فاضل شادمانی
امروزه دیگر بازیگران عرصه روابط بینالملل محدود و منحصر به دولتها نیست شبکههای ارتباطی گوناگونی از بازیگران متنوع شکل گرفته است که فرآیندی از تاثیرگذاری و تاثیرپذیری را بوجود آورده است. احزاب، رسانهها، سازمانهای غیردولتی، انجمنها و نهادهای بینالمللی یک نوع درهم تنیدگی را در سیاست بینالملل موجب شده است.
میتوان گفت روابط بینالملل از وضعیت خطی و متصلب به حالتی شعاعی و منعطف حرکت نموده است. اگرچه هنوز هم دولتها به میزان زیادی و حتی بیشترین تاثیر، نقش و دخالت را در ماهیت و محتوا و روند و فرآیند سیاست جهانی دارند. اما با نگاهی به واقعیتهای موجود لاجرم پذیرفته شود که چون گذشته دولتها دیگر به تنهایی یکهتاز و تعیینکننده این عرصه نیستند. چرا که عوامل و عناصر متعددی توانستهاند جایگاهی را برای شکلدهی و جهتبخشی به تعاملات و مناسبات جهانی برای خود تعریف نمایند.
در این راستا از جمله موضوعاتی که در دهه اخیر شدیداً مورد توجه قرار گرفته است دیپلماسی عمومی و به عبارت دیگر گفتگو و مذاکره و مخاطب قرار دادن افکار عمومی دنیاست.
در این نوع از دیپلماسی، شیوه و شکل مشخص و نیز الزامات دیپلماسی رسمی و تشریفاتی مطرح نبوده و طرف مخاطب، ملتهای جهان هستند. دایره شمول این دیپلماسی همه مرزها و محدودیتهای زبانی، نژادی، مذهبی، ملی و جغرافیایی را در مینوردد و در واقع برای گفتگو و خطاب خویش یک انسان جهانی را تعریف مینماید.
این موضوع زمینه و بستری را فراهم میآورد تا انتقال پیام و انعکاس مواضع و دیدگاههای یک دولت و ملت به جهانیان فارغ از چهارچوبهای رسمی و معمول دیپلماتیک صورت گیرد. دیپلماسی افکار عمومی در قالب زمان و مکان، معاهده و قرارداد و شروط و قیود خاصی جای نمیگیرد. فرض اصلی در این دیپلماسی همانا غفلت، ناآگاهی و بیتفاوتی وجدانها و فطرتهای بشری جهان نسبت به ظلمها، تبعیضها و تجاوزات قدرتهای زورگو و زیادهخواه بینالمللی است. لذا سر و کار واقعی و کانون بنیادین هدف بیدارسازی، ملتهای جهان و ایجاد ذهنیت واحد و مشترکی میان آنان است.
بنابراین نقطه فعالساز حساسیتهای فطری و ذاتی مردمان دنیا میباشد. مقصود از وارد شدن در چنین عرصهای، ایجاد احساس سرد در میان ملتهای مختلف نسبت به تبعیضها، حقکشیها، استثمارگریها و ظلمهای روشنی است که در حال حاضر از سوی نظام سلطه بر دنیا اعمال میشود. نظام سلطه که با استفاده از امپراطوری تبلیغاتی و رسانهای خود در جهت سوق دادن، هدایت و مدیریت افکار عمومی دنیا به سمت مطلوب خود تلاش میکنند و در این راستا حتی از بکارگیری زور و قدرت نظامی نیز گاه مضایقه نمینمایند. نظام ناعادلانه فعلی جهانی با هدف شکلدهی به ذهنیات و تصورات مردم دنیا به ایجاد فضایی مملو از دروغ، شایعه و مغلطه روی میآورد و مطلوب خود را در بیخبر نگاهداشتن ملتها میبیند. در اینجاست که اهمیت و ضرورت گفتگو و صحبت با افکار عمومی دنیا و ملتهای آزاده و حقیقتخواه آشکار میگردد. این مهم با هدف تنویر افکار عمومی و کنار زدن پرده از فریبکاریها و مغالطهگریهای نظام ناعادلانه سلطه جهانی صورت میگیرد.
خوشبختانه در سالهای اخیر جمهوری اسلامی ایران با نفی و رد الزامات و چارچوبهای تحمیلی و ظالمانه حاکم بر دنیا، موفق به ایجاد ارتباط و رابطهای عاطفی، وجدانی و انسانی با افکار عمومی و ملتهای گوناگون در سراسر جهان شده است. به همین منظور از تریبونهای جهانی و منطقهای با مخاطب قرار دادن بشریت در هر جای کرهزمین مواضع و نظرات سلطهستیزانه و ضداستکباری خود را منتقل و منعکس میسازد. با اهتمام و توجه ویژه البته شجاعت، صراحت و خستگیناپذیری ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر احمدینژاد جنبشی از حساسیتهای عمومی در سرتاسر دنیا نسبت به وضع فعلی ایجاد شده است اکنون بستر و زمینهای از آگاهی و بیداری مردم دنیا به آنچه که در سیاست بینالملل میگذرد، بوجود آمده و نظامات تبعیضآلود و تحمیلی غرب بر ساختارهای نظام بینالملل از اقتصاد و سیاست گرفته تا حقوق و فرهنگ با چالشهای جدی نظری و عملی مواجه شده است. اما امروزه شدیداً به این نوع از دیپلماسی نیازمندیم.
چرا که از یکسو با نبردی نرم و خزنده مواجه هستیم که به انواع و اقسام تکنیکها و وسایل ارتباط جمعی مسلح است و جوی آکنده از دروغ، شایعه و مغلطه را علیه کشورمان ایجاد نموده است و از سوی دیگر قابلیتها و ظرفیتهای کمنظیری را در اختیار داریم که میتواند ضمن خنیثیسازی این هجوم همهجانبه، مواضع به حق و انسانی و حقیقتطلبانه نظام ما را به سراسر جهان برساند. تردیدی نیست که عطش و نیاز گسترده ملتها و گروههای غیردولتی در اقصی نقاط دنیا، پاسخ موثر و مطلوبی را ارائه میدهد.
در شرایط فعلی رسالت و ماموریت کشور ما بیدارسازی و غفلتزدایی از وجدانهای مردم دنیا و حساس ساختن فطرتهای پاک بشری در سرتاسر جهان به وضع ظالمانه موجود است وجود نیروهای متعهد انسانی، سرمایههای بیبدیل فرهنگی و اجتماعی همچون سابقه چند هزار ساله تمدن و موفقیت ایرانی و فرهنگ غنی و جهانشمول اسلام ناب محمدی(ص) و به علاوه منزه بودن نظام ما از تجاوزگری، غصب و استثمار موجب شده است تا بتوانیم در موضع مدعی و منادی وارد صحنه شویم.
نگاهی به نوع نگرش و مواجهه ملتهای جهان نسبت به مواضع جمهوری اسلامی ایران و استقبال از مسئولان آن از شرق آسیا و خاور دور گرفته تا غرب آسیا، خاورمیانه و از آفریقا گرفته تا آمریکای لاتین حکایت از توفیقات ارزشمند و تاریخی در این عرصه دارد.
بیتردید شعار صدور انقلاب اسلامی به جهان که از آرمانها و منویات بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و معمار کبیر انقلاب بود، تنها از همین مجرا و مسیر تحقق خواهد یافت. حضور قدرتمندانه و هوشمندانه در عرصه دیپلماسی افکار عمومی دنیا خواهد توانست احساسات متراکم و انباشته مردم جهان را به مثابه ذخایر کارآمد انرژی نهفته در اعماق دلها آزاد سازد و موجی از عزم جزم جهانیان در مقابله و مخالفت با زیادهخواهیهای قطب استکبار و سلطهگر را بوجود آورد. اگر این حرکت را نهضت بیدارسازی وجدانهای بشری دنیا بنامیم، چندان سخن به گزاف نگفتهایم نهضتی که برگرفته از آموزههای جهانشمول اسلام و تاریخ درخشان ایران میباشد.