تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۷۴۱
پرونده متهمان فتنه

بهزاد نبوی که تا دیروز دشمن شماره یک آمریکا محسوب می‌شد در یک دگردیسی عجیب سیاسی و با چرخشی 180 درجه‌ای ضمن اظهار ندامت سیاسی از تندروی‌های گذشته‌اش، صریحا سخن از لزوم تنش‌زدایی با آمریکا به میان آورده و بی‌اعتنا به علاقه مفرط آمریکا بر حاکمیت بی‌چون و چرای «مناسبات گرگ و میشی» در روابط با ایران و دیگر جهانیان مشتاقانه می‌گوید: «امروز آمریکا صد بار اعلام آمادگی می‌کند برای مذاکره با ما و این ما هستیم که پیش شرط می‌گذاریم.» نبوی در ادامه برای ترغیب مردم و مسؤولان نظام به مذاکره با شیطان بزرگ، این دعوت به مذاکره آمریکا را یک پیروزی می‌نامد: «این پیروزی محصول سیاست تنش‌زدایی و تشنج‌زدایی در عرصه بین‌المللی است.» سپس در گامی فراتر، بهزاد نبوی گستاخانه گذشته انقلابی و مبارزه اصولی حضرت امام(ره) و ملت بزرگ ایران را با آمریکا تا حد یک فحش‌گویی ساده تنزل می‌دهد: «صرفا با فحش دادن به این و آن مشکلمان حل نمی‌شود.» و نهایتا وی نتیجه‌گیری می‌کند: «نتیجه سیاست تنش‌زدایی را اکنون پس از 4 سال در نوع رابطه اروپا با ایران ببینید.» سپس نبوی در سخنانی موهن، رفتار گذشته ایران را عامل اصلی دشمنی‌های غرب دانسته و با به فراموشی سپردن عامدانه جمله راهبردی «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.» نسخه جالب توجهی را نیز می‌پیچد: «ما باید این سیاست‌ها را ادامه بدهیم و بدانیم که ما وقتی به دولت‌ها احترام نمی‌گذاریم آنها هم به ما احترام نمی‌گذارند.»
به هر حال در آن سال‌ها عادی‌سازی روابط با همه کشور‌ها آرزوی قلبی وی است: «به عادی‌سازی روابط با تمامی کشور‌ها به جز رژیم اشغالگر توجه کنیم. به هر حال در سیاست خارجی تنش‌زدایی، اعتمادسازی با دولت‌های مختلف دنیا و عادی‌سازی روابط با دولت‌ها باید در دستور کار دولت قرار گیرد.» و لابد نبوی نمی‌داند که خمینی کبیر(ره) در سال 1340 فرموده است که «اسرائیل عین آمریکاست». ظاهرا بهزاد نبوی، چریک تواب و مارکسیست کهنه‌کار فراموش کرده است که دقیقا 4 سال پیش از آن در مورخ 27/11/76 وی با ژستی انقلابی و چریکی! ارائه طریق کرده بود که «هیچ دلیلی هم نمی‌بینیم که آمریکا بتواند رابطه ما را با دنیا خراب کند. اگر این تفکر بر سیاست خارجی ما حاکم باشد که با هر دولتی رابطه می‌گیریم در واقع«مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه» است. یعنی اینکه کانال به آمریکا بزنیم، این ما را به یک موضع انفعالی می‌کشاند. ما باید یکسری روابط استراتژیک در دنیا برای خودمان تعریف کنیم و روی آن روابط کار کنیم، یعنی باید با اروپا، ژاپن، روسیه و چین ارتباطات استراتژیک برقرار کنیم... نمی‌خواهیم با آمریکا بجنگیم ولی می‌خواهیم نگذاریم آمریکا ما را بخورد». توجه مجدد به سخنان بیان شده و تلفیق تحلیلی آن با شعارهای مرگ بر چین و روس فتنه‌گران خیابان‌های تهران در تیر و آبان 88 ما را درباره بررسی تفکرات بهزاد نبوی به نکات راهبردی خاص و نگران‌کننده‌ای رهنمون می‌کند.
به هر حال 2سال قبل از آن نیز نبوی سابقا مارکسیست در مصاحبه با روزنامه سلام مورخ 14/12/74 دلگیر از فروپاشی شوروی! در کلامی کاملا متضاد با جهت‌گیری‌های سیاسی کنونی‌اش حقیقت روشنی را مورد تاکید قرار می‌دهد: «انقلاب ما که مورد پذیرش آمریکا نیست فروپاشی اتحاد شوروی تجربه خوبی در این‌باره است، آنها که پس از فروپاشی شوروی کشورشان را در اختیار آمریکا گذاشتند چه کردند و چه به دست آوردند؟ ما اگر با آمریکا رابطه برقرار کنیم حقیقت انقلاب از دست می‌رود. از طرفی آنها فقط برای عوض کردن رفتارها و عقاید ما می‌آیند». به هر حال بهزاد نبوی به عللی نامکشوف همچون گذشته سیاسی پرتغییرش، در سال 80 نیز با چرخش تاکتیکی قابل تاملی به‌عنوان یکی از مدافعان پر و پا قرص عادی‌سازی رابطه با آمریکا درآمده و آستین‌ها را اینچنین بالا می‌زند:«امروز عادی‌سازی روابط با همه دولت‌های دنیا غیر از اشغالگران فلسطین در جهت منافع کشور و نظام جمهوری اسلامی است.» و او در گامی دیگر پا را فراتر نهاده و در تحلیلی سوال‌برانگیز برقراری رابطه با آمریکا را همسو با اشغال لانه جاسوسی ارزیابی می‌کند: «عادی‌سازی روابط با آمریکا منافاتی با تایید اشغال سفارت در سال 58 ندارد و به قطع یقین این تغییر بینش نیست بلکه تغییر زمان و شرایط است». البته نباید از نظر دور داشت که 2ماه پیش از آن یعنی دقیقا 20 مرداد 80 نبوی تلاش ذلیلانه! آمریکا برای برقراری ارتباط با ایران را محصول توانمندی‌های دوم خرداد می‌شمارد: «برای نخستین‌بار بعد از 28 مرداد 1332 وزیر خارجه آمریکا می‌آید و اعتراف می‌کند که ما در 28 مرداد نقش داشتیم و انتقاد از خود می‌کند. این پیروزی بسیار بزرگی برای ما بود.
شما می‌دانید که پیش از دوم خرداد 76 آمریکا اعلام کرده بود به هیچ‌وجه با ایران آمادگی هیچ نوع مذاکره را ندارد. فرستاده‌های ویژه و خاص و اینجور چیز‌ها را نمی‌پذیرفت. برای مذاکره پیش‌شرط می‌گذاشت. امروز آمریکا صد بار اعلام آمادگی می‌کند برای مذاکره با ما و این ما هستیم که پیش‌شرط می‌گذاریم». گذشت یک سال دیگر فرصت مناسبی است تا از چهره سیاسی جدید نبوی پرده‌برداری شود. بهزاد نبوی که روزگاری سرپرستی هیات ایرانی شرکت‌کننده در الجزایر برای آزادسازی جاسوسان در بند دانشجویان پیرو خط امام(ره) را برعهده داشته و همواره با مهارتی بی‌نظیر رقبای سیاسی را با چوب «مذاکره با آمریکا» و «هم‌پیالگی با آمریکا» و اتهام بدون سند«سازشکاری با شیطان بزرگ» به گوشه انزوا می‌راند این‌بار که فضای سیاسی کشور را مناسب می‌بیند، در راهپیمایی نمایندگان مجلس ششم در حمایت از مبارزان فلسطینی با عصبانیتی عجیب سوگند جلاله‌ای می‌خورد که «والله من اعتقادی به مرگ بر آمریکا ندارم».