودند. آقای احمدینژاد این حلقه بسته مدیریتی را شکستند. یکی از نگرانیهای نسل جوان این بود که ما درس میخوانیم، مدرک عالی میگیریم ولی جایی در این سیستم مدیریتی نداریم. آقای احمدینژاد افرادی را به مجموعه تزریق کردند که تا قبل از این کسی فکر نمیکرد که وزیر شوند.
برخی آنها مثل وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی فارغالتحصیل دانشگاه و حداکثر رییس یک بیمارستان بوده است. ولی جوان با استعداد بوده و در دوره کوتاه مدیریتی خود نیز خوب کار کرده است. آقای احمدینژاد با از بین بردن حلقه بسته مدیریتی نشان میدهند که اگر به جوانان مستعد و متدین میدان دهیم میتوانند کارهای زیادی انجام دهند. این اقدام آقای احمدینژاد از ارزش بالایی برخوردار است. به هر حال ممکن است در انتصابات افرادی پیدا شوند که مورد پذیرش هم نباشند زیرا بر خلاف جریان موجود بوده است. آنها عادت دارند حتما یک نفر که قبلا وزیر یا معاون وزیر بوده است بر سر کار آید. ازسوی دیگر آقای احمدینژاد متدین هستند و جزو مجموعه اصولگرایان طبقهبندی میشوند.
بسیاری از افرادی هم که ایشان میآورند متدین بوده و به طور طبیعی نسبت به ریخت و پاشها و صرف هزینه بیتالمال حساس هستند. بنابراین پیشبینی بنده این است که با ادامه این روند ایشان از ریخت و پاشها جلوگیری میکنند. ما در گذشته این حساسیتها را نداشتیم. نکته دیگر این آقای احمدینژاد مردمی است و دلیل رای آوردن ایشان این بود که از جنس توده مردم هستند. آقای احمدینژاد پس از پیروزی در انتخابات نیز مردمی بودن خود را حفظ کرده است و با سفر به استانهای محروم خراسان جنوبی، ایلام و سیستان و بلوچستان و... و حضور در جمع مردم گرههای موجود را به دولت خود از نزدیک نشان میدهد.
از آن مهمتر بحث عدالتمحوری ایشان است که اساس سیاستهایشان را تشکیل میدهد. آرزوی همه این بوده است که روزی عدالت در جامعه حاکم شود. ما دعا میکنیم که ایشان در این بحث موفق باشد. ایشان در دوره مدیریت شهرداری نیز نشان دادند که عزمی جدی برای خدمترسانی دارند. رویه ملاقات با مردم تهران در زمان مدیریت شهرداری ایشان هماکنون در ملاقاتهای استانی ایشان ادامه دارد و عزم جدی ایشان برای خدمترسانی به ایشان کمک خواهد کرد که توفیقات بزرگی داشته باشد.
مطمئن هستم که اگر مجال پیدا کند و حلقه مدیریتی مدنظر ایشان برقرار شود به طور یقین توفیقات ایشان از دورههای آقای مهندس موسوی، آقای هاشمی و آقای خاتمی بیشتر خواهد بود. مردم به طور ملموس مشاهده خواهند کرد که اگر کار دست نیروهای حزباللهی، انقلابی و متدین باشد که عزم خود را جهت خدمت به مردم جزم کردهاند میتوانند شاهد نتایج شگفتانگیزی باشند. در عین حال ایشان میتوانست در انتصابات خود قویتر عمل کند ولی به هر حال به عنوان رییسجمهور حق دارند تا افرادی را به کار گیرند که از نظر ایشان بهتر کار میکنند.
* شما نزدیک به 18 سال در روزنامه رسالت فعالیت کردهاید و در اواخر نیز دبیر بخش اقتصادی بودهاید و در حال حاضر هم در خبرگزاری فارس مشغول به کار هستید. اگر خاطرهای در این مدت دارید بیان کنید؟
** من در حدود یک سال و نیم خبرنگار عمومی بودهام و در تمام حوزهها به غیر از ورزش خبرنگار بودهام. پس از این مدت بود که به عنوان خبرنگار اقتصادی مشغول به کار شدم و پس از این که آقای توکلی برای تحصیل در رشته اقتصاد قصد سفر به انگلستان را داشتند دبیر گروه اقتصادی شدم که تا چند ماه قبل این مسئولیت ادامه داشت. اما به دلیل مسئولیت جدید خود در خبرگزاری فارس و ضرورت حضور من در این مجموعه به صورت تماموقت مجبور به قطع همکاری با رسالت شدم من هر چه آموختم با تجربه بود. البته چون این تجربیات برای ما بدون آموزش در پشت آن بوده است خیلی پر هزینه بود.
در مجموع پرسنل رسالت از روی تجربه چیزهای زیادی یاد گرفتند که اگر یکسری اشکالات برطرف شود افراد توانمندی هستند. اولین برنامهای که تهیه کردم مربوط به آقای موسوی اردبیلی رییس وقت دیوان عالی کشور بود. به ما گفتند خبر این جلسه را تنظیم کنید. یادم است چون آشنا به کارم نبودم پس از جلسه نشستم و مطالب را پیاده کردم. مطالب آقای موسوی اردبیلی نیز سخت بود چون دستور زبان فارسی در صحبتهایشان رعایت نمیشد. فکر کنم حدود 30 تا 40 صفحه مطلب از آن خبر تهیه کردم. صبح روز بعد سردبیر وقت روزنامه به بنده گفتند که آخر چگونه میتوان این همه مطلب را در روزنامه چاپ کرد.
بعد خود ایشان تنظیم خبری از روی آن مطالب انجام دادند و من نیز بعدها متوجه تنظیم خبر شدم. بعدها با مطالعه جزوات و مطالعات بیشتر که با تجربیات توام شد چیزهایی را یاد گرفتم. خاطره دیگر این که زمانی ما در روزنامه پاداش اعضای هیات مدیره بورس را منتشر کردیم، در آن شرایط سخت اقتصادی این گزارش بازتاب وسیعی داشت. تا حدود شش ماه پس از این قضیه کارگران آن کارخانهها مراجعه میکردند و نسخههای روزنامه را جهت افشاگری یا هر چیز دیگری برده و استفاده میکردند. در همان ایام آقای خاموشی (در اتاق بازرگانی) اطلاعیهای داد و نسبت به این کار اعتراض کرد و من هم تا یک ماه پای تلفن پاسخگوی اعضای هیات مدیره بورس بودم.
یکی از آنها میگفت: آیا من حق ندارم با توجه به این که در رشته خود شاگر اول هستم و... 30 میلیون تومان پاداش بگیرم؟ و یا مدیر عاملی زنگ زد و گفت انتشار این گزارش شما منشا اختلاف در خانه ما شده است به خانه که رفتهام همسرم روزنامه شما را در دستش گرفته و میگوید این همه پاداش میگیری و چیزی از آن را به خانه نمیآوری...
بحث من بحث شکاف طبقاتی بود. نکتهای را که آقای احمدینژاد مطرح کردهاند در لیستی که ما آن موقع زدیم کاملا مشهود بود. این که یک اسم را با پاداشهای کلان میتوانستید در چندین هیات مدیره مشاهده کنید. در حال حاضر هم علیرغم قانون شفافیت بسیاری از شرکتها پاداش هیات مدیره را در گزارشهای خود منعکس نمیکنند زیرا وحشت دارند روزنامهای مثل رسالت این گزارشها را بگیرد و منتشر کند البته بورس نباید چنین اجازهای را بدهد زیرا دانستن حق مردم است مورد دیگر مربوط به شرکتی به نام «دریابان» بود که مدیر آن یک دیپلمه و نقاش بود که خود را به عنوان یک مهندس معرفی کرده بود و چون یک سرمایهدار بود در شرف انعقاد قراردادهای کلانی با منطقه آزاد کیش و وزارت راه و ترابری بود.
گزارش مربوطه انتشار یافت و باعث شد تا من در این زمینه به افراد متفاوتی پاسخ دهم. الحمدلله آن گزارشها باعث شد تا حساسیت دستگاهها برانگیخته شود. آن فرد نیز پس از انتشار اولین گزارشها نام شرکت خود را از «دریابان» به «دریایی» تغییر داد که ما نیز دوباره این مساله را افشا کردیم. در نهایت همه متوجه شدند این فرد کلاهبردار است و تمام آن معاملهها به هم خورد و میلیاردها تومان به بیتالمال بازگردانده شد. مورد دیگر نیز به زد و بند بنیاد مستضعفان با یک دلال باز میگشت که آن دلال میخواست ساختمان طالقانی را با قیمت پایینی از بنیاد بخرد. در این مورد آقای علی یاری که یک حقوقدان در روزنامه رسالت بود افشاگریهایی را انجام داد.
آن فرد به روزنامه آمد و با به کار بردن جملاتی مانند «من اجاق به دوش هستم» سعی در فریب ما داشت. در نهایت هم رفت سر اصل مطلب و دقیقا به ما پیشنهاد رشوه کرد. الحمدلله روزنامه روی این موضوع ایستاد و پافشاری کرد و از احقاق این موضوع جلوگیری کرد. در واقع یک خبرنگار یا روزنامهنگار میتواند نقش موثری را ایفا کند مخصوصا خبرنگارهای اقتصادی میتوانند در زمینه جلوگیری از وارد شدن خسارت به بیتالمال نقش ویژهای داشته باشند.
* با تشکر از شما که در این گفتوگو شرکت کردید.
** من هم از شما متشکرم.