آمن خادمی: «جامعه روستایى ایران در طول قرون و اعصار پیوسته مورد ظلم و ستم حاکمیت هاى زمان قرار داشته و على رغم شکل گیرى قوانین مدنى و توجه به رفاه و توسعه در یکصد سال اخیر متأسفانه این قشر همچنان مورد بى توجهى دولت ها بوده اند و هرگونه قوانین تدوین شده از انقلاب مشورطیت تاکنون مشکلى از این بابت حل نکرده و هرگونه برنامه هاى عمرانى، حقوق بیمه، مشارکت اجتماعى و دیگر مسائل آنها هنوز سامان و راهکار مناسبى نیافته است.»
این جملات را در مقاله اى که درباره بیمه هاى اجتماعى روستایى است نگاشته و همه هم و همت خویش را مصروف تحلیل و تشریح موانع تحقق توسعه روستایى کرده و او خود نیز در دامان جامعه روستایى متولد شده است.
جدش مرحوم حاج احمد وثوقى جزو دلیرانى بود که در برابر تهاجمات انگلیسى ها در منطقه تنگستان قد علم کرد. او پنج ماه پس از اشغال ایران توسط قواى متفقین و به تاریخ ۲۲ بهمن ۱۳۲۰ به دنیا آمد و به واسطه شغل پدر که بازرگان بود، بعد از پنج سال ترک دیار کردند و به شیراز رفتند. پیشه بازرگانى و شغل آزاد پدر مراکزى پرجمعیت را مى طلبید و شیراز به عنوان مرکز فارس، که بعد از شهریور ۱۳۲۰ دچار تحولاتى اساسى شده بود، این امکان را براى آشنایى فرزندان با عرصه علم و دانش هم فراهم ساخت.
وثوقى تحصیلات ابتدایى را در مدرسه «رازى» و تحصیلات دبیرستان را در مدرسه «حکمت» و «ابن سینا» سپرى کرد. خاطرات جدش «حاج احمد» او را به خواندن آثار تاریخى نظیر سه تفنگدار (الکساندر دوما)، آتیلا، بینوایان و... ترغیب مى کرد؛ البته وثوقى فقط به خواندن این رمانها قانع نمى شد بلکه به کتابهاى تاریخى مراجعه کرده و صحت و سقم نویسنده داستان را پیگیرى مى کرد. همچنین مطالعه کتابهاى مختلف که به صورت جزوه منتشر مى شد، منجر به رشد اطلاعات و فن نوشتارى او شد. او یک سال قبل از اصلاحات ارضى، دیپلم متوسطه خود را در رشته علوم طبیعى گرفت و به سال۱۳۴۰ براى تحصیل در رشته علوم اجتماعى که آن زمان جزیى از دانشکده ادبیات محسوب مى شد، به پایتخت آمد. دوره فوق لیسانس منصور وثوقى در مدت زمان کمى پس از دوره کارشناسى آغاز و کلاسهاى او در دانشسراى عالى قدیم (مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى) واقع در سه راه ژاله تشکیل شد. وثوقى از سالهاى اول دوره تحصیلات آکادمیک به عنوان پرسشگر به بیشتر مناطق روستایى سرکشى کرد. این گروه که زیر نظر دکتر کاظم ودیعى فعالیت مى کرد، جزو اولین گروههاى پایه گذار بعد از نظام ارباب و رعیتى محسوب مى شوند.
او مى گوید: تا آن زمان تنها اطلاعات ما از ساختار جامعه روستایى ایران که ۷۰درصد جامعه آن دوره را تشکیل مى داد، کتاب «مالک و زارع» اثر خانم «لمتون» بود. اما به واسطه پژوهش هاى این گروه، اطلاعات توصیفى مهم و گرانبهایى از جامعه روستایى حاصل آمد به گونه اى که جمع آورى اطلاعات ، شناخت بیشتر و آگاهانه از زندگى و جامعه روستایى، برنامه ریزى توسعه و انتقال این تجربیات به محققان و دانشجویان بعدى را سبب شد.
این جامعه شناس در سالهاى ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۶ در بخش تحقیقات روستایى مطالعات و تحقیقات اجتماعى مشغول بود و در تمام مراحل پژوهش هایى چون بررسى اجتماعى - اقتصادى روستاهاى مناطق ایلام، مشهد، سبزوار، اراک، خلخال، بندرعباس، نیشابور، تهران حضور دائم و فعال داشته است.
همچنین او از سال۱۳۴۶ تا ۱۳۴۹ در مؤسسه آموزش و تحقیقات تعاونى دانشگاه تهران پروژه هایى چون ارزشیابى تعاونى هاى روستایى منطقه تهران، زمینه یابى یکپارچه شدن مراتع تحت پوشش طرحهاى مرتعدارى (۱۳۵۷)، ساختار اجتماعى طرح جنگلدارى اجتماعى (۱۳۷۷)، ارزشیابى تعاونى هاى تولید مرکبات شهسوار - چابکسر، ارزشیابى تعاونى هاى روستایى منطقه کاشان، ارزشیابى تعاونى هاى روستایى منطقه سارى را به سرانجام رسانید.
این پژوهشگر اواخر سال ۱۳۵۰ با هزینه شخصى و با عنوان مأموریت علمى عازم فرانسه و در رشته جامعه شناسى با گرایش روستایى دانشگاه رنه دکارت سوربن فرانسه، سال ۱۹۷۰ مشغول تحصیل شد.
همزمان با تحصیل، در مؤسسه تحقیقات تعاونى به سرپرستى «هانرى دروشن»، مطالعاتى درزمینه تعاونى هاى کشور فرانسه انجام داد و بارعلمى خود را براى عزیمت به کشورش بست.
وثوقى بعد از چهارسال مرارت، دکتراى خود را با درجه عالى و با تز «تحولات جامعه روستایى بعد از اصلاحات ارضى به پایان رساند.
او اگرچه بعد از اخذ دکترا از طرف دانشگاه «مونه رئال» کانادا دعوت به کار شد، اما نتوانست غربت را تحمل کند و ۱۳ روز پس ازدفاع از تز (۱۳۵۳) به ایران آمد و به عنوان سرپرست بخش تحقیقات روستایى «مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعى» از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۷۱ مشغول به کار شد.
این جامعه شناس مشکلات توسعه روستاهاى کشور را درنظام قبلى و کنونى اینگونه برمى شمارد: «متأسفانه مقوله برنامه ریزى توسعه روستایى در هردو نظام تحت الشعاع مسائل سیاسى قرارگرفت و مى گیرد.
به عنوان مثال اگرچه طرح «اصلاحات ارضى» به لحاظ اقتصادى و اجتماعى مثمرثمر بود اما به دلیل دنبال کردن اهداف سیاسى، این طرح جواب نداد. همچنین در وضعیت فعلى، برنامه ریزى توسعه روستایى با شور و حرارت آغاز مى شود. ولى به دلیل ناآگاهى و عدم شناخت از نوع مشکلات، این طرح ها پس از چندصباحى متوقف مى شود. به طورمثال با اینکه ۴۴ سال از عمر تعاونى هاى روستایى مى گذرد اما هنوز تولیدات روستایى در دست سلف خران و واسطه گران مى چرخد، چرا که سرمایه داران بخش خصوصى که امکاناتى چون انبار، سردخانه، سوله و... را دراختیار دارند وابسته به این قشر هستند.»
منصور وثوقى در ادامه صحبت هاى خود به خاطرات خود اشاره مى کند و اینکه در یکى از جلسات «هانرى دروشن» تعاونى هاى فرانسه را به «تعاونى هاى روى کاغذ» و او تعاونى هاى ایران را به «تعاونى هاى تابلو» معرفى مى کند.
او مى افزاید: ایجاد بیمه هاى اجتماعى روستایى (تأمین اجتماعى) یکى از راه حل هاى اساسى و مهم براى بقاى نیروهاى روستایى و کم کردن مهاجرت آنها به کلان شهرها است.
ادغام مراکز خدماتى چون کمیته امداد، بنیادشهید، سازمان بهزیستى، طرح شهید رجایى در یک سازمان و ارائه خدمات در سطح بالاتر و وسیع تر از دیگر پیشنهادهایى است که این جامعه شناس مطرح مى کند.
طرح هاى دیگرى چون برنامه ریزى دقیق درمورد تنظیم و خرید محصولات کشاورزى که درمورد طرح خودکفایى گندم موفقیت آمیز بوده، از دیگر موارد پیشنهادشده توسط منصور وثوقى براى توسعه روستایى محسوب مى شود.
او در ادامه به تقویت تعاونى هاى روستایى نظیر افزایش امکانات سردخانه اى، انبار، سوله و... اشاره مى کند و مى افزاید: «بازسازى روستاهاى زلزله خیز با مشارکت اهالى و ازطریق وام هاى بدون بهره ازجمله کارهاى اساسى براى توسعه روستاها به شمار مى آید.»
منصور وثوقى بیشتر وقت خود را صرف فعالیت هاى پژوهش کرده و جدا از طرح هایى که در قسمت هاى قبلى بدان اشاره کردیم، طرح هاى دیگرى چون بررسى بازاریابى برنج و وضعیت برنجکاران منطقه فومن (۱۳۵۷)، پروژه ارزیابى اجتماعى خوشه هاى فقر استان خراسان (پروژه بانک جهانى)، ساختارها و عوامل اقتصادى و فرهنگى مؤثر در ترویج کشاورزى ایران و... را ارائه داده است.
او تاکنون کتاب هایى چون تغییرات اجتماعى، جامعه شناسى روستایى، مبانى جامعه شناسى (کتابى برگرفته از فرهنگ بومى و محلى ایران)، تعاونیهاى روستایى منطقه تهران را منتشرکرده است و کتاب «مفاهیم اساسى توسعه» را دردست چاپ دارد.
منصور وثوقى درحال حاضر مدیر گروه توسعه روستایى را عهده دار است و قبل از آن سوابق شغلى چون دانشیار گروه جامعه شناسى (۱۳۶۹ تاکنون)، مدیرگروه جامعه شناسى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه تهران (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴)، دانشیار گروه جامعه شناسى (۱۳۶۹ تاکنون) و... را در پرونده شغلى خوددارد.
وثوقى درحال حاضر در مقطع دکترا و کارشناسى ارشد دروسى نظیر سمینار جامعه شناسى روستایى، سمینار مسائل توسعه اجتماعى - اقتصادى ایران، نظام هاى بهره بردارى، بینش هاى جامعه شناسى، جامعه شناسى ایران و... را ارائه مى دهد.
به علاوه برخى از مقاله هاى وثوقى شامل دهقان، بورژوازى روستایى و دولت پس از اصلاحات ارضى در ایران، مسأله روش در جامعه شناسى، «تضادهاى اجتماعى، عامل دگرگونیها»، پژوهشى در بیمه هاى اجتماعى روستایى در کشور فرانسه و صدها مقاله دیگر است.
منصور وثوقى این روزها که شصت و چهارمین سال عمر خود را پشت سر مى گذارد، گروه توسعه روستایى با دو گرایش «توسعه اجتماعى» و «مدیریت توسعه» را در مقطع کارشناسى ارشد هدایت مى کند و امیدوار است به زودى مجوز جذب دانشجو در مقطع دکتراى رشته «توسعه روستایى» را به دست آورد.
منصور وثوقى درعین حال که دغدغه هاى توسعه روستایى دارد، به عنوان جامعه شناس به نقدهاى ساختارى درباره جامعه شهرى و نظام هاى تأثیرگذار در جامعه ایرانى نیز مى پردازد.
او در شماره ۹۲ دوهفته نامه فرهنگ و پژوهش گفته است: «طبق برآوردى در ایران چهل هزار میلیاردتومان در دست بخش خصوصى است. این مبلغ یعنى اینکه کشور ما نیاز به هیچ استقراض خارجى ندارد بلکه باید آمادگیهایى ایجاد شود.
به عبارتى در بخش کشاورزى، صنعت و خدمات سرمایه گذارى شود که درصورت سرمایه گذارى شغل ایجاد مى شود و شغلى که ایجاد شد فساد نیز بارخود برمى بندد.
به نظر من براى کاهش آشفتگى هاى اجتماعى و تضادهاى موجود در جامعه باید به گروههاى میانجى در قالب اتحادیه، سندیکا، تشکل و... بهاداد.
این گروههاى میانجى حائلى میان مردم و حاکمیت هستند. تنش ها را کم مى کنند. مشارکت اجتماعى را افزایش مى دهند و به اصطلاح نوعى تراکم اخلاقى به وجود مى آید.
اما متأسفانه درکشور ما این سؤال مطرح است که کدام سرمایه گذارى ها براى حل این آشفتگى ها انجام شده است؟ و چه شغلهایى ایجاد شده است؟ در برج سازى سرمایه مى شود و سودش نصیب قشر خاصى مى شود. در صورتى که با میلیاردها تومانى که در برج سازى صرف شده است مى توانستیم شهرک یا روستایى را ایجاد کنیم. زمین هاى زیرکشت را افزایش دهیم یا حتى مى توانستیم خط آهنى بین دو شهر احداث کنیم. این کارها مى توانست باعث گسترش تجارت شود. نیز سبب رونق خدمات ایجاد شغل شود که متأسفانه چنین کارهایى درکشورمان نشده است.»