تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۷  ، 
شناسه خبر : ۱۶۳۹۴۹

فرزانه روستایی
یک دیپلمات ایرانی چند روزی است که در وین منتظر است تا به فرمان تهران نامه سربسته مهمی را به دفتر سازمان ملل در ژنو تحویل دهد. در صورت تحویل نامه، ایران لاک و مهر سازمان ملل بر تاسیسات شبه غنی‌سازی اصفهان را خواهد شکست و فعالیت این مرکز را از سر خواهد گرفت. بازرسان آژانس با بازرسی‌های خود در جریان جزئیات فعالیت مرکز هسته‌ای اصفهان قرار دارند و دوربین‌های آنان که هر 5 ثانیه یک عکس از تاسیسات را در حافظه خود ثبت می‌کنند همه‌چیز را نظارت می‌کنند. کارشناسان آژانس این را نیز می‌دانند که اصولاً فعالیت مرکز هسته‌ای اصفهان واقعاً تا چه حدی ایرانیان را به آنچه که آنها مدعی‌اند نزدیک می‌کند.
با این حال امروز، فردای همان روزی است که دیپلمات‌های ما در جریان اولین دور مذاکرات، یکی از مهمترین ابزارهای چانه‌زنی با اروپایی‌ها را به حریف واگذاردند و توقف غنی‌سازی را نه از سر اجبار که داوطلبانه خود پیشنهاد کردند و آن را پذیرفتند. به عبارت دیگر دیپلماسی ما بعد از دو سال چانه‌زنی با اروپایی‌ها در مقطعی قرار دارد که نه تنها طرف ایرانی را اقناع نمی‌کند بلکه دیپلمات‌های ایرانی مذاکرات را اتوبان یک طرفه برای واگذاری امتیاز از سوی ایران به اروپایی‌ها تلقی می‌کنند. در عرف دیپلماتیک، قطع مذاکرات همواره به مفهوم پایان دیپلماسی نیست. هرگاه یک طرف روند گفت‌وگو و مبادله امتیازات را به نفع خود ندید براساس قاعده‌ای مرسوم به خروج از مذاکرات مبادرت می‌کند و با دریافت یک امتیاز یا تهدید به ترک طولانی‌تر مذاکره معادلات را اندکی به سوی خود متمایل می‌سازد. تن‌دادن به این قاعده مستلزم پذیرش اصلی مهمتر است و آن اینکه قطع و وصل مذاکرات بخش‌های پذیرفته شده یک دیپلماسی طولانی‌مدت است. به این ترتیب اگر طراحان دیپلماسی جمهوری اسلامی در اندیشه حفظ تمامی یا بخشی از تاسیسات و سرمایه‌ای هستند که طی دو سال گذشته پیرامون آن مذاکره می‌کنند، باید این قاعده را نیز پذیرا باشند که ماهیت مذاکرات بر این اساس استوار شده که با ترکیبی از همکاری و تهدید و بعضاً عملی ساختن برخی از تهدیدهای بی‌خطر رایزنی‌ها را ادامه دهند. طی دو روز گذشته رادیو تلویزیون ایران تبلیغات قابل توجهی را برای از سرگیری فعالیت‌های هسته‌ای اصفهان آغاز کرده است در حالی که هنوز معلوم نیست مذاکره‌کنندگان ایرانی واقعاً قصد از سرگیری فعالیت این مرکز هسته‌ای را داشته باشند.
در شرایطی که طرف ایرانی با تمرکز اخبار مبنی بر از سرگیری غنی‌سازی برنامه هدایت شده‌ای را آغاز کرده است مجموع این هماهنگی‌ها باید بتواند به انعطاف طرف مذاکره‌کننده اروپایی منجر شود. در صورتی که تهدیدهای مقطعی نتواند به ترتیبی هدایت شود که طرف مقابل را به اندک انعطافی وادارد، در آن شرایط کارکرد تهدیدهای بعدی نیز در بحران‌های آتی نخواهد توانست بن‌بست‌های مذاکرات را بگشاید. اروپایی‌ها نیز در مذاکره با ایران و هدایت این رایزنی با معضلاتی مواجه‌اند. بحران عراق شکاف عمیقی را بین اتحادیه اروپا و آمریکا ایجاد کرد. آمریکایی‌ها به رغم چانه‌زنی‌های طولانی با اتحادیه اروپا و به رغم مخالفت شدید آلمان و فرانسه و حتی بدون مجوز سازمان ملل حمله به عراق را آغاز کردند. مذاکرات اتحادیه اروپا با ایران جدی‌ترین نقطه اشتراک این اتحادیه با آمریکا بر سر یک بحران بین‌المللی است. آمریکایی‌ها حل بحران هسته‌ای ایران را به اتحادیه اروپا واگذارده‌اند و اروپایی‌ها اصرار دارند تا عملاً صلاحیت و توانایی خود را در مدیریت این بحران به جامعه بین‌الملل و نیز به آمریکایی‌ها اثبات کنند.
بنابراین طرف اروپایی نیز ضمن اینکه اصرار دارد موفقیت دیپلماسی خود را به اثبات برساند، از آن نگران است که ناکام ماندن مذاکرات، اتحادیه اروپا را همچنان در حل بحران‌های بین‌المللی ناکام بنمایاند. مفهوم رابطه فوق این است که اتحادیه اروپا نیز به دلیل نقشی که برای خود در حل بحران‌های بین‌الملل تعریف کرده با وسواس تمام ادامه این مذاکرات را نظارت می‌کند. به عبارت دیگر به رغم تهدیدهای پی در پی رهبران اروپا مبنی بر تشکیل جلسه فوق‌العاده گردانندگان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و نیز تهدید به ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، نگران شکست مذاکره‌ای هستند که با ایران در جریان است و شاید بتوان آن را نیز نوعی رایزنی برای ترغیب ایران به ادامه مذاکرات و نه اراده عمدی برای انجام این اقدام دانست. با این حال در شرایطی که روند مذاکرات به سمت و سویی متمایل گردد که واقعاً ادامه ان مانع تحقق منافع یک‌طرف باشد تهدید به قطع مذاکرات همواره می‌تواند طرف مقابل را به توقف روال سابق وادارد. بسیاری از کشورهایی که دولت آنها ترکیب حزبی دارد و احزاب تشکیل‌دهنده دولت از پذیرش مسئولیت برخی از توافقات اساسی و استراتژیک سرباز می‌زنند، طرح موضوع را به همه‌پرسی یا به رفراندوم وامی‌گذارند.
بسیاری از کشورهای اروپایی عضویت خود در اتحادیه اروپا و نیز توقف اجرای قانون اساسی ملی خود و عمل به قانون اساسی اتحادیه اروپا را به عنوان موضوعاتی بس اساسی به رای مردم واگذاردند. توقف واحد پول ملی و پذیرش یورو به عنوان پول ملی بسیاری از کشورهای اروپایی نیز با همه‌پرسی و مراجعه به آرای مردم اروپا انجام شد. به نظر می‌رسد در صورتی که شرایط مذاکرات به ترتیبی پیش رود که نتوان تغییری اساسی در روند آن ایجاد کرد رجوع به آرای عمومی و یا تهدید به آن ممکن است بتواند به گشایش چنین معضلی کمک اساسی نماید. البته پیش از آن رجوع به آرای مردم در موضوعات اساسی باید باب گردیده باشد. به این ترتیب برخلاف این تصور که ورود به مذاکرات حساس با چندطرف بین‌المللی اقدامی است که در کوتاه‌مدت امکان‌پذیر است باید برای انجام مذاکره طولانی‌مدت و مبادله تهدیدهای پی‌درپی و مبادله امتیازات، ارزش بیشتری قائل شد.