احمد امید
سرانجام کابینه اسرائیل در 24 مرداد 1384 با 16 رای موافق و 4 رای مخالف طرح « آریل شارون » نخست وزیر رژیم صهیونیستی را در مورد عقب نشینی یک جانبه از نواره غزه و شمال کرانه باختری و خروج 15000 نفر از ساکنان شهرکهای صهیونیست نشین و سپردن امنیت غزه به 7500 تن از نیروهای پلیس فلسطین و تضمین امنیتی از ابومازن برای خلع سلاح گروه های جهادی حماس , جهاد اسلامی و گردانهای شهدای الاقصی به تصویب رسید.
نوار غزه 365 کیلومتر مربع وسعت دارد و تنها 5 درصد اراضی است که اسرائیل در سال 1967 به اشغال درآورده است (که شامل قدس شرقی , صحرای سینا , کرانه غربی و بلندیهای جولان می شود) نوار غزه و شمال کرانه باختری رود اردن روی هم رفته 6279 کیلومتر مربع مساحت دارد و کمتر از 2 درصد کل سرزمینهای اشغالی است .
اجرای این طرح از روز 25 مرداد 1384 آغاز شد و در مدت یک هفته به اتمام رسید. اگر چه خروج اسرائیل از غزه موجی از سرور و خوشحالی را برای ملت فلسطین و گروههای جهادی بهمراه داشت اما از طرفی هم موجی از اعتراض را در میان صهیونیستهای افراطی بوجود آورد. مسئله مهم و راهبردی در تحلیل این طرح پاسخ به این سوال است که آیا این طرح یک عقب نشینی تاکتیکی است و یا عقب نشینی از استراتژی اسرائیل موسوم به « از نیل تا فرات » است؟
تردیدی وجود ندارد که دو انتفاضه قهرمانانه فلسطینیان در کرانه باختری رود اردن و نوار غزه در سال 1987 تا 1993 و از سال 2000 تا به حال ضربات سختی را بر پیکره صهیونیسم وارد نموده است بطوریکه رژیم صهیونیستی عملیات استشهادی مبارزین فلسطینی را نابود کننده ترین سلاحی توصیف کرد که آنها علیه اسرائیل بکار می گیرند و با هیچ وسیله ای امکان رویارویی با آن وجود دارند(1 ) بنابراین طرح شارون را باید یک عقب نشینی برای رهایی از ضربات خرد کننده انتفاضه و مهار آن بحساب آورد اما باتوجه به محتوای طرح و تعابیری که مقامات صهیونیستی در مورد آن مطرح کرده اند , اسرائیل در پشت ماجرای عقب نشینی اهدافی را دنبال میکند که توجه به آنها بسیار مهم است , اما این نکته را نباید از نظر دور داشت که طرح شارون دارای هویتی منفعلانه است و عقب نشینی در برابر تهاجم مبارزان فلسطینی است و میتوان آن را با عقب نشینی پنج سال پیش اسرائیل در جنوب لبنان مقایسه نمود و بحق باید آن را یک پیروزی بحساب آورد. لذا حماس در بیانیه سیاسی خود عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه را بخشی از اهداف مقاومت مسلحانه گروههای مبارز فلسطینی قلمداد نمود.
« اسماعیل هنیه » و « خالد مشعل » از رهبران حماس اعلام کردند : مقاومت مسلحانه متوقف نمی شود و حماس هرگز سلاحش را تا باز پس گیری تمام حقوق و آزادی همه سرزمین های فلسطینی بر زمین نخواهد گذاشت . همچنین سید حسن نصرالله رهبر حزب الله لبنان , خروج اسرائیل از غزه را بعنوان یک پیروزی کیفی به مردم فلسطین تبریک گفت و آن را آغاز کار دانست نه پایان کار.
« سامی ابوزهری » سخنگوی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین در جمع نمازگزاران فلسطینی که در مسجد بزرگ شهر غزه نماز شکر بجای آوردند , گفت : مقاومتی که پنج سال پیش نظامیان رژیم صهیونیستی را از جنوب لبنان راند امروز اشغالگران را از نوار غزه بیرون می کند و مقدمه ای برای رهایی قدس شریف و کرانه باختری رود اردن و همه فلسطین است .
دیدگاه دیگر نسبت به طرح شارون این است که این خروج , یک عقب نشینی از استراتژی « از نیل تا فرات » است و دلیل آن اینست که شاخه اعتقادی صهیونیسم آن را خیانت به آرمان یهود تلقی نموده است .
به نظر نویسنده عقب نشینی از نوار غزه از دستاوردهای مهم انتفاضه است و باتوجه به اینکه نوار غزه جزیی از مناطقی است که اسرائیل در سال 1967 جهت تحقق استراتژی صهیونیسم و آرمان یهود اشغال نموده است , بنابراین آزادی غزه را می توان ضربه ای بر پیکره استراتژی صهیونیسم مبنی بر « از نیل تا فرات » محسوب نمود اما این بدین معنی نیست که مقامات صهیونیستی از استراتژی خود کوتاه آمده اند بلکه برای آنها یک عقب نشینی تاکتیکی محسوب می شود. توجه به محتوای طرح و مواضع و سخنان مسئولین رژیم اشغالگر قدس و حامیان آنها بیانگر این حقیقت است که آنها طرح را بعنوان یک تاکتیک در برنامه های خود تدارک دیده اند و لذا این طرح را بخشی از روند صلح بادولت خودگردان فلسطین قلمداد کرده اند . وزیر دفاع اسرائیل « شائول موفاز » این طرح را دردناک اما اقدامی ضروری دانست و آن را برای آینده کشور دمکراتیک اسرائیل لازم شمرد. روزنامه صهیونیستی « هاآرتص » در مقاله ای , یک جانبه بودن طرح توسط شارون و عدم هماهنگی یا تفاهم با تشکیلات خود گردان را دارای پیام دانسته و آن را عملا نابودی آخرین بقایای مرحله « اسلو » دانست که در آن حق فلسطینیان بعنوان شریک قانونی اسرائیل و دارای حق تعیین سرنوشت به رسمیت شناخته شده است .
و « سولانا » مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اهمیت طرح یک جانبه نوار غزه را گامی به سوی اجرای طرح صلح موسوم به « نقشه راه » به عنوان آخرین طرح بین المللی برای حل و فصل مناقشات اسرائیل و فلسطین به حساب آورده است .
اهداف اسرائیل از طرح
باتوجه به بندهای طرح عقب نشینی از نوار غزه وشمال کرانه باختری رود اردن که در ابتدای مطلب به اهم آن اشاره شد و نیز سخنان و مواضع اسرائیل و حامیان او می توان اهداف ذیل را در این عقب نشینی تاکتیکی برشمرد :
1 ـ ترمیم چهره به شدت مخدوش شده صهیونیسم در جهان که در طی سالها ظلم و جنایت نسبت به فلسطینیان تحقق یافته است و نشان دادن چهره ای صلح طلب از خود.
2 ـ خروج اسرائیل از انزوای سیاسی با ایجاد زمینه ای که سران مرتجع منطقه بتوانند با تمسک به آن توجیهی برای ملتهای خود در به رسمیت شناختن علنی اسرائیل داشته باشند و به عادی ساختن روابط خود با آن بپردازند و بر این اساس است که « سلوان شالوم » وزیر خارجه اسرائیل از رخ دادن تحولی عظیم در روابط کشورهای عربی و اسرائیل سخن گفته است و « رایس » وزیر امور خارجه در تاریخ 22 جولای در تل آویو اعلام کرد که دولت امریکا تصمیم گرفته است پس از عقب نشینی اسرائیل از نوار غزه نقشی فعال تر در از سرگیری روابط قطع شده میان عرب ها و اسرائیل ایفا کند و او پیشنهاد یک همایش بین المللی با شرکت اعراب و اسرائیل را مطرح نمود.
3 ـ باتوجه به اینکه دولت خود گردان و منطقه تحت سیطره او بعنوان یک کشور به رسمیت شناخته نشده و عواملی که موجب استقلال اقتصادی و امنیتی او باشد در طرح دیده نشده و تمامی منابع حیاتی و آبهای آزاد و گذرگاه ها و تمامی محیط اطراف در دست صهیونیستها می باشد , بنابراین به تعبیر یکی از نویسندگان عرب , نوار غزه و شمال کرانه باختری به مثابه یک زندان برای مردم فلسطین خواهد بود و نقش دولت خود گردان , ایجاد امنیت اسرائیل و مهار انتفاضه خواهد بود و خصوصا اگر توجه کنیم که نوار غزه یک منطقه راهبردی برای اسرائیل به شمار نمی آید , اهداف رژیم صهیونیستی از این طرح بیشتر برملا می گردد و در آینده آنگاه که این رژیم به اهداف خود دست پیدا کند به راحتی مجددا این مناطق را اشغال خواهد کرد.
4 ـ سپردن نوار غزه به فلسطینیان به عنوان زمینه ای برای به اختلاف کشاندن آنها و شعله ور نمودن جنگ داخلی در میان گروه ها ومردم فلسطین است زیرا دو زمینه مهم برای ایجاد اختلافات وجود دارد : یکی خلع سلاح گروههای جهادی (حماس , جهاد اسلامی و گردانهای شهدای الاقصی ) است که تشکیلات خود گردان در این طرح موظف به انجام آن شده است و دیگر اختلافی است که میان حماس و جهاد اسلامی از یک سو و جنبش فتح وجود دارد و آن در نوع نگاه و رویکرد به مساله آزادسازی فلسطین و عقب نشینی نیروهای اسرائیلی از مناطق اشغالی مانند نوار غزه و کرانه باختری است و جنبش فتح به همین حداقل اکتفا می کند اما حماس و جهاد اسلامی خواستار آزادی تمامی خاک فلسطین است .
وظایف گروههای مبارز فلسطینی
اکنون فرصتی فراهم شده است تا فلسطینیان پایه های تاسیس یک دولت حقیقی را با در اختیار داشتن حق حاکمیت بنا نهند تا مقدمات تشکیل یک دولت بزرگتر با آزادی بخش های دیگر سرزمین اشغال شده فراهم گردد. این در شرایطی است که عقب نشینی باید هم جانبه باشد یعنی گذرگاهها , دریاها و تمامی محیط اطراف نوار غزه و شمال کرانه باختری را شامل شود. بنابراین چنین دولتی نه به توافق با اسرائیل مقید و متعهد خواهد بود نه مسئولیت حفظ امنیت اسرائیل را بعهده خواهد داشت . مشروط بر آنکه وحدت گروههای فلسطینی حفظ شود و تشکیلات خودگردان با این نگرش باید حاکمیت را بدست بگیرد. در غیر اینصورت اسرائیل به اهدافی که برشمردیم دست خواهد یافت و تشکیلات خود گردان در نوار غزه به خادم امنیت اسرائیل تبدیل شده و به تعبیر حماس , غزه وشمال کرانه باختری به زندانی برای شهروندان فلسطینی تبدیل خواهد شد.
گروه های فلسطینی باید عقب نشینی از نوار غزه را آغاز آزادسازی همه سرزمینهای فلسطینی تلقی نموده و از درگیری با یکدیگر خودداری کنند ونوک تیز حمله خود را متوجه اسرائیل نمایند و اختلاف نظرها نباید به نفع اسرائیل تمام شود. زیرا اسرائیل می خواهد با این گام به عقب , پرونده فلسطین را مختومه اعلام نماید.