نوشته: دکتر محمودرضا امینی
روسیه قصد ندارد همواره با سیاستهای کشورهای غربی و آمریکا به مخالفت بپردازد و از آنجا که تلاش میکند در صحنه بینالمللی به عنوان یک عامل اثرگذار و مطرح پذیرفته شود، مایل است خود را با جریانهای بینالمللی همسو کند و با مخالفتهای پیدرپی، موجب دوری از کشورهای غربی به ویژه آمریکا نشود.
بررسی سیاست خارجی روسیه به عنوان کشوری که در شمال ایران واقع شده و پس از فروپاشی شوروی و شکلگیری جمهوریهای مستقل، همچنان دارای حق و تو در شورای امنیت است، نکتهای مهم و اساسی است. به نظر میرسد این کشور اهداف و منافعی را در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی و احتمالاً در عرصه جهانی دنبال میکند که باید مورد بررسی دقیق قرار گیرد.
در مرحله نخست باید به این سوال اساسی پاسخ داد که روسیه در خاورمیانه و آسیای مرکزی به دنبال چه اهدافی است و اساساً با استفاده از چه استراتژیهایی سعی میکند به این اهداف دست پیدا کند.
روسیه در سیاست خارجی خود به دنبال بازسازی قدرت گذشته خویش است و سعی میکند به عنوان خلف اتحاد شوروی سابق، نقشش را به خوبی در محیط بینالملل ایفا کند. این کشور به شدت علاقهمند است نقشی را که اتحاد جماهیر شوروی برعهده داشت و طی جنگ سرد نیز برای حفظ این نقش تلاش زیادی کرد، دوباره احیا کند. با توجه به اینکه روسیه از بعد نظامی از قابلیت نسبتاً خوبی برخوردار است، تمایل دارد از این پتانسیل استفاده کند و شرایط خوبی را در محیط بینالملل برای اثرگذاری خود برسیاستهای جهانی به وجود آورد.
روسیه برای دستیابی به هدفی که گفته شد، سعی میکند از سیاستها ی متفاوتی استفاده کند.
اولین راهکاری که به آن متوسل شده، این است که به سیاستهای منطقهای روی آورد و سعی دارد با نزدیک شدن به کشورهای منطقه آسیای میانه و خاورمیانه، جدیت، اقتدار و پرستیژ خود را در محیط بینالملل تداعی کند. در واقع هنگامی که روسیه در مسائل بینالمللی از جمله فعالیت صلحآمیز هستهای ما، بر خلاف کشورهای غربی و آمریکا به نفع ایران موضعگیری میکند، همان وجهه اقتدار خود در جهان را به نمایش گذاشته و در برابر آمریکا بر قابلیتهای منطقهای خود تأکید میکند.
از سوی دیگر، روسیه قصد ندارد همواره با سیاستهای کشورهای غربی و آمریکا به مخالفت بپردازد.
از آنجا که روسیه تلاش میکند در مسائل بینالمللی به عنوان یک متغیر اثرگذار و مطرح پذیرفته شود، میخواهد خود را با جریانات بینالمللی همسو کند و با مخالفتهای پیدرپی، موجب دوری خود از کشورهای غربی، به ویژه آمریکا نشود.
در حالی که به نظر میرسد نوعی آنارشیسم در محیط بینالملل بر روابط برخی کشورها حاکم است، اما قواعدی کلی که تمامی کشورها به خوبی آن را دریافته و سعی در رعایت آن دارند نیز برروابط کشورها حاکم است. روسیه اگر بخواهد در محیط بینالملل به کنشگری فعال بپردازد و سهمی از قدرت بینالمللی داشته باشد، باید اصولی را در ارتباط با آمریکا و ایادی غربیاش، به عنوان کشورهایی که به کنشگری فعال در محیط بینالملل میپردازند و داعیه ایجاد نظم در محیط بینالمللی را دارند، رعایت کند.
از سوی دیگر، برخی قدرتهای منطقهای نیز در خاورمیانه وجود دارند که روسیه نمیتواند بدون توجه به آنان به برقراری روابط و تعامل در عرصه بینالملل بپردازد.
یکی از این کشورها، جمهوری اسلامی ایران است. با توجه به منابع انرژی ایران و پیشرفتهایی که کشورمان در عرصه بینالملل در زمینههای مختلف داشته و با لحاظ کردن جاذبههای دیگر ایران که در منطقه اثرگذار است، روسیه نمیتواند در سیاستهای منطقهای خود ایران را نادیده بگیرد.
روسیه تمایل دارد محیط اطرافش که آسیای مرکزی را نیز در برمیگیرد، محیطی امن باشد تا حضور آمریکا در این مناطق، دغدغهای برایش به وجود نیاورد.
در واقع یکی از نگرانیهایی که روسیه در مناطق همجوار خود دارد، حضور آمریکا در این مناطق است، با توجه به نقاط ضعف روسیه از جمله وجود درگیری در برخی جمهوریها ی مسلمان نشین این کشور، طبعاً حضور آمریکا در منطقه به نگرانیهای روسیه دامن میزند.
با توجه به آنچه گفته شد، سیاست دوگانه روسیه در برابر ایران قابل ارزیابی و در خور تامل است. روسیه آن زمان که سعی میکند اقتدار و استقلال خود را در موضعگیریهایش در محیط بینالملل نشان دهد، از ایران امتیاز بگیرد و همزمان کشورهای منطقه را به سیاستهای خویش امیدوار کند، به نفع کشورهای منطقه، همچون ایران موضعگیری میکند، اما آن زمان که میخواهد همراه با روندها و جریانات بینالمللی شود و از آمریکا امتیاز بگیرد و خود را خواهان نظم جهانی نشان دهد، به سوی همراهی با آمریکا و غرب گام برمیدارد.
البته همراهی آمریکا با غرب، هزینههایی را نیز برای این کشور درپی خواهد داشت که عبارت از موارد زیر هستند:
1ـ در بخش جنوبی روسیه و شمال قفقاز حدود 20میلیون مسلمان حضور دارد. این مسلمانان خواهان برقراری روابط روسیه با مسلمانان منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی هستند.
به صورت سنتی، افکار آنان پذیرای آمریکا در منطقه نیست و هر نوع همکاری روسیه با این کشور را نیز نوعی همراهی در سیاستهای سلطه طلبانه آمریکا تلقی میکنند.
همراهی روسیه با سیاستهای آمریکا، افکار عمومی منطقه، به ویژه مسلمانان را علیه این کشور بسیج خواهد کرد. به نظر میرسد روسیه در صورت گسترش همکاری با آمریکا، پایگاه منطقهای خود را از دست خواهد داد و به عنوان یک کشور حامی آمریکا مطرح خواهد شد.
2ـ موضوع دیگری که قابلیت پرداختن دارد، این است که کشورهایی نظیر ایران و سوریه که در سیاست خارجی روسیه جایگاه خاصر دارند، به سیاستهای روسیه بدبین شده و از سطح همکاریهایشان با این کشور خواهند کاست. در سال 2008 و 2009 ایران اولین شریک تجاری روسیه در منطقه بود که به ترتیب 7/3 و 3 میلیارد دلار مبادلات تجاری با روسیه داشت.
بدیهی است که در صورت همراهی روسیه با آمریکا، این همکاری و مبادلات کاهش خواهد یافت.
3ـ با توجه به آنچه در بالا گفته شد، طی یک روند تدریجی، کشورهای منطقه از سیاستهای روسیه ناامید شده و به آن به چشم یک کشور بیگانه خواهند نگریست که با رویکردی شبیه به آمریکا در منطقه به کنشگری میپردازد.
در نتیجه، یک احتمال وجود خواهد داشت؛ به این ترتیب که ائتلافهای جدید در منطقه، بدون روسیه ایجاد خواهد شد. طبعاً اگر کشورهای منطقه آسیای مرکزی و خاورمیانه به این نتیجه برسند که روسیه در حل مسائل منطقهای نمیتواند کمکی به آنها بکند، به سوی ائتلافی که خودشان سامان خواهند داد، سوق پیدا میکنند.
4ـ موضوع بعدی این است که اگر روسیه به سیاستهای آمریکا در منطقه روی خوش نشان بدهد، اقدامات تروریستی در منطقه افزایش مییابد و اعتراض افکار عمومی منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی را علیه اقدامات روسیه و پیامدهای آن به دنبال خواهد داشت. این شرایط برای روسیه مطلوب نیست و روسیه درصدد است از سطح تشنجات احتمالی در منطقه بکاهد.
5ـ خطر دیگری که روسیه را تهدید میکند، حضور آمریکا در منطقه است.
روسیه تلاش میکند بتواند نقش مورد نظر خود را در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی ایفا کند، اما حضور آمریکا در منطقه مانعی جدی بر سر راه اهداف روسیه است.
در صورت همراهی روسیه با سیاستهای آمریکا، حضور این کشور در منطقه خاورمیانه مسجل خواهد شد، اما وجود ناوگانهای نظامی آمریکا در منطقه خاورمیانه و آسیای مرکزی به نفع روسیه و سایر کشورهای منطقه نیست. حمایت روسیه از اقدامات آمریکا در منطقه باعث خواهد شد که روسیه نیز در بخشی از رسوایی ناشی از سلطهطلبی و اقدامات نظامی آمریکا در منطقه سهیم تلقی شود.