نوشته: احمد عمرو
برگردان: پوراندخت مجلسى
«سازمان سیا همه افراد کلیدى را در رسانه هاى مهم در اختیار دارد» - «ویلیام کلبى» رئیس سابق سیا
گروه نو محافظه کار و لابى اسرائیل، عامل هاى مؤثرى در تعیین چارچوب سیاست خارجى آمریکا در مورد خاورمیانه اند. سایر گروه هایى که تأثیر قابل توجه برابرى در طرح مسیر جنگ داشته اند، عبارتند از عربستان سعودى و افرادى مشخص در صنایع نظامى. ولى تنها نو محافظه کاران براى تحقق بخشیدن به یک تبلیغات وسیع بریا قبولاندن جنگ به نیروهاى رسانه اى دسترسى دارند.
در حال حاضر، مقایسه عراق با ویتنام بازى مورد علاقه افراد خارج از گود شده است. به این دلیل که تاریخ به ندرت تکرار مى شود. چنین مقایسه اى کاملاً بى معنى است. پى آمدهاى غیر قابل پیش بینى رویداد ناگوار عراق به اندازه کافى اثبات این امر است که عامل هاى بسیار متفاوت در بافت تار و پود زمینه رویدادهاى انسانى دخیلند، بویژه در زمان جنگ.
از بسیارى جهات، درگیرى عراق منحصر به فرد است. به دلایلى شگفت، این جنگ کثیف آواى ضد جنگ اندکى را برانگیخته است. حتى سرودهاى جنبش دوران ویتنام از رادیو و تلویزیون رخت بر بسته که این امر بسیار شگفت انگیز است. وقتى مى بینید که تظاهرات ضد جنگ در جهان حتى پیش از این که گلوله اى شلیک شود، انجام گرفت، ولى وقتى جنگ و خونریزى شروع شد، این جنبش به خانه ها محدود شد و پس از این که به وسیله یک مشت خبرنگار و گوینده خبر رادیو و تلویزیون، جنگ افروز به شدت ضربه خورد، با بسته شدن دوربین ها، نقش کم رنگى پیدا کرد.
در زمان جنگ ویتنام، در «سایگون» سربازان آمریکایى و مشاوران غیرنظامى به آسانى با مردم ویتنام گرم مى گرفتند و به اصطلاح با آنها قاطى مى شدند، ولى در عراق، تنها جایى که آمریکایى ها مى توانند بدون خطر پرسه بزنند و بگردند، منطقه سبز است؛ مکانى که کارمندان سازمان هاى دولتى، روزنامه نگاران و افسران ارتش در مورد آنچه پشت دیوارهاى داراى استحکامات سنگین آن مى گذرد، داستان هایى تخیلى مى بافند.
۲۸ ماه پس از اشغال بغداد، آمریکاییان جرأت نمى کنند به آن سوى این منطقه شاداب و دلنشین بروند و نظرى به کشت و کشتار و آشفتگى هایى که خارج از این مکان محصور جزیره مانند وجود دارد، بیندازند.
اگر تنها یک تفاوت عظیم بین این دو جنگ وجود داشته باشد، نقش رسانه ها در تبلیغ و کمک به توجیه تهاجم به عراق و هماهنگى پوشش خبرى با دولت بوش است. در نتیجه سانسور خبرى پنتاگون، ما اکنون بسیار اندک از آن چه هر روز در عراق مى گذرد، مى دانیم. روزنامه نگاران منصوب نظامیان با جنگ عراق همراهى مى کنند و این نظر را پذیرفته اند که افشاگرى هاى بیش از حد در جنگ و برخورد ویتنام به شکست آمریکا کمک کرد. سلطان هاى رسانه اى نه تنها دیدن رویدادهاى تکان دهنده را از مردم دریغ کرده اند، بلکه مانع از افشاى پى آمدهاى سیاسى این تهاجم شده اند.
چرا محاکمه صدام به صورت مخفیانه انجام مى گیرد؟ آیا این نگرانى وجود دارد که صدام فاش کند که همدستان بى چون و چراى او در واشنگتن به او چراغ سبز نشان دادند که به ایران حمله کند و وقتى او علیه کردها سلاح شیمیایى به کار برد، هیچ صدایى از آنها برنخواست؟
در این میان، تابوت هاى نظامى آمریکایى نیمه هاى شب براى مراسم تدفین سریع و دور از چشم هاى کنجکاو مردم به آمریکا وارد مى شوند و ما به ندرت تصویر ۱۴ هزار تفنگدار و سربازان جوان زخمى را مى بینیم و یا اطلاعات به درد خورى در مورد شدت آسیب ها و چگونگى مراقبت از آنها به دست مى آوریم. تعداد تلفات عراقى ها چه نظامى و چه غیر نظامى هم جزو اسرار است. جان چند بى گناه از بین رفته و چند بدن که به وسیله بمب هاى خوشه اى تکه پاره شده است، به عنوان تلفات جنبى برچسب زده شده و مدفون شده است؟ آیا این تهاجم انگلیسى - آمریکایى، غیرنظامیان بیشترى را کشته است تا افراد شورشى را؟
بدون هیچ تصویرى و یا آمار دقیقى، ما با یک جنگ دور دست باقى مانده ایم که خود را در زندگى روزانه مان وارد کرده است. در جنگ ویتنام رسانه ها همیشه با پنتاگون در یک بستر نبودند و بیش از تنها چند روزنامه نویس فاصله حرفه اى مناسبى را با زمامداران حفظ کردند در نتیجه، مردم تصویرى کم و بیش واقعى از آنچه در ویتنام مى گذشت، داشتند. حتى با تکنولوژى نسبتاً ابتدایى در آن زمان سرانجام آنچه واقعاً در جریان بود، گفته مى شد. گزارش هاى دست اول روزنامه نگاران مستقل به وسیله کسانى که خود در جنگل هاى جنوب شرقى آسیا در جنگ و در خونریزى ها شرکت داشتند، تأیید مى شد و به این ترتیب، اطلاعات غلط حساب شده دولتى را بر ملا مى کردند. نقش رسانه ها در عراق کاملاً با نقش آنها در ویتنام تفاوت دارد. البته درست است که آمریکایى متوسط در مورد جنگ در عراق چیز زیادى نمى داند، ولى شکى وجود ندارد که دست هایى که بر دروغ و کلک هاى مربوط به سلاح کشتار جمعى و شکست هاى بعدى اطلاعاتى پرده کشیده اند، دچار شکست شده اند.
به موازات تلخ تر و ناگوارتر شدن درگیرى ها در عراق، اربابان رسانه اى آن را از صفحات اول روزنامه ها بیرون کشیدند و برخلاف ویتنام، در مورد عراق، تنها سر و صداى بسیار ضعیفى وجود دارد. خیابان ها از تظاهرات ضد جنگ خالى است و هیچ کس نداى ضد جنگ سر نمى دهد و به جز در مورد سربازان و خانواده هاى آنها، کشتار در بین النهرین دور از چشم و دور از ذهن است.
پس از این که «دیوید کى» از جست وجوى خود براى سلاح هاى کشتار جمعى در عراق دست خالى برگشت، یک بازرس اتمى سازمان ملل متحد اتهامات سنگینى را در واشنگتن مطرح کرد. «دیوید آلبرایت» اصرار داشت که مسؤولان رده بالا از ماه مه ۲۰۰۳ مى دانستند که سلاح هاى کشتار جمعى هرگز در عراق پیدا نخواهد شد. آلبرایت ادعا مى کند تنها کسانى که این حقیقت را نمى داسنتند، مردم بودند. بنابر این پرسشى که در این ساعت مطرح است، این که مردم واشنگتن امروز چه مى دانند؟ آنها مى دانند که مسؤولان به کمک هم پالکى هاى شان در رسانه ها، نظیر «جودیت میلر» - خبرنگار «نیویورک تایمز» که حاضر نشد منبع اطلاعاتى خود را در مورد وجود سلاح هاى کشتار جمعى در عراق فاش کند و به این دلیل محکوم شد- به آنها در مورد سلاح هاى کشتار جمعى دروغ گفته اند. آنها مى دانند که این امر به خاطر کوتاهى و قصور سرویس هاى اطلاعاتى نیست و این که «جوزف ویلسون» به خاطر برملا کردن این مطلب مجازات شد. مردم همچنین مى دانند که مسؤولان و شریکان رسانه اى آنها به چرخاندن واقعیت ها در مورد عراق ادامه مى دهند. در واشنگتن، همه از راز کوچک و پلید جودیت میلر باخبرند. میلر یک تبلیغاتچى ارشد نومحافظه کار است. اگر او سقوط کند، به تنهایى سقوط نخواهد کرد بلکه نیویورک تایمز و مسؤولان آن را هم با خود به زیر خواهد کشید.
رابطه صمیمانه جودیت میلر با «احمد چلبى»، «پل وولفوویتس»، «داگلاس فیث»، «آیپک» (کمیته امور عام مربوط به امریکا و اسرائیل) و سازمان نومحافظه کار تحقیقاتى «آمریکن انترپرایز»، همه جزیى از اسناد ملى است.
میلر کار خود را با دفتر طرح هاى ویژه در پنتاگون هماهنگ کرده است؛ تشکیلاتى که به وسیله وولفوویتس و فیث برپا شده - و با زد و بند با سازمان اطلاعاتى کار مى کند تا شاهد و مدرک براى توجیه جنگ بسازد. جودیت میلر به اصل پنجم قانون اساسى آمریکا متوسل شده است - که براساس آن شخص مى تواند در دادگاه از اظهاراتى که منجر به متهم شدن خود او شود، خوددارى کند- تا از اعتراف به نقش برجسته اى که در ارائه سلاح هاى فریب جمعى مردم آمریکا داشته است، اجتناب کند.