جامعهای که نسبت به مسائل مذهبی و اعتقادی خود بیتفاوت و بیاعتنا باشد، قطعاً نمیتواند یک جامعه دیندار به شمار آید که بر پایه تعهدات دینی و معنوی استوار است.
انقلاب اسلامی بر پایه احکام اسلامی پایهریزی شده و از طرفی عشق و علاقه مردم به اسلام و ارادت خالصانه آنها به ائمه طاهرین و برگزاری مراسم خودجوش مردمی همانند مراسم عزاداری حضرت امام حسین(ع) و راهاندازی دستههای سینهزنی و زنجیرزنی در ایام محرم و سایر مراثای اهلبیت خودبهخود نوعی مشارکت دینی را در میان مردم به وجود آورده که این موضوع پیوندی ناگسستنی با گوهر وجودی و فطری مردم دارد.
هر ساله طبق اعلام مراجع قضایی و انتظامی کشورمان، در ماه مبارک رمضان آمار جرم و تخلفها کاهش قابل ملاحظهای دارد که این مهم خود نشان از رعایت حریم مسائل مذهبی و مشارکت دینی در میان اقشار مختلف جامعه دارد. سوای این مسائل، کشور ما کشوری جوان است که اکثریت جامعه را این قشر پویا و پرتوان تشکیل داده است. برای جذب جوانان در مشارکتهای دینی و مذهبی باید با برنامهریزیهای اصولی و زیربنایی حرکت کرد.
مشارکت دینی در میان جوانان
«آیتالله حسین مظاهری»، از مراجع معظم تقلید در خصوص جذب جوانان در مشارکتهای دینی میگوید: «من معتقدم در وجود یک مبلغ حداقل باید دو صفت وجود داشته باشد تا توجه جوانها را جلب کند. اول هماهنگی میان حرف و عمل، اگر جوانها حس کنند که یک نفر مربی اخلاق از اعماق وجود به آنچه که میگوید معتقد است و در عمل آنها را نشان میدهد، ناخودآگاه به او احساس گرایش میکنند. دیگر اینکه در ترویج اخلاقیات از منابع دست اول دینی استفاده کند که مصداق نور هستند و نور، جاذب است، از قرآن کمک بگیرند چرا که «قد جائکم من الله نور» و از معارف اهل بیت کمک بگیرند که در زیارت جامعه کبیره آنها را اینگونه توصیف نمودهاند «کلامکم نور و امرکم رشد».
حضرت آیتالله مظاهری در پاسخ به این سؤال که برخی معتقدند مروجین اخلاق و معارف دین در جذب جوانان ناموفق بودهاند و شاهد آنها نیز برخی رفتارهای ظاهری جوانهاست میگوید: «کسانی که میگویند ما جوانها را از دست دادهایم ظاهربین هستند. هر نسلی ویژگیهای رفتاری خود را دارد و مفهوم رفتارهای جوانان این نسل، پشت کردن به مقدسات دینی نیست. در عزاداریها مثل ماه محرم یا در مراسم معنوی مثل اعتکاف و دعای عرفه و امثال آن حضور و شرکت و نشاط جوانها از هر قشر و صنفی، حقیقتاً قابل توجه و عبرتآموز است. جوان ایرانی، مسلمان و دارای عمق دینی است و باید این را قدر شناخت و برای شکوفایی هر چه بیشتر روح معنویت در دل و قلب جوانها کار کرد.»
مشارکتهای دینی ابعاد گوناگونی دارد، رعایت حجاب اسلامی، برگزاری جلسات دینی، شرکت در همایشهای عمومی مذهبی و اقامه امر به معروف و نهی از منکر از جلوههای مشارکت دینی محسوب میشوند.
مشارکت عمومی در بعد اجتماعی
مشارکتهای عمومی مردم در زمینههای اجتماعی دامنه وسیعتری دارد و مسائل مختلفی را شامل میشود، از جمله آنهاست: پرداخت مالیات، رعایت حقوق و فرهنگ شهرنشینی، شرکت در انجمنها و ...
جامعهشناسان معتقدند برای جلب اطمینان و اعتماد مردم در مشارکتهای اجتماعی باید در همه مراحل طراحی، برنامهریزی و اجرای تصمیمات اجتماعی، مردم دخالت داشته باشند. اما ناهنجاریهایی که امروز در بطن جامعه ما وجود دارد، نشان میدهد که هنوز به حد ایدهآل مشارکت اجتماعی نرسیدهایم و بعضاًً ضعفها و نارساییهایی وجود دارد.
صادق طهماسبی، کاسب تهرانی در همین رابطه میگوید: «متأسفانه باید اذعان داشت که در مشارکتهای اجتماعی ضعیف عمل میکنیم، مثلاً همین چند ساعت پیش با ترافیک سنگینی در بزرگراه شهید همت روبرو بودم و با کمال تأسف میدیدم که خیلی از افراد بدون توجه به حق و حقوق دیگران فقط به طرز فکر گریز خود از ترافیک بودند، یعنی حاضر بودند که برای رسیدن خود به مقصد مورد نظر، راه دهها اتومبیل را سد کنند، در حالی که اگر در همین مسئله ترافیک بحث مشارکت عمومی مطرح شود و واقعاً مردم ما با تمام وجود به حقوق دیگران احترام بگذارند، بدون شک معضل ترافیک تهران از وضعیت کنونی بهتر میشود، البته این مورد یکی از نمودهای جزئی مشارکت اجتماعی است.
و باید فرهنگ این مسائل در جامعه به صورت یک امر پذیرفته شده از سوی تمام اقشار مردم درآید و با هدایت و برنامهریزی مسئولین در دستگاههای مختلف نهادینه شود.»
«خانم مهوش خرسندنیا» مدیر یکی از دبیرستانهای کرج نیز در رابطه با ضعف جامعه امروز ما در بعد مشارکت اجتماعی میگوید: «شرکت در تشکلهایی مثل انجمن اولیا و مربیان برای والدین یک مشارکت اجتماعی و ضروری محسوب میشود که متاسفانه در عمل میبینیم خیلی از والدین حاضر به شرکت در این مراسم نیستند و یا در بعضی از کتب درسی در مقاطع مختلف اگر اشکالاتی وجود دارد نه تنها والدین، حتی برخی از معلمین هم با بیتفاوتی و بیتوجهی کامل از کنار این موضوع میگذرند و حاضر نیستند حداقل یک مکاتبه با مسئولین اجرایی این موضوع داشته باشند...»
تقویت همبستگی ملی و مشارکت عمومی
مقام معظم رهبری در بخشی از پیام نوروزی خود فرمودند: «در پرتو تقویت همبستگی ملی و مشارکت عمومی و بهرهگیری از نشاط و نیرو و توانمندی مردم، آینده ایران بزرگ به مراتب بهتر و روشنتر خواهد بود. باید با ترسیم آینده پرامید و افق روشن این سرزمین و تقویت روح برادری و وحدت، حرکت ملت بزرگ، شجاع و مؤمن ایران را برای دستیابی به اهداف و آرمانهای والای این مردم شتاب بیشتری بخشید.»
امروزه لازم است که به نقش نهادهای اجتماعی مردمی در ایجاد همبستگی ملی پرداخته شود و برای تداوم و ارتقاء مشارکتهای اجتماعی باید شیوههای مقبولی نیز اعمال شود.
اگر مردم آگاهی و باور به توان و استعداد خود داشته باشند و اگر از میزان اثرگذاری عوامل و محیط فرهنگی در زندگی خود و خانواده خود آگاه باشند و اگر از هزینههای عدم مشارکت خود و از فواید مشارکت خود در رشد و بهبود فردی و خانوادگی و اجتماعی اطلاع داشته باشند، احساس نیاز به مشارکت خواهند کرد و خودانگیخته وارد عرصه توسعه ملی، مشارکت عمومی و وفاق و همبستگی خواهند شد. حال سؤال اساسی اینجاست که چگونه میتوان این آگاهی را در افراد جامعه به وجود آورد؟
دکتر قدیری ابیانه، کارشناس مسائل استراتژیک در پاسخ به این سؤال میگوید: «در کشور ما افراد جامعه خود را صاحب نقش نمیدانند و باید تصور این که تمام برنامههای کشور به حکومت و دولت بستگی دارد، از بین برود، لذا راهکارهایی چون بسط فرهنگ کار و تلاش، وجدان کاری، انضباط اجتماعی و اقتصادی، رعایت قوانین و مقررات، تبدیل فرهنگ عمومی کشور از مصرفگرا به تولیدگرا و... از جمله راهکارهای افزایش مشارکت عمومی در جامعه هستند که رسانههای گروهی در ایجاد این فرهنگ تأثیر مثبتی را ایفا میکنند.»
دکتر قدیری ابیانه در خصوص نقش نخبگان جامعه، رسانهها و دانشگاهیان در بسط همبستگی ملی و مشارکت عمومی میگوید: «نخبگان هر کشوری بایستی نقش بیشتر و تعیینکننده را ایفا کنند و به همین دلیل دشمنان جامعه اسلامی ایران تلاش میکنندکه نخبگان را جذب و به واسطه آنها اهداف خود را دنبال کنند و طبیعتاً افرادی که در دانشگاهها چه به صورت دانشجو و چه استاد و اعضای هیات علمی حضور دارند، جزو نخبگان به حساب میآیند و افرادی تأثیرگذار جامعه محسوب میشوند. باید عرق ملی و مذهبی در نخبگان تقویت شود تا بتوانند مسیر خود را اصلاح کنند و به همگرایی ملی و یکپارچگی ایدهها و توانمندیها کمک نمایند.»
وی در ادامه میگوید: من معتقدم هستم که همبستگی ملی و مشارکت عمومی فقط شامل دستگاههای حقوقی و دولتی نمیباشند و کلیه آحاد مردم را شامل میشود و انتخاب این نام به خصوص در سال اول برنامه چشمانداز 20 ساله کشور کار مناسبی است و این انتخاب نباید فقط به یک سال خاتمه یابد. بلکه در طول سالهای دیگر باید این مشارکت تقویت شود تا بتواند جامعه را به مقصد مطلوب که در چشمانداز ترسیم شده است، برساند و در مدیریت و طراحی مدیریت استراتژیک باید یک هدف دراز مدت و قابل تحقق را ترسیم و در برنامههای کوتاهمدت سعی کنیم به آن دستیابی پیدا کنیم.
ما در حال حاضر با یک دهه پرتلاطم بحران در خاورمیانه مواجه میباشیم که آمریکا تلاش میکند طرح خاورمیانه بزرگ خود را که از آن به عنوان اسرائیل بزرگ نام میبرد، دنبال کند که میتوان اشغال افغانستان و عراق را از جوانب آن ذکر کرد. هدف این توطئه آمریکا در حقیقت تضعیف جهان اسلام است و در رأس آن جمهوری اسلامی ایران است.
همچنین اشغال کشورهای اسلامی، مصادره منابع غنی و استقرار دایم و تجزیه کشورها در همین راستا است،ما باید بتوانیم از تهدیدات و آثار منفی توطئههای آمریکا دوری و از فرصتهای آن استفاده کنیم که لازمه تحقق این امر همبستگی ملی و مشارکت عمومی است و در واقع طرح این دو راهبرد در مقطع کنونی و با لحاظ شرایط داخلی و فراملی، استراتژیکترین رویکرد به مسائل ملی است.»
دکتر قدیری ابیانه در پاسخ به این سؤال که همبستگی ملی و وفاق عمومی در جامعه چگونه میتواند دستیابی به اهداف چشمانداز 20 ساله کشور را تسهیل نماید، میگوید: «اصولاً در مبحث مدیریت استراتژیک، باید همواره برنامهها مورد بازبینی قرار گیرند و تصحیح شوند و اجرای برنامه چشمانداز و تدوین آن باید توام با بازبینی باشد تا بتواند مسیر را اصلاح و تکمیل بکند و تمام مردم و دستگاههای حکومتی و دولتی باید در جهت تحقق چشمانداز عمل کنند.
میتوان یکی از راهکارهای تحقق چشمانداز را تفاوت و بازبینی مسائل آن نام برد که مراکز اجرایی، صنعتی، علمی، دانشگاهی و صداوسیما نقش مهمی را ایفا میکنند. همچنین باید یک برنامه قوی و منسجم اطلاعرسانی و تبلیغاتی در رابطه با چشمانداز صورت گیردو در مشارکت عمومی و همبستگی ملی، رسانههای گروهی و دستگاههای تبلیغی نقش مؤثری را دارا باشند.»
مشارکت دینی و اجتماعی
اساساً دین اسلام در پی آن است تا افراد به صورت جمعی و مجتمع و امور اجتماعی و دینی خویش شرکت جویند، اسلام در موضوعات مرتبط به جمع و امت اسلامی و نظریات گستردهای دارد که در قرآن کریم، احکام فقهی، روایات و سنت پیامبر (ص) و ائمه معصومین (ع) به آنها پرداخته شده و از همین جاست که لزوم تشکیل حکومت اسلامی و مسائل دیگر آن نشأت میگیرد. مثلاً فریضه حج، نماز جماعت و جمعه، احکام مرتبط با امربهمعروف و نهیاز منکر، جهاد و ... همگی با اجتماع افراد و مؤمنین تحقق مییابند.
و در مجموع باید گفت اسلام یک دین کاملاً اجتماعی در سایه مشارکتهای مردمی است که حضور و مشارکت افراد را در جامعه و مسائل مرتبط به شئونات آن فراهم کرده است. مثلاً وقف نمونهای از مشارکت عمومی افراد در رفع معضلات اجتماعی و تأمین عدالت است، و یا مساجد به عنوان یک نهاد کاملاً مردمی و دینی نقش عمدهای را در فراخوانهای مختلف ایفا کردهاند و یا نماز جمعه نیز به عنوان یک فریضه سیاسی گردهمایی معنوی نیاز دارد، حج و اجتماع سالانه مسلمین در سرزمینهای وحی از تمامی نژادهای اسلامی نیز پیام بسیار والایی دارد که چیزی جز همبستگی جمعی و آموزش همگرایی بین مسلمین نیست.