تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۱۶۳
بررسی نیازهای جامعه در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری

علی قدیمی
نیروی ناشناخته‌ای جلوی بسته‌شدن دهان‌ها را می‌گیرد. شنبه است، ‌28 خرداد ماه، ساعاتی از غروب آفتاب گذشته و گوینده تلویزیون با آب‌وتاب مشغول خواندن نتایج نهایی انتخابات نهم است.
احتمال کشیده‌شدن انتخابات به دور دوم از هفته‌ها پیش قطعی به نظر می‌رسید و حضور آقای هاشمی رفسنجانی هم به عنوان پای ثابت فینال، قرار نبود کسی را متعجب کند، اما حضور آقای احمدی‌نژاد به عنوان دیگر فینالیست این رقابت و سوم شدن آقای کروبی و پنجاه‌هزار تومانی‌هایش و همین‌طور، پنجم شدن دکتر معین و در کل رقابت شانه به شانه نامزدها بود که چانه‌ها را به زمین کوبید. موج این تعجب همگانی به سرعت از مرزهای ایران گذشت و آن سوی آبها، ‌تحلیلگران مسائل ایران را هم ساعاتی به «من من» انداخت!
از آن طرف،‌ براساس آمار اعلام شده از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور کل آرای ریخته شده به صندوق‌های رأی مجموعاً 29 میلیون 317 هزار و 42 رأی بوده است که از این بین یک میلیون و 221 هزار و 940 رأی باطل اعلام شد. ریخته ‌شدن بیش از 29 میلیون رأی به صندوقها قبل از هر چیز،‌ آب سردی بود بر کسانی که انتخابات را به شدت و به‌طور بی‌سابقه‌ای تحریم کرده بودند. یعنی بسیاری از چهره‌های آشنای داخل کشور و کسانی که آن سوی مرزها خودشان را اپوزسیون می‌نامند. واکنش تلویزیون‌های ماهواره‌ای هم به اندازه کافی جالب بود. تا ساعتها بعد از اعلام نتایج و گزارشهای خبرنگاران خارجی، از شرکت گسترده مردم در انتخابات و هجوم رأی‌دهندگان در ساعات پایانی روز جمعه به حوزه‌های اخذ رأی و صف‌های بلند مقابل حوزه‌ها‌، همچنان پایکوبان، تحریم انتخابات را جشن گرفته بودند!‌ بعضی از گروههای خارج کشور هم خبرهایی پخش می‌کردند که شنونده را به این فکر فرو می‌برد که نکند کشور دیگری را با ایران گرفته‌اند!
نگاهی به نتایج
با نگاهی آماری به تعداد رأی‌های هر یک از نامزدها، شانه به شانه بودن رقابت ـ که نه به این شکل اما از قبل پیش‌بینی می‌‌شد‌ - قابل لمس‌تر می‌شود. اما در کل، بیشترین رأی مردم، به میانه‌روهاست،‌میانه‌روهای راست، میانه‌روهای اصلاح‌طلب و کارگزاران یعنی؛ قالیباف، ‌لاریجانی،‌ مهرعلیزاده، کروبی و هاشمی رفسنجانی که در مجموع 65 درصد رأی آوردند. این در حالی است که تندورهای اصلاح‌طلب و محافظه‌کار؛ ‌یعنی معین و احمدی‌نژاد،‌در کل 35 در صد رأی آوردند تا تندروی، چه تندروی به سمت چپ و چه تندوری به سمت راست!‌
اتفاقی افتاده؟
نتایج انتخابات زمانی پرسش برانگیز می‌شود که نگاهی به دو دوره قبل انتخابات ریاست‌جمهوری و پیروزی اصلاح‌طلبان در ششمین دوره مجلس بیندازیم. محمد خاتمی در سال 1376 با شعارهایی که بیشتر طعم سیاسی داشت و یا به آزادیهای اجتماعی اشاره می‌کرد وارد صحنه شد و در دو دوره با استقبال بی‌سابقه مردم مواجه شد. اما اکنون پس از گذشت 8 سال،‌ اگرچه هنوز هم ولع دست یافتن به آزادیهای سیاسی و اجتماعی بیشتر، در جامعه و زندگی خصوصی افراد دیده می‌شود، اما نامزد اصلاح‌طلبان، از رفتن به دور دوم باز می‌ماند.
اگرچه سرخوردگی مردم از اصلاحات با بی‌تفاوتی نسبت به تحصن و استعفای دسته جمعی نمایندگان مجلس ششم، آشکار شد، اما همچنان نگاهی به مطالبات مردم و تعداد رأی‌‌های نامزدان ریاست‌جمهوری، ذهن را درگیر سؤالاتی بی‌پایان می‌کند.
خط فقر
به گفته دکتر امان قرایی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تربیت معلم، وضعیت معیشتی مردم ایران در وضعیتی بسیار بحرانی قرار دارد: «خط فقر در ایران 25 هزار تومان است (180 یا 200 هزار تومان هم اعلام شده)، به این ترتیب در ایران 20 میلیون انسان زیر خط فقر زندگی می‌کنند. امروز مشکل اصلی کشور ما مشکل معیشتی است که از بیکاری سرچشمه می‌گیرد و باید توجه کرد که امروز جامعه ما 4 میلیون بیکار دارد و مطابق تئوری‌های جامعه‌شناسی،‌ وقتی نیازهای اولیه انسان به خطر بیفتد، انسان تمام فکر خود را مشغول یافتن راهی برای برطرف کردن نیازهای اولیه خود می‌کند.»
فقر و دولت اصلاحات
به نظر دکتر قرایی،‌ در سال 1376 با مطرح‌ شدن تفکر آقای خاتمی‌، در جامعه موجی بلند شد و به کوچک و بزرگ سرایت کرد و به قدرت رسیدن آقای خاتمی، امید دست‌ یافتن به آزادیهای سیاسی اجتماعی و همچنین مبارزه با الیگارشی را در ذهن طرفدارانش زنده کرد. اما طرفداران آقای خاتمی به آرمانشهری می‌اندشیدند که شاید رسیدن به آن در شرایط فعلی امکانپذیر نبود. واژه اصلاحات که با ورود آقای خاتمی به قدرت در سطح جامعه منتشر شد، نزد هر قشری معنای خاص خود را پیدا کرد و هرکس دست‌ یافتن به آرزوهای خود را در سایه تحقق یافتن اصلاحات دید. روشنفکران در آرزوی آزادیهای سیاسی وعده‌ای هم به دنبال گشایشی در زندگی. اما سرخوردگی‌های سیاسی در 8 سال زمامداری اقای خاتمی که بسیاری آن را ناشی از عملکرد ضعیف اصلاح‌طلبان و بسیار به آن را ناشی از برداشت‌های گوناگون و شاید غیر‌منطقی از اصلاحات می‌دانند، سرانجام کار را به جایی رساند که دکتر معین به عنوان اصلاح‌طلبان پیشرو، دیگر از پیش،‌ برنده انتخابات نباشد.
رفاه فراموش شده
دکتر علی‌اصغر سعیدی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه تهران، به نوعی سیاست‌زدگی در میان مردم، پس از پایان دور اول زمامداری آقای خاتمی اشاره می‌کند: «وقتی دولت و مجلس رهیافت خود را سیاسی مطرح می‌کند،‌ تمام وقتش صرف‌ درگیری‌هایی می‌شود که شاید تنها اولویت اول بخش کوچکی از جامعه باشد. با چه استدلالی حقوق اجتماعی بر حقوق سیاسی اولیت دارد؟ ‌آن هم زمانی که بن‌بست‌هایی در کار باشد. به عنوان مثال حق کسانی که با زود رسیدن آمبولانس احتمال دارد زنده بمانند حق نیست؟ با چه استدلالی می‌توان تمام نیرو را روی احقاق حقوق سیاسی گذاشت که شاید درصد کمتری از آن نفع ببرند. آیا نباید توازن را برقرار کرد؟»
در بعضی از جوامع،‌ حقوق سیاسی به حقوق اجتماعی اولویت دارد، اما چنین جوامعی معمولاً‌ از نظر حقوق اجتماعی مشکلی ندارند. بلکه از نظر دکتر سعیدی بحث این است که دموکراتیک کردن حوزه‌های محتلف زندگی باید چطور صورت گیرد، شاید دموکراتیک کردن حوزه سیاسی در جامعه ما آخرین مرحله باشد.
از طرفی دید افراد در جامعه نسبت به مسائلی چون آزادیهای اجتماعی یا حقوق بشر بسیار متفاوت است. به عنوان مثال یک نخبه، حقوق را در مرحله اول حقوق بشر معنی کند و بعد هم اگر بگوید که حقوق بشر را تعریف کن از آزادیهای سیاسی و آزادی بیان می‌گوید، در حالی که اگر از مردم عادی چنین سؤالی بپرسیم، حقوق را در حد دسترسی به بیمارستان، آب آشامیدنی و هوای پاک بدانند.
رفاه و برنامه‌های نامزدها
می‌توان شگفتی انتخابات را در آرای غیرمنتظره آقای کروبی و آقای احمدی‌نژاد یافت و جالب اینجاست که این دو نامزد در برنامه‌هایشان به رفاه، ‌حدقل جایگاه ویژه را داده بودند.
شاید همین پرداخت هزار تومان به نظر بسیاری بیش از حد ساده لوحانه باشد، اما دکتر سعیدی نظر دیگری دارد: «پرداخت ماهانه 50 هزار تومان برای بسیاری از افراد جامعه مبلغ قابل توجهی نیست،‌ اما بسیاری افراد با همان 50 هزار تومان می‌توانند خود را مماس با خط فقر کنند و از خط فقر شدید خلاص شوند. بنا به آمار ارائه شده از سوی بانک جهانی، در ایران حدود 4 میلیون نفر زیر خط فقر شدید یا خط فقر زیر یک دلار هستند و دولت باید مواد غذایی مورد نیازشان را تأمین کند. این افراد در ماه کمتر از 40 هزار تومان دریافتی دارند و با گرفتن 50 هزار تومان متحول می‌شوند. نمی‌توان آمار روشنی ارائه داد ولی حتی برای بازنشستگانی که با 100 هزار تومان حقوق بازنشستگی مجبور به اجاره کردن خانه هم هستند،‌ 50 هزار تومان مبلغ قابل توجهی است.»
از آن‌سو افراد دیگری هم در جامعه وجود دارند که به دنبال رفاه حداکثری هستند و شرایط مطلوب خود را در برنامه‌های نامزدهای دیگر جست‌وجو می‌کردند.
عقل یا احساس؟
آیا می‌توان گفت که مردم تحت تأثیر برنامه‌هایی مانند برنامه آقای کروبی، که شاید در مرحله اول غیرممکن نباشد، اما درونمایی ندارد، به نوعی برخورد احساسی و به دور از منطق روی آورده‌اند؟ دکتر سعیدی اعتقاد دارد که در این شعار نوعی محاسبه‌گری وجود داشته. مثلاً‌ در بعضی از روستاها تا 90 درصد به آقای کروبی رأی داده‌اند، اما بحث آینده‌نگری بحث دیگری است، آینده‌نگری را نمی‌شود از مردم انتظار داشت حتی کارشناسان هم دیدشان به منابع آینده‌‌نگرانه نیست مثلاً‌ در مورد نفت کارشناسان می‌گویند ما فعلاً‌ نفت داریم ولی توجهی به محدود بودن منابع نمی‌کنند. یا در مورد ذخایر صندوق‌ بازنشستگی که امروزه در تمام کشورهای دنیا، به مشکل برخورده است و حالتی بحرانی دارد، اما حتی بین کارشناسان نگاهی آینده‌نگرانه نیست. وقتی کارشناسان نگاهی آینده‌نگرانه ندارند چطور می‌توان از مردم چنین انتظاری داشت؟
انتقال نگاه سیاسی به رفاهی
دکتر علی‌اصغر سعیدی،‌ اعتقاد دارد که دیدگاه مردم در انتخابات از حوزه سیاسی به حوزه رفاهی منتقل شده: گروههایی از مردم که از نظر فقر در لایه‌های مختلفی هستند، با برنامه‌هایی که به رفاه اشاره دارد تحریک می‌شوند. پس می‌توانیم بگوییم آرای آقایان کروبی، هاشمی و احمدی‌نژاد نشان‌دهنده آن است که مردم به شدت به دنبال مسائل رفاهی هستند. گروههای بالای اجتماعی خود را با جوامع دیگر یا گروههای بالاتر از خود می‌سنجند و گروههای پایین دست هم به دنبال به دست ‌آوردن حداقل‌ها. می‌توان به جرأت گفت که نتایج حاصل از انتخابات نهم، نوعی انتقال نگاه سیاسی به رفاهی را نزد رأی‌دهندگان نشان می‌دهد.
در چنین شرایطی منطقی به نظر می‌رسد که گروههای محروم و ضعیف اجتماعی پیش از پرداختن به تعلقات اجتماعی و خودیابی، به معنی اعلام‌نظر واقعی و تفکر درباره مطلوب‌ها و ایده‌آل‌ها، ‌نظیر آزادیهای سیاسی و اجتماعی؛ به دنبال راهی بگردند تا نیازهای اولیه خود را برطرف کنند و همین مطالبات در انتخابات به روشنی نمایان شد.
ورود به جزئیات
8 سال پیش آنچه در شعارهای انتخاباتی آقای خاتمی پررنگ‌تر بود، نوید توسعه سیاسی و اجتماعی در برابر توسعه اقتصادی و بالا بردن رفاه بود و در آن میان مطرح کردن مفهوم کلی «جامعه مدنی» جذابیت خاصی میان توده مردم و مخصوصاً قشر روشنفکر داشت. این در حالی است که تمام نامزدهای انتخابات نهم، رفاه و توسعه اقتصادی را به صورت پررنگ در برنامه‌های خود مطرح کرده بودند.
سینا محمدی، دانشجوی ارتباطات می‌گوید: من به آقای... رأی دادم، چون توجه خاص ایشان به فقرزدایی به نظرم مهمتر آمد.
محبوبه صفوی،‌کارمند 29 ساله هم می‌گوید:‌ به آقای... رأی دادم چون به نظرم ایشان با توجه به سوابقشان بیش از هر کسی می‌توانستند امنیت را برقرار کنند. برای من تأمین امنیت مهمترین مسأله است.
شاید در مرحله اول بتوان این افراد را به خاطر وارد شدن به جزئیات، مورد انتقاد قرار داد، اما دکتر امان قرایی در این مورد نظری مثبت دارد: مردم در این انتخابات وارد جزئیات شده‌اند و می‌توان گفت از آن حالت ایده آلیستی خارج شده‌اند. دیگر شعارهای کلی جذبشان نمی‌کند و در عوض به دنبال یافتن مطالبات فردی خود، وارد جزئیات برنامه‌های نامزدها می‌شوند و همین مورد از نظر دکتر قرایی، نکته‌ای مثبت و قدمی روبه‌جلو است. اما به هر حال این مسأله که هنوز ایرانیان در تصمیم‌گیریهای خود،‌ منافع شخصی را به مصالح اجتماعی ترجیح می‌دهند، نقطه ضعف بزرگی است که می‌تواند دلایل گوناگونی از مشکلات اقتصادی تا فقر فرهنگی داشته باشد. به هر حال رسیدن به تفکری اجتماعی و ترجیح‌ دادن مصالح اجتماعی به منافع فردی، رهی دراز دارد.
مردم را تحقیر نکنید
و در آخر، پس از اعلام نتایج انتخابات، عده‌ای از روشنفکران و اقشار بالای جامعه، ‌مردم را به سخره گرفتند و اقشار مختلف جامعه را به نادانی و ناآگاهی متهم کردند. به نظر دکتر سعیدی، نتیجه‌ این انتخابات، پیامی برای دولت آینده است و برای مردمی که می‌گویند دیگران نمی‌فهمند باید این پیام را گرفت و به طبقه متوسط نهیب زد و توجه‌شان را به اقشار محروم جامعه جلب کرد. درست همان چیزی که در غرب اتفاق افتاد. این طبقه متوسط بود که دولت رفاهی را به راه انداخت. «دولت رفاه» ‌هم در حقیقت آشتی بین طبقه متوسط و سیاست‌مداران بوده که دولت را متوجه اقشار محروم جامعه کرد.