تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۱۶۲۸۶۶

غلامرضا مقدم
جوانان همواره با مسایل و مبانی مختلف رو به‌رو می‌شوند و می‌خواهند به نوعی در آن موضوع به کسب تجربه بپردازند و این شاید یکی از مسایل پر مناقشه در ارتباط با جوانان باشد. به عنوان نمونه رویکرد جوانان امروز به دین و تغییراتی که به علل گوناگون در سطح تفکر دینی در آنان ایجاد می‌شود از جمله چنین مبانی و تفکراتی است.
جوانی دوره‌ای پر شور و نشاط است و اصولاً در چنین سنی، نگاه‌ها و افکار بیش از پیش در کسب تجربه قدم برمی‌دارند و می‌خواهند، به نوعی سر از کارهای ناشناخته و نادیده در بیاورند.
در جامعه‌ای با حکومت دینی مانند ایران، دامنه بررسی مسایل دینی جوانان از حوزه بررسی‌های اجتماعی و جامعه‌شناختی دین فاصله گرفته و حتی تا حوزه سیاست و فلسفه سیاسی نیز گسترش می‌یابد.
جوانان جامعه‌ای اسلامی همچون ایران، بنابر اقتضای زمان می‌باید سردمدار و الگوی جوانان سایر جوامع اسلامی باشند.
به همین لحاظ باید در چنین اموری جوانان را به کنش و واکنش وا داریم و آنان را در راه کسب تجربه دینی پاسدار باشیم.
اساس جامعه دینی بر وجود دینداران بنا می‌شود و در صورت کاهش دینداران در حقیقت وجود عنصری به نام جامعه دینی کمرنگ خواهد شد و در صورتی که در صد این اعضا در جامعه از حدی خاص کمتر شود، دیگر آن جامعه را به هیچ روی نمی‌توان جامعه‌ای دینی نامید.
جلیلیان، دانشجوی رشته حقوق در مورد تجربه کردن مسایل دینی می‌گویند: «به اعتقاد من انسان برای موفقیت در امور جاری زندگی،‌ نیازمند انتخاب یک مسیر کاملاً هموار و مسطح است که هدف هر شخصی در گزینش مسیرهای مختلف زندگی بستگی به افکار نهادینه درون ذهن او دارد.
حال یکی از این راه‌ها، قرار گرفتن در مسیر مبانی و تفکرات دینی است که به اعتقاد بنده می‌تواند منجر به موفقیت در تمامی مراحل زندگی انسان شود.»
کمبود فضاهای آموزشی و عدم هماهنگی بین دست اندرکاران و نهادهای فرهنگی کشور و از همه مهمتر عدم تربیت صحیح درخانواده‌ها، باعث انحرافات اجتماعی و فرهنگی می‌شود.
سابقه تاریخ کهن و فرهنگ ایرانی اسلامی ما نشان از غنی بودن فرهنگ خودی دارد. آنچه مهم است، باید به گونه‌ای عمل کنیم که جوانان همواره از هویت ملی و تاریخی و کیان فرهنگی خود مقتدرانه و با تعصب دفاع کنند.
مینو خزان، فارغ‌التحصیل رشته زبان خارجی می‌گوید: «برای این که عرصه برای جوانان باز شود باید ریشه‌های فرهنگی – اعتقادی خانواده را اصلاح کرد، باید خانواده این مطلب را به عنوان یک باور بپذیرد که در ابعاد مختلف دست فرزند پسر و دختر خود را باز بگذارد تا خود بچه‌ها فعالیتشان را انتخاب و به سمت علاقه‌شان حرکت کنند.»
او ادامه می‌دهد: «اگر به جوانان کمک شود تا فعالیتی را بیابند که موجب انبساط خاطرشان شود، آنان بعد از اتمام مقطع خاصی از تحصیل مثل دیپلم و عدم راهیابی به دانشگاه هرگز احساس سردرگمی نمی‌کنند و به دنبال فعالیت‌های کاذب که در آخر اعتقادات آنان را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، نمی‌روند.»
برخوردهای غلط فرهنگی در خانواده‌ها و جامعه در برخی موارد منجر به بروز رفتارهای متضاد با فرهنگ و عرف جامعه می‌شود.
در سال‌های اخیر تمایلات رفتاری به ویژه در زمینه آرایش مو، پوشیدن لباس، علاقه به موزیک‌های غربی و ناهنجاری‌های دیگر اجتماعی در گروهی از جوانان و نوجوانان مشهود است.
مهرداد 22 ساله می‌گوید:‌ «من نمی‌دانم چه کار باید بکنم، در یک خانواده مذهبی متولد شده‌ام و از وقتی که یادم می‌آید، فرایض دینی و توصیه‌های بزرگان را به کار بسته و سرمشق زندگی قرار داده‌ام، اما با این حال چندین بار بر سر مسایل کوچک و بی‌اهمیت در جامعه مورد بازخواست قرار گرفته‌ام مثلاً یک‌بار فقط به خاطر پوشیدن لباس آستین کوتاه از ورود من به دانشگاه جلوگیری کردند.»
میرعمادیان کارشناس امور تربیتی و تربیت دینی در مورد نقش دین در مراقبت جوانان و نحوه برخوردها می‌گوید: «تربیت، آموزش و پرورش دینی در هر رده سنی باید متناسب با شناخت، آگاهی و درک آنان نسبت به دین صورت گیرد. درک مطالب دینی و نکاتی که باید آموزش داده شوند مهم هستند اما مهمتر از آن‌ها نحوه و زبان آموزش است.»
او با این توضیح که تکرار و یکنواختی در آموزش مباحث دینی جوانان را به بیزاری می‌کشاند ادامه می‌دهد: «در کتاب‌های دینی فقط چندین مبحث در مورد دین گنجانده‌اند و بدون این که حس خلاقیت و رغبت دانش‌آموزان را برانگیزند به صورت خشک و خسته‌کننده تدریس می‌شوند. خستگی در حین آموزش دانش‌آموزان را از عشق به دین دور می‌سازد.»
نارسایی در شیوه‌های ارایه مذهب نه تنها به صورت مقطعی بلکه در دراز مدت نیز به جامعه ضربه می‌زند.
هرگز نمی‌توان به دنبال جوابی برای این سوال بود که «آموزش تربیت دینی چقدر برای نسل جوان اهمیت دارد؟» زیرا بعد از انقلاب و در نظام جمهوری اسلامی، تعلیم و تربیت دینی به عنوان اساسی‌ترین وظیفه در راس برنامه‌ها قرار گرفت.
اما باید پرسید که چرا انگیزه‌های دین‌گریزی در برخی از جوانان پیدا شده است و چه کسانی مسوول آشنایی و مراقبت از این جوانان هستند؟
در یکی از پارک‌ها چند دختر جوان با آرایش‌های غلیظ مشغول تفریح و قدم‌زدن هستند. یکی از آن‌ها می‌گوید:‌ «ایمان هر کس در درون اوست و از ظاهر هیچ کس نمی‌توانید به باطنش پی ببرید. من همیشه سعی کرده‌ام به اصول اسلام پایبند باشم ما مسلمان هستیم و به یک سری از احکام معتقدیم که در صورت عمل به آنان مسلمان بودنمان ثابت می‌شود.»
جوان دیگری می‌گوید: «انسان جایزالخطاست و اسلام هم به خاطر این که راه را برای پیروانش هموار کند، «توبه» را برای بازگشت به دین قرار داده است اما مشکل ما این است که نمی‌دانیم چه کار کنیم. من خیلی دوست دارم در مسایل مختلف دین تحقیق کنم و با آگاهی آن‌ها را قبول کنم اما جایی وجود ندارد که به آنجا مراجعه کنم.»
کمبود کارشناسان آشنا به مسایل فرهنگی و نیازهای جوانان، کمبود و بالا بردن قیمت لوازم و وسایل فرهنگی و هنری، نحوه ارایه نامناسب تبلیغاتی، عدم سرمایه‌گذاری مناسب در خدمات فرهنگی برای نوجوانان و جوانان و ده‌ها مساله و مشکل دیگر باعث شده تا جوانان نتوانند در مقابل تهاجمات ضد ارزشی مقاومت نشان دهند.
با توجه به آمارها، ایران جزو جوانترین کشورهای دنیا است و از سال 1355 به بعد این روند سیر صعودی داشته است به طوری که در حال حاضر تقریباً نیمی از جمعیت کشور را جوانان و نوجوانان تشکیل می‌دهند، اما متاسفانه با افزایش جمعیت جوان، امکانات فرهنگی رشد چندانی نداشته است.
آمیزش مذهب با آموزش‌های هنری و علمی یکی از راه‌های مثبت برای آشنایی نوجوانان و جوانان با مباحث مختلف دینی است.
ایجاد انگیزه و علاقه در نسل جوان می‌تواند روح و روان او را برای پذیرش احکام اسلام آماده کند.
سراج، مدرس کتب بینش اسلامی می‌گوید: «متاسفانه تعلیم و تربیت کنونی، غالباً تکراری، اشباع‌کننده و خسته‌کننده است، بدون آماده‌سازی روانی و عاطفی و بدون ایجاد شوق و اشتیاق معلمان سعی دارند پیام‌های تکراری و یکنواخت خود را به دانش‌آموزان انتقال دهند و آنان را تحت تاثیر قرار دهند، اما چون پیام‌هایشان از محرک مناسب، تازه و کارآمد برخوردار نیست با واکنش خنثی و یا منفی دانش‌آموزان مواجه می‌شوند.»
این که دین نقش بسزایی در سعادت و آرامش انسان‌ها و ایجاد یک رابطه مثبت با جامعه و دنیای پیرامون آن‌ها ایفا می‌کند، نکته روشن و بدیهی است و این حقیقت را حتی روشنفکران غیر دینی نیز معترف هستند، با این حال باید بهترین راه ارایه مطالب دینی را به نسل جدید بیابیم.
به اعتقاد یک روحانی، حکومت دینی در شکل جمهوری آن اگر بر جامعه‌ای غیردینی استوار شود، امری ممتنع است. پس اگر تغییر تفکر نسبت به دین در بین بسیاری از جوانان پیدا شود و اگر چنان تغییر تفکری را به عدول از ارزش‌های دینی و گام زدن به سوی بی‌دینی تعبیر کنیم، بی‌شک جامعه در آستانه تغییر شکل و زوال (از جهت دینی) فرا خواهد گرفت. این در حقیقت همان چیزی است که اذهان برخی از دین‌مداران ما را به خود مشغول داشته و کوشش‌هایی مثبت یا منفی را در این عرصه باعث گشته است.
پیران، استاد دانشگاه می‌گوید: «در طلب یقین و جست‌وجوی حقیقت بودن از جمله تجارب دوران جوانی است که هرکسی به نوعی از آن بهره و لذت می‌برد که همواره مقداری از فرصت چنین دوره‌ای را به صرف مسایلی این‌گونه پرداخته‌ایم. اما این که زمان چقدر به طول انجامیده و در نهایت از پای افتاده‌ایم و به روزمرگی‌ها مشغول گشته‌ایم یا توانسته‌ایم بر جاده طلب استقامت نماییم مهم است.»
با توجه به هشت سال دفاع مقدس و خلق صحنه‌های ماندگار از سوی جوانانی کم سن و سال و این که چقدر نسل جبهه و جنگ می‌تواند در ساختن فردای نسل امروز موثر و مثمر ثمر واقع شود، باز می‌گردد به مسایل و اعتقادات دینی، یعنی نقش اعتقادات مذهبی در گرایش جوانان به سوی جبهه و پاسداری از حریم ارزش‌ها به واسطه توجه به دین و مذهب.
رضا جمالزاده، جوان بسیجی می‌گوید: «جوان در مرحله‌ای از دوره زندگی قرار دارد که نیاز به تشخیص سراب از واقعیت دارد، یعنی فرق بین آن‌چه که به وقوع می‌پیوندد و جاری است و آنچه در ظاهر جریان دارد، ولی حقیقت ندارد. مثلاً امروز در جامعه جوانان نیاز به مدپرستی و شیک‌پوشی را سریع تجربه می‌کنند ولی بعد از مدت معین و محدودی از تکرار این حالت خسته می‌شوند، این همان سراب زندگی است ولی واقعیت در جایی اتفاق می‌افتد که انسان هرگز از بروز آن دلسرد نمی‌شود و میل به انجام آن را از خود قوی‌تر می‌کند.»
شاید تجربه دینی از بیرون مفهوم قایل اثباتی نباشد و تنها به صورت یک ادعا بروز نماید، اما عوارض این ادعا در بیرون به خوبی مشهود است و نتیجه آن روشنایی است که در ذهن قشری از جوانان به عنوان یادگار مانده است.
یادگاری از رو در رو نشستن با خداوند و با او سخن گفتن و یقینی که از این گفت‌وگو ساطع می‌شود.
اگر می‌خواهیم نسل جوان جامعه همچنان به سوی تجربه دینی و غرق شدن در چنین رفتاری پیش برود باید تاریخ انقلاب و جنگ را بر اساس واقعیات مرور کرد، یعنی آن را از نگاه جوانان آن دوره بررسی کرده و به نسل جوان امروز انتقال داد.
اگر آن روز شهادت یک تجربه دینی و یقین بود، امروز هم باید این امر در موضوع دیگری تکرار شود.
«الا بذکرالله تطمئن القلوب» با یاد خدا دل‌ها آرام می‌گیرد. به واقع چنین فرموده‌ای بهترین تجربه انسان تلقی می‌شود.
به هنگام تعمق در چنین سخنی و پی بردن به معنا و مفهومی که درون آن گنجانده شده، می‌توان یک تجربه دینی کاملاً موفق را حس کرد.