مهدی شیرینپور
احترام به مردم و تکریم آنان در جمهوری اسلامی، یک «ارزش» است؛ اگر این تکریم و احترام از سوی مسئولین و مدیران نظام باشد قطعاً به طریق اولی ارزش مضاعف خواهد داشت.
به تجربه اثبات شده که غالباً مردم به سوی مدیری گرایش دارند که از جنس خودشان باشد و این «خودی بودن» را در عمل، رفتار و کردار او بعینه لمس کنند که رمز موفقیت بزرگان و رهبران انقلابی و تاثیرگذار در طول تاریخ نیز جز این نبوده است. اقبال و علاقه مردم به امامخمینی(ره)، شهید رجائی و رهبر معظم انقلاب و ... در همین نکته نهفته که درواقع، حاکی از «صداقت»، «یکرنگی» و از جنس مردم بودن آنان است.
علی علیهالسلام در عهدنامه مالکاشتر به وی تاکید میکند که با آحاد مردم ارتباط بیواسطه و مستقیم داشته باشد به طوری که مردم برکنار از انصار و محافظین، بدون هیچگونه ترس و دغدغه و لکنتزبان با او سخن بگویند و درد دل کنند.
این رویه مثبت مدیریتی پس از پیروزی انقلاب با تاکید حضرت امام، بنیانگذار انقلاب اسلامی که خود را خالصانه «خادم و خدمتگزار ملت» میدانست در اولویت کاری مدیران نظام قرار گرفت که متاسفانه حسادت، کینه و بغض دشمنان انقلاب با به راه انداختن موج ترور و ارعاب این فرصت طلایی را از نظام گرفت و بین مردم و مسئولین فاصله افتاد.
بنابر این ارتباط مستمر با توده مردم و ولینعمتان انقلاب فارغ از مسائل امنیتی همچنان یک ارزش محسوب میشود و از رموز پیشرفت و موفقیت مدیران خواهد بود که در هر صورت کمرنگ شدن این تعامل و ارتباط به صلاح مدیران و نظام نخواهد بود.
حضرت امام در خصوص حق و جایگاه مردم در حکومت به شهید رجایی اینگونه تذکر میدهند: «... اینها حق دارند به ما و شما (رجایی)، خیلی حق دارند، سیزده میلیون رای به شما دادهاند، اینها حق دارند به شما، باقی هم حق دارند به شما و همینطور وقتی دولتی پیش میآید، آن هم دولتی است که مردم بهش حق دارند. اگر نبودند این مردم، شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را میکشیدید و دیگران هم که متعهد بودند، آنها هم در حبس بودند و در جای دیگری. این ملت حق دارد.
دست شما را گرفته آورده و این بالا نشانده.
... من امیدوارم شما به حسب آن روحیهای که دارید، آقای رجایی به حسب آن روحیهای که دارند، این مقام، ایشان را بازی ندهد، شما سوار مقام بشو، مقام سوار شما نشود.»
بر صاحبنظران پوشیده نیست که یکی از علل موفقیت دکتر احمدینژاد در جلب آرای اکثریت مردم، تعامل و ارتباط تنگاتنگ ایشان با مردم بوده است. مردم احساس کردند که او از جنس خودشان است، به حرفشان گوش میدهد، در محافلشان حضور دارد، از نیازهای حقیقیشان میگوید، چون خودشان زندگی میکند، ... و این یعنی بازگشت به خویشتن مدیران.
احمدینژاد از آغاز دوره شهرداری خود تاکنون که در جایگاه ریاستجمهوری نشسته است در نماز جمعه در بین نمازگزاران حاضر و بعد از نماز، تقریباً آخرین کسی است که با خیل مراجعین از دانشگاه تهران خارج میشود و همراه با مردم به خواستهها و تقاضاهای آنان جواب میدهد.
بدینترتیب، یکسان بودن اخلاق و رفتار در قبل و بعد از ریاستجمهوری، نمایانگر قوتنفس رئیسجمهور منتخب است و مدیران نظام نیز باید اینگونه رفتار و تعامل را الگوی خویش قرار دهند و بدون واسطه خود را در معرض دید مردم قرار دهند تا مرهم دردهای مردم باشند و رضایت آنان را جلب کنند؛ مردمی که در همه عرصههای سیاسی، اجتماعی کشور با حضور مجدانه خویش بارها حماسه آفریدهاند و از همه امتحانات دشوار، سربلند و پیروز بیرون آمدهاند و الحق که شایسته تکریم، تعظیم و تحسیناند و امروز، انتظاری جز «خدمت صادقانه» و احترام و تکریم متقابل از مسئولین نظام ندارند که به نظر میرسد انتظار زیادی نباشد و قوتنفس مدیران کلید این معما خواهد بود.