تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۵۹۹

سیر تحولات پیرامون پرونده هسته ای ایران بنظر می رسد که به دورو تسلسل بیهوده و بی حاصلی رسیده است. از یکطرف مذاکره کنندگان اروپائی مرتبا «وقت کشی» می کنند و بر طبل تهدید می کوبند و از طرف دیگر محمد البرادعی مدیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی با زیر پا گذاشتن ضوابط و معیارهای مرسوم به سمپاشی و برخورد سیاسی علیه ایران پرداخته و در واقع نقش سخنگوی وزارت خارجه آمریکا و اسرائیل را ایفا می‌کند.
این درحالی است که وزرای خارجه آلمان، انگلیس و فرانسه طی روزهای اخیر نشست مشترکی با «خاویر سولانا» داشته اند و برای توجیه سیاست دفع الوقت خود چنین وانمود کرده اند که گویا اروپا برای ارائه پیشنهادات خود نیازمند شناخت کامل و دقیق از رئیس جمهور منتخب ایران و آگاهی از ترکیب تیم مذاکره کننده ایرانی و ارزیابی عملکرد دولت آینده است که این خود به منزله تلاش برای تعویق 6 ماهه در روند تحولات فیمابین است.
در چنین شرایطی اعضای کمیته رهبری هسته ای ایران و اروپا با تشکیل جلسه در لندن به ارزیابی موقعیت جدید پرداخته اند که نتایج احتمالی آن می تواند برای طرفهای مذاکره، مهم تلقی شود.
مقامات ارشد جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر تصریح کرده اند که تکنولوژی هسته ای، حق طبیعی و قانونی ملت ایران است و اصل این موضوع، بکلی غیرقابل مذاکره است و پذیرفتنی نیست که با هیچ پیشنهاد دیگری معاوضه یا معامله شود. بعلاوه طرفهای اروپائی تا دهم مرداد ماه مهلت دارند که پیشنهاد کامل و جامع خود را به طرف ایرانی ارائه کنند. در این زمینه انگلیس ماموریت دارد برای ایجاد تردید و به تعویق انداختن زمان ارائه پیشنهادات طرف اروپائی، تلاش کند. «جک استراو» مطرح کرده است که تا زمان روی کار آمدن رئیس جمهور منتخب، تعیین اعضای کابینه و اعلام ترکیب تیم مذاکره کننده ایرانی و همچنین ارزیابی نسبی عملکرد دولت آینده، پیشنهادات طرف اروپائی اعلام نخواهد شد.
در این مقوله مسائل مهمی وجود دارد که توجه به آنها به درک روزافزون حساسیت موضوع کمک می‌کند.
1ـ روشن است که طرف اروپائی می خواهد «دفع الوقت» کند و توسل به این بهانه های سیاسی ـ تبلیغاتی، صرفا وسیله ای برای توجیه وق کشی طرف اروپائی است در حالیکه پس از چندین دوره مذاکرات فیمابین و علیرغم گذشت بیش از دو سال، هنوز هیچگونه اطلاعاتی درباره هویت اعضای تیم های مذاکره کننده اروپائی منتشر و اعلام نشده است. اصرار طرف اروپائی برای شناخت ترکیب تیم مذاکره کننده ایرانی به عنوان یک شرط لازم جهت اعلام مواضع طرف اروپائی، بسیار غیرمنطقی بنظر می‌رسد.
اگر این شرط اروپائی ها را بپذیریم، در واقع بدان معناست که محتوا و جزئیات پیشنهادات طرف اروپائی به تناسب ماهیت و ترکیب تیم مذاکره کننده ایرانی، متغیر خواهد بود! نکته مهمتر به ادعای ضرورت شناخت عملکرد دولت آینده باز می گردد که مشخصا در عرف دیپلماتیک در سطح بین المللی، متداول و معمول نیست که ماههای طولانی برای شناخت روحیه، رویه و ماهیت دولتمردان کشورهای مختلف صرف شود و همگان منتظر بمانند تا پس از ارزیابی از مخاطبین خود، پیشنهادات مشخص خود را عرضه کنند.
با توسل به چنین بهانه هائی، مذاکرات فیمابین را می توان تا ابد، ادامه داد و استمرار نابجای آنرا هم توجیه کرد.
2ـ در روزهای اخیر طرفهای اروپائی با توسل به جنگ روانی و حتی تهدید، سعی کرده اند فضای مبهمی را بر مسائل هسته‌ای ایران حاکم سازند.
«جک استراو» وزیرخارجه پرحرف اروپائی پاسخ منفی بدهد، پرونده اش به شورای امنیت فرستاده خواهد شد.
علاوه بر این محمد البرادعی ضمن متهم ساختن ایران به پنهانکاری و تلاش آشکار برای جوسازی علیه ایران، خاطرنشان ساخته است که اروپا نمی تواند ضمانت های امنیتی به ایران بدهد. البته وی در گذشته نیز بارها با اظهارات خود به گونه ای موضع گرفته است که گویا سخنگوی وزارتخارجه آمریکا و اسرائیل است و سیاستهای دیکته شده آمریکا و صهیونیست ها را بازگو می‌کند.
3ـ روند تحولات نشان می دهد که بازیگر اصلی این صحنه ها، آمریکا و صهیونیست ها هستند و آژانس یا طرفهای اروپائی هم به اجرای نقشی پرداخته اند که براساس «تقسیم کار»، به آنها محول شده است. این بدان معناست که جمهوری اسلامی ایران با درک ماهیت قضایا، لازمست به تصمیم گیری و اقدام بپردازد و بیش از این، فرصت ها را از دست ندهد.
4ـ مسئله اینست که مذاکرات را تا ابد نمی توان ادامه داد. تعلیق موقت و داوطلبانه را هم با کش دادن مذاکرات برای مدتی نامعلوم، نمی توان برای همیشه درحالت بلاتکلیفی و انتظار قرار داد. فراموش نکنیم که از این استمرار حالت بلاتکلیفی، بوی تند توطئه به مشام می رسد و آمریکا و صهیونیست ها این خواسته های تحکم آمیزشان را پنهان نکرده و نمی کنند که ایران بایستی از انرژی هسته ای چشم پوشی کند، غنی سازی را برای همیشه کنار بگذارد و خواسته های دشمنان ایران را چشم و گوش بسته، بپذیرد.
5ـ اگر قرار باشد ایران مطابق خواسته های آمریکا حرکت کند و تصمیم بگیرد، آمریکا اصل نظام مردمی جمهوری اسلامی را هم نمی پسندد و حتی در مورد استفاده ایران از منابع نفت و گاز هم حرف دارد. هم اکنون تحریم های اقتصادی ـ فنی آمریکا علیه ایران در مقولات نفت و گاز، برای سالها اعمال شده و آمریکا هنوز هم در این زمینه به رفتارهای جنون آمیز و کینه توزانه اش ادامه می دهد. این بدان معناست که نباید به این فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی واشنگتن اعتنا شود.
6ـ با در نظر گرفتن رشد مصرف انرژی در کشور و کاهش فشار و ظرفیت تولید سوخت های فسیلی و همچنین با توجه به محدودیت های سقف تولید سوخت های فسیلی که مطابق مصوبات اوپک، سهم ایران کاملا محدود و نامتناسب با نیازهای روزافزون انرژی مصرفی داخلی کشور است. ما مجبور به سرمایه گذاری و تلاش روزافزون و پرشتاب در جهت بهره برداری از سایر انواع انرژی و از جمله انرژی هسته ای هستیم.
علاوه بر این، سقف تولید دی اکسید کربن برای ایران، مطابق مفاد کنوانسیون «کیوتو» کاملا محدود است و جوابگوی رشد صنعتی و توسعه اقتصادی ـ صنعتی کشور نیست. این بدان معناست که تعهدات منطقه ای و بین المللی ایران در اوپک و کنوانسیون کیوتو، راهی بجز گرایش نیرومند به طرف سوخت هسته ای و توسل به انرژی برق اتمی برای ما باقی نگذاشته است.
7ـ ناگفته پیداست که تمامی طرفهای مذاکره ما همان کشورهائی بوده و هستند که با ما و بلکه با همه مسلمانان جهان در تعارض عقیدتی ـ سیاسی و تبلیغاتی هستند. آنها از یکطرف خواهان توقف پیشرفت علمی ـ صنعتی ما هستند و از طرف دیگر مایلند ایران و مسلمانان جهان را مردمی عقب افتاده معرفی کنند که هنوز هم با مظاهر تمدن و پیشرفت و توسعه، فاصله های طولانی دارند.
8ـ دلایل متعدد فراوانی وجود دارد که عقب نشینی در برابر دشمنان دیروز و امروز، به مصلحت ما نیست ولی مقابله و ایستادگی در برابر آنها، شرایطی را به وجود می آورند که آنها ناچارند یک ملت قدرتمند و متکی بر توان علمی ـ تخصصی خود را بپذیرند و آنرا تحمل کنندو در برابرش نرمش و انعطاف نشان دهند.
تجربه اخیر هند، یک نمونه عینی است و نشان می دهد که آمریکا حتی سعی داشت که به هند هم زور بگوید و برای هفت سال به تحریم آن کشور پرداخت ولی در جریان سفر اخیر نخست وزیر هند به آمریکا، واشنگتن مجبور شد هند را به عنوان یک قدرت اتمی بپذیرد و به تحریم هند خاتمه دهد. معنی صریح این عبارت آنست که حتی فشارهای آمریکا نیز تابع شرایط سیاسی ـ اقتصادی و توانمندی طرف مقابل است و تغییر می‌کند.
با درک این مسائل و طیف وسیعی از موضوعات مرتبط، به مصلحت ما نیست که تعلیق موقت و داوطلبانه غنی سازی اورانیوم را بیش از این ادامه دهیم. مطابق قوانین بین المللی و مفاد «ان. پی. تی» این حق طبیعی ملت ایران است و ما نباید حسن نیت یکطرفه را، بیش از این ادامه دهیم چرا که دوست و دشمن، آنرا به حساب ضعف ما می‌گذارند.
ایران اسلامی بایستی اعلام کند و دقیقا تصریح نماید که به قوانین بین المللی احترام می گذارد اما تحت هیچ شرایطی حاضر نیست به چیزی بیشتر از این قوانین، متعهد شود و آنرا دیگر حتی بطور موقت هم بپذیرد. ما ناچاریم غنی سازی اورانیوم را آغاز کنیم. اگر اروپا هم به مذاکره با ما علاقمند است، بدون ارتباط با موضوع غنی سازی اورانیوم، به مذاکره با ما تا روز قیامت ادامه دهد!