* توضیحی در رابطه با ارتباط و شناخت حضرت امام(ره) در پیش از وقوع انقلاب اسلامی با مطبوعات و نشریات بفرمایید؟
** امام از معدود مراجعی بودند که با مطبوعات سروکار داشتند. روزنامه و یا مجلههای مطبوعاتی را تهیه میکردند و میخواندند چون بعضی همگنانشان یعنی مراجع وقت شاید در شأن خودشان نمیدیدند که روزنامه بخوانند و یا روزنامهای تهیه کنند. جسته گریخته اخباری را علاقه مندانشان انتخاب میکردند و برایشان میگفتند. ولی امام شخصاً خودشان روزنامه مطالعه میکردند و نوعی آشنایی و اشراف بر مسایل مطبوعاتی داشتند و به دلیل همین گاهی آنچه را به نظرشان میرسید که صحیح نیست نقد و اعتراض میکردند.
در جریانات انقلاب یاران و علاقهمندان ایشان تشخیص میدادند که از طریق وسایل ارتباطات جمعی عمدتاً روزنامههای محلی افکار و عقاید ایشان را انعکاس بدهند. طبیعتا از طریق نشریات رسمی روز امکانش نبود و آنها بر نمیتابیدند و سانسور میکردند ولی نشریات دیگری بود که در حدی آمادگی داشتند منتها نفوذی نداشتند و عمدتاً نشریات زیر زمینی و مخفی بود که اندیشههای امام و یاران شان و مسایل مبارزاتی را انعکاس میدادند. عمده تریبون نشریات که در سطح رسمی منتشر میشدند نشریات دانشجویی و حوزه که مکتب تشیع، مکتب اسلام و روزنامه در راهحق که مرحوم عدنانی صاحب امتیازش بود که البته نفوذ چندانی نداشت. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران پیام دانشجو را منتشر میکرد که بعداً همانها کادرهای سازمان مجاهدین اولیه را شکل دادند و در تشکلهای نهضت آزادی و جبهه ملی فعالیت میکردند.
اینها نمونه هایی از فعالیتهای مطبوعاتی آن دوره بود که ناشر افکار انقلابی امام و یارانشان بودند که روشنگری میکردند ولی به دلیل خفقان و اختناقی که پیش آمد این نشریات هم روبه افول گذاشتند.
* آیا در روند مبارزات از سایر رسانهها نیز برای تبلیغ دیدگاههای مبارزاتی حضرت امام(ره) استفاده میشد؟
** بله، بعداً فعالیتهای تبلیغاتی وارد فاز جدیدی شد که بهره گیری از امواج رادیویی در خارج از کشور بود. به خاطر رابطه به شدت تیره ایران و عراق امکان بهره مندی از موج رادیویی فراهم شد و دوستان مصلحت دیدند که از امکانات تبلیغاتی موجود در عراق بهره بگیرند. مدتی از بخش فارسی رادیو بغداد استفاده میشد که موقت بود و بعدا موج مستقل مبارزاتی صدای روحانیت مبارز را گرفتند. صدای مهین پرستان و سروش هم بود که گروههای مختلف فعالیتهای تبلیغاتی شان را از آنجا شروع کردند. آنچه مربوط به روحانیت بود صدای روحانیت مبارز بود. برخورد امام با این پدیده تبلیغاتی نشان دهنده منش و آرمان ایشان بود. فعالیتهای تبلیغاتی رادیو بدون اجازه و اطلاع امام شروع شد و امام اطلاع نداشتند. مرحوم حاج آقا مصطفی سازمان دهنده این امر بود و به پیشنهاد ایشان کار شروع شد و ایشان مصلحت نمیدید امام در بدو امر اطلاع داشته باشند منطقشان هم درست بود. چون بهره گیری از امکانات بیگانه هر چند که مصلحت اقتضا میکند یک ریسک است و میتواند امر بدی باشد اما به هرحال وابسته به بیگانه است و ما نمیخواهیم که امام آلوده این چنین امری بشوند و عدم اطلاع ایشان از این امر باعث مصون ماندن امام از اتهامات بعدی خواهد شد. بعداً که امام مطلع شدند حساس شدند که چی هست و کجا هست از فرزندشان پرسیدند و حاج آقا مصطفی اطلاع دادند که ما پیشنهاد دادیم و فلانی بهره گیرنده از موج رادیویی و مجری است.
امام بنده را خواست و توضیحاتی خواستند، چند ماه اولیه برنامهها که اجرا میشد مکتوب بود و در دفترچهای نزد امام بردم. امام وقتی دفتر را مشاهده و مطالعه کردند ضمن تحسین این امر تذکراتی دادند که بیانگر شخصیت و منش و تلقی امام از امر تبلیغات بود.
یکی اینکه تاکید کردند خلاف و دروغ گفته نشود و واقعیت گفته شود. دوم اینکه فحاشی، ناسزاگویی نباشد همان افشای واقعیت امر با استناد واقعی روشنگر است و نیازی به فحاشی نیست.
* پس از وقوع انقلاب اسلامی ارتباط حضرت امام(ره) با مطبوعات چگونه شکل گرفت؟
** اولین برخورد امام بعد از انقلاب با این عرصه بعد از اعتصاب مطبوعات بود. مطبوعات شروع فعالیت جدیدشان را بعد از اعتصاب از امام اجازه گرفتند و با امام مصاحبهای داشتند که امام رهنمودهایی داده بودند که راهگشا بود و عمده تاکیدی که داشتند تکیه بر خواست مردم و انعکاس نقطه نظرات مردم بود. البته بعد از پیروزی انقلاب به دلیل جو آزاد در کشور تلاطماتی وجود داشت . جو رها شدهای که همه از بند رسته بودند و هر گروه فعالیتهای ویژه مطبوعاتی خودش را داشت. هر حزب و تشکیلات مخفی علنی شده بود و ارگان خودش را منتشر میکرد. از روزنامههای رسمی که در خدمت انقلاب بودند اطلاعات و کیهان بودند که نظام آنها را سر پرستی میکرد در اینها هم عناصر وابسته به احزاب و گروهکها و حتی کادرهای قبل از انقلاب با خط مشیهای عجیب و غریب فعال بودند. حضرت امام(ره) تشخیص دادند که باید مطبوعات تحت اداره و نظارت نظام وانقلاب درآید لذا برای اینها نمایندگانی را انتخاب کردند. نماینده روزنامه کیهان دکتر یزدی بودند و نماینده روزنامه اطلاعات بنده بودم امام برای هر دوی ما در حکمی که به عنوان سرپرستان این دو روزنامه صادر کردند رهنمودهایی برای در خدمت مردم و مستضعفین بودن دادند. عباراتی با این مضمون که این موسسات که از اموال مستضعفین است باید در خدمت مستضعفین و مردم محروم باشد و به نفع اسلام و مسلمین و در راستای اهداف انقلاب برنامه ریزی شود.
* دیدگاه حضرت امام در رابطه با مطبوعات و سایر رسانهها که واسطه میان مسئولین و مردم هستند چه بود؟
** آنچه را که من به عنوان برداشت شخصی خودم از نقطه نظرات امام و منویات ایشان در مورد امور مطبوعاتی میتوانم شاهد بیاورم مشاهدات خودم است که درمحضر ایشان بودم. در تمام دوران تقریبا 9 سالهای که من مسئولیت روزنامه را (از سال 59 تا 68 ) در حیات ایشان داشتم هیچگاه امام از مسئلهای که مربوط به خودشان باشد که انعکاس اش کمرنگ شده باشد یا پررنگ شده باشد توصیهای نکردند. اصراری روی مسایل شخصی خودشان نداشتند بلکه برعکس یک دفعه ایشان مدیران مسئول مطبوعات روز را خواستند و تاکید کردند که شما اصرار نداشته باشید که هر روز از من تیتر و عکس در صفحه اول باشد ومسایل مربوط به من را عمده کنید و انعکاس وسیع بدهید.
از این امر که مطلب یا عکس ایشان را در صفحه اول کار کنیم منع کردند. تاکید کردند که شما بجای عکس من و خبر از من، بروید سراغ کسانی که برای مردم زحمت میکشند و به کشور خدمت میکنند گمنامانی هستند که در جامعه و در خدمت مردم و انقلاب هستند که کسی از آنها شناخت ندارد.
حتی دو سه مورد هم نام بردند. مثلاً کشاورزی که شب و روز زحمت میکشد و اوست که نیاز جامعه را برطرف میکند و کارگری که کار میکند و ثمره کارش رفاه مردم است یا رفتگری که نیمه شب زحمت میکشد و شهر را نظافت میکند و از پلشتیها پاک میکند این انسان شایسته عرضه است سراغ اینها بروید یا کسی که ابتکاری دارد یا نوآوری کرده ارزش افزودهای ایجاد کرده سراغ اینها بروید.
در یک مورد خاطرم هست که ما برداشت گزینشی از سخنان ایشان داشتیم. دورانی بود که اختلاف شدیدی بین تشکیلات حزب جمهوری اسلامی و مجلس با ریاست جمهوری وقت (آقای بنی صدر) بود. امام بنا داشت که مافوق همه اینها نظر بدهد و اینطور نباشد که تلقی جامعه این شود که ایشان طرفدار حزب جمهوری یا مجلس است و یا رئیس جمهور. یک نوع بی طرفی را در نظراتشان اعمال میکردند و اصرار داشتند که هیچکدام از تشکلها و گروهها آن ایام از وجود ایشان سوء استفاده نکنند. یکی از سخنرانیهای ایشان را ما در تیترها و سوتیترهایی که انتخاب کرده بودیم به نوعی جهت دار بود. ما طوری انتخاب کرده بودیم که آن نقطه نظرهایی مورد تایید خودمان بیشتر پر رنگ شود.
امام برآشفتند و به ما پیغام دادند که آنچه را که شما از من در صفحه اول آورده اید نظر من نیست و خلاف است و به ما عتاب کرد. طبیعتاً ما برای ارایه توضیح و دریافت رهنمود جدید خدمت ایشان رسیدیم. من و سردبیر وقت آقای سعید اسماعیلی به اتفاق رفتیم و امام نصحیت کردند که آن بی طرفی را که لحاظ دارم به آن توجه داشته باشید و آن طور نباشد که برداشت از مطالب من جهت خاص دهید.
ماجرای دیگری هست که برای ما بسیار آموزنده است. برخوردی بود که به دلیل ابهامی که برای ایشان پیش آمده بود با روزنامه اطلاعات کردند و روزنامه را متوقف کردند. داستانش را من در گوشهای از خاطراتم ذکر کرده ام خود این حساسیتی است که امام داشتند و تاکید داشتند که من کسی نیستم که بخواهند مرا فریب دهند. تعبیر زیبایی داشتند که من لنین نیستم که بخواهند روزنامه مخصوص مرا چاپ کنند و آنچه را که در جامعه انعکاس پیدا میکند متفاوت باشد. البته بعد از اینکه توضیحات خدمت ایشان داده شد به دلیل آسیبی که شخصیت و موقعیت روزنامه پیدا کرده بود جبران کردند و سعی کردند استمالت کنند و با بزرگواری از فعالیت دوستان هم تقدیر کردند و آن نقیصه را هم جبران کردند. به هرحال برخوردشان برخوردی سرنوشتساز بود که امام را نمیشود فریب داد و مطلبی را که در جامعه انعکاس پیدا میکرد از ایشان کتمان کرد. از واقعیات دیگری که امام داشتند این بود که امام اصرار داشتند تمامی رادیوهای بیگانه را تا آنجایی که در امکانشان بود گوش دهند و اصرار داشتند بولتنهای محرمانه را که در اختیارشان قرار بگیرد. این طور نباشد که به خاطر ملاحظات و رعایت حال و روحیات ایشان چیزی از ایشان پنهان بماند و کانالهای متعددی را انتخاب کرده بودند که افراد اخبار ویژه را در اختیار ایشان قرار دهند.
یک بار عروسشان وارد اتاق میشوند و میبینند که ایشان رادیویی در دستشان است گوش میکنند و این رادیو در حال ناسزا گفتن است و ناسزاهای خشن و بسیار زننده و زشت خطاب به خود امام میگوید. ایشان (عروس) تعجب میکنند و میگویند چرا اینها را گوش میکنید و این حرفها که در شأن شما نیست. ایشان میگویند من باید اینها را گوش کنم که آنچه را که دیگران شب و روز به عنوان مجیز و تعریف مورد پسند من برای من میگویند باورم نشود و نفسم تعدیل شود و همه را باور نکنم. یک نفس مهذب و وارسته میتواند خود را در این حد قرار دهد که همیشه مجیز و تحسین و تعریف را نشنود بلکه سخن و فریاد مخالف را هم بشنود. انتقاد صریح و رک بی پرده مخالفش را هم گوش کند. این است که میتواند خودش را بسازد در خدمت واقعی به جامعه و آرمانش باشد. این ویژگیهای امام بود که تا آخر عمرشان به آنها وفادار بودند و برای کسانی که با ایشان مرتبط بودند و آشنا بودند درس و سرمشق بود و میتوانست راهگشا باشد.
تکلیفی بود که امام میفرمود شما مردم را در آگاهی کامل قرار دهید ،خدمتتان را به مردم ارائه دهید و کاری را که انجام میدهید در حدی باید باشد که بتوانید به مردم گزارش دهید. مثلا در جریان مک فارلین که میخواست به ایران بیاید و آقای رفسنجانی در آن موقع مسئول مستقیم برخورد با آن جریان بودند امام تاکید کرده بودند که شما تا جایی پیش بروید که بتوانید به مردم توضیح دهید و راست اش را به مردم بگویید.