تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۱:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۴۳۳
گفت‌وگو با الهه کولایی
عظیم محمودآبادی اشاره: اینکه «چرا باید لائیک بود» یا «چرا نباید لائیک باشیم» فارغ از موضوعیت آن که تا چه میزان واقعاً دغدغه جامعه روشنفکری ما هست یا نه و اینکه چقدر ما به پرداختن به این موضوع نیازمندیم، وجه قابل تامل‌تری هم دارد و آن استفاده از واژه «باید» در حوزه اندیشه و فکر است. استفاده از این واژه در ساحت اندیشه و فکر نشان از خوی اقتدارگرایانه‌ای دارد که برخی در بیان و برخی در قلم خود آن را هویدا کرده‌اند. این سخنی است که الهه کولایی در راستای آسیب‌شناسی روشنفکری پس از انقلاب می‌گوید. وی طی گفت‌وگویی به ارزیابی نقش روشنفکران بعد از انقلاب اسلامی پرداخت و نگاه منتقدانه خود را نسبت به برخی گفتارها و نوشتارها بیان کرد.

* جریان روشنفکری پس از انقلاب تا چه حد توانسته به رسالت خود عمل کند و در این راه چقدر توفیق داشته است؟
** براساس کارکردهای متنوع و متفاوت روشنفکران در جوامع اسلامی و آسیایی، روشنفکران ایرانی چه در شکل دینی و چه در شکل غیردینی توانسته‌اند نقش موثری را در سه دهه گذشته ایفا کنند. از طرف دیگر تجربه انقلاب اسلامی برای روشنفکران ما تجربه منحصر به فردی بوده است. البته ما نیازمند ارزیابی جوانب مثبت و منفی تعامل روشنفکران ایرانی با این واقعیت هستیم. آنچه غیرقابل انکار است، نقش موثر روشنفکران ما در پیروزی انقلاب و نیز شکل‌گیری نظام سیاسی پس از انقلاب اسلامی و همچنین ایفای نقش در مقاطع گوناگون آن بوده است. این تاثیر به شکل مستقیم یا غیرمستقیم آثار خود را به اشکال گوناگون نشان داده است.
جامعه ایرانی در برابر سیل دستاوردهای بشری تحت تاثیر قرار گرفته است. این تکلیف روشنفکران بوده که فارغ از نوع دینی یا غیردینی آن، زوایای این تاثیرپذیری را مورد مداقه قرار بدهند. در یک جمع‌بندی کلی، نقش روشنفکری ایرانی بعد از انقلاب اسلامی مهم و دارای وزن و نفوذ تعیین‌کننده‌ای بوده است.
* طرح مباحثی همچون «چرا نباید لائیک بود» یا «چرا باید لائیک بود» در برخی محافل روشنفکری را با توجه به فضای حاکم بر جریان روشنفکری چگونه ارزیابی می‌کنید و به نظر شما اصولاً طرح چنین مباحثی ضرورت دارد؟
** ورود بایدها و نبایدها به حوزه اندیشه، نمایانگر خوی اقتدارگرایانه‌ای است که بزرگ‌ترین آفت برای نشر فکر محسوب می‌شود. این مطلبی است که واقعاً نباید از آن غفلت کرد. واقعیت این است که این روحیه فردمدارانه و اقتدارطلبانه حتی به اهل اندیشه و روشنفکران ما نیز سرایت کرده است و ما را متوجه این نکته می‌کند که حتی روشنفکران هم از گرفتار شدن در دام اقتدارگرایی ذهنی مصون نیستند. بی‌تردید ما می‌توانیم با آسیب‌شناسی عمیق و واقع‌بینانه، جامعه روشنفکری ایران را در جهت پیشبرد اهدافش یاری رسانیم.
* جدال‌هایی که گاهی در فضای روشنفکری ایران مشاهده می‌شود چه آسیب‌هایی می‌تواند به این جریان وارد کند؛ نظیر جدال‌هایی که قبل از انتخابات سال گذشته شاهد بودیم؟
** رفتارهایی اینچنین به هیچ وجه قابل پذیرش نیست. برای ما، هم ناخوشایند است و هم نگران‌کننده. این‌گونه کشمکش‌ها نمایانگر عدم توجه دقیق برخی از روشنفکران ما به دشواری‌ها و اولویت‌های اصلی جامعه است. از طرف دیگر موجب ناامیدی مخاطبان مباحث روشنفکری داخلی است. با تاسف باید عرض کنم این‌گونه برخوردها، آن هم به دلیل روابط شخصی، می‌تواند نشان‌دهنده آن باشد که ما هنوز نتوانسته‌ایم الگویی موفق از جریان روشنفکری به نمایش گذاریم.
* برخی معتقدند فاصله روشنفکران در ایران با متن توده مردم خیلی وسیع است، مردم و روشنفکران حرف یکدیگر را نمی‌فهمند...، آیا این فاصله اجتناب‌ناپذیر است یا می‌توان توقع داشت میان روشنفکران و متن مردم فاصله‌ای نباشد؟ آفت‌های این فاصله چیست؟
** بحث آسیب‌شناسی‌ای که اشاره کردم برای رسیدن به همین نکته بود. روشنفکران می‌توانند بستری فراهم کنند تا مباحث مطروحه در محافل روشنفکری به اعتلای واقعی جامعه و توده مردم کمک کند، از جمله نقد را به جای نفی نشاندن. البته بخشی از این واقعیت‌ها طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است. چرا که روشنفکران ما با جامعه بین‌الملل تعامل دارند و آزادی‌ها و فرصت‌هایی را که انسان‌های همنوع ایرانیان در جوامع دیگر از آن برخوردارند، می‌بینند و مطالبه می‌کنند. در این میان چیزی که نباید از آن غافل شد توجه به بسترهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و حتی سیاسی است که نباید با نادیده گرفتن آن و از طرف دیگر توجه شدید به دستاوردهای جامعه جهانی به نوعی شکاف یا سوءفهم دچار شد. می‌توان شکاف‌ها را ارزیابی کرد و به نظرم ایجاد پیوند قابل تصور است.
* با توجه به اینکه چندی است روشنفکران داخلی سکوت پیشه کرده‌اند و تقریباً منفعل شده‌اند آیا فکر می‌کنید راهکار و ابزاری وجود دارد که بتوانند تا حدی در پیشبرد اهداف روشنفکرانه خود در چنین ظرفیتی، نقشی ایفا کنند و احتمالاً به کامیابی‌هایی نیز دست پیدا کنند؟
** روشنفکران در حدود امکانات و توانایی‌هایشان به رسالت خود که همانا روشنگری و آگاه‌سازی جامعه است اهتمام می‌ورزند و به تربیت و پرورش فرزندان این مرز و بوم می‌اندیشند و در حد امکان نیز تلاش می‌کنند.