پیرایه یغمایی: بحران افغانستان بعد از گذشت10 سال ایالات متحده را در یکی از حساسترین نقاط تاریخ خود قرار داده است. آمریکا غیر از سهیم کردن پاکستان در اداره افغانستان راه دیگری برای پیروزی نسبی و پاسخ به افکار عمومی خود پیش رو ندارد. پاکستانیها بارها ارتباط برخی دستگاههای رسمی یا رهبران این کشور را با جنبش طالبان و جنبشهای افراطی دیگر که تعداد آنها در پاکستان رو به افزایش است، تکذیب کردهاند اما شواهد نشان میدهد این ارتباط از هنگام حکومت طالبان در افغانستان تا به امروز ادامه داشته است. این مطلب را دیوید کامرون، نخستوزیر انگلیس گفته و با این سخنان نخستین جنگ دولتش را با نظام پاکستان آغاز و اسلامآباد را متهم کرد با گروههای تروریستی ارتباط دارد. نباید فراموش کرد مجازات پاکستان یک اشتباه فاحش همانند جنگ در افغانستان است.
باید از دولت پاکستان حمایت کرد زیرا لازمه نابودی افراطگرایی و تروریسم در شبهقاره هند و افغانستان برجا ماندن نظام کنونی پاکستان است و بدون پاکستان باثبات، این منطقه بحرانی و کاملا از کنترل خارج خواهد شد. هند و دولت حامد کرزی در افغانستان بر این موضوع پافشاری میکنند که در پاکستان برخی طرفها از گروههای تروریستی حمایت میکنند و موجب شکست جنگ با تروریسم در منطقه هستند. حتی اگر فرض کنیم این اتهام تا اندازهای درست باشد اما برای آن راهکار نظامی وجود ندارد زیرا تعقیب نیروهای داخلی پاکستانی موجب به هم ریختن نظامی خواهد شد که بزرگترین کشور در حال جنگ با تروریسم است. برای آنکه به میزان خطر احتمالی پی ببریم کافی است آن را با مناطق متشنج مقایسه کنیم. افغانستان، سومالی، یمن و عراق4کشوری هستند که مهمترین عرصههای جنگ محسوب میشوند و گروههای تروریستی در آنها حضور دارند. همه این 4 کشور را که کنار هم بگذاریم از نظر جمعیتی کوچکتر از پاکستان هستند. قطعا پاکستان از نفوذ جنبشهای افراطی رنج میبرد و برخی گروههای تروریستی از جمله القاعده و جنبشهای طالبان در آن حضور دارند. شاید برخی افراد در بخشهای نظامی و امنیتی نظام پاکستان با این شبکههای مسلح در اهدافشان برای مقابله با هند و جنگ با دولت کرزی ضداسلامآباد همسو باشند و از این گروهها حمایت کنند اما با وجود این رابطه نادرست، تلاش برای مجازات نظام پاکستان به هرج و مرجی منجر خواهد شد که امکان دارد به فروپاشی نظام این کشور منجر شود. آمریکا و همپیمانانش امروز از تنبیه نظام کوچکی مانند نظام کرزی عاجزند پس چگونه قادرند با نیروهای شورشی پاکستانی درگیر شوند؟ شاید ناتوانی آنها در این است که رابطه پاکستان را در اداره افغانستان درک نکردهاند به همین سبب نتوانستهاند ارکان نظام جدید را در کابل تثبیت کنند. آمریکا و همپیمانانش همچنین در شکست دادن طالبان که آتش زیر خاکستر است عاجز ماندهاند. واشنگتن از 9 سال پیش پافشاری میکند تا نگذارد پاکستان هیچگونه نقشی در افغانستان که همواره حیاط خلوت پاکستانیها بوده است، ایفا کند و همین موجب شده نیروهای افغانی تاثیرگذاری خود را به علل قبیلهای جمعیت پاکستان از دست بدهند.
سهیم کردن پاکستان در افغانستان مفید است بویژه آنکه جوزف بایدن، معاون رئیسجمهور آمریکا به این موضوع در آخرین سفرش به کابل باصراحت اشاره کرد و گفت: دیگر برای واشنگتن پافشاری بر یک فرمول نظام سیاسی مشخص در افغانستان مهم نیست بلکه مهم آن است که راهکاری پیدا شود که مورد رضایت همه افغانها باشد. به عبارت دیگر آمریکا از طرح جورج بوش، رئیسجمهور سابق این کشور برای ایجاد نظام دموکراتیک در افغانستان و تشویق به ایجاد نظامی همانند آن در پاکستان صرفنظر کرده است. این به معنای بازگشت به بازی محورهای منطقهای است و به ناچار باید با نظام پاکستان در اداره افغانستان همکاری کرد نه آنکه کرزی را راضی کرد که در انتخابات اخیر با تقلب پیروز شود در حالی که وی بدون آمریکاییها نمیتواند بر افغانستان حکومت کند. آمریکا که در افغانستان بیش از ویتنام جا خوش کرده باید بداند پاکستان با همه عیب و ایرادهایش شاید تنها راه نجات است و سهیم کردن اسلامآباد در اداره افغانستان همراه با به تعویق انداختن ایجاد نظام سیاسی مورد قبول بینالمللی به مرحله بعد، یک ضرورت است اما در حال حاضر اوضاع در 2طرف مرزها در حال بدتر شدن است.