تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۰۸۱
پرونده متهمان فتنه

سیروس محمودیان
«... امروز هم رفته بودم اتاق بازجویی. زندان است و بازجویی‌های مکررش. بازجو اتاقش را عوض کرده بود؛ همان بازجویی که بارها گفته‌ام خیلی با هم دوست هستیم. کنار میز اتاقش 2 دستگاه کامپیوتر وصل به اینترنت بود. لپ‌‌تاپ خودم را هم که شب دستگیری از منزل آورده بودند کنارش دیدم. ناخودآگاه آهی کشیدم. بازجو پرسید چرا آه؟ گفتم: یاد وب‌نوشت افتادم که 2 ماه و 10 روز است از آن بی‌خبرم. یک وقتی سایتم جزئی از خانواده‌ام بود. بازجو گفت: از همین امروز می‌توانی از همین‌جا آن را بنویسی و منتشر کنی. برای یک لحظه شوکه شدم. دیدم شوخی نمی‌کند. فکر کردم این هم تجربه‌ای است. تجربه وبلاگ‌نویسی از داخل زندان. گفتم طبعا زندان شرایط خودش را دارد. باید ملاحظات و کنترل شما را بپذیرم ولی آنچه می‌نویسم باید حرف‌های خودم باشد. شما فقط می‌توانید بگویید بعضی چیز‌ها را ننویس. قبول کرد. توکل بر خدا شروع کردم به نوشتن. نمی‌دانم آیا هر روز اجازه می‌دهند یا گاه به گاه. هر وقت اجازه دادند، می‌نویسم.
عجالتا روز اولی چند نکته را مطرح می‌کنم:
1- می‌دانم این دور و بر من و در این اتاق‌های اطرافم خیلی از دوستانم زندانی‌اند. جسته گریخته بعضی اسامی را شنیده‌ام. فکر می‌کنم همه در سخت بودن زندان شریکیم و از اینجا بودن گیجیم. ولی می‌توانیم بفهمیم که چرا ما را گرفته‌اند. وقتی سران اصلی را نمی‌توانند بگیرند ما را که به زعم آنها می‌توانستیم سران را پشتیبانی کنیم و حرف بزنیم و بعضی‌ها که تشکیلات دارند، تشکیلات را به کار بگیرند، گرفته‌اند تا آشوبی که از توهم تقلب در حال شکل گرفتن بود مهار شود. اما گمان می‌کنم بیشتر اینهایی که زندانند، می‌دانند که نه تقلب تعیین‌کننده‌ای صورت گرفته و نه آشوب اجتماعی به نفع مردم ایران بوده و نه کسانی که این آشوب‌ها را آفریدند و تشویق کردند دلشان برای مردم ایران می‌تپیده. این بحرانی است که به اعتقاد من روح زندانیان سیاسی این ماجرا را اذیت می‌کند.
امیدوارم تصمیم‌گیران این نکته را درک کنند و این مجموعه را زودتر آزاد کنند تا با آزادی، این دیدگاه‌هایشان را در جامعه مطرح کنند. همان مطالبی که من 3 هفته پیش و قبل از دیگران در دادگاه اعلام کردم و در روزهای آینده توضیح بیشتری می‌دهم. 2- ماه رمضان هر ساله تا نزدیک صبح پای کامپیوتر بودم. امسال که تنهایی داخل اتاقم می‌نشینم و کتاب و دعا و قرآن می‌خوانم، معنویت ویژه‌ای به دست آورده‌ام ولی نمی‌توانم انکار کنم که برای تک‌تک خوانندگان وب‌نوشت دلم تنگ شده است.
شنیده‌ام اهالی عالم مجازی خیلی ابراز لطف کرده‌اند. ندیده‌ام ولی خیلی ممنونم و از همه‌تون التماس دعا دارم. 3- دلم برای خانواده‌ام خیلی تنگ شده. در این مدت فاطمه لیسانس گرفت. مبارکش باشد و امیرعلی نوه گلم راه افتاده. مبارک فائزه باشد و فریده تابستانش را منتظر من ماند و فهیمه، همسرم بار همه را به دوش کشید. با آنها گاهی تماس تلفنی و چند بار دیدار حضوری داشته‌ام. خیلی برایم دعا و تلاش کرده‌اند. شما هم دعا کنید. تنهایی بدجوری دردناکه. 4- مثل همون موقعی که آزاد بودم مخلص همه‌تون هستم». متن مظلومانه مذکور نخستین «وب‌نوشت درون زندان» روحانی 51 ساله خلع لباسی«سیدمحمدعلی ابطحی» است؛
سیاستمدار اصلاح‌طلبی که جزو نخستین اعضای بنیانگذار مجمع روحانیون مبارز، مدیر وقت صداوسیمای مشهد، بوشهر و رادیو ایران، معاون وقت برون‌مرزی صداوسیما، نماینده صداوسیما در لبنان، معاون وقت امور بین‌الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و...، رئیس دفتر و معاون پارلمانی و مشاور ارشد رئیس‌جمهور وقت محمد خاتمی، رئیس موسسه گفت‌وگوی ادیان، صاحب امتیاز و مدیرمسؤول نشریه اخبار ادیان و از حامیان پروپا قرص مهدی کروبی در جریان انتخابات ریاست‌جمهوری دور دهم و یکی از مجرمان اصلی و معترف دادگاه‌های مربوط به متهمان فتنه سبز در سال 1388 است که پخش تلویزیونی اعترافات داوطلبانه و مستند او در دادگاه رسیدگی به جرائم فتنه‌گران، سرفصل نوینی را در افشای اسرار مگوی جریان دوم خرداد رقم زده و نتیجتا سران پشت پرده فتنه و خواص غفلت‌زده و آقازاده‌های لندن‌نشین را کیش و مات کرد. ابطحی روحانی‌زاده، عاشق خودروسواری«پرشیای مشکی‌رنگ» است. او در هفتم بهمن ۱۳۳۸ در مشهد مقدس در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمده است. پدر ایشان آیت‌الله«سیدحسن» علاقه خاصی به اعداد رموزی داشته و نویسنده کتاب ممنوعه« وظایف سالک الی الله» و ساکن فعلی قم است.
سایه اتهام پرحاشیه«تخلفات عدیده اقتصادی در شرکت مضاربه‌ای بیت‌الرضوان و تجمعات سازمان یافته مالباختگان در مقابل دفتر رئیس وقت قوه قضائیه» و اشتهار قابل اعتنای ایشان به‌عنوان یکی از سیاستگذاران و مسؤولان کنونی «انجمن معطله حجتیه» و همچنین اصرار غیرموجه و پایان‌ناپذیر نامبرده بر ادعای غیرمستند ملاقات‌های مکرر با امام زمان (عج) در سال‌های اخیر و برگزاری جلسات ویژه تربیتی- عرفانی! اختصاصی و انتشار نشریه فرهنگی، اعتقادی، اجتماعی «خورشید مکه» در سال‌های 84 و 85 به همراهی علیرضا نعمتی‌نژاد جنجال سیاسی- مذهبی دامنه‌داری را در ایران پدیدآورده بر پرونده قطور وی سنگینی مضاعف می‌کند که به هر حال بازداشت پدر در سال 85 توسط ماموران جمهوری اسلامی ایران مشکلات عدیده‌ای را در آن مقطع برای محمدعلی ابطحی، معاون پیشین محمد خاتمی پیش می‌آورد.
نویسنده مقاله «دوئل دولت مهدوی و حسن ابطحی» در این‌باره مدعی می‌شود: «با حضور آقای دکتر محمود احمدی‌نژاد در شهرداری تهران بویژه با شروع انتخابات ریاست‌جمهوری دوره نهم، محافلی خاص اعلام کردند که دوره جدیدی از فعالیت انجمن حجتیه در دستگاه‌های دولتی آغاز شده است. این در حالی بود که همین گروه‌های خاص با روی کار آمدن دولت آقای خاتمی و انتصاب محمدعلی ابطحی، پسر سیدحسن ابطحی در مقام معاونت حقوقی و ریاست دفتری رئیس‌جمهور از خود هیچ واکنشی نشان نداده بودند».