یاشین موشارباش
ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
آیا مردم اردن خواهند توانست بر زخمهای ناشی از حملات القاعده غلبه کرده و دوباره قد راست کنند؟ آیا دولت این کشور خواهد توانست بار دیگر خطمشی صلحآمیز و غربگرایانه خود را ادامه دهد؟ و یا تروریستها وضعیت را در این کشور دگرگون خواهند کرد؟ کشور پادشاهی اردن بدون شک در مبارزه با تروریسم با همان مشکلات و مسائلی روبرو است که دولتهای غربی مدتها است با آن دست به گریبانند.
موطن و زادگاه تروریستهایی که چند روز پیش در شهر امان حدود 60 نفر را به خاک و خون کشیدند، 60 نفری که نیمی از آنها اردنی بودند، کجا است؟ در گوشه گوشه کشور پادشاهی اردن این پرسش بر ذهن مردم سنگینی میکند و در مورد آن بحث میشود.
در جامعه اردن وحشت موج میزند. درست مثل بریتانیا پس از حملههای تروریستی به لندن. دردناکترین شایعه در میان مردم اردن این است که عاملان این جنایت تنها آن چند عراقی که لهجه آنها معرف ملیتشان بوده است، نیست. بلکه مسئله اصلی و تقریباً تائید شده این است که 12 نفر از مظنونین بازداشت شده، اردنی هستند. و البته این شایعه چه بسا واقعیتی است که چندان در مورد آن بحث نمیشود.
بدیهی است که این حملات تروریستی سرزمین امن و آرام اردن را تبدیل به دنیایی آشوبزده و تشنه خون و انتقام کرده است. ملک عبدالله دوم پادشاه اردن پس از این حوادث احساس خود را در قالب جملاتی چنین بیان کرد: «ما به خاطر تعهد خود مبنی بر حفظ جوهره اسلام واقعی، یعنی همان اسلام مدارا، مورد هدف قرار گرفتهایم.» یک روز پس از حملات تروریستی، هدف روزنامههای اردن تیتر یک خود را به این سخنان پادشاه اختصاص دادند. تقریباً همه مردم اردن در حال حاضر بر این عقیدهاند که این کشور به هیچ روی نباید خطمشی سیاسی خود را که مبنی بر اعتدال و میانهروی است، ادامه دهد.
اما این کار اشتباهی بزرگ به حساب میآید. زیرا مانورهای محتاطانه میان غرب و دنیای اعراب و داشتن صلحی نیمبند با اسرائیل برای کشور کوچک و فقیری چون اردن، نوعی تضمین برای ادامه زندگی به شمار میآید. برای کشوری مثل اردن که درست در میان فلسطین، اسرائیل، عراق، سوریه و عربستان سعودی قرار دارد، تقریباً غیرممکن است بتواند با بهکارگیری سیاستهای غیراعتدالی، آن هم با حضور آمریکا به عنوان قدرت برتریطلب در منطقه به ثبات و در یک کلام به زندگی خود ادامه داده و سقوط نکند.
با وجود آنکه پادشاه اردن سفر خود به اسرائیل را به دلیل پیشگیری از هر گونه پیامد تحریکآمیز لغو کرده است اما حتی این مسئله نیز نمیتواند دلیلی بر دگرگونی و تغییر در سیاست خارجی دولت اردن باشد. لغو این سفر از قرار معلوم موجب هیچ خدشهای بر روابط اسرائیل و اردن نیز نخواهد شد. زیرا اسرائیل ادعا میکند که خواهان اردنی با ثبات است چون نیمی از جمعیت اردن در واقع تبار فلسطینی دارند. این مسئله در مورد آمریکا هم صادق است. دولت اردن اعلام کرده است که به هیچ کمک خارجی نیاز ندارد، و این ادعایی است که نمیتواند صحت داشته باشد اما بیتردید از روی هوشمندی و زیرکی عنوان شده است. نه تنها پادشاه اردن بلکه دیگر دولتمردان این کشور نیز به خوبی میدانند که نمیتوانند گرایش خود به تضمینهای آمریکا را انکار کنند.
اما گرایش به ثبات و صلح و امنیت، حداقل به صورت نمایشی در واقع در داخل خاک اردن نمود پیدا کرده است. شب بعد از آن حملات هزاران اردنی خشمگین با حضور در محل انفجارها شعار میدادند: «زرقاوی، ای حیوان وحشی، از اینجا برو!.» بدون تردید اکثر آن جمیعت با این شعار در واقع دست ردی به سینه تروریسم میزدند. ولی در آن سوی این شعارها میتوان واقعیت دیگری را نیز مشاهده کرد، واقعیتی که اردنیها حتی از خودشان مخفی میکنند. آن واقعیت حضور تعداد زیادی از طرفداران و حامیان القاعده در این کشور است، اما مردم اردن با حرارت هر چه تمامتر در پی اثبات این واقعیت هستند که این مسئله اصلاً به معنای آن نیست که این مردم در آن جنایتها دست دارند و یا نقشی در آن ایفا میکنند. علاوه بر آن آنها در لابهلای حرفهای خود به این مسئله نیز اشاره دارند که آرامش موجود در اردن در واقع آرامشی قبل از توفان بوده است.
شاید عجیب باشد اما با وجود موقعیت خاص کشور اردن، شاید برای اولین بار است که مردم این کشور با این جدیت به پدیده ترور و القاعده میپردازند. «ابومصعب زرقاوی» یعنی همان کارگزار القاعده در عراق و سازماندهنده حمامهای خون خود یک اردنی است و حدود ده درصد از حملهکنندگان انتحاری در عراق را نیز اتباع اردنی تشکیل میدهند. اما در کشوری چون اردن تنها مقامات سیاسی و نخبگان و همینطور طرفداران القاعده از این مسائل خبر دارند و توده مردم توجهی به این اخبار ندارند. برای اولین بار است که بسیاری از اردنیها میپرسند: «این زرقاوی کیست و چه میخواهد؟» جامعه اردن از نوعی بحران هویت رنج میبرد و حال سئوال اینجا است که آیا در صورت جنگ و مبارزه با ترور همین هویت باقیمانده نیز دچار دگرگونی نمیشود؟
به گفته پادشاه اردن: «از امروز به بعد، هر زن و مرد اردنی حکم یک سرباز را دارد، سربازی که بر علیه ترور میجنگد و مبارزه میکند.» در عین حال مقامات دولتی اعلام کردند که دولت دستگاههای فلزیاب جدیدی را سفارش داده و دریافت کرده است که از قرار در مقابل هم هتلها و ساختمانهای دولتی نصب میشود. بنا به گفته همین مقامات، دولت و ملت اردن در آینده به هیچ روی در مقابل کسانی که حتی تصور حملات انتحاری را داشته باشند، شکیبایی به خرج نخواهند داد. علاوه بر آن از طرف مقامات دولتی همواره اعلام میشود که رشد و توسعه کشور اردن چیزی نیست که بتوان از آن چشمپوشی کرد. جالب آنکه این سخنان از زبان مقامات دولتی کشوری جاری میشود که بیگمان از این پس تنها شک و بدگمانی و وحشت بر آن حاکم خواهد بود.
تشکیلات امنیتی و اطلاعاتی اردن یکی از بهترین و پیشرفتهترین تشکیلات از این دست در منطقه به شمار میآید و تا پیش از این موفق شده بود چندین حمله تروریستی را کشف و خنثی کند. اما حتی این تشکیلات نیز نتوانست از نفوذ تدریجی بنیادگرایان به این کشور جلوگیری کند. شکاف عمیق میان طرفداران غیرعلنی و مخالفان علنی تروریسم هر روز عمیقتر میشود که البته در جای خود امری مثبت است. اما این مسئله در کشورهای مصر و سوریه نه تنها پیامد مثبتی نداشت بلکه موجب شد تا تروریستها به صورت کاملاً غیرعلنی و زیرزمینی به فعالیت خود ادامه دهند.
اردن شب و روزهای وحشتناکی را میگذارند و ادامه یافتن تهدیدهای زرقاوی میتواند اصلیترین و حیاتیترین منبع درآمد این کشور یعنی صنعت توریسم را با مخاطراتی جدی روبرو کند. شاید بهترین راه برای پرهیز از چنین وضعیتی انتخاب روشی میانه باشد، روشی که در صورت لزوم برخورد سخت و در عین حال بخشش و چشمپوشی را توأمان در خود داشته باشد. شاید بتوان با بهکارگیری چنین روشی در نهایت بار دیگر سنت خوب اردنی یعنی سنجیدگی و اعتدال را احیا کرد.