تاریخ انتشار : ۱۳ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۸۸۳

اعلام خبر برگزاری مانور نظامی ناتو در روسیه که توسط وزیر دفاع روسیه عنوان شد رخداد بی سابقه ای است که می توان آن را به عنوان رویکرد جدید روسها در برابر غرب تلقی کرد. « سرگئی ایوانف » وزیر دفاع روسیه روز گذشته از برگزاری این مانور نظامی خبر داد و افزود : « علاوه بر ناتو , آمریکا , انگلیس و فرانسه نیز در مانور مذکور که در چند ماه آینده برگزار می شود , شرکت خواهند داشت.»
گرچه روسها محور این همکاری تازه را مبارزه با « تروریسم » عنوان کرده اند ولی این دستاویز نمی تواند اهمیت آن و چرخش در موضع سنتی روسیه را تحت الشعاع قرار دهد. این تحول می تواند به رویای طولانی مدت ناتو برای تسخیر میراث شوروی سابق تحقق بخشد. گرچه ناتو پیش از این , تلاش گسترده ای را برای نفوذ در این منطقه استراتژیک آغاز کرده و با نفوذ در برخی جمهوریهای استقلال یافته از جمله لتونی , استونی و لیتوانی و همچنین در آسیای میانه توانسته است نیروهای خود را تا پشت دروازه های روسیه پیش ببرد ولی آغاز همکاری نظامی این تشکیلات با ارتش روسیه , مرحله تازه ای در سیاست گسترش به شرق ناتو تلقی می شود.
در صورتی که موضوع همکای نظامی ناتو و روسیه با مخالفت گروههای قدرتمند در داخل روسیه که به شدت به ناتو نظر بدبینانه دارند مواجه نشود و این همکاری و هماهنگی مسیر عادی طی کند , در آنصورت آن را باید یک امتیاز بزرگ برای غرب به خصوص آمریکا از سوی روسها دانست.
تردید نیست که سازمان ناتو امروز به مثابه یک تشکیلات پلیس بین المللی در خدمت حفاظت از منافع آمریکا عمل می کند. این سازمان که در دوران جنگ سرد و برای مقابله با تهدیدات نظامی بلوک شرق و پیمان نظامی آن بلوک یعنی « ورشو » ایجاد گردید پس از فروپاشی شوروی سابق در سال 1370 در خدمت طرح نظام نوین جهانی آمریکا درآمد.
آمریکا به عنوان قدرتمندترین عضو ناتو , این تشکیلات را به خصوص پس از حوادث 20 شهریور 1380 , در خدمت اهداف توسعه طلبانه خود به کار گرفته است . اکنون ناتو با بهانه قراردادن خطر « تروریسم » و تلاش برای ترویج دمکراسی مورد نظر خود , از دخالت در هیچ نقطه ای از جهان ابا ندارد و در این دخالت حتی تا تجزیه کشورها پیش می رود که نمونه آن را می توان از تهاجم آن به یوگسلاوی اشاره کرد. این تشکیلات به عنوان بازوی اجرایی غرب , با تاکید بر سیاست مداخله جویانه , خود را در تعیین سرنوشت ملتها قیم می داند و البته باید متذکر شد که هدف نهایی این سیاست , همانا سلطه بر مناطق سوق الجیشی جهان و دستیابی به منافع سیاسی و چپاول ثروت های کشورهای مختلف است .اکنون , ناتو با یافتن امکان نفوذ در روسیه در حقیقت به هدف استراتژیک دیگری نیز که همانا حضور در مرزهای چین است می اندیشد. چین , هم اینک از سوی غرب به عنوان یک قدرتی که می تواند در آینده مشکل ساز باشد نگریسته می شود. با توجه به این امر , اهمیت پیشروی و استقرار ناتو تا مرزهای چین قابل درک است.
بهر حال همانگونه که ذکر گردید هنوز , جناح های قدرتمندی در روسیه مخالف سرسخت گسترش نفوذ ناتو هستند و قطعا در آینده , این مخالفت ها می تواند برنامه های همکاری ناتو و روسیه را با مانع جدی مواجه سازد. برای ارزیابی میزان قدرت این جناح در برابر برنامه های جناح غربگرا در باز کردن پای ناتو به روسیه , باید منتظر تحولات آینده بود.