تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۴۷۴
توجه به دو اصل «نکویی» و «تقوا»

علیرضا فرقانی
از زمانی که انسان متوجه اصل جامعه بعد از وجوب تشکیل اجتماع برای مصون ماندن در برابر تهدیدها شد، به این نتیجه رسید که بایستی نظامی تشکیل و کارگزارانی تصدی امور را بدست گرفته و با تدابیری به نحو احسن منابع و امکانات را به نفع منافع ملی در مسیر مصلحت نظام، مدیریت کنند. به این منظور مدل های مختلفی در جهت تشکیل و اداره نظام و هدایت مردم توسط مکاتب و تئوریسین های مختلف ارائه شد که در این میان قرآن نیز به عنوان دین کامل، تهی از ارائه مدل نبوده.
حزب در عربی به جماعتی اطلاق می گردد که دارای آرمان مشترک و هدف خاصی بوده باشد و از این جهت قرآن در نظام دو قطبی خود، تنها دو حزب را به طور کلی معرفی می کند، یکی حزب الله و دیگری حزب شیطان و تنها حزب الله را پیروز و ما بقی احزاب را تحت نام حزب شیطان، نابود شدنی می داند.(همانا حزب شیطان همان زیانکارانند.مجادله 19/همانا حزب خداست که رستگارند.مجادله22/حزب خداوند همان پیروزمندانند.مائده56/).
لذا مفاهیمی همچون فئه (گروهی که برای یاری رساندن به همدیگر تشکیل می شوند)، فرقه و هیئت اگر با مبانی، روش و کارکردی دینی تعریف شوند در چارچوب حزب الله و در غیر این صورت در چارچوب حزب شیطان فعالیت می کنند.
پلیتیک (Politic)در نگاه مدل غربی به معنی فن دستیابی به قدرت به هر قیمت و حفظ قدرت به هر قیمت تعریف شده است، در حالی که در نگاه دینی، فن چاره اندیشی و تصمیم سازی و اجرای تصمیمات به نحو احسن را سیاست می دانند.
پارتی (Party) یا حزب در فرهنگ غربی بستری است برای بالا بردن ظرفیت افراد ، گروه و در نهایت مردم، با غایت دستیابی به قدرت به هر قیمت و حفظ آن می باشد و در این بین مباحثی چون انحصار طلبی، تمرکز قدرت، رویکرد حزبی و... جز ذات حزب بوده و حفظ منافع حزب از اهم واجبات محسوب می گردد.
حال اگر مانیفست و مرامنامه حزب در مدل غربی بر هر اساسی تدوین شده باشد به عنوان قانون حزبی تلقی و التزام به آن مبانی برای تمام اعضا واجب می گردد. در حالی که در مدل دینی، صرفا مبانی و رویکردهای مبتنی بر حق به عنوان قانون در نظر گرفته شده و تعدی از اجرای قانون، عدول از شرع را رقم می زند.
کسب موفقیت و پیشرفت در جوامع غربی با وجود احزاب مختلف و حرفه ای، تنها منوط به مقبول شدن در حزب امکان پذیر می شود یعنی بعد از کسب حد نصاب علمی، بایستی اراده فرد در طول اراده سران حزب قرار بگیرد، در حالی که در مدل دینی، بعد از کسب حد نصاب علم و تقوا، اگر اراده فرد با اراده خداوند در طول هم قرار بگیرد، توسط اسبابی که خداوند فراهم می کند توفیق رقم خورده و "تعز من تشاء" انجام می پذیرد.
اگر عملکرد امام خمینی (ره ) با رویکرد حزبی مورد مهندسی قرار بگیرد مشاهده می شود که ایشان در سال های قبل از انقلاب زیر سایه حزبی قرار گرفته بود که پیامبر اکرم با اساسنامه و مرامنامه قرآن و نهج البلاغه، موسس آن بودند یعنی حزب الله به مدیریت و هدایت عموم مردم روشنفکر پرداخته تا حدی که بعد از فراگیری این حزب یعنی حزب الله، تصمیم به تاسیس حکومت دینی گرفتند. بعد از انقلاب 57 فرصتی بدست مردم این مرز و بوم افتاد تا به تعلقات خاطر خود که همان اسلام و مبانی نظری آن بود بپردازند و در حرکتی تکوینی به قول رهبر معظم انقلاب به سمت جهان اسلامی قدم بردارند اما متاسفانه برخی افراد با کج سلیقگی های خود خواسته یا ناخواسته این مسیر را مخدوش و با تشکیل و اصالت دادن به تحزب و تعدد حزب با اساسنامه و مرامنامه های متفاوت، به نقض غرض پرداختند. آنان، گویی حزب الله با اساسنامه قرآن را به رسمیت نشناخته و مترصد تشکیل حزبی در دل حزبی فراگیر به گستردگی مردم ایران شدند.
در این بین بود که آیت الله خامنه ای و هاشمی رفسنجانی طی نامه ای به امام در خصوص انحلال حزب جمهوری به مسائل مهمی در این خصوص اشاره کردند:«احساس مى‏شود که وجود حزب، دیگر آن منافع و فواید آغاز کار را نداشته، و بعکس، ممکن است تحزّب در شرایط کنونى بهانه‏اى براى ایجاد اختلاف و دودستگى و موجب خدشه در وحدت و انسجام ملت گردد، و حتى نیروها را صرف مقابله با یکدیگر و خنثى سازى یکدیگر کند. لذا، همان‏طور که قبلًا نیز کراراً عرض شد، شوراى مرکزى پس از بحث و بررسى مبسوط و مستوفا با اکثریت قاطع به این نتیجه رسید که مصلحت کنونى انقلاب در آن است که "حزب جمهورى اسلامى" تعطیل و فعالیتهاى آن بکلى متوقف گردد.»
این نامه با موافقت امام راحل مواجه شد و پس از آن بود که رسما انحلال حزب جمهوری در خرداد 66 اعلام شد.اما با تعطیلی فعالیتهای حزب جمهوری اسلامی، جمعیت موتلفه اسلامی که به خاطر ائتلاف 3 هیئت مذهبی (هیات مسجد شیخ علی، هیات اصفهانیها و هیات موید) به هیئات مذهبی معروف بود به فعالیتهای سیاسی خود زیر سایه حزب الله ادامه داد.در نهایت بایستی گروه ها و هیئت های مختلفی در جمهوری اسلامی زیر چتر حزب الله تشکیل شوند تا تفرقه، منفذی نشود برای رسوخ بیگانگان. از این رو خداوند نیز جهت انذار می فرماید: نباشید از کسانی که دین خود را قطعه قطعه کردند و فرقه فرقه شدند.روم 32/ آنان را که دین خود را قطعه قطعه کردند و دسته دسته شدند را تا چندی به ورطه گمراهی واگذار.مومنون53و54/ اما بعد از ائتلاف تمام گروه ها، بایستی هر کدام از ایشان، یکی از محورهای رشد و پیشرفت نظام را از قرآن استخراج، تئوریزه و در سطح عملیاتی برنامه ریزی کند و در معاونت با گروه های دیگر مبتنی بر 2 اصل نیکویی و تقوا (تعاونو علی البر و التقوا)، پازل نظام سازی حکومت دینی را تکمیل کنند.