تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۴۰۹
مقدمه: گروه فرهنگ و هنر _ سایرمحمدى: «مولانا، دیروز تا امروز، شرق تا غرب» عنوان کتابى به قلم فرانکلین دین لوئیس با ترجمه حسن لاهوتى چندى پیش ازسوى انتشارات نامک چاپ و منتشرشده است. این کتاب کامل ترین و جامع ترین اثرى است که پیرامون زندگى و آثار مولانا نوشته شده است. این کتاب درواقع دایره المعارف مولوى پژوهى است که وقایع مستند تاریخى از دوران تولد تا درگذشت مولانا را دربرمى گیرد. لوئیس نویسنده کتاب در دانشگاه شیکاگو تدریس مى کند و از محققان برجسته ادب فارسى به شمارمى رود. حسن لاهوتى مترجم این کتاب درطول ترجمه در ارتباط مستقیم با نویسنده و با دادن مشورت به دین لوئیس، علاوه بر تصحیح لغزش هاى کوچک، اثرى درخور در زبان فارسى عرضه کرده است. لاهوتى متولد ۱۳۲۳ خراسان، علاوه بر این، ترجمه کتاب «جان جان» اثر نیکلسون را درشناخت مولانا و شمس و کتاب «شکوه شمس» اثر آنمارى شیمل و کتاب «قهر رسول خدا» باز هم به قلم شیمل را درکارنامه اش دارد و ترجمه او از شرح نیکلسون بر مثنوى معنوى جایزه کتاب سال را برد.

* آقاى لاهوتى، شما تاکنون چهار _ پنج عنوان کتاب درحوزه مولوى پژوهى ترجمه و منتشرکرده اید، ازجمله کتاب «شکوه شمس» به قلم آنمارى شیمل را. خانم شیمل از چه منظرى به مولانا و شمس مى پردازد؟
** اولین کتابى که من دراین زمینه ترجمه و منتشرکرده ام «شکوه شمس» پروفسور شیمل بود. مى دانید که شیمل علاقه خاصى به مولانا داشت. مولانا را نه تنها از دیدگاه یک انسان روحانى و اهل حق نگاه مى کرد، بلکه مجذوب مولانا بود. شیمل در مسافرتش به تهران طى یک سخنرانى درانجمن حکمت و فلسفه مى گفت که من عاشق مولانا هستم. این است که دیدگاه شیمل نسبت به مولوى، دیدگاه یک عاشق به معشوق است و در کتاب «شکوه شمس» سیراندیشه مولانا را مى خواست نشان بدهد. منتها نوع کارى که شیمل مى کند با کار بسیارى از محققان دراین حوزه فرق دارد. یک بخش از این کتاب جنبه تاریخى و بررسى تقویمى از زندگى مولانا و زندگى شمس به دست مى دهد و سلاطینى که در آن عصر زندگى مى کردند. بخش عمده اى از کتاب راجع به صورخیالى است که مولانا چه در دیوان شمس و چه درمثنوى معنوى و حتى فیه مافیه به کارمى گیرد.
* فکر نمى کنید. سه نوع گفتمان در زمینه مولوى شناسى به نوعى در جامعه ایران هم جریان داشته باشد؟
** چرا؟ طبیعى است که درجامعه ما هم همینطوراست. منتها آن گفتمان دوم، یعنى گفتمان عرفانى هنوز خوشبختانه صدمه اش را به فرهنگ کشور ما نزده است. ولى در اروپا دارد مى زند. در آمریکا هم همینطور است. منظور لوئیس از گفتمان دانشگاهى، همین آثارى است که براساس طرح ها و معیارهاى علمى و دانشگاهى راجع به مولانا تألیف مى شود. مثل تصحیح نیکلسون و شرح و ترجمه اش.
یا کارى که لوئیس خودش دراین کتاب کرده است. یا کتاب شکوه شمس که خانم شیمل نوشته است. درمورد گفتمان عامه پسند، منظور لوئیس کتاب ها و آثارى است که امروز بخصوص در آمریکا رواج بسیارپیداکرده است و نوعاً به اسم «رومى» مطرح مى شود. البته جاى تأسف است که نمى نویسند بلخى یا ایرانى. کتاب هاى رومى که جزو کتاب هاى روز آمریکاست و به عنوان کتاب هاى پرفروش و برگزیده سال مورداستقبال قرارمى گیرد، توسط افرادى نوشته مى شود که سردمدار آنها دکتر کالمن بارکس است درکنار ایشان شخص دیگرى هم هست به اسم دیپاک چوپرا.
 * آثار دیپاک چوپرا در ایران فراوان ترجمه مى شود و خوانندگان زیادى هم دارد.
** بله. ولى واقعاً این جریان براى فرهنگ ما خطرناک است. رابرت بلاى هم دست به این کارها مى زد. یعنى نخستین کسى که کالمن بارکس را وارد این معرکه کرد رابرت بلاى بود. شاعر بزرگى است ولى کالمن بارکس شاعر متوسطى است و دکتراى ادبیات انگلیس دارد. چوپرا هم دکتراى پزشکى دارد. اصلاً با ادبیات فارسى آشنایى نداشت. عرفان اسلامى را نمى شناخت. آقاى بارکس سى سال در دانشگاههاى آمریکا ادبیات انگلیسى تدریس مى کرد. حالا که بازنشسته شده، راجع به مولانا کتاب مى نویسد. فارسى نمى داند اسلام را هم نمى شناسد. عرفان هم که نمى داند. شناخت ایشان از مولانا به ترجمه هاى نیکلسون و آربرى برمى گردد...