محمد مهدی توکلی
موانع و تقابل های بیداری اسلامی
1 ـ تقابل بیداری اسلامی و غرب
از آنجایی که بیداری اسلامی تقابل آشکار با مبانی اندیشه های غرب دارد , و از آنجا که نهضت ها و جنبش هایی که در سال های اخیر در جهان اسلام به وقوع پیوسته است به خصوص انقلاب اسلامی مردم ایران به شدت تهدیدکننده منافع غربیان و کارتل های نفتی و شرکت های چند ملیتی است , غربیان سدها و موانع بسیاری را در برابر نهضت های اسلامی و انقلابات مبتنی بر اسلام ایجاد کرده و می کند.
نظام سیاسی غرب استوار بر سه پایه دموکراسی , ناسیونالیسم و سکولاریسم است و آشکارا پیداست که چنین نظامی با نظام سیاسی مدنظر اسلام که بر پایه خداپرستی و بازگشت به فطرت حنیفیت و تامین متعادل و متناسب نیازهای بشر براساس تعالیم فطرت محور اسلام و در پی ایجاد الگوی امت ـ حکومت اسلامی است , در تناقض می باشد. و از همین روست که می بینیم اولین مروجان ملی گرایی و قومیت در ممالک عربی نویسندگان مسیحی یا روشنفکر نمایان از غرب آمده بودند که همچون مهره هایی بر سر راه بیداری اسلامی کار گذاشته شدند.
افرادی چون رضاخان و فراماسونرهایی نظیر ملکم خان ناظم الدوله , سیدحسن تقی زاده , محمدمصدق , محمد علی فروغی 13 و ... مهره های غرب بر سر راه اتحاد جهان اسلام بودند که در ایران به کار گرفته شدند.
همانگونه که پدیداری انقلاب اسلامی در ایران موجب قطع نفوذ قدرت های استکباری در آموزش و سیاست و اقتصاد ایرانیان شد , چنین پدیده ای در سایر کشورها نیز می تواند همین نتایج را برای غرب به بار آورد. از این رو غربیان پس از انقلاب اسلامی به مطالعات گسترده شیعه شناسی در مراکز تحقیقات استراتژیک پرداخته اند و نتایج آن را در سیاست گزاریهای خود نیز دخیل نموده اند.
وارونه جلوه دادن چهره انقلاب اسلامی , ایجاد حرکت های انحرافی و واپس گرا برای سایه افکندن بر چهره اسلام انقلابی و سیاسی , تقویت خرافات و افکار ساختگی از طریق ترویج اعتقادات شبه دینی در میان مسلمین , دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی , تلاش برای ترویج بی دینی و لاابالی گری , تبلیغ مسیحیت , زرتشتی گری و حتی فرقه های صوفیانه در بین جوانان و تلاش برای تغییر دید ارزشی و آرمانی نخبگان و دانشگاهیان از جمله برنامه های قدرت های غربی برای ایجاد سد در برابر جریان رونده ای بود که امام خمینی آن را به حرکت درآورد.
امام خمینی نماد غرب ستیزی آگاهانه و نه جمودگرایانه و چهره شاخص احیاگری اسلامی در جهان امروز بوده است . احیاگری ایشان , مسیر اعتدالی است که هم سنت زدگی و همه اصلاح گری دین با عینک مکاتب ساختگی رابه کنار زده است .
ایشان در پیامی چنین می گوید :
« فریاد برائت ما , فریاد مردم مسلمان آفریقاست . فریاد برادران و خواهران دینی ما که به جرم سیاه بودن , تازیانه ستم سیه روزان بی فرهنگ نژادپرست را می خورند. فریاد برائت ما , فریاد برائت مردم لبنان و فلسطین و همه ملت ها و کشورهای دیگری است که ابرقدرت های شرق و غرب خصوصا آمریکا و اسرائیل به آنان چشم طمع دوخته اند و سرمایه آنان را به غارت برده اند و نوکران و سرسپردگان خود را به آنان تحمیل نموده اند و از هزاران کیلومتر راه به سرزمین های آنان چنگ انداخته و مرزهای آبی و خاکی کشورشان را اشغال کرده اند. فریاد برائت , فریاد برائت همه مردمانی است که دیگر تحمل تفرعن آمریکا و حضور سلطه طلبانه آنان را از دست داده اند و نمی خواهند صدای خشم و نفرتشان برای ابد در گلوهایشان خاموش و افسرده بماند و اراده کرده اند که آزاد زندگی کنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسل ها باشند... فریاد دردمندانه ملت هایی است که خنجر کفر و نفاق قلب آن ها را دریده است ... فریاد امتی است که همه کفر و استکبار به مرگ او در کمین نشسته اند . » 14
2 ـ تقابل اندیشه سیاسی امام خمینی و اندیشههای واپسگرایانه
امر ظریفی که قابل توجه است آن که بازگشت به خویشتن و رجوع به تعالیم اصیل قرآن و سنت و رجعت به مجد و اعتلای گذشته جهان اسلام به معنای واپس گرایی و رجعت به سنت های غیراسلامی پیشینیان که جامه اسلام به تن کرده اند , نیست . بازگشت به اسلام و تشکیل حکومت اسلامی نباید به معنای بازگشتی نابخردانه به خلافت های ناعادل و ناکارآمد پیشین نظیر بنی امیه و بنی عباس تفسیر گردد.
آنچه که به عنوان اجتهاد پوینده بر مبنای سنن مستحکم و بازگشت به اصول اسلام خالص و تعالیم قرآنی در اندیشه سیاسی امام خمینی به چشم می آید , با واپس گرایی صرف که که در برخی از گروه های مسلمان نظیر طالبان دیده می شود , در تناقض است .
ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که چهره ای که برخی گروه های واپس گرا در برابر اسلام سیاسی , اجتماعی به نمایش گذاشته اند همواره دستمایه ای برای غربیان در محدود کردن هر چه بیشتر اقلیت های اسلامی غرب و متهم شدن حرکت های پیشروی جهان اسلام به ارتجاع و تروریسم بوده است .
رجعت به اسلام در کلام امام خمینی و طرح تشکیل حکومت اسلامی به صورت یک مرکزیت سیاسی و جهانی یک بازگشت صرف به گذشته تاریخی و خوب و بد سنن حکومت های پیشین نیست . بلکه بیدارگر موفق در جهان امروز , جنبشی است که با نگاه به گذشته و درس آموزی از سیره نبوی و عبرت گیری از فراز و نشیب های حاکمان پس از پیامبر , در راه فردا قدم گذارد.
قدرت های استعماری و جریانات حامی آنها که در پی تضعیف جنبش های اسلامی و سازمان های اسلام گرا و خارج کردن نهضت فراگیر بیداری از مسیر اصلی آن و خشن جلوه دادن چهره مسلمین و غیرکارآمد تلقی نمودن دین اسلام در دنیای مدرن اند , با تحریف جریان بیداری اسلامی و ایجاد و تقویت چهره ها و نمادهایی مخرب سعی در اطفا آتشی دارند که دیر یا زود بساط تفرعن تمدن غرب را درهم خواهد پیچید.
اما اندیشه سیاسی اسلام کارآمد و پویا با تاکید بر اهداف دین اسلام و پرهیز از ظاهرزدگی مفرط سعی بر آن دارد تا اسلام را به معنای یک مکتب امت ساز در جهان امروز مطرح کند. امام خمینی چهره بارز این اندیشه سیاسی است .
3 ـ مبارزه مردمی و مبارزه مسلحانه
دو روش برخورد با حکومت های دست نشانده و مبارزه با استبداد و استعمارزدگی حاکمان ناکارآمد در کشورهای اسلامی وجود دارد. یکی برخورد مسلحانه سازمان های پیکارگر و ترتیب دادن حرکات پارتیزانی و چریکی علیه حکومت های نالایق و دیگری تلاش برای بیداری همه جانبه مردم و آگاه کردن جوامع اسلامی و تجهیز فکری و عقیدتی آنها برای نافرمانی حاکمان ظالم و روی کارآوردن حکومتی اسلامی از بطن مردم .
آنچه در سیره ائمه معصومین مشاهده می گردد تلاش برای تربیت فکری مردم و تبلیغ و انتشار مبانی تعالیم اسلامی در میان عامه مسلمین و اهتمام به آگاهی و بیداری مسلمین علیه امرای ظالم می باشد. ائمه سردمدار و رهبر شورش هایی چون قیام زید و قیام مختار که به قصد مقابله و مبارزه با ظالم برپا شده بود , نشدند. گرچه حمایت خود را از این قیام ها و حرکت های نظامی , از آن رو که تسریع کننده تضعیف قوای ظلم بودند , اعلام می داشتند.
بنابراین در زمان حاضر نیز آنچه بیشتر حائز اهمیت است بیدارگری در جوامع اسلامی و آشناکردن آنان با دعوت اصیل و فراموش شده اسلام با استفاده از روش های جدیدی چون شبکه های ماهواره ای و فعالیت های منسجم فرهنگی است . پس از این مرحله است که نوبت به حمایت های مالی و تسلیحاتی از جنبش ها و سازمان هایی فرا می رسد که بنابراین بیداری فراگیر پدید آمده اند و مصمم اند تا با بهره گیری از پایگاه قوی مردمی به مبارزه با مستبدان کشورهایشان و قدرت های استثمارگر غربی بپردازند.
از همین روست که می بینیم امام خمینی حتی در زمانی که مجاهدین خلق دچار اندیشه های مارکسیستی نشده بودند , آنان را تایید ننمودند. آن چه که مسلم است اینکه تا زمانی که عرصه برای اصلاح فراهم است , نوبت به انقلاب نمی رسد و تا وقتی که شرایط انقلاب فراهم است , نوبت مبارزه مسلحانه نیست .
4 ـ تعامل بینالمللی و گفتگوی مذاهب
ظرفیت های بالقوه و منابع طبیعی و نیروی انسانی قدرتمندی که در سراسر سرزمین های مسلمین پراکنده است , لروما تعامل سازنده و وحدت اعضای امت اسلام و تقریب عملی و نه صرفا شعاری مذاهب اسلامی را آشکار می کند. نسبت برادری اسلامی که به دست پیامبر و در نخستین روزهای هجرت به مدینه بین اوس و خزرج و انصار و مهاجرین به اجرا درآمد گزینه ای فرهنگ ساز برای جامعه امروز مسلمین است . اخوت اسلامی می تواند ملل از هم جدا شده مسلمین را حول صفتی واحد که همان اعتصام به حبل الله است گرد آورد و آنان را در جهت تشکیل امت واحده به هم پیوند دهد.
افراط گریها و کجروی های تاریخی در پیروان مذاهب اسلامی , بسط اندیشه های قومیتی و ملی گرایانه و سلطه ناسیونالیسم بر وحدت مسلمین , اختلافات تاریخی عرب و عجم که نویسندگانی چون ابن تیمیه 15 و شاعرانی نظیر فردوسی 16 به آتش آن دمیده اند . از زمینه های گسترش تفرق بین مسلمین است .
پرهیز از ملی گرایی , اجتناب از ترجیح منافع ملی بر مصالح جامعه جهانی اسلام , گفتگوی سازنده با پیروان و رهبران مذاهب اسلامی , زدودن زوائد افزوده شده به تعالیم شیعی نظیر برخی حرکت های صوفیانه و علی اللهیانه و اجتناب از حرکت های افراطی و سخنان ناسنجیده در مداحی و عزاداری اهل بیت از اهداف تشیع انقلابی و اجتماعی است و موجبات وحدتی حقیقی و خنثی شدن حرکت های مرموزانه تفرقه افکن را فراهم می کند.
انقلاب اسلامی و سخنان و دیدگاه های امام خمینی موجد دوره ای جدید به منظور وحدت مسلمین و در سطحی بالاتر وحدت همه مستضعفین علیه نظام کفر و استکبار جهانی بود. نام گذاری هفته ای بانام « وحدت » و تشکیل کنفرانس ها و نشست های سالیانه بدین منظور و برقراری رابطه با دیگر ملل اسلامی و ابتکار مراسمی چون برائت از مشرکین همه در این راستا بوده است .
امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود در جمع ائمه جمعه چنین فرموده است : « باید همه ما توجه داشته باشیم که مبادا تبلیغی بشود که در طول تاریخ تقریبا شده است که ما را , برادرها را , از هم جدا کردند. اهل سنت را با ما جدا کردند. ما را از آنها جدا کردند . » 17