احسان تقدسی
روابط تهران و ریاض همواره دستخوش حوادث پیرامونی بوده است. تاریخچه روابط ایران و عربستان به سال 1307 شمسی و بعد از اعلام تشکیل دولت عربستان میرسد. در سال 1309 هجری شمسی سفارت ایران در جده افتتاح شد. اما تنها 5 سال بعد یعنی در سال 1314 شمسی سفارت تعطیل و سفیر ایران در مصر به عنوان اکردیته در عربستان انتخاب شد.
در سال 1322 درگیری شدید شیعیان و دولت سعودی در جریان برگزاری حج و عید قربان و در نهایت درگیری ایرانیان و اتباع دولت عربستان در خانه خدا که در نهایت سبب قطع سر یکی از حاجیان ایرانی شد. سبب قطع روابط سیاسی دو کشور شد.
در همان برهه سفارت مصر در عربستان که حافظ منافع ایران در عربستان هم محسوب میشد طی یادداشتی مراتب اعتراض شدید دولت ایران به اعدام یک حاجی را به اطلاع دولت عربستان رساند اما عربستان با این توجیه که این اعدام عملی شرعی بوده از پاسخگویی به چرایی این اقدام طفره رفت.
ایران در واکنش به پاسخ عربستان آن را غیرقابل قبول خواند و اعلام کرد اگر دولت عربستان رسماً بابت اعدام یک حاجی ایرانی از تهران عذرخواهی نکند، ایران در سیاست خود در قبال عربستان تجدیدنظر جدی خواهد کرد. دولت عربستان اما به جای عذرخواهی در پاسخ اعلام کرد حاضر است قول دهد تا در آینده چنین برخوردهایی در قبال اتباع ایرانی رخ ندهد. حاجی ایران همچنان بر لزوم عذرخواهی عربستان از آنچه در قبال یک ایرانی رخ داده بود اصرار کرد و در نهایت این کشمکش به قطع روابط سیاسی دو کشور انجامید و حجاج ایرانی تا چند سال از رفتن به عربستان خودداری کردند.
4 سال اوضاع بر همین منوال بود تا اینکه در سال 1326 شمسی هیأتی از سوی عربستان برای آشتی و برقراری دوباره روابط، راهی تهران شد. عذرخواهی این هیأت را مقامات تهران سبب شد تا ایران بار دیگر سفیر کشورمان در مصر را اکردیته در عربستان کند. روابط تهران - ریاض تا قبل از تشکیل اوپک از چارچوب اصول اشرافیت، اداعای حاکمیت بر مسلمانان و دشمنی مشترک با جمال عبدالناصر خارج نشد.
بعد از تشکیل اوپک اما آرام آرام روابط تهران و ریاض از جنبههای نمادین خود فراتر رفت و وارد جنبههای سیاسی و اقتصادی شد. دو کشور همچنین در برهههایی کوشیدند در مسائلی مانند فلسطین، اوپک و کنفرانس اسلامی در مجامع جهانی وحدتنظر داشته باشند.
سکوت در برابر انقلاب
عربستان سعودی در برابر پیروزی انقلاب اسلامی موضع منفعلانه از خود بروز داد و سیاستمداران این کشور از اظهارنظر درباره آن به شدت پرهیز داشتند. نخستین اظهارنظر درباره انقلاب ایران را ملک خالد، پادشاه عربستان عنوان کرد که برپا شدن حکومت اسلامی در ایران را مقدمهای برای نزدیکی و تفاهم دو کشور خواند. فهد، ولیعهد وقت عربستان هم در دیدارش با رئیسجمهوری الجزایر گفت که حکومت جدید ایران را تأیید میکنیم و برای رهبری آن امام خمینی(ره) احترام زیادی قائل هستیم. اندکی بعد از گردهماییهای فراوان جنبشهای آزادیبخش و برگزاری مراسم بزرگ برائت از مشرکین در صحرای عرفا، دوستیها آرام آرام جای خود را به تردید و بعدها دشمنی داد. نخستین بارقههای مخالفت ریاض با جمهوری اسلامی در مطبوعات عربستان اتفاق افتاد. تهران نیز متعاقباً نظرات مخالفان دولت سعودی را در مطبوعات خود انعکاس میداد. امیر ناپف، وزیر کشور عربستان نخستین مقام رسمی دولت این کشور بود که رسماً در برابر سیاستهای جمهوری اسلامی موضعگیری کرد. در ایران هم مقامات مختلف کشور، نزدیکی عربستان به آمریکا را به شدت مورد انتقاد قرار دادند. عربستان هم در برههای به مقابله با ایران روی آورد و با پناه دادن به ضد انقلاب و جاسوسهای فراری از ایران، به مقابله با نظام برخاست.
شکاف بیشتر
آغاز جنگ تحمیلی سبب افزایش شکاف میان رهبران تهران و ریاض شد. عراق در جنگ تحمیلی مورد حمایت بیچون و چرای عربستان سعودی قرار داشت و بنابر قولی ریاض در 8 سال جنگ بیش از 30 میلیارد دلار به عراق برای جنگ با ایران کمک کرد. امیر بحرین بعد از جنگ در نشستی عنوان داشت که کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس در طول جنگ ایران و عراق، بیش از 40 میلیارد دلار به عراق کمک کردند که بخش اعظم ان از سوی کویت و عربستان بود. کمک عربستان به عراق در جنگ با ایران تا آنجا پیش رفت که این کشور روزانه 289 هزار بشکه نفت از منطقه بیطرف استخراج میکرد و برای عراق میفروخت.
عربستان تا برههای از جنگ تحمیلی از اعلام رسمی حمایت از صدام خودداری کرد تا آنکه سر از دیدار نایف، وزیر کشور عربستان از عراق و امضای 2 قرار داد امنیتی با بغداد، رسماً از عراق در برابر اعلام حمایت کرد. طرح 8 مادهای ملک فهد برای به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی هم در نهایت به تیرگی کامل روابط تهران - ریاض انجامید و کشتار بیش از 400 نفر از حاجیان ایرانی در جریان حج سال 1366 در مکه به نقطه اوج دشمنی ایران و عربستان تبدیل شد. 8 ماه پس از کشتار زائران ایرانی، در بهار، عربستان به طور یکجانبه روابط خود با ایران را قطع کرد و به دیپلماتهای تهران مهلتی یک هفتهای برای ترک این کشور داد.
شیرینیخوران دوباره
در سال 1991 میلادی در پی مذاکرات پشت پرده و مفصل وزرای امور خارجه دو کشور، روابط ایران و عربستان از سر گرفته شد.. در همین سال هیأتی 19 نفره به ریاست مشاور وزیر امور خارجه برای بازگشایی سفارت ایران به عربستان رفت. عربستانیها هم هیأت مشابهی را به تهران فرستادند. اندکی بعد هم هشام ناظر، وزیر نفت عربستان در کنفرانس بینالمللی نفت در اصفهان شرکت کرد و سعودالفیصل، وزیر خارجه عربستان هم مهمان وزارت امور خارجه کشورمان در تهران شد.
رابطه یکطرفه
روابط تهران - ریاض در دوره ریاست جمهوری محمود احمدینژاد را باید به 2 بخش تقسیم کرد. در 3-2 سال ابتدایی دولت ریاض به ارزیابی سیاست خارجی دولت جدید ایران پرداخت و روابط خود با تهران را بر منوال سابق ادامه داد.
از اواخر سال 1387 شمسی ریاض آرام آرام به علنی کردن اختلافات خود با تهران پرداخت غرب به ایران بر سر برنامه هستهای، اظهارات تندی را علیه ایران بیان کردند.
سعودالفیصل در 2 برهه پاییز و اسفند سال 1387 اظهارات تندی را علیه تهران مطرح کرد که از سوی مسئولان دستگاه دیپلماسی کشور بیپاسخ ماند. موضوع حمایت از مقاومت در فلسطین و لبنان و مسئله شیعیان در عربستان و رفتار با زائران ایرانی مهمترین تیترهای جنگ لفظی سیاستمداران تهران و ریاض در 2 سال گذشته بوده است. با وجود همه تنشها میان دو دولت،محمود احمدینژاد از زمان روی کار آمدن در سال 1384، 4 بار به این کشور سفر کرده (یک بار برای شرکت در اجلاس سران کنفرانس اسلامی، یک بار در چارچوب دیداری عادی، یک بار برای حضور در اجلاس سران اوپک، یک بار هم مراسم حج)
در شرایط کنونی اینگونه به نظر میرسد که با وجود اینکه در ظاهر روابط دیپلماتیک در قالب سفرهای مقامات تهران به ریاض برقرار است اما در عمل نگاه عربستان به فعالیتها و نقش آفرینیهای ایرانی در منطقه نگاهی متقاوت است و ریاض ترجیح میدهد سیاست کجدار و مریزی را دنبال کند.