* خانم فضائلى کار ترجمه را از کى شروع کرده اید؟ و تاکنون چندعنوان کتاب در کارنامه تان دارید؟
** والله نمى دانم، ولى اولین ترجمه من کتاب «یى چینگ»بود که در دانشگاه پکن جایزه اول ترجمه در زبان فارسى را برده است. این کتاب در سال ۶۰ منتشر شد. قبل از آن هم یک رمان منتشر کردم که در واقع خواستم در زمینه ترجمه رمان تجربه اى داشته باشم، به اسم «زائر خوشبخت» که ماریو پوزو آن را نوشته بود. بعدها کتاب «ثورا» را درآوردم که مى گویند الواح هرمس مثلث النعمه است.
* کتابى به اسم «شکسپیر در پرتو هنر عرفانى» را هم گویا ترجمه و منتشر کرده بودید؟
** این کتاب در چاپ اول به اسم «شکسپیر در پرتو هنر عرفانى» منتشر شده بود اما در چاپ جدید «راز شکسپیر» نام گرفت که نشر قطره آن را منتشر کرد. البته مؤلف کتاب در تجدید چاپ و ویرایش جدید حجم کتاب را دوبرابر کرده است و من هم بر اساس آخرین چاپ کتاب این افزوده ها را ترجمه کردم و به متن اصلى افزودم و تحت عنوان راز شکسپیر منتشر شد. البته این کتاب الآن نایاب است.
* موضوع این کتاب را مى توانید توضیح بدهید که به چه مباحثى مى پردازد؟
** من در این کتاب شکسپیر را از منظر عرفانى مورد مطالعه قرار دادم یعنى ده نمایشنامه مهم شکسپیر را که جزو آخرین کارهایش محسوب مى شود بررسى کردم. در واقع من شکسپیر را به چشم یک عارف نگاه کردم.
* الآن بیش از یک سال است که جلد سوم «فرهنگ نمادها» منتشر شده است. جلد چهارم این مجموعه در چه مرحله اى است؟
** مى دانید که نزدیک به ده سال است که روى فرهنگ نمادها دارم کار مى کنم و فرهنگ نمادها هم یکى از مهم ترین فرهنگ هایى است که از نظر نمادین تمام اسطوره ها و اخلاقیات و مراسم و اشیاى متبرک و کتاب هاى قدسى و غیره را بررسى کرده است. جلد چهارم فرهنگ نمادها تا یک ماه آینده منتشر مى شود، البته جلد چهارم نزدیک به هزار صفحه است و من سعى دارم با انتشار جلد پنجم که آن هم همین حدود حجم خواهد داشت، مجموعه فرهنگ نمادها را کامل کنم.
* «فرهنگ غرایب» چگونه شکل گرفت؟
** فرهنگ غرایب در واقع حاصل پیشینه من از چهل سال کار و ترجمه است. هر کتابى که خواندم و هر مطلبى را که ترجمه کردم، به موضوع جالبى برمى خوردم، از آن مطلب فیش تهیه مى کردم که به مرور تعداد این فیش ها زیاد شد. بعدها که به فکر افتادم به این فیش ها نظم بدهم و مسیر مشخصى را به موضوع فیش ها بدهم. در نهایت دیدم این فیش ها مى توانند به اسم فرهنگ غرایب چاپ و منتشر شوند. البته عمده مطالب و اعلام و اسماء را طى ده سال اخیر در جریان ترجمه و تدوین مجموعه پنج جلدى فرهنگ نمادها فراهم آوردم. ولى آثارى مثل ثورا و یى چینگ و غیره هم در مسیر کار و پژوهش من بودند. الآن کتاب دائو دجینگ را توسط نشر علم در دست چاپ دارم مربوط به ترجمه سى سال پیش من بود که فقط اخیراً یک بازنگرى داشتم. همه کتاب هایى که در این زمینه ترجمه کرده بودم، موضوعاتى پیدا مى کردم که در کتاب «فرهنگ غرایب» هست.
* علت این نامگذارى چه بود؟ فرهنگ غرایب براى چنین فرهنگنامه اى همخوانى دارد؟
** فرهنگ غرایب در واقع فرهنگ قریب ها است. به خاطر این که غرایب جهان را کنار هم مى آورد و نشان مى دهد که چگونه همه باورها و اعتقادات و تمامى اساطیر جهان از یک مبدأ آمده اند و چه شباهت ها میان آن ها وجود دارد. از سوى دیگر واژه غرایب همواره بار معنوى دارد و یادآور اولیا و انبیا و نوابغ معنوى است. بخصوص که در معنویت همواره هجرت رخ مى دهد و رمز گستردگى و بقاى هر دین و آیینى هجرت است، غربت هم در بطن هجرت است.
از منظرى دیگر نام غرایب براى این فرهنگ انتخاب کرده ام زیرا آیین ها و ادیان جهان به زیب و زیورهایى ساخته دست بشر آراسته شده اند که موجب غرابت آنها شده است. سرانجام این که چون بسیارى از اعلام این فرهنگ در منابع و مراجع در دسترس نبود و از دل کتاب هاى مختلف بیرون کشیده شده غرایب نام گرفت.