تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۰۲۱

درباره حمید احمدی
- حمید احمدى، استاد دانشگاه و نویسنده، متولد ۱۳۳۶ مشهد.
- اخذ دیپلم ادبى از دبیرستان حاج تقى آقا بزرگ مشهد، ۱۳۵۶.
- اخذ مدرک لیسانس علوم سیاسى از دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۳.
- اخذ مدرک فوق لیسانس علوم سیاسى از دانشگاه تهران، ۱۳۶۷.
- اخذ مدرک دکتراى سیاست مقایسه اى و روابط بین الملل ازدانشگاه کارلتون کانادا، ۱۳۷۴.
- عضو هیأت علمى (مربى) دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، ۱۳۶۷ به بعد.
- استادیار دانشگاه تهران، ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۸.
- دانشیار دانشگاه تهران از ۱۳۷۸ تاکنون.
- محقق ارشد مرکز مطالعات خاورمیانه از سال ۱۳۷۵ تاکنون.
- مسؤول مسائل خاورمیانه سرویس خارجى روزنامه کیهان، ۶۹-۱۳۶۰.
- تألیف مقالات متعدد و تألیف کتابهاى «قومیت و قوم گرایى»، «اسناد کودتاى ۲۸ مرداد»، «ایران، هویت، قومیت و ملیت» (مشترک)، «سیا و جعل اسناد»، «جنبش هاى اسلامى در جهان»، «پیامبر و فرعون»، «ریشه هاى بحران در خاورمیانه»، «مسأله اعراب و خاورمیانه»
و ترجمه: «جنگ مخفى در لائوس»، «تجدید حیات سیاى اسلام»، «ناسیونالیسم، سوسیالیسم و کمونیسم در جهان»، «تاریخ انقلاب فلسطین»، «شریعتى در جهان»، «فراسوى مرزها»، «پان ترکیسم»، «مهاجمان سرحد»
امروزه اگر کسى بخواهد در مورد قومیت و قوم گرایى در ایران تحقیق کند اولین مطالب موثقى که خواهد خواند مطالب و مباحث دکتر حمید احمدى است و تمرکز او بر این حوزه تحقیقى، منجر به این شده که یافته ها و تحقیقات او در مورد مسائل داخلى به نوعى حالت مرجع به خود بگیرد. حمید احمدى متولد ۱۳۳۶ مشهد است. او سال اول دبستان را در مدرسه رهنما سپرى مى کند و سپس به دبستان هاى سجادیه و کاظمیه مى رود و تحصیلات دوره ابتدایى را تداوم مى بخشد.
در آن دوره فردى به نام حاجى عابدزاده از فعالان انجمن پیروان قرآن در مشهد، دوازده مدرسه را به نام دوازده معصوم تأسیس مى کند و احمدى هم در دو مدرسه از این مدارس ۱۲ گانه مشغول علم آموزى مى شود.
پس از اتمام دوره ۶ ساله ابتدایى به دبیرستان راه پیدا مى کند. دوره سه ساله اول را در دبیرستان عارف و سپس خسروى مشهد مى گذراند و براى ادامه تحصیل دررشته ادبى وارد دبیرستان حاج تقى آقابزرگ مى شود و درسال ۱۳۵۶ دیپلم ادبى را اخذ مى کند و به لحاظ نمره در سطح استان خراسان در رشته ادبى شاگرد اول مى شود و درمیان دانش آموزانى که در آزمون ورودى دانشکده حقوق و علوم سیاسى تهران در آن سال شرکت کرده بودند باز از نظر نمره، به رتبه اولى نائل مى شود.
در دوران دبیرستان ابتدا رمانهاى پلیسى مانند آثار پرویز قاضى سعید را مى خوانده، سپس به رمانهاى تاریخى علاقه پیدا مى کند و در سالهاى آخر دبیرستان هم در فاز مطالعه شعر و ادب کلاسیک و معاصر ایران قرار مى گیرد. علاقه گسترده او به کتاب خواندن در سال دوم دبیرستان باعث مردودى او مى شود و گاه کتابهایى را در مقابل هر شب یک یا دو قران اجاره مى داده به دیگران دانش آموزان.
در این دوره هم به اشعار حافظ و خیام تعلق خاطرنشان مى دهد. از آن جهت خیام که او نگاه جسورانه و شجاعانه اى به خلقت، این جهان و آن جهان داشته و حافظ هم به خاطر جنبه هاى والاى شعرى اش، حمید احمدى را مجذوب خود کرده بود.
به آثار دو شاعر معاصر هم که به شدت مخالف هم بوده اند علاقه نشان مى دهد: حمیدى شیرازى و احمد شاملو و برخى از اشعار فریدون مشیرى، شعر عصیان فروغ فرخزاد و شعر عقاب پرویز ناتل خانلرى را مى پسندید.
در پاییز سال ۱۳۵۶ براى تحصیل در دانشگاه تهران به پایتخت مى آید؛ در همان سالهاى بحرانى و پرآشوب پرتب و تاب. دانشجویان امتحانات ترم اول را تحریم مى کنند و احمدى و دیگران هم تحت فشار گروههاى چپگرا امتحانات ترم دوم سال ۱۳۵۶ را نیز تحریم مى کنند و در آن سال فقط ۱۵ واحدى درسى را مى گذراند.
با وقوع انقلاب و سپس انقلاب فرهنگى فعالیت دانشگاه تداوم نیافت و تا زمان بازگشایى دانشگاهها، او نتوانست واحدهاى درسى دیگرش را بگذراند.
با توجه به آشنایى و تسلط نسبى او به زبان انگلیسى به کار ترجمه و سپس نوشتن روى مى آورد و کتاب «جنگ مخفى در لائوس» را در همان دوره دانشجویى به عنوان اولین کتابش ترجمه و چاپ مى کند و به طور مکرر آثار دیگرى را در همین دوران ترجمه مى کند و به دست انتشار مى سپارد. حدود ۶ ماه نیز مسؤول جذب نیرو براى هیأت ۷نفرى واگذارى زمین در مشهد بوده؛ برنامه اى که اراضى را بین دهقانان تقسیم مى کرده. با شروع جنگ هم، سلسله مقالاتى پیرامون وحدت عربى و حزب بعث عراق چاپ مى کند.
در مهرماه ۱۳۵۹ تا یک سال بعد در دبیرستان نظام مافى تهران دبیر زبان انگلیسى مى شود و پس از مدتى که به ناچار به تنبیه بدنى شدید یکى از دانش آموزان اقدام مى کند کم کم متوجه مى شود که کار تدریس در آن دبیرستان که در جنوب پایتخت بوده با روحیه او سازگار نیست.
«خلج» نامى که مدیر مدرسه بوده به او پیشنهاد مى کند به روزنامه کیهان برود و در آنجا مشغول باشد. خلج به او گفته بود شما محقق هستید و اینجا به درد شما نمى خورد. به مؤسسه کیهان مى رود و با شوراى سردبیرى وقت کیهان و منجمله شمس الواعظین و عطریانفر صحبت مى کند و ملک مدنى هم که بعدها شهردار تهران شد در قسمت ادارى آنجا مشغول به کار بوده و با توجه به مطالعات و فعالیت هاى حمید احمدى، تصویب مى شود که مسؤولیت مسائل خاورمیانه اى سرویس خارجى کیهان به او سپرده شود. همکارى او با روزنامه کیهان تا سال ۱۳۶۹ ادامه مى یابد.
در این دوره، چند کتاب و از جمله کتاب «ایران روایتى که ناگفته ماند» و «تروریسم صهیونیستى در فلسطین اشغالى» را ترجمه و چاپ مى کند.
در سال ۱۳۶۳ در آزمون ورودى فوق لیسانس دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران موفقیت کسب مى کند ولى دانشگاه تا سال ۱۳۶۵ به طور رسمى هیچ درسى را ارائه نمى دهد.
در این دوران فترت دانشگاه، احمدى با گروه علوم سیاسى شوراى انقلاب فرهنگى همکارى مى کند. بعد از گشایش دانشگاه مشخص مى شود که دکتر عباس میلانى و دکتر حمید عنایت از استادان برجسته علوم سیاسى دانشکده براى تدریس ناچاراً به خارج از کشور رفته اند. پایان نامه احمدى با عنوان «ریشه هاى بحران در خاورمیانه» زیرنظر دکتر شیخ الاسلامى تهیه مى شود و از مشاوره مرحوم دکتر مقتدر و دکتر سیدحسین سیف زاده بهره مند مى شود. دفاعیه احمدى از پایان نامه اش در حال و هواى تحیرآمیزى صورت مى گیرد، چرا که بعد از ده سال - از سال ۵۷ تا ۱۳۶۷ - اولین بار بوده دانشجویى از پایان نامه اش دفاع کند و به این صورت اتاق شوراى دانشکده و بیرون محوطه آن لبریز از دانشجویان بوده که مى خواسته اند ببینند نحوه دفاع کردن از پایان نامه چگونه است.
حمید احمدى در پایان نامه اش به بررسى تاریخى کشمکش اعراب و اسرائیل مى پردازد و ناسیونالیسم عرب و ناسیونالیسم یهود را مورد تحلیل قرار مى دهد و علل و عوامل بین المللى شدن بحران فلسطین را بررسى مى کند. او اسناد مرتبط با بحث را براى اولین بار در مباحثش مى گنجاند؛ اسنادى از قرن نوزدهم تا سال ۱۹۴۸ ترجمه و بعدها هم در کتابى با همین عنوان به چاپ مى رسد و کتاب «ریشه هاى بحران...» توسط برخى استادان مثل عبدالهادى حایرى آن را در رشته تاریخ دانشکده ادبیات مشهد تدریس مى کرده.
در دوره فوق لیسانس، درسى را با دکتر حسین بشیریه مى گذراند؛ درس آمریکاى لاتین و احمدى متوجه مى شود که این استاد با دیگران فرق مى کند و استادى است که مسائل را تحلیل مى کند.
در مقطع فوق لیسانس، دروس اندیشه و متدولوژى و فلسفه علم را با دکتر رضوى مى گذراند. با دکتر ممتاز، درس تحولات نوین در حقوق بین الملل را.
در سال ۱۳۶۷ فارغ التحصیل مى شود و کار تدریس در همان دانشکده را آغاز مى کند و در امتحان بورس اعزام به خارج هم موفقیت کسب مى کند و در سال ۱۳۶۸ عازم کانادا مى شود.
عنوان تز او «قومیت و قوم گرایى» است. در زمان تحصیل احمدى در دانشگاه کارلتون کانادا که فروپاشى شوروى کمونیستى هم رخ داده بود، او درمى یابد که بعضى از جمهورى تازه تأسیس قفقاز جنوبى تحرکاتى قومى را آغاز کرده اند و سایت هاى اینترنتى ابتدایى آن زمان علیه همبستگى ملى ایران مطالبى نشر مى داده اند که با مصالح ملى ایران ارتباط پیدا مى کرده و از این رو او به تحقیق در این حوزه روى مى آورد.
روش تدریس در کانادا به صورت ارائه درس و کنفرانس است و به اعتقاد احمدى با این روش بنیان پژوهشى را فراگرفته است.
در کانادا (سال ۱۹۹۲) ماشین تویوتا مدل ۱۹۸۶ دست دومى با قیمت حدود یک میلیون تومان (با ارزش امروز) خریدارى مى کند؛ در زمانى که فشارهاى ناشى از درس و تحقیق کاهش یافته بود و با خیالى آسوده به مسافرت مى رفته.
به حضور و غیاب دانشجویانش اهمیت مى دهد ولى عمدتاً تلاش مى کند دانشجویانش را تشویق کند که با جزئیات بحث آشنا شوند.
«نگرانى عمده من بیشتر حول منافع ملى و وحدت کشور است. ما الان در موقعیت ناآرامى به سر مى بریم و چالشهاى نگران کننده اى با نظام بین الملل داریم. برخى هم مى خواهند برخى مباحث مانند موضوع قومیت ها را ساده سازى کنند. من امیدوارم همه ما به ملیت و منافع ملى توجه کنیم تا بتوانیم آینده بهترى براى کشور رقم بزنیم». اعتقاد دارد که با متمرکز شدنش بر مباحثى قومى و قومیتى کوشیده به روشن سازى مسائلى بپردازد که مبتلا به جامعه ما است و در نهایت مى خواهد به گونه اى عمل کند که به نحو احسن و به سهم خودش منافع ملى کشورمان را تا حد امکان تأمین کند.
کتابى در مورد لبنان و کتابى دیگر در مورد روابط ایران و عربستان سعودى آماده چاپ دارد که در آن به تحلیل اسنادى پرداخته. سلسله مقالاتى در زمینه جنبش هاى اسلامى معاصر و بحثهاى قومى و ملى آماده چاپ دارد و با ابراز امیدوارى مى گوید همه ما به کشور علاقه مندیم و من از این قاعده مستثنى نیستم و سعى هم مى کنم دانشجویان را بسیار بیشتر با مقوله هاى مرتبط با منافع ملى آشنا کنم و آگاهى بیشترى هم کسب کنند.