بسم الله الرحمن الرحیم
اتحادیه بین المجالس با صدور بیانیه ای در پایان اجلاس 3 روزه در نیویورک , خواستار اجرای تعهدات الزام آور کشورهای دارای سلاح هسته ای شد و تصریح کرد که آنها بایستی برای تحقق صلح و امنیت جهانی به تعهدات خود در قبال خلع سلاح هسته ای عمل کنند. تقریبا بطور همزمان , آمریکا و 3 کشور اروپائی با تبانی و تنظیم طرحی قرار است برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت , زمینه سازی نمایند. خبرگزاری فرانسه سند محرمانه ای را منتشر کرده است که کشورهای اروپائی در نشست آتی شورای حکام , درخواست ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت را مطرح خواهند کرد.
اگرچه پیشنهاد ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت , موضوع تازه ای نیست و در سالهای اخیر مرتبا توسط آمریکا و اسرائیل مطرح شده , ولی آنچه در این میان اهمیت دارد , اینست که آمریکا و صهیونیست ها برای سرپوش گذاشتن بر نقش خود , ترجیح داده اند طرح مسئله در شورای امنیت را یک « طرح اروپائی » معرفی کنند تا بهتر بتوانند برروی ابعاد مختلف آن به تبلیغات خصمانه علیه ایران بپردازند.
در این زمینه نکات مهمی به ذهن می رسد که با دقت نظر در ابعاد مسئله , می توان برخی موارد را باین صورت فهرست کرد.
1 ـ درحال حاضر جامعه جهانی به شدت برروی تخلفات روزافزون کشورهای دارای سلاحهای هسته ای متمرکز شده و این سئوال را بطرز آشکاری مورد بررسی قرار داده است که چگونه با موارد تخلف گسترده و نگران کننده صاحبان سلاحهای هسته ای که امنیت جهانی را در معرض مخاطره قرار داده اند , بایستی مقابله کرد؟
مسئله اینست که مطابق مفاد ان پی تی , بایستی کشورهای صاحب سلاحهای هسته ای در جهت مهار و کاهش خطرات سلاحهای هسته ای گام بردارند.
ولی مشخصا آمریکا با تلاش برای تولید , تکثیر و انباشت نسل جدید سلاحهای اتمی , امنیت جهانی را در معرض آسیب قرار داده و در عین حال با هدف سرپوش گذاشتن بر تخلفات خود , علیه سایر کشورها جوسازی و تبلیغات خصمانه به راه انداخته است .
درخواست صریح اتحادیه بین المجالس از کشورهای دارای سلاحهای هسته ای بمنظور کاهش سلاحها و اجرای تعهدات آنها در قبال خلع سلاح هسته ای , موضوع مهمی است که بایستی به دقت بررسی و پیگیری شود چرا که در غیراینصورت کشورهای دارای سلاح های هسته ای , امنیت جهانی را در معرض آسیب جدی قرار خواهند داد.
ابعاد خطرات این موضوع , زمانی آشکارتر می شود که بدانیم آمریکا بعنوان تنها کشور استفاده کننده از سلاح اتمی علیه ژاپن در هیروشیما و ناکازاکی , مجرم اصلی در این میدان است و هنوز هم پس از گذشت 60 سال از آن ماجرا , نه تنها از مردم ژاپن و جامعه جهانی بخاطر این جنایت ضد بشری عذرخواهی نکرده بلکه در هر موقعیتی به توجیه این اقدام شرارت بار خود می پردازد و حتی در لابلای اظهارات مقامات دست چندم آمریکا نیز تهدید به استفاده مجدد از سلاحهای اتمی , کمابیش مطرح است .
دنیای معاصر فراموش نکرده است که در ماههای پس از وقوع حوادث مشکوک 20 شهریور 1380 (11 سپتامبر) در واشنگتن بطور رسمی از طرحی مبتنی بر ضرورت مقابله اتمی با چین , روسیه هند و ... سخن بمیان آمد و اهداف شاخصی برای انجام حملات همزمان و یا زمان بندی شده علیه این کشورها مورد بحث آشکار قرار گرفت .
ناگفته پیداست که طرح آن موضوع یک آزمایش بود که بموجب آن واکنش ها ارزیابی شود. این بدان معنی است که اگر مراکز , درصورتیکه در ارزیابی واکنش ها به این جمع بندی برسند که فرصت های محدودی برای آزمون شانس واشنگتن در اختیار دارند , چه بسا که در انجام جنایات ضد بشری در مقیاس وسیع , تردیدی بخود راه ندهند.
2 ـ تبانی اخیر 3 کشور اروپائی با آمریکا بمنظور ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت , در مقطع کنونی اهداف دیگری را هم پوشش می دهد که نباید از آنها غافل شد.
نتایج تحقیقات هسته ای پیرامون منشا حضور اورانیوم غنی شده در برخی تاسیسات اتمی ایران در ماه گذشته میلادی اعلام شد و بموجب آن روشن گردید که اظهارات رسمی جمهوری اسلامی ایران کاملا صادقانه بوده و تمامی آن آلودگی های هسته ای , منشا خارجی داشته است . آمریکا بار دیگر ثابت کرد که تمامی ادعاها و گمانه زنی های خصمانه علیه ایران , کاملا باطل و غیرواقع بینانه بوده است . طبعا سئوال اینست که این موضوع , چه ارتباطی با طرح اخیر آمریکا 3 کشور اروپائی بمنظور ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت دارد پاسخ این سئوال کاملا روشن است . در واقع واشنگتن و تل آویو بعنوان مراکز تحریک و جوسازی علیه فعالیتهای هسته ای صلح آمیز ایران , با احساس ناکامی و شکست در راه اثبات ادعاهای خود , اکنون سعی دارند با طرح موضوعات فرعی و از جمله با تلاش برای طرح پرونده هسته ای ایران در شورای امنیت , افکار عمومی جهان را از مسیر طبیعی خود منحرف سازند و بر شکست و ناکامی خود سرپوش بگذارند.
نکته مهمتر آنکه با این شگرد تکراری میخواهند چنین وانمود کنند که گویا هنوز در مسائل هسته ای ایران , دست بالا را دارند. حال آنکه تجربه نشان داده است که آنها کاملا منفعل هستند و حرف تازه ای برای گفتن ندارند.
3 ـ حتی اگر فرض کنیم که روزی قرار باشد پرونده هسته ای ایران برای ارسال به شورای امنیت آماده شود , طبعا در چنان شرایطی بایستی تخلفاتی از جانب ایران صورت گرفته باشد که با فهرست کردن چنان تخلفاتی , ارجاع پرونده به شورای امنیت قابل توجیه باشد. درحال حاضر نکات زیر درباره فعالیتهای هسته ای ایران قابل طرح است .
الف ـ بنابر تحقیقات , بازرسی ها و ارزیابی های مستمر کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی در طول دوره 2 سال و نیمه اخیر حتی در یک مورد هم , کوچکترین دلیلی برای اثبات انحراف جمهوری اسلامی ایران از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای بدست نیامده و گزارش های رسمی البرادعی و تیم های کارشناسی , تطابق فعالیتهای هسته ای ایران با مفاد ان پی تی را دقیقا ثابت کرده است .
ب : جمهوری اسلامی ایران در یک دوره طولانی برای اثبات حسن نیت خود به یک تعلیق داوطلبانه در چرخه سوخت و تصریح نموده است که این تعلیق , هرگز ابعاد تعهد الزام آور نخواهد داشت و صرفا در یک مقطع زمانی معین اعمال خواهد شد.
ج ـ در طول این دوره آمریکا و اروپا با سو استفاده از فرصتها , مواردی را جهت نمونه برداری در خارج از قلمرو فعالیتهای هسته ای ایران مطرح کرده اند و سعی داشته اند از این موقعیت برای انجام عملیات جاسوسی و تکمیل اطلاعات غیرهسته ای خود بویژه در قلمرو نظامی و امنیتی ایران بهره برداری کنند که تمرکز بر فعالیتهای مجتمع نظامی پارچین و شیان (لویزان ) دقیقا از همین مقوله است . لکن حتی پس از اثبات بی ارتباط بودن موضوع با فعالیتهای هسته ای سعی دارند با طرح مسائل کشدار , به جمع آوری اطلاعات جاسوسی از این مقوله ادامه دهند تا در عین عدم پذیرش ناکامی و شکست خود , به اهداف اطلاعاتی خود بپردازند.
با درک اهمیت و حساسیت مطالب فوق , بنظر می رسد که دیگر جائی برای طرح ادعاهای جدید علیه ایران باقی نمانده است ولی واشنگتن با تکیه بر خصومت دیرینه علیه ایران سعی دارد در سطح جهانی , دیگر کشورها را به دنبال خود بکشاند و به دشمنی با ایران , وادار کند. « کاندالیزا رایس » وزیرخارجه نامتعادل و ناراحت آمریکا , این روزها در این زمینه سعی دارد به هر وسیله ای متوسل شود تا بلکه به اهدافش نزدیک گردد. او می گوید : « ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت , گزینه ای منطقی است و دیپلماتهای آمریکائی سعی خواهند کرد که در حاشیه تشکیل اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل , دیپلماتهای سایر کشورها را برای پیوستن به آمریکا متقاعد کنند »
واشنگتن در همین زمینه به دیپلماتهای آمریکائی ماموریت داده است که با آغاز چالش دیپلماتیک گسترده ای بر ضد هند , روسیه , چین و در طیف وسیعی علیه کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها که مخالف ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت هستند , به راه اندازد تا بلکه آنها را متقاعد کند که به خواسته های باج طلبانه واشنگتن , تمکین کنند.
اینکه سایر کشورها چگونه ممکن است بخاطر خوشایند خانم « رایس » , چنین حقایق ملموسی را نادیده بگیرند , سئوالی است که هنوز بی جواب مانده است .
4 ـ اینکه نتایج تبانی مشترک آمریکا و 3 کشور اروپائی برای ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت به چه نتایجی منجر شود , نکته ای است که جای بحث آن و ارزیابی نتایج آن بطور مستقل بایستی در جای دیگری مورد ارزیابی قرار گیرد لکن آنچه اهمیت دارد اینست که بطور قطع تا این مرحله , شاهد چرخش سیاسی 180 درجه ای 3 کشور اروپائی در قبال ایران و بویژه در خصوص پرونده هسته ای ایران بوده ایم .
نباید از نظر دور داشت که 3 کشور اروپائی از ابتدا بعنوان « میانجی بیطرف » وارد معرکه شدند لکن تدریجا چهره واقعی خود را نشان دادند و پس از توسل به تهدید و اولتیماتوم , اکنون برای ارجاع پرونده هسته ای ایران بیش از آمریکا و اسرائیل , عربده می کشند. البته در این میان , تکلیف انگلیسی های شرور کاملا محرز است و نخست وزیر انگلیس پیشاپیش بعنوان « سگ زنجیری آمریکا » سهمی دریافت کرده است ولی در این مقطع زمانی لازم است ما تکلیف خود را با فرانسه و آلمان مشخص کنیم .
شدت مواضع خصمانه آلمان و فرانسه علیه ما در شرایطی است که این دو کشور جزو شرکای اصلی تجاری ما محسوب می شوند و سکوت در برابر ادامه این روند تاسف بار , بیش از این به مصلحت ما نیست و دقیقا به زیان امنیت ملی کشور تمام خواهد شد. منافع ملی و مصالح کشور اقتضا می کند که در مناسبات اقتصادی ـ تجاری ما با فرانسه و آلمان تجدیدنظر شود و مشخصا این موضوع مورد بررسی قرار گیرد که در چه زمینه هائی لازم است یک تجدیدنظر کلی در مناسبات فیمابین بعمل آید تا رفتار طرفهای ما تعدیل شود و متناسب با وزن و رفتار طرفهای ما در صحنه سیاسی ـ اقتصادی , اصلاح گردد.
تجدیدنظر در این زمینه , یک ضرورت عینی , محسوس و ملموس است و نقطه شروع مناسبی برای تنظیم مناسبات منطقی تر با طرفهائی است که نشان داده اند برای حل مسائل خود با آمریکا در جاهای دیگر , سعی دارند ایران را « وجه المصالحه » با آمریکا قرار دهند و این پذیرفتنی نیست .