تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۰۷۷

آیت‌الله العظمی جعفر سبحانی
4ـ حضرت مهدی(عج) در سال 255ق دیده به جهان گشود و اکنون از تولد او بیش از هزار سال می‌گذرد. چگونه بشر می‌تواند چنین عمر طولانی داشته باشد؟
این سؤال را از دو راه می‌توان پاسخ گفت:
1. روش غیبی: با توجه به آنچه قرآن مجید و روایات از طولانی بودن عمر گروهی گزارش می‌دهند که هرگز با مقیاس‌های ما تطبیق نمی‌کند، می‌توان به این سؤال پاسخ داد. قرآن درباره نوح(ع) می‌فرماید: «فلبث فیه ألف سنه إلا خمسین عاما: او در میان قوم خود 950 سال درنگ کرد.»(عنکبوت،14) این آیه تنها به دوران تبلیغ آن حضرت اشاره دارد. اما اینکه پس از طوفان چه مقدار عمر کرد و یا قبل از تبلیغ چه مقدار عمر کرده بود، آیه متذکر آن نیست.
همچنین قرآن درباره یونس(ع) یادآور می‌شود که اگر او در شکم ماهی خدا را تسبیح نمی‌گفت، تا روز رستاخیز در شکم آن ماهی می‌ماند: «ولولا انه کان من المسبّحین، للبث فی بطنه إلی یوم یبعثون: اگر از تسبیح گویان نبود، تا روز رستاخیز در شکم آن می‌ماند.»(صافات،143ـ 144) بنابراین، همان خدایی که این دو ولی را تا این حد زنده نگاه داشته یا می‌توانست زنده نگاه دارد، چرا آخرین وصی و ذخیره خود را تحت عنایات خود، زنده نگاه ندارد؟ در این مورد به آیه شریفه توجه کنید: «و ما قدروا الله حق قدره: آنها خدا را چنان که شایسته اوست، نشناختند!» (انعام،91)
مسأله طول عمر حضرت ولی عصر، مسأله عنایات الهی است و اگر عنایات او نبود، رویدادهای بی‌شمار و مصائب روزگار و پیامدهای بد در کمین آن حضرت بود. خداست که او را از این حوادث حفظ کرده و عمر طولانی بخشیده است و به قول شاعر:
خدایی که جهان پاینده دارد تـواند حجتـی را زنده دارد
2. روش طبیعی: از آنجا که در علم طب و زیست شناسی، برای عمر انسان حدی معین نشده که تجاوز از آن امکان نداشته باشد، می‌توان با یافتن علل پیری و مرگ زودرس و مقابله با آنها، طول عمر بشر را افزایش داد؛ چنان که هم اکنون بر اثر پیشرفت‌های علم طب و بهداشت عمومی در کشورهای پیشرفته، متوسط طول عمر انسان‌ها افزایش یافته است، مثلاً در آمریکا در سال 1901، عمر متوسط مردان 23/48 سال و زنان 80/51 سال بود، ولی در سال 1944 عمر متوسط مردان به 50/63‌ و زنان به 95/68 سال رسیده است. این افزایش بیشتر شامل وضع تغذیه و بهداشت در دوران کودکی و بهبود وضع درمان و پیشگیری مخصوصاً در بیماری‌های واگیردار است؛ ولی در بیماری‌های استحاله‌ای مانند تصلب شرایین هنوز پیشرفت چندانی حاصل نشده است.12
این آمار مربوط به سالیان پیشین است؛ ولی اکنون وسایل بهداشت و درمان و تغذیه بهبود یافته و حتی در ایران، میانگین عمر بالا رفته است. طول عمر بیشتر به وراثت، محیط زیست، نوع کار و شغل از نظر فشار روحی و عصبی و نیز تغذیه صحیح بستگی دارد. افزایش طول عمر به خودی خود علت مرگ نیست، بلکه بر اثر بیماری‌ها و عادات مضر، اعضای اصلی بدن فرسوده شده و از کار می‌افتند. هم اکنون عمر بالای صد سال فراوان دیده می‌شود و در کشورهایی نظیر قفقاز و کشورهای بالکان، به علت شرایط زیست محیطی و تغذیه طبیعی و سالم، افراد بالای صد سال فراوان دیده می‌شوند. در تاریخ زندگی انسان، افراد معمّر فراوان دیده شده‌اند، حتی کتاب‌هایی تحت عنوان «المعمّرون» نوشته شده است.
5ـ چرا حضرت مهدی(عج) ظهور نمی‌کند؟
برنامه حضرت مهدی(ع) با برنامه پیامبران و سایر پیشوایان یک تفاوت کلی دارد و آن اینکه برنامه وی قانون‌گذاری نیست، بلکه یک برنامه به تمام معنی اجرایی در تمام جهان است؛ به این معنی که او مأموریت دارد تمام اصول تعالیم اسلام را در جهان پیاده کند و اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت را در میان جامعه بشری بگستراند. روشن است که پیاده شدن چنین برنامه انقلابی جهانی، که به وسیله آن اصول عدالت و دادگری و حق و حقیقت در میان همه مردم جهان گسترش یابد، به شرایط و مقدماتی نیاز دارد که تحقق آنها جز با مرور و تکامل همه جانبه اجتماع ممکن نیست. برخی از آن مقدمات عبارتند از:
1. آمادگی روحی: در درجه نخست باید مردم جهان برای اجرای این اصول، تشنه و آماده گردند و تا زمانی که در مردم جهان تقاضایی نباشد، «عرضه» هر نوع برنامه مادی و معنوی مؤثر نخواهد بود. قانون عرضه و تقاضا نه تنها در نظام زندگی اقتصادی حکمفرماست، بلکه مشابه این نظام در عرضه برنامه‌های معنوی و اصول اخلاقی و مکتب‌های سیاسی و انقلابی نیز حاکم می‌باشد و تا در اعماق دل مردم ـ برای این نوع امور ـ تقاضا و درخواستی نباشد، عرضه آن با شکست روبرو شده و کاری از پیش نخواهد رفت. امام باقر(ع) می‌فرماید: «روزی که قائم آل محمد(ص) قیام کند، خدا دست خود را بر سر بندگان می‌گذارد، در پرتو آن خردها را جمع می‌گرداند و شعور آنان به حد کمال می‌رسد.»13
البته گذشت زمان و شکست قوانین مادی و پدید آمدن بن‌بست‌های جهانی و کشیده شدن بشریت بر لب پرتگاه جنگ، مردم جهان را به تنگ آورده و آنان را به این حقیقت واقف خواهد ساخت که اصول و قوانین مادی و سازمان‌های بین‌المللی، نه تنها نمی‌توانند مشکلات زندگی را حل کنند و عدالت را در جهان حکمفرما سازند، بلکه همین خستگی و یأس، مردم دنیا را برای پذیرش یک انقلاب بنیادی مهیا و آماده می‌سازد و می‌دانیم که این موضوع نیاز به گذشت زمان دارد تا تجربه‌های تلخ زندگی ثابت کند که تمام نظامات مادی و سازمان‌های بشری در اجرای اصول عدالت و احقاق حق و برقراری امنیت و آرامش، عاجز و ناتوان می‌باشند و سرانجام باید بر اثر یأس و نومیدی، این تقاضا در مردم گیتی برای تحقق چنان آرمان الهی پدید آید و زمینه برای عرضه یک انقلاب جهانی به وسیله یک مرد الهی و آسمانی، از هر نظر مساعد گردد.14
2. تکامل علوم و فرهنگ‌های انسانی: از سوی دیگر برای برقرار ساختن یک حکومت جهانی بر اساس عدل و داد، نیاز فراوان به پیشرفت علوم و دانش‌ها و فرهنگ‌های اجتماعی و مردمی است که آن نیز بدون پیشرفت فکری و گذشت زمان، ممکن و میسر نمی‌گردد. برقراری حکومت جهانی که در پرتو آن، در سراسر جهان عدل و داد و قانون حکومت کند و همه مردم جهان از کلیه مزایای فردی و اجتماعی اسلامی بهره‌مند گردند، بدون وجود فرهنگ پیشرفته در کلیه شؤون بشری امکان پذیر نیست و هرگز بدون فرهنگی کامل، جامه عمل به خود نمی‌پوشد. این نیز احتیاج به گذشت زمان دارد.
3. تکامل وسایل ارتباط جمعی: از سوی دیگر، چنین حکومتی به وجود وسایل کامل ارتباط جمعی نیاز دارد تا در پرتو آن بتواند مقررات و احکام و اصول انسانی را از طرق مختلف در مدت کوتاهی به مردم جهان اعلام کند. این امر نیز بدون تکامل صنایع انسانی و گذشت زمان محقق نمی‌شود.
4. پرورش نیروی انسانی: از همه اینها گذشته، پیشبرد چنین هدفی و پی‌ریزی چنان انقلابی، به یک نیروی فعال و سازنده انسانی نیاز دارد که در واقع ارتش انقلاب جهانی را تشکیل می‌دهد. تشکیل چنین ارتشی و به وجود آمدن چنین افراد پاکباخته و فداکاری که در راه هدف و حقیقت از همه چیز بگذرند، به گذشت زمان نیاز دارد. اگر در برخی از روایات می‌خوانیم که فلسفه طولانی شدن غیبت امام زمان، همان امتحان و آزمایش مردم است، ممکن است ناظر به همین نکته باشد؛ زیرا امتحان و آزمایش در منطق اسـلام به معنی آزمـون‌های معمولی و کشف امور پنهانی نیست، بلکه مقصود از آن پرورش روحیات پاک و پدید آوردن حداکثر ورزیدگی در افراد می‌باشد.15
مجموع این جهات چهارگانه16 نیاز به این دارد که زمان معتنابهی بگذرد و جهان از بسیاری جهات پیش برود و آمادگی روحی و فکری برای پذیرش حکومت جهانی بر اساس حق و عدالت در مردم پدید آید؛ آنگاه این برنامه با وسایل و امکانات خاصی در سطح جهانی وسیله حضرت مهدی(عج) پیاده گردد و این است گوشه‌ای از فلسفه غیبت طولانی امام.
نکته پایانی
در طول تاریخ، گروه بسیارى از پاکدلان و پارسایان که شایستگى تشرف به حضور وى را داشته، به محضر آن حضرت رسیده و از او بهره گرفته و می‌گیرند، و از این طریق دیگران نیز از برکات وجود او بهره‌مند می‌شوند. روش متعارف در بین بشر این بوده و هست که فرمانروا و رهبر، بخشى از کارها را بدون واسطه انجام می‌دهد و بخش دیگر را نمایندگان او انجام می‌دهند. درست است که علل مختلف، سبب غیبت امام عصر(عج) شده و بشر از دسترسى مستقیم به آن حضرت محروم است؛ ولى خوشبختانه راه بهره‌گیرى از نمایندگان آن حضرت که همان فقیهان عادل و پارسایند، به روى پیروان آن امام همام بسته نیست. فقیهان بزرگ و مجتهدان عالیمقام، در امور شرعى و حکومتى نمایندگان آن حضرت بوده و اداره جامعه اسلامى در عصر غیبت به آنان واگذار شده است. البته محرومیت از همه آثار وجودى آن حضرت به علت شرایط ویژه‌ای است که غیبت وى را امرى اجتناب ناپذیر ساخته است.
وقت ظهور آن حضرت بر کسى روشن نیست و این امر، از رازهایى است که به سان برپایى رستاخیز، تنها بر خداوند مکشوف است؛ بنابر این نباید ادعاى کسانى را که مدعى آشنایى با وقت ظهور آن حضرت می‌باشند یا براى ظهور وقت مشخصى را تعیین می‌کنند، پذیرفت (کذّب الوقّاتون). از تاریخ دقیق ظهور که بگذریم، باید گفت در روایات نشانه هایى کلى براى ظهور آن حضرت بیان شده است که خود به دو بخش علائم «حتمى» و «غیر حتمى» تقسیم می‌شود که تفصیل آن در کتب عقاید وحدیث آمده است.