فرید مرجایی
ترجمه: حسن عبدی
تحت رهبری لوئیس ایناسیو لولا داسیلوا، برزیل با در پیش گرفتن یک سیاست خارجی بینالمللی پر تحرک به یکی از رهبران منطقهای آمریکای لاتین تبدیل شده است. همچنین نگاهی به پویایی سیاسی درونی برزیل نیز مفید خواهد بود. طی دوره ریاست جمهوری لولا، برزیل رشد اقتصادی چشمگیری داشته است. اما اکنون این پرسش مطرح است که آیا حزب کارگران او در انتخابات آتی ریاست جمهوری در ماه اکتبر همچنان بر سر قدرت باقی خواهد ماند؟ برزیل با تولید ناخالص داخلی نزدیک به دو تریلیون دلار هماکنون هشتمین اقتصاد بزرگ جهان به شمار میآید.
20 سال پیش این کشور به خاطر رشد سریع و مداوم تورم و نوسانات اقتصادی معروف بود، اما در حال حاضر به عنوان مکانی بسیار عالی برای سرمایهگذاری شناخته میشود. در حالی که دولت لولا، سیاستهای اجتماعی موثری را در پیش گرفته ولی در عین حال خودش را در نقش بازیگری مهم در امور بینالملل جا انداخته است. بنابراین چندان جای شگفتی نبود که مجله تایمز لولا داسیلوا را بانفوذترین رهبر جهان نامید. برخلاف بسیاری دیگر از ملتهای در حال توسعه که در برابر به اصطلاح ضرورتهای جهانی شدن تسلیم شدهاند، برزیل تحت رهبری لولا راه خودمختاری و استقلال را در پیش گرفته و شرایط تعامل با نظم متغیر بینالمللی را خود تعیین کرده است.
لولا آموزش سیاسی و مهارتهای مذاکراتی خود را در جنبش اتحادیه کارگری بهبود و ارتقا داد. او پیش از این یک کارگر فلزکاری بوده و یکی از انگشتانش را در کارخانه از دست داده است. در نقش ریاست جمهوری، لولا سلسله سیاستهای اجتماعی مبتکرانهای را طراحی کرده که در اثر آن نابرابری درآمدی در برزیل و در نتیجه فقر و گرسنگی کاهش یافته است؛ که یکی از این برنامهها «بولسا دفمیلیا» نام دارد.
این برنامه حدود 11 میلیون خانواده را تحت پوشش طرح درآمد نقدی قرار میدهد که به کمک آن هزینههای تحصیلی دانشآموزان در مدارس و سایر برنامههای پیشبرد زراعت خانوادگی و آموزش حرفههای فنی تامین میشود. نرخ تایید سیاستهای او به 85 درصد رسیده است. او جوایز بینالمللی زیادی نظیر جایزه صلح نهرو را نیز کسب کرده است. هماکنون او یکی از قویترین نامزدهای کسب جایزه صلح نوبل به شمار میآید.
لولا با بخش خصوصی فعال به عنوان نیروی پیشبرنده اقتصاد توازن ظریفی برقرار کرده است، اما دولت نقش مهمی را نیز از طریق موسساتی نظیر BNDES (Banco Nacional de Desenvolvimento) که بودجه تامین وام آن بیشتر از بانک جهانی است. ایفا میکند.
سلسو آموریم در نقش وزیر خارجه او عملکرد بسیاری موثری در زمینه سیاست بینالمللی و پیشبرد چند جانبهگرایی داشته است. او نشان داده از توانایی به وجود آوردن ائتلافها و هدایت طرحهای بینالمللی برخوردار است. لولا و آموریم در کنار یکدیگر در شکلگیری ائتلافهایی چون BRIC (برزیل، روسیه، هند و چین)، IBSA (هند، برزیل و آفریقای جنوبی) و BRICSAM (برزیل، روسیه، هند، چین، آفریقای جنوبی و مکزیک) نقش موثری داشتهاند. برزیل تحت رهبری لولا نیروی محرک شکلگیری نهادهای جدیدی مانند UNASUR بوده است، که این نهاد همه ملتهای آمریکای جنوبی را گرد هم آورده تا با ایجاد یک محیط بومی امور خودشان را مستقل از مانورهای ایالات متحده مدیریت کنند.
همچنین «شورای دفاعی آمریکای جنوبی» به عنوان یک سازمان متحد طراحی شده است تا بدیلی را برای «پیمان همدستی متقابل میان کشورهای آمریکایی» که تحت سلطه ایالات متحد بوده و البته هماکنون قدیمی شده است به وجود آورد. در حالی که OAS (سازمان دولتهای آمریکایی) ابزاری برای حفظ برتری ایالات متحده بوده است، اما UNASUR صرفاً از منظر مستقل آمریکای جنوبی به امور مینگرد. منصفانه است که بگوییم برزیل به تنهایی قادر نبود این همه موفقیت را بدون هوگو چاوس و حضور فعال ونزوئلا در صحنه ـ در کنار تمامی دیگر حکومتهای سوسیال دموکرات آمریکای لاتین ـ کسب کند.
مفهوم چند جانبهگرایی در نظر منطقی و دارای رجحان است، اما در عمل مقاومت در برابر برتری ایالات متحده کار آسانی نیست. جناح راست سنتی در برزیل با میراث دیکتاتوری نظامی سالهای 1970 (از 1964 تا 1985) مرتبط بود. آنها اگرچه در کنار ایالات متحده و ارتش آمریکا در به وجود آمدن یک کمربند ضد کمونیستی سهیم بودند، اما در عین حال ویژگی بومی و تا حدودی سیاست خارجی مستقل داشتند. مشابه سایر دیکتاتوریهای نظامی آمریکای لاتین، ژنرالهای نظامی برزیل نیز آموزش خود را در «دانشکده کشورهای آمریکایی» در ایالات متحده میگذارندند. با این حال حکومتهای نظامی برزیل روابطی نیز با کوبا داشتند و نخستین کشوری بودند که حکومت مستقل آنگولا را در دوره پس از استعمار به رسمیت شناختند.
موضوعی که پیامد بزرگی دارد این است که در هفت یا هشت سال گذشته، جناح راست در برزیل با جریان لاتینی ـ صهیونیستی ترکیب شده است. به عبارت دیگر بخشی از جناح راست و جناح راست میانه در برزیل دارای مشخصه نومحافظهکار شده به عنوان شاخه مستقیم نومحافظهکاران آمریکا در برزیل عمل میکنند. «راست جدید» یا نومحافظهکاران برزیلی، به یکایک آمال و دغدغههای سیاست خارجی آمریکا توجه نشان میدهد و از این نظر جانبداری میکند که برخورداری از یک اتخاد نزدیک با نومحاظهکاران آمریکایی به نفع برزیل است. آشکار است.
که این رویکرد با برخی از روشنفکران محلی در تضاد است چرا که آنها معتقدند برزیل یک ابرقدرت منطقهای اقتصادی و سیاسی بوده و برای کسب جایگاهی مستقل و مورد احترام با اهدافی چند جانبهگرا شایستگی دارد. نظیر رفتاری که نومحافظهکاران در هر جای دیگری در پیش میگیرند، آنها نیز برای تحت نفوذ قرار دادن سیاست رسانهها سازماندهی میکنند. یکی از نومحافظهکاران به نام روپرت مورداگ یک امپراتوری رسانهای در استرالیا، انگلیس و ایالات متحده به وجود آورده است.
اما هنوز تسلط بر روزنامههای برزیلی برای مورداگ کار آسانی نبوده است. بنابراین او با گوشتاوو سیزنورس غول رسانههای برزیل که پیش از این دارای بازار رسانهای بانفوذی در ونزوئلا بوده و به طور طبیعی تنشهایی نیز با هوگو چاوس پیدا کرده، سرمایهگذاری مشترک کرده است.
یکی از ستونهای عمده نومحافظهکاران در برزیل عبارت از شرکت انتشاراتی بزرگی است که مجلهای را به نام «وژا» منتشر میکند. این شرکت انتشاراتی اقدام به چاپ همه نوع کتاب میکند و نشریه هفتگی نیز پرآوازهترین منتقد سیاستهای لولا در طول سالها بوده است. اگرچه وژا کوشیده تصویر یک رسانه آزادیخواه را از خود ارائه کند، اما در سیاستهایش بسیار نومحافظهکار بوده است. حکومت لولا سیاستهای «اقدام مثبت» را در پیش گرفته که هدف از آن عبارت از تقویت و اعتبار بخشیدن به بازماندگان بردههای سابق، اقوام بومی و اقلیتها مثبت و الهیات رهاییبخش دارد.
صاحب این نشریه بانفوذ یک آمریکایی ایتالیاییتبار در برزیل به نام رابرت چیویتا است. اندیشمندان ترقیخواه در برزیل تاکید میکنند که آقای چیویتا به طور کلی بیانگر خصوصی فرا ملی و فرا قارهای نومحافظهکاران است. در ایالت باهیا، زنجیرهای از ایستگاههای رادیویی وجود دارد که از آنها برنامههای منتقد سیاست خارجی لولا پخش میشود. صاحب این ایستگاههای رادیویی ماریو کرپش، یک برزیلی دارای پسزمینه مجاری است. گفته میشود این گروه رسانهای همواره در جانب قدرتمندان قرار دارد، خواه رژیم نظامی باشد، خواه نومحافظهکاران. ایالت باهیا که زمانی پایگاه رژیم نظامی بوده، اکنون دارای یک حکومت ایالتی سوسیالیست است.
محور قدرت [نومحافظهکاران] در بزریل در دو شهر سائوپاوولو و ریودوژانیرو متمرکز بوده و بازار رسانهای آنها اخبار، تحلیل و گفتمان قدر ار ارائه میکنند. شبکه رسانهای گلوبو مدیا نتورک شرکت زنجیرهای عظیمی است که مالکیت ایستگاههای تلویزیونی و رونامههای را در سراسر برزیل در اختیار دارد. آنها در سال 1964 از کودتا نظامی حمایت کردند و در طول 20 سال بعدی از مزایای رژیم نظامی بهرهمند شدند. این شبکه رسانهای با وجود ادعای بیطرفی، به صورت پوشیده و به طرق زیرکانهای از سیاستهای لولا انتقاد میکند.
امپراتوری رسانهای گلویو مدیا ضمن پنهان کردن و نادیده گرفتن دستاوردهای لولا هرگونه رویداد منفی را رسانهای و برجسته میکند. در یک تعبیر کلی گلولیو در فعالیتهای رسانهای خود تمامی اقدامات حکومت اسرائیل را توجیه کرده و در عوض فلسطینیها را «تروریست» میخواند. برنامههای تفریحی گلویو گسترده بوده و 95 درصد از خانههای برزیلی به تماشای آنها مینشینند. مدتی پیش، بیبیسی گزارش مستندی را تولید کرد که نشان میداد چگونه گلویو افکار عمومی را دستکاری میکند.
فولا (دسائوپائولو) یکی از با نفوذترین رورنامهها در شهر سائوپائولوی برزیل، هرچند که از دیکتاتوری نظامی در سال 1970 حمایت نمیکرد، اما اکنون از حزب راست میانهرو علیه لولا حمایت میکند، بخش «گرایشها و مناظرهها» در روزنامه فولا در اواسط سال 1970 ترغیب کننده کثرتگرایی و بازگشت به دموکراسی بود، اما همین روزنامه مدتهاست که از خوزهسرا، متعلق به حزب PSDB (مخالفان لولا) حمایت میکند و در بلندمدت نیز علیه فعالیتها و نفوذ جریان لاتینی ـ صهیونیستی موضع نخواهد گرفت.
به عنوان مثال رسانه تحت نفوذ نومحافظهکاران در تلاش برا ی بیاعتبار کردن لولا از این گله کردند که چرا لولا در دیدار اخیرش از خاورمیانه روی قبر یاسر عرفات دسته گل گذاشت ولی همین کار را در مورد قبر تئودور هر نسل بنیانگذار جنبش صهیونیستی در اسرائیل انجام نداد. رسانه نومحافظهکار میکوشید این احساس را ایجاد کند که دیپلماسی لولا ناموفق بوده است. لولا علیه سرمایه بینالمللی عمل نکرده است. صنعتگران ملی نیز از وضعیت خوبی برخوردار دارند و تحت حکومت لولا به کسب درآمد مشغول دولت او بازارهای جدیدی را در آفریقا، آسیا و خاورمیانه برای برزیل ایجاد کرده است. هیات همراه لولا در سفر او به ایران متشکل از 90 نفر خواهد بود.
بزریل از ذخایر عظیم نفتی در زیر دریا برخوردار است؛ شرکت نفت پتروبراس یکی از بزرگترین شرکتهای نفتی در جهان است و مهارتهایی در زمینه اکتشاف نفت در دریا کسب کرده است. دولت لولا در تبدیل پتروبراس به یک شرکت بسیار سودآور موفق عمل کرده است. او معتقد است شرکت ملی نفت باید همچنان ملی (به عنوان دارایی کل کشور) باقی بماند و منافع آن باید برای همه باشد. فرناندو کاردوسو مخالف لولا و از روسای جمهور سابق (2002 - 1994) که در حال حاضر متحد نومحافظهکاران است، خواستار خصوصیسازی شرکت ملی نفت شده بود. در آن ایام حوادث مهم و جدی رخ داد، چنین شایع شده که اینها اقدامات خرابکارانهای برای بیاعتبار کردن پتروبراس و زمینهچینی برای خصوصیسازی شرکت ملی بودند.
حزب کارگران لولا (پیتی) یک حزب سوسیال دموکرات چپگرا به شمار میآید که جنبشهای تودهای و اتحادیههای کارگری را در هم ادغام کرده است. رئیسجمهور شود. در انتخابات در انتخابات ریاست جمهوری آتی در ماه اکتبر نامزد حزب پیتی خانم دیلما روسف است که خط مشی نزدیکی به لولا دارد. همه علائم نشان میدهند که او سیاستهای ترقیخواه را تداوم داده و بر تحرک آن خواهد افزود. او وعده داده از «ثروت» مالیات خواهد گرفت و با «انحصراهای رسانهای» مبارزه خواهد کرد. خانم روسف از چریکهای سابق سالهای 1970 است که از یک نیروی کوچکتر اما تندرو به حزب کارگران لولا (پیتی) پیوست.
نومحافظهکاران روی هم رفته سیاست اقتصادی نولیبرال دارند ضمن اینکه از سیاست خارجی یکجانبه و تهاجمی آمریکا و اسرائیل نیز حمایت میکنند. این قابل درک است که بدانیم نومحافظهکاران برزیلی از حزب مخالف (Social Democracia Brasileira PSDB Patrido da) که علیه حزب کارگران فعالیت میکند، حمایت خواهند کرد. PSDB ائتلافی از جریانات سیاسی راست میانه و راست افراطی است. نامزد آنها حوزه سر را با استفاده از هر فرصتی به رایدهندگان میگوید اولین کار او عبارت از تغییر سیاست خارجی و خاورمیانهای لولا خواهد بود. این همان گفتمان نومحافظهکاران است.
رئیسجمهور پیشین، فرناندو کاردوسو (2002 - 1994) از همین حزب راست میانه PSDB بود که براقدامات خصوصیسازی اقتصادی تاکید میکند. کاردوسو و وزیر خارجهاش سلسو لار طرفدار اسرائیل و تابع سرمشق آمریکایی بودند. کاردوسو، سررا و حزبشان PSDB معتقدند داشتن روابط خوب با ایالات متحده مستلزم سازگاری و وفاداری به تشکیلات صهیونیستی در آمریکا است. در جریان دیدار لافر در نقش وزیر خارجه از ایالات متحتده مقامات فرودگاه از او خواستند کفشهایش را درآورد.
بسیاری از برزیلیها این حادثه نامطلوب دیپماتیک را نماد تبعیت دولت کاردوسو از آمریکا تلقی کردند. از سوی دیگر لولا بارها گفته است از آنجا که برزیل جمعیتهایی هم از مردم یهودی و هم مردم عرب دارد بنابراین دولت او نمیتواند تنها طرفدار اسرائیل باشد.
رقص لاتینی – صهیونیستی علیه لولا یک بازی جدید، خطرناک و بسیار بلند و پرسروصدا است. واضح است به خاطر پیشرفتهای اخیر اقتصادی در برزیل، نومحافظهکاران محلی در این کشور نمیتوانند لولا را به بهانههای اقتصادی مورد حمله قرار دهند، لذا حملات سطحی آنها معطوف به امور سیاست خارجی میشود.
برزیل تحت رهبری لولا در برابر فشارهای آمریکایی و اروپایی درباره ایران تسلیم نشده است. درباره ایران، موضع برزیل سلسو آموریم به استانبول، مسکو و تهران سفر کرد که این سفر به عنوان بخشی از یک تلاش دیپلماتیک قبل از دیدار رسمی لولا رئیسجمهور این کشور از تهران در 15 ماه مه بود. هدف آموریم عبارت از جلب حمایت در راستای گفتوگوهای بیشتر و مخالفت با تحریمها بود. برزیل و ترکیه در حال حاضر اعضای گردشی شورای امنیت بوده و علیه تحریمها رای خواهند داد. در دولت لولا، تجارت برزیل با ایران از 14 میلیون دلار در سال به حدود سه میلیارد دلار افزایش یافته است.
رئیسجمهور لولا و وزیر خارجهاش از سوی نومحافظهکاران برزیلی به خاطر گسترش روابط و چندجانبهگرایی سیاست خارجی آنها مورد انتقاد قرار گرفتهاند. اخیراً امر صدر استاد دانشگاه سائوپائولو با ارائه بحث بسیار مستدلی در قالب یک مقاله از سیاست متنوعسازی تجارت که برای برزیل مفید بوده است حمایت کرد. او اشاره کرد 90 درصد تجارت مکزیک با ایالات متحده است که موجب که تنوع تجاری در برزیل موجب حفاظت این کشور در رکود اقتصادی اخیر شدۀ است، او متذکر شده اگر اکنون کاردوسو در قدرت بود، در این صورت برزیل از مشکلات اقتصادی رنج برد.
چندین سال قبل در ونزوئلا، شرکت ملی نفت PDVSA به منظور فلج کردن حکومت چاوش دست به اعتصاب زد. چاوس امیدوار بود بتواند فساد را در شرکت ملی نفت ریشهکن کند. مدیریت ارشد PDVSA در نقش یک گروه پر قدرت مانند یک مافیا یا دولت در و دولت عمل میکرد و به صورت غیرقانونی تامین مالی مخالفان را بر عهده داشت، طی ماههای طولانی اعتصاب، رئیسجمهور لولا از چاوس حمایت کرد و نفت و انرژی در اختیار دولت او قرار داد. در آن زمان دولت بوش قادر به متوقف کردن این کار نبود، در سال جاری دولت لولا کودتای نظامی را که بر اثر آن مانوئل زلایا رئیسجمهور هندوراس سرنگون شد، محکوم کرد. علاوه بر این سفارت برزیل به او پناهندگی داد.
برخلاف ایالات متحده که انتخابات هندوراس را پس از کودتا به رسمیت شناخت، برزیل کشورهای آمریکای لاتین را در نپذیرفتن دولت جدید در هندوراس رهبری کرده است. انتخابات هندوراس تحت یک حکومت نامشروع سازماندهی شد. برزیل تاکید کرده کودتای نظامی در تقابل یا دموکراسی قرار دارد و آنها تمایلی به موافقیت با کودتاهای نظامی ندارد. سیاست ایالات متحده تاریخچه بلندی از حمایت کودتاهای نظامی به خصوص در آمریکای لاتین دارد. طی کودتای سال 1953 علیه دکتر محمد مصدق، ورنون والترز مامور سازمان جاسوسی آمریکایی در ایران بود. با گذشت سالیان، والترز مهارتهای خود را در سازماندهی کودتاها علیه دولتهای دموکراتیک بهبود بخشیده است.
در 13 مارس 1964، یوآئو گولارت رئیسجمهور وقت برزیل که یک سخنران زبردست است، در یک سخنرانی وعده داد پالایشگاههای نفت کشور را خصوصی و نیز «اصلاحاتی بنیادی» را عملی کند. در میان متفکران برزیلی، والترز به عنوان کرمینت روزولت کودتای 1964 معروف شده است؛ کودتایی که دولت یوآئو گولارت را که (کرمیت روزولت مهندس اصلی کودتای آژاکس علیه دکتر مصدق بود.)