تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۹ - ۰۷:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۴۵۰

نوشته: فرانک. ج. سى لوفو (۱)
دانیل ران کین (۲)
از: Nato Review
ترجمه: ف. م. هاشمى
حوادث ۱۱سپتامبر، آمریکا و جهان را وارد عصرجدیدى کرد. دیگر ایالات متحده نمى تواند به چترامنیتى دواقیانوسى که این کشور و مردمش را احاطه کرده، متکى باشد. حملات تروریستى به آمریکا، مردم این کشور را متقاعد کرد که تهدید علیه امنیت ملى کشورشان در دوران پس از جنگ، هیچگاه تا این حد پیچیده و جدى نبوده است.
اکنون، این کشور به جاى رویارویى با یک تهدید مشخص نظامى که با بسیج موقت مردم قابل رفع است، با تهدیدهاى متعددى روبه رو است که اگرچه به لحاظ ابعاد کوچکترند. اما کنترل و مقابله با آنها به مراتب دشوارتر از تهدیدهاى گذشته مى باشد. از آنجایى که این تهدیدهاى نوین، ماهیتاً متغیر، فاقد شکل مشخص و بسیار متغیر و فرار هستند، مبارزه با آنها نیز مستلزم انعطاف پذیرى، جامع نگرى و هماهنگى درمقیاس جهانى است.
تروریسم، پدیده اى نیست که به یک کشور، منطقه و حتى یک گروه خاص محدودشود، بلکه این پدیده، به صورت شبکه اى عمل مى کند که جهان را از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب، حیطه فعالیت خویش قرارداده و اصولاً مرزهاى ملى را به رسمیت نمى شناسد.
از آنجایى که تروریسم یک تهدید فراملیتى است، لذا یک پاسخ فراملیتى نیز مى طلبد. حمله به پنتاگون و مقر سازمان تجارت جهانى، اگرچه درخاک آمریکا به وقوع پیوست. اما تبعات و پیامدهاى آن، تمام جهان را فراگرفت. حال سؤال اینجاست که جهان چگونه باید با این تهدید روبه رو شود؟ ایالات متحده باید براى دفاع از خویش، منافع و متحدان خود، چه اقدامى بکند؟ اهداف کوتاه مدت و بلندمدت این مبارزه کدام است؟
پاسخ به تهدید تروریسم، باید یک پاسخ جامع نگر باشد. سازماندهى، همکارى و هماهنگى، عناصر اصلى یک پاسخ موفق هستند. نخست باید چارچوب کلى پاسخ موردنظر تعیین و سپس تلاش شود تا در چارچوب مزبور، منابع جهانى درخدمت یک پاسخ جهانى و یکپارچه بسیج شود.
درواقع، موقعیت بسیارى از تلاشهاى ما درگرو مشارکت مؤثر دیگر کشورها و سازمانهاست. این همکارى، کارایى خود را نشان داده است.
براى مثال، درجریان مراسم آغاز هزاره سوم میلادى دراردن، مقامات این کشور براى جلوگیرى از انجام حملات تروریستى برنامه ریزى شده علیه اتباع آمریکا و توریستهاى غربى در منطقه، کمک هاى شایانى به دستگاههاى اطلاعاتى آمریکا کردند.
على رغم تأکیدى که درحال حاضر بر نقش آفرینى بازیگران غیردولتى در صحنه مبارزه ضدتروریستى مى شود، باید همچنان بر جایگاه دولت و نقش آفرینانى در مبارزه با تروریسم که تحت نظر دولت قراردارند، تأکید شود.
این بدان علت است که تروریست ها ممکن است ازکانال نقش آفرینان غیردولتى، به اطلاعات، تکنولوژى و قابلیتهاى بالقوه تخریبى دست پیداکنند. در گزارشى که اخیراً ازسوى «شوراى ملى اطلاعات آمریکا» درباره سلاحهاى بیولوژیک منتشرشد، آمده است که درحال حاضر، دهها کشور داراى سلاحهاى بیولوژیک تهاجمى بوده و یا براى کسب آن تلاش مى کنند. جاى تعجب نیست که نام اغلب کشورهاى «نامطلوب» و «مسأله دار» را دراین لیست مشاهده مى کنیم.
هرگونه تعمیم درمورد اهداف کشورها درزمینه تلاش براى ساخت یا عرضه سلاحهاى کشتارجمعى، اشتباه است زیرا اهداف و مقاصدى که این کشورها دنبال مى کنند، بسیارمتفاوت است.
این صحیح است که بازیگران غیردولتى، نسبت به نقش آفرینان دولتى، به منابع کمترى براى نیل به سلاحهاى کشتارجمعى دسترسى دارند. اما دست بازیگران غیردولتى دراستفاده از این سلاحها بسیار بازتر از دولتها است. زیرا، هرگونه استفاده از سلاح کشتارجمعى ازسوى دولتها، خطر مقابله به مثل را به دنبال دارد، درحالى که این خطر درمورد بخش غیردولتى وجودندارد.
تروریسم از دیرباز به عنوان یک تاکتیک سیاسى به کارگرفته شده است.
پراتیسین ها از این حربه براى کشاندن رقیب به پشت میز مذاکره استفاده مى کنند. این روش، یک روش کم هزینه و پربازده است که کشورهاى کوچک، گروههاى ملى و حتى افراد نیز مى توانند به آن متشبث شوند. اما برخى از گروهها دردنیاى امروز، تحت تأثیر مذهب و یا باورهاى ملى رادیکال، دیگر از تروریسم به عنوان حربه اى در خدمت مذاکره استفاده نمى کنند، بلکه آن را هم تاکتیک وهم استراتژى خود تلقى مى کنند. بهترین مثال در این مورد، نمونه «اسامه بن لادن» (Osama Bin Laden) و سازمان «القاعده» (al-Qaida) است. «اسامه بن لادن» ، رئیس اجرایى و تأمین کننده مالى این گروه کوچک و رادیکال تروریستى است. این گروه، قابلیت آن را دارد که براى انجام یک عملیات تروریستى، گرد هم جمع شده و پس از انجام عملیات، دوباره در سراسر جهان پراکنده شود. «القاعده» در حال حاضر سر این اژدهاى پنهان است که در معرض دید جهانیان قرار گرفته است.
سالیان درازى است که تروریستها در استفاده از سلاحهاى متعارف، کارآزموده شده اند و این سلاحها را به بهترین شکل و بالاترین بازده به کار مى گیرند. این سلاحها، ارزان و سهل الوصول بوده و استفاده از آنها نیز بسیار آسان است. برخى مواقع، تروریستها در به کارگیرى سلاحهاى متعارف، از روشهاى ابتکارى استفاده مى کنند که قابلیت تخریبى سلاحهاى مزبور را دوچندان مى کند.
تروریستها، در عین حال تلاش مى کنند تا به سلاحهاى کشتار جمعى نیز دست پیدا کنند. در واقع، بن لادن صریحاً اعلام کرده است که دستیابى به این سلاح ها را وظیفه مذهبى خود مى داند. استفاده از سلاح شیمیایى، بسیار مرگبار است اما با محدودیت هایى نیز رو به رو است. اگرچه تأثیر عامل شیمیایى بسیار سریع و فورى است، اما مى توان با اقدام سریع و به کارگیرى پادزهر مناسب (antidote) جان قربانیان را نجات داد. دسترسى تروریستها به سلاح هسته اى و به کارگیرى این سلاح از سوى آنها، بسیار بعید به نظر مى رسد. تولید و به کارگیرى این سلاح، مستلزم طى شدن یک فرآیند پیچیده تحقیقاتى و تکنولوژیک است که معمولاً از توان نقش آفرینان غیردولتى خارج است. خطرى که در این باره وجود دارد این است که مواد هسته اى از سوى یک دولت حامى تروریسم در اختیار عناصر افراطى قرار گیرد و آنها این مواد را در شرایط نامناسب و امکانات ناکافى، نگاهدارى و مخفى کنند. تروریستها مى توانند از طریق تطمیع دانشمندان اتمى و یا نگهبانان سلاحهاى هسته اى نیز به این تسلیحات دست پیدا کنند.
بزرگترین نگرانى امروز جهان، به سلاحهاى بیولوژیک مربوط مى شود. میان سلاحهاى بیولوژیک و دیگر تسلیحات امحاى جمعى یک تفاوت بزرگ وجود دارد و آن به امکان مقابله مربوط مى شود. از یک حمله بیولوژیک، تا مدتها پس از وقوع آن، نمى توان مطلع شد. پیچیدگى مقابله با این سلاح هنگامى بیشتر مى شود که بدانیم تسلیحات بیولوژیک ناقل بیماریهاى مسرى به سرعت منتشر شونده مانند (آبله Smallpox و طاعون Plague) هستند که انتشار آنها پس از به کارگیرى سلاح به صورت تصاعدى بالا مى رود. این «قاتل خاموش» (Silent Killer) را نمى توان دید و تا مدتها پس از فعال شدن نیز قابل تشخیص و رؤیت نیست. این قاتل معمولاً هنگامى شناسایى مى شود که دیگر بسیار دیر است و مدتها از انتشار اولیه آن گذشته است. همین عدم قطعیت، موجب هراس و وحشتى مى شود که پیامدهاى مخرب آن را دوچندان مى کند. از آنجایى که این خطر داراى چهره هاى متعدد و رنگارنگى است، مقابله با آن نیز باید کلى نگرانه و همه جانبه باشد.
یک سناریوى دهشت انگیز دیگر براى حملات تروریستى این است که تروریستها در حملات خود از ترکیبى از این سلاحها استفاده کنند و یا اینکه بازیگران دولتى و غیردولتى، دست در دست یکدیگر عمل کنند. این حمله، ممکن است شکل انتشار گاز سمى در یک فروشگاه و یا انفجار یک نیروگاه هسته اى به خود بگیرد. تلفیق تکنولوژى ساده و پیچیده در حملات تروریستى، یک احتمال دیگر است که نباید آن را دست کم گرفت. در شرایطى که بن لادن انگشت خود را بر روى ماشه یک اسلحه اتوماتیک ۴۷ -AK گذاشته، ممکن است انگشت برادرزاده او بر روى موس (mouse) یک کامپیوتر باشد. این مثال ساده، اما وحشت انگیز، ضرورت یک اقدام هماهنگ و همه جانبه جهانى را براى مقابله با تهدیدات تروریستى به وضوح نشان مى دهد.
حوادث ۱۱سپتامبر و حملات میکروبى متعاقب آن، نشان داد که علاوه بر حفظ هوشیارى نسبت به حملات متعارف تروریستى، جهان باید توجه بیشترى به حملات غیرمتعارف تروریستى مبذول کند. مردم و دولتمردان آمریکایى تا قبل از ۱۱سپتامبر بر سر خطراتى که این کشور را تهدید مى کرد، اختلاف نظر داشتند. برخى تصور مى کردند که حمله تروریستى به تأسیسات نظامى آمریکا در خارج، خطر اصلى محسوب مى شود. برخى دیگر، ظهور چین را به عنوان یک ابر قدرت نظامى و اقتصادى، خطر اصلى مى دانستند. گروههاى دیگرى نیز از حمله کره شمالى به کره جنوبى، شلیک موشک به آمریکا از سوى یکى از دولتهاى «نامطلوب» و برخى مسائل دیگر به عنوان اولویت امنیتى آمریکا یاد مى کردند. این اختلاف نظر در عرصه نحوه مقابله با حملات تروریستى دوچندان مى شد. حتى اکنون نیز به نظر مى رسد مردم آمریکا پیرامون مسأله مبارزه با تروریسم به اجماع رسیده اند، باز هم در مورد نحوه مقابله با این خطر، اتفاق نظر وجود ندارد. افکار عمومى بیش از هر چیز از حملات بیولوژیک، بویژه سیاه زخم (athrax) هراسناک است. کنگره آمریکا نیز به دلیل همین حساسیت افکار عمومى و نیز به دلیل اینکه پس از حوادث ۱۱سپتامبر، گروهى از کارکنان کنگره نیز مورد حمله بیولوژیک تروریستها قرار گرفتند، حساسیت خاصى نسبت به مسأله از خود نشان مى دهد ، اما برعکس، توجه پنتاگون در وهله اول متوجه حفاظت از جان پرسنل خویش، به ویژه پرسنل شاغل در خارج از کشور و در وهله بعد، متوجه احتمال حمله موشکى از خارج است .
گام بعدى، یافتن پاسخ براى یک سلسله سؤال هاى دشوار است . آیا ساختارها، سیاست ها و نهادهاى فعلى ، پاسخگوى ضرورت هاى مبارزه با تروریسم است؟ تاکنون چه گام هایى صحیح و گامهایى ناصحیح برداشته شده است؟ زمان تحلیل هاى ساده لوحانه گذشته است و اکنون لازم است که راه طى شده مورد بازنگرى و نقد قرار گرفته ، راهبردهاى جدید و دقیق تدوین و تنظیم شود. تنها پس از این مرحله است که مى توان مبارزه عملى با تروریسم را در سطح جهانى آغاز کرد.
از آنجایى که تروریسم متکى به سلاح کشتار جمعى، یک پدیده فراگیر وگسترده محسوب مى شود، نمى توان در چارچوب مرزهاى ملى و استراتژى هاى ملى با آن مبارزه کرد . سیاست «کجدار و مریز» در این رابطه کارساز نیست و دولت ها باید علاوه بر مبارزه همه جانبه و فراگیر با تمامى اشکال تروریسم در چارچوب مرزهاى ملى ، فعالانه در مبارزه گسترده جامعه جهانى با این پدیده مشئوم نیز مشارکت ورزند . در حال حاضر میان مدیریت بحران و مدیریت پیامدهاى بحران، یک خط فاصله تصنعى کشیده شده است . این تفکیک در آینده ناکارآمدى خود را نشان خواهد داد . مدیریت بحران (پاسخ فورى به بحران و شناسایى علل و عوامل آن ) و مدیریت پیامدهاى بحران (اقدام براى جبران خسارتهاى وارده و ارائه خدمات ضرورى ) از یکدیگر تفکیک ناپذیرند و باید به صورت همزمان اعمال شوند .
باید درک خود را از مقوله برنامه ریزى امنیتى در مقیاس ملى ، گسترش دهیم و مقابله با تروریسم متکى به سلاح کشتار جمعى و نیز حفاظت از زیرساخت هاى حیاتى کشور از قبیل سیستم هاى مخابراتى، برق، نفت ، گاز، بانکدارى، حمل و نقل، آب و فاضلاب، خدمات دولتى و خدمات اورژانسى را وارد این مقوله کنیم. باید دانست که دیگر مانند گذشته حفظ امنیت داخلى ، وظیفه یک نهاد مشخص و خاص نیست و بازیگران جدیدى (از امدادگران بشر دوست گرفته تا بخش دولتى و خصوصى) وارد این عرصه شده اند، اما متأسفانه در حال حاضر ، هنوز بسیارى از این نهادها ، مستقل کار مى کنند و این وضع موجب دوباره کارى به هدر رفتن منابع و بالا رفتن بى مورد درجه ریسک مى شود . هر یک از این نهادها ، به تنهایى به پیشرفت هاى مهمى در شناخت و مبارزه با تروریسم نائل شده اند و اکنون جاى تنها چیزى که خالى است ، هماهنگى و انسجام میان آنهاست. یکى از وظایفى که دفتر امنیت داخلى آمریکا به ریاست «تام ریج» (Tom Ridge) دنبال مى کند نیل به همین هدف است . این دفتر پس از حوادث ۱۱ سپتامبر به دستور جورج بوش تأسیس شد . تمامى امکانات ملى ، از خدمات بهداشتى و بشردوستانه گرفته تا امکانات امنیتى ، تکنولوژیک و فکرى باید در خدمت مبارزه با تروریسم بیولوژیک قرار گیرد، این کار زمان مى برد .
حیاتى ترین مسأله در مبارزه با تروریسم ، دسترسى به اطلاعات است . اطلاعات صحیح ، دقیق و سریع، همراه با تجزیه و تحلیل موشکافانه ، رکن اساسى مبارزه ضد تروریستى محسوب مى شود . تمامى گام هایى که در زمینه دیپلماتیک ، نظامى ، مالى و سیاسى براى مبارزه با تروریسم برداشته مى شود متکى به اطلاعات دریافتى است . دریافت اطلاعات از منابع مختلف ، نقش بسیار مهمى در هشدارهاى اولیه نسبت به حملات تروریستى ایفا مى کند .
اگرچه نمى توان با تروریست هایى چون «بن لادن» مذاکره کرد، اما نقش دیپلماسى در مبارزه با تروریسم بسیار مهم است . تغییر جهت تروریسم ، از تروریسم سیاسى به تروریسم ایدئولوژیک، بدان معنى است که از این پس، بیشتر کشورهاى جهان ممکن است هدف حملات تروریستى قرار گیرند، لذا روابط و پیوندهاى دیپلماتیک در این شرایط مى تواند نقش برجسته اى در مبارزه با تروریسم ایفا کند .
در تدوین و تنظیم استراتژى ملى مبارزه با تروریسم ، باید حتى الامکان تمامى احتمالات را در نظر گرفت . بدیهى است که نمى توان از مردم در برابر هر چیز در هر جا و در هر زمان حمایت کرد ، لذا لازم است در این مورد یک اولویت بندى دقیق و عقلایى صورت گیرد و این کار نیز باید بر مبناى شناخت دقیق از نقاط آسیب پذیر انجام شود .
وظیفه دشوارى پیش روى ماست که تلاشى بى وقفه را مى طلبد: پیش بینى مواد قانونى لازم ، تقویت بنیه نظامى، اطلاعاتى، مالى ، دیپلماتیک، بهداشتى و نظامى نمى توان به بهانه سنگینى این بار از زیر آن شانه خالى کرد ، بلکه باید با همتى مردانه آن را برداشت و به سرمنزل مقصود رساند.
۱ Frank.J.cilluffo: رئیس کمیته امنیت داخلى و عضو ارشد کمیته مبارزه با تروریسم «در مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللى آمریکا ». او پس از حوادث ۱۱سپتامبر به دستیار ارشد بوش در امور امنیت داخلى منصوب شد.م
۲ Daniel Rankin: تحلیلگر ارشد مسائل امنیتى و دفاعى در« مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللى آمریکا». م