نادر کریمى جونى
به جز بى بازگشت بودن راهى که افغان ها درآن گام گذاشته اند، چه چیز مى تواند شهروندان افغانى را به تداوم روند حاضر ترغیب کند؟ چند سال پس از حمله ایالات متحده و سقوط طالبان که روى کار آمدن - «حامد کرزاى» را دربرداشت، نه تنها آنچه که مبارزان غیرقانونى نامیده مى شدند، هنوز قدرت را در خارج از کابل در دست دارند و حملات گاه و بى گاهشان موقعیت بسیار ناامنى در برابر افغان ها قرار مى دهد، بلکه نابسامانى هایى چون کشت و قاچاق موادمخدر، نظام ملوک الطوایفى و بى نظمى هدایت شده از سوى چهره هاى قدرتمند محلى، چشم انداز و آینده دلگرم کننده اى را در برابر افغانستان نمى گشاید.
در خردادماه گذشته هم که کرزاى براى دیدار با «جورج بوش» به ایالات متحده سفر کرده بود، رئیس جمهورى ایالات متحده اگرچه با اغماض، او را شریکى ارزشمند در مبارزه با تروریسم خواند، اما بلافاصله از اینکه دولت کرزاى اقدامات کافى را براى مهار کشت و قاچاق موادمخدر انجام نداده است انتقاد کرد. در آن دیدار، همچنین واشنگتن در برابر این خواست افغان ها که نیروهاى آمریکایى تحت نظر دولت کابل در افغانستان فعالیت کنند، به سختى مقاومت کرد و تنها در متن بیانیه پایانى دیدار بوش - کرزاى، على رغم اعطاى آزادى لازم به نیروهاى نظامى ایالات متحده، بر انجام رایزنى با دولت افغانستان و رعایت رویه هاى از پیش توافق شده صحه گذاشته شد.
با توجه به مصاحبه هاى کرزاى پیش از انجام آن سفر، تحلیلگران انتظار داشتند که بعد از دیدار با مقامات کاخ سفید، دولت کابل میزان بیشترى از اختیار براى اداره کشور را به دست آورد، چرا که کرزاى پیش از ورود به واشنگتن بارها به ویژه در مورد فعالیت نیروهاى آمریکایى در افغانستان، خواستار افزایش اختیارات دولتش شده بود، اما مخالفت بوش نشان داد که حتى مهمترین و شاید نزدیک ترین متحد افغانستان هم به خوبى بر اینکه نمى تواند به دولت کابل به عنوان یک دولت تمام عیار اعتماد کند، وقوف دارد و از این رو، افزایش اختیارات این دولت را چندان به صلاح نمى داند.
اتفاقاً چند روز بعد از پایان سفر حامد کرزاى، کشته شدن مولوى عبدالله فیاض در قندهار نشان داد که عدم اعتماد آمریکایى ها به کرزاى چندان هم بى منطق نبوده است. فیاض که از چهره هاى مشهور مذهبى و از هواداران کرزاى به شمار مى رفت، پس از آنکه جلسه اى را براى بازپس گرفتن عنوان امیرالمؤمنین از «ملامحمدعمر» رهبر طالبان برگزار کرد از سوى عوامل همین گروهک به قتل رسید. به علاوه تروریست ها با تشدید عملیات خود ضعف دولت مرکزى را به نمایش گذاشتند.
البته عده اى از دست اندرکاران دولتى در افغانستان براین باورند که ضعف موجود در سیستم دولتى بیشتر ناشى از نبود افراد متخصص و کارآمد در رأس کار است. از جمله این افراد، «غلام سرور دانش» وزیر دادگسترى افغانستان است که چندى پیش از نبود متخصصان در رأس امور اجرایى و برنامه ریزى این کشور انتقاد و تأکید کرد که دولت آن کشور از نظر علمى در فقر غیرقابل تصورى به سر مى برد. منتقدان دولت کابل در این باره اضافه مى کنند که از جمله نشانه هاى صحت این مدعا، ناکامى کرزاى و همکارانش در بهره گیرى از ظرفیت هاى «معاهده بن» است، چنانکه على رغم آنکه مهلت کارکرد معاهده بن همزمان با برگزارى انتخابات پارلمانى در افغانستان پایان مى پذیرد اما روند بازسازى افغانستان به ویژه در نقاط دورافتاده چنان ضعیف پیش رفته که هیچ راهى جز تمدید معاهده بن باقى نمانده است و به همین دلیل، طى ماههاى گذشته وزیر امور خارجه افغانستان مقامات سازمان ملل متحد را براى امضاى یک سند همکارى طولانى مدت با کابل متقاعد کرد.
تحلیلگران با اشاره به مفاد این سند، به ویژه تأکید مى کنند که دولت کرزاى هنوز در انجام خواسته هاى مهم و راهبردى شهروندان افغان، مانند خلع سلاح عمومى، تأمین امنیت، مهار قاچاق و تولید موادمخدر و رفع فساد دولتى و اجراى عدالت توفیق چندانى کسب نکرده و همین سرخوردگى شهروندان افغانى را پدید آورده است. همین تحلیلگران در حالى که طى روزهاى آینده انتخابات پارلمانى در افغانستان برگزار مى شود، مى گویند که طى هفته هاى اخیر، این نگرانى که برخى افراد متنفذ، ولى منحرف از طریق تهدید و یا تطمیع بتوانند وارد پارلمان افغانستان شوند و بدین وسیله حاشیه امنى براى خود ایجاد کنند، به دیگر نگرانى هاى شهروندان افغان افزوده شده است. خبرنگاران به ویژه در نقاط دور افتاده افغانستان گزارش مى کنند که تولیدکنندگان ارشد موادمخدر و برخى جنگ سالاران قدیمى براى ایجاد حاشیه امن و در امان ماندن از مجازات هاى احتمالى، تلاش مؤثرى براى ورود به پارلمان را آغاز کرده اند و در این باره موفقیت هایى هم به دست آورده اند که انتخابات امروز نشان خواهد داد که نتایج عملى این موفقیت ها چه بوده است؟
با این حال، مانند شهروندان افغان، کشورهاى اروپایى نیز به بى بازگشت بودن راهى که در افغانستان طى شده اعتقاد دارند و از این رو، خود را به حمایت از دولت کرزاى موظف کرده اند. به عنوان نمونه نه فقط اتحادیه اروپا اعطاى یک کمک ۹ میلیون یورویى براى برگزارى انتخابات پارلمانى در افغانستان را تصویب کرد و ایتالیا نیز ۱۵۰ میلیون پوند را براى مبارزه با موادمخدر در افغانستان تخصیص داده، بلکه اتحادیه اروپا به «بنیتا فردو والدنر» مأموریت داده است که پیش از انتخابات پارلمانى آینده به کابل سفر کند و مراتب حمایت اتحادیه اروپا را از روند بازسازى و فعالیت هاى دولت به اطلاع حامد کرزاى برساند.
در این سلسله از کمک ها، ناتو هم تصمیم به تقویت نیروهاى ایساف گرفته و کشورهاى غربى نیز گروههاى کارى متعددى را به منظور انجام دقیق و منظم انتخابات پارلمانى، به افغانستان اعزام کرده است.
بدین ترتیب نه تنها حامد کرزاى و همکارانش که شهروندان افغان نیز مى توانند از این بابت که در آن سوى آب ها،کسانى به فکر افغانستان هستند و از مشکلات این کشور مى کاهند، خوشحال باشند؛ بدون آنکه به این پرسش پاسخ دهند که این حمایت ها تا چه هنگام ادامه خواهد داشت.