عباس عبدی
هر یک از ما حداقل یک بار هم که شده از نزدیک شاهد مجادلات تند یا دعوا و درگیری بودهایم، اما نمیدانم تاکنون چنین رخدادی را از بلندی یا مثلاً طبقات بالای ساختمان دیدهاید یا خیر تا بدانید این دو تصویر تا چه حد متفاوت است؟ تفاوت این دو نگاه در مسابقات ورزشی دستهجمعی به وضوح دیده میشود. تصاویری که از بالاست، جزییاتی را نشان میدهد که تصویرهای دیگر ندارد. در تصاویری که از کنار و از نزدیک گرفته میشود، بیننده کمابیش خود را در موقعیتبازی و جزء آن حس میکند، اما وقتی تصویری را از بالا میبینیم، حس ناظر بودن را داریم. در حالت اول حس قرار داشتن در موقعیتبازی، حس خوبی است و هیجان را به بیننده منتقل میکند، اما در موقعیت ناظر بودن، حس و قوه درک و تحلیل فرد را نسبت به رویداد متفاوت میکند و جزییات بیشتری را در اختیار او قرار میدهد. تصاویری که از مجادلات سیاسی این مرز و بوم پخش و دیده میشود، عموماً تصاویری است که از نزدیک و از کنار بازیگران گرفته میشود. بیننده هنگام دیدن آنها، توجهی به سایر وجوه و اجزا ندارد، واقعیت در این تصاویر عموماً به صورت نقطهای نمایش داده میشود. اگر قدری به خود زحمت دهیم و از مجادلات سیاسی موجود فاصله بگیریم و از طبقات بالای ساختمان این اجتماع به عرصه سیاست نگاه کنیم، قطعاً نقاط بیشتری از بازی سیاست را خواهیم دید؛ نقاطی که چگونگی وصل آنها به یکدیگر را هم متوجه خواهیم شد اوضاع جاری در ایران تصاویر مختلفی دارد.
یکی از آنها نحوه برخورد با پوشش جوانان و شایعه صدور قبوض عجیب و غریب جریمه برای پوشش افراد است، اما به طور مشخصتر تصویر مجادلاتی را که در روزهای گذشته پیرامون دانشگاه آزاد میان جناحهای مختلف حکومت رخ داد، میتوان از نمای نزدیک و دور مقایسه کرد. شرح نمای نزدیک آن بماند برای کسانی که در این دعوا ذینفع یا طرف دعوا و بازی هستند، اما نمای دور آن جالب است و اینجا به دو ویژگی این نما اشاره میشود.
1- وقتی از دور نگاه میکنیم نوعی مجادله و لشگرکشی را در اردوگاههای سیاسی میبینیم، که در ابتدا هر یک از طرفین میکوشند از مجاری عادی و نهادهای شناخته شده مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی یا مجلس سیاست خود را پیش ببرند، اما خیلی زود مشخص میشود که هر دو این مجاری در پیشبرد آنچه وظیفه قانونی خود میدانند، با مشکل مواجه هستند. این مشکل یا ناشی از تشخیص اشتباه در وظیفه و اختیارات است یا ناشی از زیربار نرفتن مراجع دیگر. بنابراین شیوه قانونی حل مساله به سرعت تغییر میکند و سایر ابزارهای غیررسمی وارد میدان میشوند. وقتی از بالا نگاه کنیم، جز این نتیجهای گرفته نمیشود که مساله بسیار مهمتر از موضوع اختلافات و مجادلات، فقدان شیوههای حل اختلاف قانونی و رسمی تضمین یافته و مورد قبول در جامعه است. این مشکل وقتی در سطوح رسمی سیاسی وجود داشته باشد، قطعاً در سطوح غیررسمی شیوع بیشتری خواهد داشت و جامعهای که درباره حل اختلاف خود، شیوه مورد اتفاق و تضمین شدهای نداشته باشد، پیشرفت واقعی را تجربه نخواهد کرد.
2- وجه دیگر این تصویر عجیبتر است. کشمکش و مجادله درباره دانشگاه آزاد به عنوان خبر اول داخل کشور که مجلس، دولت و قوهقضائیه و رسانهها و احتمالاً سایرین با تمام توان درگیر آن هستند، در شرایطی است که هنوز مرکب قطعنامه تحریمی جدید شورای امنیت علیه ایران خشک نشده است و ایالات متحده و اتحادیه اروپا تحریمهای مضاعفی را تصویب کردهاند و سایر کشورهای مهم مثل ژاپن، استرالیا، کرهجنوبی و کانادا نیز درصدد همراهی با این تحریمهای اضافی هستند. از سوی دیگر دولت ایران خود را آماده میکند که مقدمات اجرای افزایش قیمت حاملهای انرژی را اجرا کند و از سوی دیگر چالشهای دولت را در داخل کشور با منتقدان نه تنها تخفیف نیافته که تشدید هم شده است و فشارهای خارجی نیز فقط محدود به مسائل هستهای نمیشود، بلکه موضوعات دیگر را هم در بر گرفته است.
در حوزه اقتصادی، رکود نسبی و توقف رشد اقتصادی و در نتیجه افزایش بیکاری، موضوعاتی است که حکومت باید هم و غم اصلی خود را مصروف آنها کند و تمامی این اتفاقات مهم حولوحوش طرفین دعوایی در حکومت رخ میدهد که با تمام توان بسیج شدهاند که سرنوشت دانشگاه آزاد را به نفع خود یکسره کنند و کسی که با مسائل ایران ناآشنا است و این تصویر را از بالا میبیند، باید مواظب باشد که در لبه پشتبام یا بالکن نایستاده باشد، چرا که هر آن ممکن است سرش گیج رود و از آن بالا به پایین پرتاب شود و به همین دلیل برخیها که خیلی معمولی تحلیل میکنند به اشتباه معتقدند تمام اینها سیاهبازی است و برای دور کردن افکار عمومی از مسائل دیگر است زیرا در مخیله یک فرد نمیگنجد که که دولتی با این چالشها مواجه باشد و خود را به مسائل فرعی مشغول کند. اگر میشد چنین تصویری را از فضای سیاسی ایران گرفت و نشان داد، جزء عجیبترین تصاویر محسوب میشد. اینکه از دیدن این تصاویر تعجب کنیم یا نه، فرق چندانی در نتیجه امر نخواهد کرد، زیرا با وجود چنین رفتاری، سرنوشت مورد انتظار برای آنان کمابیش روشن است و دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. تحلیل چرایی این رفتار که یا ناشی از بیاطلاعی است یا ناشی از راهبرد فرار به جلو، فرصت دیگری را میطلبد.