* همزمان با سالروزبه آتش کشیدن مسجدالاقصی (30 مرداد) توسط افراطیون صهیونیست، به عقیده جنابعالی صهیونیستها درتهدیدات خود علیه این مکان مقدس تا چه اندازه جدی هستند
** میل دارم برای پاسخ به این پرسش شماکمی به گذشته برگردم . ببینید ازهمان روزهای اول اشغال فلسطین دربحبوحه جنگ اول جهانی توسط نیروهای بریتانیا , سیاست غیر اسلامی ساختن چهره سرزمین فلسطین دردستورکار اشغالگران قرارگرفت . سیاستی که بسیارپیشترتوسط استعمارگران طراحی شده بود فکر می کنم حدود سال 1842 میلادی بودکه فردی به نام « ادوارد روبینسون » که استاد دانشگاه در رشته الهیات بود به همراه شاگردش « ایلی اسمیت » به بهانه تعیین نقاطی که در تورات از آنها نام برده شده به فلسطین سفرکرد. یعنی چیزی حدود یکصد سال پیش از تشکیل رژیم صهیونیستی . خب این نشان می دهد که صاحبان قدرت و پول برای اشغال و تغییر چهره اسلامی فلسطین از خیلی سال ها پیش برنامه ریزی کرده بودند.
در پی تحقق این خواسته بود که پس از اشغال سرزمین فلسطین در جنگ جهانی اول و پس ازآن که اشغالگران انگلیسی , قیومیت سرزمین فلسطین را برای خود رسمیت بخشیدند (البته در سند قیومیت از بریتانیا خواسته شده که مساعی خویش را برای تشکیل وطن یهودی درفلسطین به کار گیرد) اکثریت قریب به اتفاق مسئولین دولت قیم و نیروهای انگلیسی را از میان یهودیان انتخاب کردند و این چیزی است که اسناد منتشره وزارت خارجه انگلیس بر آن صحه می گذارد. حتی رییس دولت قیم را فردی یهودی به نام « سرهربرت ساموئل » قرار دادند.
دقیقا ازهمان زمان یهودی ساختن چهره فلسطین شروع شدآن هم با حذف نشانه های تمدن اسلامی و جعل نشانه های یهودی به جای آنها. هرچند اوایل کار , آثار دارای حساسیت اندک را آن هم درفواصل زمانی طولانی هدف قرارمی دادندولی هرقدرکه پیش رفتند سرعت و نوع انتخاب آنها هم تغییر کرد. پس از تاسیس رژیم صهیونیستی که من آن را واگذاری آشکار اشغال فلسطین به صهیونیست ها می دانم , این کار شتاب بیشتری گرفت . اشغالگران صهیونیست برای تحقق این خواسته , هر اقدامی را از تحریف تاریخ و کتب دینی گرفته تا دست زدن به خشونت بارترین جنایت ها را برای خود جایز دانستند , اما بعضی از آثار و نشانه های اسلامی در فلسطین وجود دارد که برجستگی و اهمیت آنها چندان است که به سادگی و با ترفندهای پیش گرفته شده در مورد آثار دیگر , نمی توان آنها را حذف کرد. مسجدالاقصی از جمله این آثارو مهمترین آنهااست . با قدمتی به درازای تاریخ اسلام که از همان آغاز رسالت نبی اکرم (ص ) مورد توجه مسلمانان قرار داشته و برای آنان بسیار مهم و مقدس به شمار می رود. بنابراین حذف این نشانه به سادگی نمی تواند رخ دهد.
اکنون بیت المقدس حدود 57 سال است که توسط صهیونیست هااشغال شده است . هر چند بخش شرقی آن در سال 1967 به اشغال صهیونیست ها درآمد . این رژیم با آن که نیروی نظامی خشن وبی رحمی را تربیت کرده است ومجموعه قدرت های استعماری نیز از آنها حمایت می کنند. اما مستقیما و آشکارا برای تخریب مسجدالاقصی اقدامی نکرده است چرا که به خوبی می داند که این کار مساوی با نابودی اسراییل است . اما در تمام این مدت بارها به طور غیرمستقیم حمله به مسجدالاقصی را انجام داده است . هر بار هم آن را به افراد تندروی مذهبی یهود منتسب می سازد , تا مسئولیت مستقیم این کار را از خود دور سازد در حالی که مسلمانان هرگونه آسیب به قدس شریف را متوجه این رژیم می دانند. شکی نیست که صهیونیست ها در تهدیدات خود بسیار جدی هستند و مترصد کوچکترین فرصت اند تا مسجدالاقصی را تخریب سازند و مسلمانان و جامعه جهانی باید این خطر را جدی بگیرند. اگر چه آنها می دانندمسلمانها جدی تر از آن هستند که این فرصت را به آنها بدهند.
* به عنوان یک راهکارجدی (با توجه به این که اکثر کشورهای جهان اسلام و عربی تنها به محکوم کردن این گونه تهدیدات بسنده میکنند) جنابعالی چه راهی رابرای مقابله با تهدیدات افراطیون صهیونیست علیه این مکان مقدس اسلامی پیشنهاد میکنید
** همانطورکه گفتم تخریب مسجدالاقصی به عنوان بزرگترین و مهمترین نشانه اسلامی درفلسطین , جز سیاست اشغالگران صهیونیست بوده است . از مدت ها قبل به بهانه یافتن نشانه هایی از معبدی موهوم به نام هیکل سلیمان و به امید ریزش مسجد در زیر صحن شریف و مسجدالاقصی حفاری هایی را انجام داده اند , در این کار رژیم صهیونیستی مستقیما شرکت داشته است اما به علت اعتراضات گسترده مسلمانان , این کار مدتی متوقف شد.بنابراین تخریب مسجدالاقصی را خواست تنها صهیونیست های افراطی عنوان کردن اشتباه است و فروغلطیدن در دام صهیونیست ها است . برای مقابله با این تهدیدات بایستی حرکتی همه جانبه و فراگیر انجام داد اول این که قدس و مسجدالاقصی یکی از بزرگترین میراث تمدن بشری است , حفظ آن وظیفه همه مردم جهان است ولی مسئولیت امت اسلام در این قضیه بیشتروحساس تر است . اشغالگران و مراکز اطلاع رسانی گسترده صهیونیستی می کوشند توجه جهانیان را به چیزهای دیگر معطوف ساخته تا مساله تخریب مسجدالاقصی چندان مهم جلوه نکند. مسلمانان جهان به ویژه آنان که در کشورهای غیراسلامی زندگی می کنند باید در معرفی مسجدالاقصی به عنوان میراث تمدن بشری و قداست و اهمیت آن تلاش گسترده ای انجام دهند و توده ها و روشنفکران غیراسلامی را به دفاع از مسجدالاقصی ترغیب سازند و حساسیت بالای جهانیان را نسبت به این موضوع نشان دهند , دوم این که از آنجا که فعلا تنها مدافعان واقعی مسجدالاقصی , مسلمانان فلسطینی هستند که با دست خالی به مقابله با تجاوزات صهیونیستی می پردازند , باید کشورهای اسلامی کمک شان کنند تا در فلسطین و به ویژه در بیت المقدس و اطراف آن همچنان زندگی کنند , زیرا این رژیم تلاش می کندتا بافت جمعیتی بیت المقدس را یهودی کند و مسلمانان را از آنجا خارج سازد تا مدافعان مسجدکاهش یابد , باید به آنان کمکهای ویژه کرد تا درآنجا بمانند و مقاومت را ادامه دهند و اقداماتی از این قبیل است که می تواند این تهدیدات را کم رنگ و موجب صیانت از مسجدالاقصی گردد و به ویژه شدت بخشی به مقاومت و گسترش انتفاضه که برکات زیادی را در پی داشته است .
* رژیم صهیونیستی پس از37 سال اشغال نوارغزه درنهایت 25 مرداد ماه جاری این منطقه راتخلیه کرد، به عقیده شما رسانههای گروهی این اقدام را باید یک پیروزی معرفی کنند یا بیشتر به عواقب پس ازخروج آن به ویژه درکرانه باختری بپردازند
** اصولا اشغالگری صهیونیست ها , اشغال توام با اسکان است . شما وقتی تاریخ این رژیم راورق بزنید مشاهده می کنید , هرگاه سرزمینی را اشغال کرده فورا شروع به ساختن شهرک های یهودی نشین در آنجا کرده تا از این طریق و درگذر زمان آن را برای همیشه اشغال کند. حتی این کاررا دربلندی های جولان که متعلق به سوریه است و درجنگ 1967 اشغال کرده است , انجام داده است . بنابراین تردیدی ندارم که این خروج توام با برچیدن شهرک ها و خارج کردن یهودی های ساکن این شهرک ها , پیروزی بزرگی برای ملت فلسطین است که حاصل ایستادگی و مقاومت شجاعانه ملت فلسطین می باشد شما ملاحظه کنید صهیونیست ها زمین های این منطقه را که حاصلخیزترین منطقه غزه است به سم آغشته اند تا فلسطینیان نتوانند از آن محصولی برداشت کرده و اگر هم محصولی برداشت کنند , آن محصول بیماری زا باشد , این خود نشان از عدم بازگشت اسکانی آنان است . هر چند انجام عملیات نظامی علیه غزه به بهانه های مختلف , بعید نیست اما همانطور که گفتم این پیروزی بزرگی است که باید ازسوی همه مسلمانان , بزرگ داشته شود. خب این پیروزی بزرگ و اهمیت وعظمت این پیروزی ایجاب نمی کند که از دیگر وقایع فلسطین غفلت شود. مساله اشغال کرانه باختری و کل سرزمین فلسطین همچنان باقی است وملت فلسطین رژیم صهیونیستی همچنان را متجاوز می دانند وتا رفع اشغالگری از کل فلسطین باید نسبت به آن حساس بود , آن گونه که از شواهد بر می آید صهیونیست ها در پی آنند که همزمان و به ویژه پس از خروج از غزه در کرانه باختری حرکت های خشونت آمیزی را انجام دهند. آن هم با هدف اولیه سرپوش نهادن بر مساله فرار این رژیم از غزه تا چهره شکست خورده خود را تا حدودی ترمیم سازد. البته این یکی از اهداف صهیونیست ها درتشدید جو خشونت و تجاوز و جنایت درکرانه باختری است .
یکی از پیام های این اعمال جنایت کارانه شارون در کرانه باختری برای فلسطینیان این است که این رژیم درمساله کرانه باختری مانندغزه فکر نمی کند و فلسطینیان هم نباید اینگونه فکر کنند. اما تمام امید صهیونیست ها آن است که پس از خروج ازغزه اختلاف و درگیری میان فلسطینیان به ویژه میان حکومت خودگردان و حماس شدت گیرد تا فلسطینیان نتوانند امکانات و پتانسیل موجود درغزه رابه کرانه باختری منتقل سازند و مقاومت را در آنجا تقویت کنند کاری که علی رغم اختلافات جزیی با هوشیاری فلسطینیان تاکنون اتفاق نیفتاده و این پیروزی می تواند فرصت بزرگی برای وحدت رویه درمیان فلسطینیان به شمار رفته وموجب تقویت مقاومت درکل فلسطین شود.
* به نظر شما با توجه به تحولات پس ازخروج از غزه، انتفاضه چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد
** امید شارون و صهیونیست ها آن است که این پیروزی عامل تقویت مقاومت نگردد بلکه با مدیریتی که تاکنون کرده و خواهندکرد تلاش می کنندکه فلسطینیان را رو در روی هم قرار دهند که اگر در این کار موفق شوند , خاموشی انتفاضه حتمی است . صهیونیست ها به بهانه خروج از غزه فضایی از تهدیدات جدید را ترسیم ساخته و مقاومت نیز برای آنکه خروج هر چه سریعتر انجام شود , سیاست آرام سازی رادر پیش گرفته و می کوشد فضا را آرام نگه دارد. ولی صهیونیست ها با انجام عملیات متعدد و به ویژه ترور علیه گروههای جهادی می کوشد آنان را به واکنش وا دارد و از دیگر سو حکومت خودگردان را تحت فشار قرار داده که هرگونه حرکت ضد صهیونیستی فلسطینیان را مانع شود و امیدوار است که موفق شود آنان را به جنگ علیه یکدیگر وا دارد. ادبیات اخیر شارون مبنی بر این که این خروج ناشی از فشار انتفاضه بوده است با همین هدف انجام گرفته است . می دانیم که شارون خروج از غزه را یکجانبه اعلام کرد و آن را حاصل مذاکرات با حکومت خودگردان و یا در قالب طرح موسوم به نقشه راه نمی دانست بلکه برای نشان دادن چهره ای صلح طلب ازخود و کاستن از هزینه های امنیتی برای تامین امنیت صهیونیست های شهرک نشین منطقه به این خروج دست زده است . در آن طرف هم غرب و به ویژه آمریکا همچنین حکومت خودگردان تلاش می کنند (هریک با اهداف خاص خود) این خروج را در چارچوب مذاکرات و طرح نقشه راه و حاصل آن جلوه دهند. حتی محمود عباس به بهانه نظارت بر خروج صهیونیست ها از غزه مقر حکومت خودگردان را ازیک ماه پیش به غزه منتقل کرد و می کوشد این فرار را پیروزی خود جلوه دهد. اما دقیقا در چنین فضایی است که شارون اعلام می کند این خروج ناشی از فشار انتفاضه است . شارون جدای ازاهداف متعددی که از بیان این سخن داردیکی از اهداف مهم او رو در رو قراردادن حماس وخودگردان است . به نظرم هوش , درایت , آینده نگری وتجربه بیش ازیک قرن مقاومت به ویژه تجربه انتفاصه الاقصی , در میان فلسطینیان هم این تلاش ها را به شکست خواهد کشانید وهمانطور که گفتم این پیروزی می تواند عامل وحدت جامعه فلسطینی و تقویت مقاومت و ادامه انتفاضه باشد , هر چند در ادامه راه انتفاضه , فراز و فرودی طبیعی را هم باید منتظر باشیم .
* آمریکا و رژیم صهیونیستی برنامههای هدفمند و بلندمدتی را با هدف خروج این رژیم از بنبست سیاسی و اقتصادی مختلف دارند، وظیفه کشورهای اسلامی درقبال این برنامهها چیست
** انتفاضه فلسطین توانست از سال 2000 بر حوزه های سیاسی , اجتماعی , اقتصادی و حتی نظامی رژیم صهیونیستی تاثیری به شدت کاهنده داشته باشد. افزایش بودجه نظامی این رژیم , افزایش خودکشی ها و تمرد و فرار در میان نظامیان , کاهش ورود گردشگران و کاهش سرمایه گذاری های خارجی , همچنین فرار سرمایه از فلسطین به همراه فرار یهودیان ازآن و کاهش ورود مهاجران یهودی به فلسطین و نیز چالش های اجتماعی وفرهنگی در میان صهیونیست ها از جمله برکات انتفاضه برای ملت فلسطین بوده است که حقیقتا این رژیم را در تنگناهای شدیدی قرار داده است .
در سطح بین المللی نیز نگاه مردم نسبت به اسرائیل بسیار منفی شده و برعکس نسبت به فلسطینیان بسیار مثبت گشته است تا جایی که تندیس شهیده عملیات استشهادی علیه اشغالگران در اروپا تا حد قدسیه ای تکریم می شود که واکنش شدید این رژیم را در پی دارد.
انتفاضه با فراگیرشدنش موجودیت این رژیم را حقیقتا به خطرانداخته است . از آنجا که اصل جعل اسراییل در منطقه با هدف ایجاد ناامنی دایمی برای جاری شدن سرمایه ها و ثروت منطقه به غرب است , بقای آن برای اقتصاد غرب حیاتی است . از این روی غرب و در راس آن آمریکا و انگلیس می کوشند این رژیم را از فرو افتادن در گرداب نجات بخشند.
حمله نظامی غرب به منطقه به بهانه جنگ با تروریسم (تروریسمی که ساخته و پرداخته خود غرب و صهیونیست ها است ) و اشغال دوکشور افغانستان و عراق ارایه برنامه دراز مدت در قالب طرح خاورمیانه بزرگ که حقیقتا توزیع ناامنی بیشتر درمنطقه به گونه ای که ملل منطقه نگاهشان به خارج بسته شود با هدف تثبیت موقعیت رژیم صهیونیستی و خروج از تنگناهای موجود است .
مردم مسلمان منطقه بایدبا هوشیاری تحولات منطقه و جهان را پی گیری کنند و از پذیرش طرح و برنامه های استکباری استعمارگران , خودداری کنند هرچند این برنامه ها در الفاظ زیبا ارایه شده و می شود ولی حقیقت آن است که هدف صهیونیست ها و حامیانش غیر از آن است که در لفظ طرح ها و برنامه ها آمده است .
تنها راه رهایی از این توطئه ها همانگونه که حضرت امام خمینی (ره ) فرمودند; « وحدت کلمه مسلمین » است و حساسیت نشان دادن نسبت به مقدسات و باورهای اسلامی و منافع امت اسلام است . درواقع با توجه به عمل کرد برخی دول منطقه که همسو با صهیونیست ها وغرب حرکت می کنند و بر اختلافات سطحی و ظاهری تاکید میورزند , امید بستن به دولت ها عاقلانه نیست و تنها مردم هستند که با اتکال به خداوند و توانمندیهای خود می توانند موثر باشند.