تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۱۷۷
چند فقره در باب روشنفکری دینی

علیرضا علوی‌تبار
1-هیچ جریان فکری و مجموعه روشنفکری در ایران وجود ندارد که تاکنون در عرصه عمومی و در نتیجه صحنه ارزیابی توسط سایر جریان‌ها حاضر نشده باشد.به بیان دیگر همه جریان‌های موجود در کشور ما ایده‌ها و توانایی‌های خود را به جامعه عرضه کرده‌اند و هیچ گروه و جریانی نمی‌تواند ادعا کند توانایی‌هایی دارد که تاکنون فرصت و مجال طرح آن را نیافته است. ظرفیت توانایی‌های روشنفکران هر جامعه‌ای با موفقیت آن جامعه تناسب و پیوند دارد. به ویژه در دنیایی که فضاهای مجازی امکان طرح هر گونه اندیشه را فراهم آورده، همه گوهرهای فکری موجود امکان ارائه به مردم را یافته‌اند و گوهر پنهان عجیب و غریبی وجود ندارد که تصور کنیم در شرایط دیگری رونمایی شده و دل از همگان می‌برند. ظرفیت همه ما همین است که در این چند سال ارائه کرده‌ایم. روشنفکران ما (چه دینی و چه غیردینی) همینی هستند که دیده‌ایم و شناخته‌ایم. کارنامه‌های ما نیز به طور نسبی و در مقایسه با یکدیگر قابل ارزیابی و رتبه‌بندی است.
2-روشنفکران دینی از آغاز پیدایش خویش همواره دو نقش متفاوت را بازی کرده‌اند. یک نقش «نقش‌اندیشگی» و نقش دیگر مرتبط با «حرکت‌ها و جنبش‌های اجتماعی» بوده است. نقش‌اندیشگی روشنفکران دینی عبارت بوده است از «ارائه فهمی عصری از دین و نقد میراث سنتی ما با معیار این فهم عصری از یک سو و نقد دستاوردهای تجدد با معیار این فهم عصری از سوی دیگر» علاوه بر این نقش خاص، روشنفکران دینی در کنار سایر روشنفکران به نقد اندیشه‌ها و روابط و ساختارهای اجتماعی نیز پرداخته‌اند و معمولاً چنین نقدهایی با معیارهای مدرنی چون برابری، آزادی و همبستگی اجتماعی یا معیارهایی چون اخلاق و معنا صورت می‌گرفته است.
به هر حال روشنفکران دینی در مواردی چون سایر روشنفکران نقش ایفا کرده‌اند و در مواردی نیز به مباحث و موضوع‌هایی خاص خویش پرداخته و اهداف ویژه خویش را دنبال کرده‌اند. در کنار این نقش‌اندیشگی که خود دو وجه عام و خاص داشت آنها با جنبش‌ها و حرکت‌های اجتماعی خویش نیز مرتبط بوده‌اند. تلاش برای ایجاد حرکت‌های اجتماعی و مشارکت در هدایت آنها نیز از اشتغال‌های اصلی این روشنفکران بوده است.
از زاویه یک ناظر اگر به عملکرد روشنفکران دینی نگاه کنیم مشاهده می‌کنیم که آنها خود را در مقام پاسخگویی به دو گونه پرسش قرار می‌داده‌اند یکی گونه پرسش‌های نظری بوده است که در مورد سنت، تجدد و نسبت دین با آنها مطرح می‌شده است. گونه دیگر پرسش بیشتر رنگ و بوی عملی داشته است. مسائل اجتماعی و مسائل عمومی که مردم به آن مبتلا بوده‌اند راه‌حل و اقدام مناسب می‌طلبیده است و روشنفکران دینی نیز می‌کوشیده‌اند در محدوده توانایی‌ها و مقدورات خود به آنها پاسخ دهند. در واقع می‌خواهم بگویم اقبال یا دوری از روشنفکران دینی بستگی داشته است. به میزان حساسیت و توجه جامعه به پرسش‌های نظری که در محدوده برنامه پژوهشی روشنفکران دینی قرار می‌گرفته‌اند و میزان پذیرشی که پاسخ‌های این گروه از روشنفکران به این پرسش‌ها در میان مردم داشته است. در کنار این، حرکت اجتماعی که تقویت و تلاش برای جهت‌دهی آن جزء برنامه‌های روشنفکری دینی بوده نیز از اهمیت برخوردار است. هر چقدر این حرکت و جنبش پرشورتر و کارآمدتر بوده، روشنفکران دینی پیوند خورده با آن نیز مورد اقبال و توجه بوده‌اند و برعکس.
دهه70 از یک سو با اوج‌گیری پرسش‌های نظری خاصی همراه است که مرتبط با برنامه پژوهشی روشنفکران دینی است و از سوی دیگر جنبش و حرکت اجتماعی‌ای، را شاهد است که روشنفکران دینی هم در ایجاد و هم در جهت‌دهی به آن نقشی اساسی دارند.
3- در مورد اینکه عده‌ای در سالیان اخیر مطرح می‌کنند که روشنفکران دینی اقبال اجتماعی را از دست داده‌اند. من معتقدم این روشنفکران دینی نیستند که اقبال اجتماعی را از دست داده‌اند بلکه به طور کلی این جامعه بود که هم شور و انگیزه بحث‌های نظری را از دست داد و هم قدرت و برندگی جنبش اجتماعی فراگیر آن افول کرد. با از میان رفتن بستر فعالیت نظری و شورآفرین جنبش اجتماعی نقش روشنفکری دینی نیز کمرنگ شد. به گمان من در میان جامعه شهری مدرن که در موقعیت اقتصادی- اجتماعی متوسط قرار می‌گیرند، روشنفکران دینی در مقابله با سنت‌گرایان رادیکال به پیروزی قاطع دست یافته‌اند.
اگر فضای پس از دوم خرداد 76 ادامه می‌یافت به تدریج اقشار سنتی و غیرشهری نیز از مباحث روشنفکران دینی متأثر می‌شدند و خیلی چیزها متفاوت می‌شد.
در کنار این موضوع باید به این نکته توجه کرد که همان عواملی که موجب افول جنبش اصلاحی دوم خرداد شد در این زمینه نیز نقش ایفا می‌کردند. به طور مثال به تدریج فاصله‌ای میان «جنبش عام سیاسی» که گذار به مردمسالاری سیاسی را دنبال می‌کرد با «پویش‌های خاص اجتماعی و فرهنگی» افتاد. این فاصله روی میزان توجه به راه‌حل‌های روشنفکران دینی که بیشتر معطوف به نیازهای «جنبش عام سیاسی» بود نیز اثر گذاشت.
4-یک جریان روشنفکری برای تداوم حضور و مورد توجه و اقبال قرار گرفتن، نیازمند وجود حداقل‌هایی است. امکان حضور در «عرصه عمومی» برای مورد سوال قرار گرفتن و برای پاسخ دادن اولین آنهاست. حداقلی از امنیت شرط دیگر آن است؛ امنیتی که می‌گویم هم امنیت معیشتی و شغلی است و هم امنیت قضایی و حقوقی، داشتن مراکزی برای ارتباط و سخن گفتن، از دیگر شروط است.
در مجموع قرائن و شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد توانایی‌های نظری و ظرفیت‌های نظریه‌پردازی روشنفکران دینی در حال حاضر بیش از دهه 70 است. اما از یک سو پرسش‌های عاجل‌تری در مقابل جامعه قرار گرفته است که پاسخ‌های معطوف به عمل می‌طلبند و حوصله نظریه‌پردازی و توجه به ابعاد نظری بحث کاهش یافته است. از سوی دیگر روشنفکران دینی در یکی از محدودترین دوره‌های فعالیت خویش به سر می‌برند.
هدف از طرح این مباحث این است که بگویم هنگامی که شرایط مساعد می‌شود روشنفکری دینی باز به ایفای نقش می‌پردازد. این نشان خود ترمیمی و به روز بودن نیست؟ به علاوه بحث‌هایی که در فضای مجازی کنونی درگیر است، کدام را سراغ دارید که یک طرف آن روشنفکران دینی نباشند؟ آنها یا پرسش مطرح می‌کنند یا با پاسخ‌های خود دیگران را به چالش می‌خوانند. خواسته‌ها و زبان‌ها در فضای عمومی کاملاً متاثر از نقش روشنفکران دینی است. البته این نقش متنوع است! گاه تعدیل می‌کند، گاه ریشه‌ای‌تر می‌کند! اما به هر حال حاضر است و نقش ایفا می‌کند. به طور ذهنی نقش جریان روشنفکری دینی را حذف کنید تا پیامدهای آن را تصور کنید.
5-نکته آخر اینکه وجود یک جریان روشنفکری توزیع‌کننده در مورد ارتباط با مردم ضرورت حیاتی دارد. جنبش دانشجویی اغلب به صورت بازوی جریان روشنفکری عمل می‌کند. اگر ارتباط این جنبش با روشنفکران قطع شود توزیع اندیشه‌ها با مشکل مواجه خواهد شد. در مورد طبقه فرودست نیز مساله گرایش سیاسی و فکری روشنفکران از اهمیت برخوردار است و فرودست را با گرایش راست نمی‌توان بسیج کرد و جلب کرد. گرایش برابری‌طلبانه برای این منظور از اهمیت برخوردار است. روشنفکران دینی طی سال‌های اخیر در مواضع اقتصادی- اجتماعی از گرایش برابری‌طلبانه دور شده‌اند یا حداقل آن را در اولویت امروز خویش نمی‌دانند. به گمان من گرایش به سوی مردمسالاری اجتماعی امکان ارتباط بیشتر با طبقه فرودست را فراهم می‌آورد؛ چیزی که به گمانم در فضای اخیر بیشتر شده و بهتر خود را نشان داده است.