بحران سیاسی در رژیم صهیونیستی با استعفای روز گذشته شارون وارد مرحله تازه ای شد. شارون پس از تحولات اخیر در صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی به شدت موقعیتش تضعیف شده و استعفای روز گذشته وی در واقع اقدامی تاکتیکی برای فرار از تنگنایی است که وی دچار آن گشته است.
روند سقوط کابینه شارون از هفته پیش و پس از برگزاری انتخابات در حزب « کار » اسرائیل که به روی کار آمدن « امیرپرتز » به جای « شیمون پرز » منجر شد , شتاب گرفت . « امیرپرتز » رهبر جدید حزب کار برخلاف شیمون پرز که با شارون در تشکیل دولت ائتلافی شرکت کرده بود هرگونه همکاری در کابینه شارون را رد کرد و شارون را تهدید نمود یا باید با انتخابات زودرس موافقت کند و یا اینکه 8 وزیر حزب کار را از کابینه خارج خواهد کرد و کابینه را ساقط خواهد نمود.
شارون نیز که چاره ای به جز پذیرش یکی از این دو راه را نداشت با اکراه , انتخابات زودرس را پذیرفت و در واقع تسلیم خواسته « پرتز » شد.
البته باید یادآور شد که شکست شارون تنها به این جا ختم نمی شود. این صهیونیست کهنه کار با وضعیت بحرانی در داخل حزب خود , یعنی لیکود نیز مواجه بود. اصلا , پذیرش ائتلاف با شیمون پرز در سال قبل , از همین ناحیه ناشی گردید. شارون به دلیل ارائه طرح موسوم به « عقب نشینی یک جانبه از غزه » به شدت مورد خشم صهیونیست های افراطی تر از خود در کابینه و حتی در داخل حزب لیکود قرار گرفت و پس از خروج این افراطیون , از ائتلاف برای حفظ پست ریاست دولت , ترجیح داد که به شیمون پرز , رقیب کهنه کار خود از حزب کار نیز سهمی در قدرت بدهد.
در این میان , تندروهای درون حزب لیکود به مرور حمایت خود را از شارون کاهش دادند و در مقابل به حمایت از « بنیامین نتانیاهو » پرداختند.
نتانیاهو , که سمت وزیر ساختار زیربنایی کابینه شارون را داشت در یک اقدام تاکتیکی برای به چنگ آوردن ریاست حزب لیکود و خالی کردن زیرپای شارون , دو ماه قبل از کابینه شارون خارج شد.
با درنظر گرفتن این تحولات , شارون می داند که در انتخابات آینده درون حزبی لیکود وضعیت وخیمی خواهد داشت و به احتمال قوی از نتانیاهو شکست خواهد خورد به همین دلیل روز گذشته همزمان با اعلام استعفا از تصمیم خود برای تشکیل یک حزب جدید خبر داد.
در مقابل , « امیرپرتز » که اکنون خود را به عنوان جدی ترین رقیب شارون در صحنه سیاسی اسرائیل می داند در معرفی مواضع خود , اعلام کرده است با سیاست های شارون از جمله احداث شهرک های یهودی نشین مخالفت جدی دارد و مدعی شده است به پیشبرد صلح با فلسطینی ها خواهد پرداخت.
تحولات اخیر در صحنه قدرت رژیم صهیونیستی حاوی چند نکته تامل برانگیز است . نخست اینکه آنچه که در جریانات جاری صحنه سیاسی اسرائیل محرز است بروز شکاف و انشقاق در جناح افراطی رژیم صهیونیستی است . پنج سال قبل که آریل شارون , صهیونیست جنایتکار با شعارهای افراطی و ضدفلسطینی بر سر کار آمد به سرعت توانست جناح های تندروی صهیونیستی را متحد سازد. اکنون , در حالی شارون مجبور به استعفا شده است که نه تنها متحدین افراطی خود در احزاب دیگر را از دست داده بلکه حزب لیکود نیز که از تاریخ تاسیس غاصبانه این رژیم , به عنوان یکی از پایه های قدرت صهیونیستها محسوب می شود اکنون دچار گسست و انشعاب شده است.
از سوی دیگر , با توجه به روند تحولات , چنین به نظر می رسد که اتفاقات داخلی رژیم صهیونیستی متاثر از برنامه هایی است که آمریکا طرح ریزی آن را به عهده دارد. برپایه این دیدگاه , آمریکا , در چارچوب برنامه ها و اهداف کلانی که برای تحقق توسعه طلبی خود در خاورمیانه تهیه کرده است , درنظر دارد تا با خالی کردن پشت افراطی ها در اسرائیل و حمایت از جریان های میانه رو , زمینه های انعقاد یک قرارداد سازش میان اسرائیل و فلسطینی ها را فراهم سازد و به تعبیری دیگر , بحران فلسطین را به صورتی فیصله دهد تا مسیر برای پیاده کردن سایر طرحهای آمریکا در منطقه هموار گردد.