تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۵۹۶

الهه کولایی
حملات تروریستی در مترو و اتوبوس در لندن که در 16 تیر ماه (7 ژوئیه) این شهر را در موجی از ترس و وحشت فرو برد، به سرعت خاطره اقدامات خشونت‌بار و بی‌رحمانه 30 شهریور 1380، 11 سپتامبر 2001 را در اذهان جهانیان زنده کرد. حوادثی که به طور عمیق و بنیادین نظام بین‌الملل و روابط میان کشورها را تحت تاثیر قرار داد. 15 نفر مظنونان این حادثه که اطلاعات دقیق و روشنی از ماهیت طراحی و اجرای آن به دست نیامده، از اتباع عربستان سعودی و از مسلمانان بودند، در مورد 4 نفر دیگر هم شواهدی از مسلمان بودن آنها مطرح شد. تاثیر عمیق این حوادث در نیویورک و واشینگتن ایجاد زمینه‌هایی برای تحقق یافتن پیش‌بینی‌های ساموئل هانتینگتون در خصوص «جنگ تمدن‌ها» بود، که در پی فروپاشی اتحاد شوروی، چارچوب جدیدی برای تقابل کشورهای جهان ارائه می‌کرد. هر چند سال 2001 از سوی آقای خاتمی به عنوان سال «گفت‌وگوی تمدن‌ها» در مجمع عمومی سازمان ملل متحد مورد تصویب و تعیین قرار گرفته بود، این حوادث سبب شد «ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها» به عنوان پاسخی به نیازهای مبرم جامعه جهانی تحت تاثیر جدی قرار گیرد. در پی این حوادث که حضور نظامی آمریکا در افغانستان و عراق صورت گرفت، به جای تامل در ریشه‌های اقدامات خشن و انتحاری، قدرت‌های غربی براساس ایده‌های جدید نفوذ در مناطق استراتژیک جهان را هدف قرار دادند. بهره‌برداری آمریکا از موج آزادیخواهی و دموکراسی‌طلبی در منطقه استراتژیک خاورمیانه از جمله تحولات پس از این حوادث بوده است. گسترش موج مبارزه با تروریسم به جای توجه به ریشه‌ها و زمینه‌های نارضایتی‌ها و علل گسترش تمایلات رادیکال در مناطق در حال توسعه جهان از پیامدهای اصلی این تحولات بود. تکرار این رفتارها در اندونزی، اسپانیا، ترکیه و دیگر کشورها با هدف قرار دادن منافع همه‌جانبه اتباع غربی ویژگی این اقدامات بود.
افراط‌گرایان در جوامع غربی از این روند استقبال کردند. آنها نیز در پی یافتن شرایطی بودند تا در پی نابودی نظام کمونیستی با طرح دشمنی جدید سیاست‌های خود را در داخل و خارج جوامع غربی توجیه نمایند. صاحبان صنایع عظیم نظامی ـ دفاعی و دستگاه‌های امنیتی تنها بخشی از این بازیگران بودند. نظام سرمایه‌داری در پی فروپاشی اتحاد شوروی نیازمند دشمنی جدید بود تا حضور جهانی خود را موجه جلوه‌گر سازد. محافظه‌کاران جدید در آمریکا با استقبال از فضای امنیتی در جهان به دنبال حوادث تروریستی در نقاط مختلف پس از نیویورک و واشینگتن، تحت عنوان ساقط کردن نظام‌های دیکتاتوری، توسعه حضور و نفوذ خود را در منطقه‌ای پراهمیت از جهان که ایجاد نظم هژمونیک آمریکا موکول به سیطره بر آن است، هدف قرار دادند. ساقط کردن رژیم‌های دیکتاتوری وجاهت لازم، ولو غیرقانونی را برای نیروهای آمریکایی در افغانستان و عراق فراهم آورده بود. براساس برخی برآوردها از منابع آمریکایی، جنگ‌های افغانستان و عراق حدود 314میلیارد دلار هزینه در برداشته، که با بودجه‌های اضافی مورد بحث برای ده سال آینده در کنگره که حدود 450 میلیارد دلار است، بالغ بر 700 میلیارد دلار می‌شود. در این زمینه هزینه‌های جنگ در عراق که به ویژه در 60 سال گذشته بی‌سابقه بوده، بخش مهمی از آن را تشکیل داده است. جنگ در کره 430 میلیارد دلار و جنگ ویتنام 600 میلیارد دلار هزینه دربرداشت، با توجه به اینکه تاکنون دست کم 1/775 سرباز آمریکایی در عراق کشته شده‌اند، روشن است این سیاست چه هزینه‌های گزافی را برای مردم آمریکا ـ مالیات‌دهندگان آمریکایی ـ پس از پایان جنگ سرد به دنبال فروپاشی شوروی همراه داشته است. به این ترتیب افغانستان و سپس عراق به عرصه‌ای برای مقابله با نفوذ همه‌جانبه غرب به ویژه آمریکا تبدیل شد. پیش از آن بن‌لادن در سال 1377/1998 دستور جهاد با آمریکا را صادر کرده بود. مقاومت نیروهای بازمانده از رژیم بعثی صدام حسین در برابر فرایند دولت‌سازی در عراق برای فراخواندن نیروهای ضدغربی در سراسر جهان اسلام ظرفیت لازم را فراهم آورد. ناامنی مستمر در شرایط پس از سقوط صدام چالش‌های امنیتی را نه در سطح منطقه که در جهان شدت بخشیده است. حضور نیروهای نظامی آمریکا و متحدان آن در عراق اینک شرایط را برای تشدید خشونت‌های مذهبی مهیا ساخته و میلیون‌ها مسلمان که در جوامع غربی زندگی می‌کنند را با شرایط دشواری مواجه کرده. شرایطی که بیش از آنکه بیانی از تجلی یافتن گفت‌وگوی تمدن‌ها باشد، جنگ و تقابل آنها را شدت می‌بخشد. در حالی که برخی از رهبران مسلمانان در اروپا که قرن‌ها شاهد زندگی پیروان ادیان مختلف در کنار یکدیگر پس از جنگ‌های صلیبی (میان مسلمانان و مسیحیان) بوده، از حق نیروهای مقاومت در عراق برای اقدامات انتحاری و کشتار آمریکایی‌ها و نیروهای نظامی و غیرنظامی کشورهای مختلف در عراق حمایت می‌کنند و این اقدامات را حق طبیعی آنان تلقی می‌کنند. برخی از رهبران مسلمانان در اروپا نیز این نوع اقدامات را فاقد وجاهت دینی می‌دانند. از نظر این گروه اسلام با اقدامات خشونت‌بار و هدف قرار دادن غیرنظامیان و انسان‌های بی‌گناه هیچ رابطه‌ای نمی‌تواند داشته باشد. رهبران تندرویی که در پاسخ به قرن‌ها ظلم و تجاوز به جهان اسلام این نوع اقدامات را در دفاع از کشورهای اسلامی مجاز می‌دانند، متهم شده‌اند زمینه را برای تسری اقدامات انتحاری در سرزمین‌های غیراسلامی فراهم می‌آورند. صحنه‌های دردناک و غم‌انگیز پاره پاره شدن پیکرهای انسان‌های بی‌گناه در پی وقوع هر حمله تروریستی افکار عمومی را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
این وقایع به ویژه پس از کشته و مجروح شدن صدها نفر در انفجارهای اخیر لندن سبب شده تا مسلمانان در جوامع اروپایی با موج رو به گسترش واکنش‌های خشن نسبت به خود مواجه شوند. هر چند رهبران سیاسی اروپا به خوبی از تهدیدات جدی گسترش نفرت مذهبی آگاه هستند، ولی به نظر نمی‌رسد به سرعت توان غلبه بر گسترش این امواج را داشته باشد. هراس و نگرانی از تکرار این اقدامات به نوبه خود این جوامع را تحت فشارهای شدیدی قرار داده که آثار اقتصادی ـ اجتماعی آن غیرقابل انکار است. انفجارهای شرم‌الشیخ که با هدف قرار دادن یک مرکز توریستی در این بندر زیبای مصر به فاصله یکی دو هفته از انفجار در لندن شکل گرفت، ابعاد گستره این تقابل را آشکارتر ساخت. این انفجارها و حمله به مقر توریست‌های غربی در شرم‌الشیخ فرصتی مناسب بود تا جورج بوش ریاست‌جمهوری آمریکا از ابعاد جهانی مبارزه با تروریسم سخن گوید، مبارزه‌ای که آمریکا در شرایط غیبت اتحاد شوروی آن را به فرصتی بی‌نظیر برای اهداف جهان‌گرایانه خود تبدیل کرده است. موج اقدامات خشونت‌گرایانه در مناطق گوناگون جهان به ویژه در خاورمیانه، منطقه‌ای که اسرائیل در شرایط مبارزه جهانی با تروریسم از موقعیت ایجاد شده بهره‌برداری بسیار کرده، هراه با اعتراضات هزاران آزادیخواه و روشنفکر در سراسر جهان به پیامدهای خسارت‌بار جهانی شدن برای کشورهای در حال توسعه اهمیت داشتن نگاهی عمیق به ریشه‌های عملیات انتحاری در جهان را برجسته‌تر می‌سازد. جهانی شدن که در ذات خود با فرصت‌ها و تهدیدهای بسیار شکل گرفته، اینک شرایط را برای جهانی شدن تروریسم نیز مهیاتر ساخته است. بی‌تردید یکی از جلوه‌های جهانی شدن در ابعاد جهانی اقدامات خشن و غیرانسانی در اشکال گوناگون بوده است. اقداماتی که جوامع اسلامی را درگیر کرده است، جوامعی که آئین الهی مورد پذیرش آنان با هدف قرار دادن انسان‌های بی‌گناه نسبتی ندارد، ولی محرومیت و رنج‌های ناشی از بی‌عدالتی و تبعیض‌های جهانی امکانات لازم برای نشر و ترویج اندیشه‌های تند و رادیکال به نام اسلام را مهیا ساخته است. و این تهدیدی است که جز با تامل و دقت جدی قابل حل و فصل و دفع شدن به نظر نمی‌رسد. نابرابری‌های جهانی به سرعت در فضای جهانی شدن در حال شدت یافتن است. محرومیت‌ها و نابرابری‌ها به خوبی زمینه را برای نشر افکار افراطی آماده می‌سازد. اروپا که پس از پایان جنگ سرد و از میان رفتن دیوار برلین در مسیر یکپارچه شدن گام‌های بلندی برداشته، اینک در فضای جهانی شدن تروریسم با شکاف‌های جدید و جدی‌تری مواجه نشده است. گسترش اقدامات خشونت‌بار تروریستی در اروپا و دیگر نقاط جهان سبب شده تا روابط اروپایی‌ها در درون خانه خود با هموطنان مسلمان آنان دچار تنش‌های جدی شود. برخی سخنان از سوی رهبران تندروی مسلمانان در اروپا این تنش را شدت بخشیده، بر ابعاد نگرانی افزوده است. هر چند رهبران اروپایی همانند بوش با توجه به پیامدهای خطرناک گسترش این تنش در جوامع غربی سعی در مهار آن داشته‌اند، ولی به نظر می‌رسد برای ایجاد جهانی امن و آرام باید بیشتر به ریشه‌های نابرابری‌ها و تبعیض‌ها و محرومیت‌ها توجه شود. اعتراضات گسترده در شهرهایی که نشست‌های سران هشت کشور بزرگ صنعتی جهان G8 برگزار می‌شود، بیانی از این نارضایتی‌ها است. اعتراض به نابرابری‌های جهانی نمی‌تواند تنها به جوامع اسلامی نسبت داده شود، هر چند عقب‌ماندگی و توسعه‌نیافتگی این کشورها به آن دامن زده، ولی تلاش برای کاهش شکاف عمیق و هولناک فقر و غنا در جهان می‌تواند به کنترل این امواج نه تنها در اروپا، بلکه در جهان یاری رساند.