تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۴۵۹
مقدمه: گروه فرهنگ و هنر ـ سایر محمدى: «گیسوهاى اساطیرى» و «صداى جبرئیل» و مجموعه شعر «خواب هاى دریایى » از جمله آثار خلاقه محمدحسین محمدى در حوزه ادبیات داستانى و شعر است، ضمن این که در حوزه ادبیات کلاسیک ،جلد اول «شرح قصاید ناصرخسرو» را با همکارى خالقى و «آوازهاى سرمه اى » در شرح غزل هاى صائب و «فانوس هاى خیال» در شرح اشعار شاعران سبک هندى، «بیگانه مثل معنى » در تحلیل شعر صائب و سبک هندى، «مرثیه خوان مدائن» در شرح قصاید خاقانى و «شرح قصاید ناصر خسرو» را در کارنامه اش دارد. محمدحسین محمدى متولد ۱۳۴۵ قم در رشته ادبیات فارسى موفق به اخذ مدرک دکترا شد و هم اکنون دانشیار دانشگاه بین المللى قزوین است.

* آقاى محمدى شما در چند حوزه مثل سرودن شعر ، داستان و ادبیات کودکان، شرح و بررسى ادبیات کلاسیک فارسى کار مى کنید. گرایش اصلى شما به کدام حوزه است؟
** بله درست است من در چند حوزه کار مى کنم، اما گرایش اصلى و حوزه مورد علاقه من نقد ادبى است. منتها به تناسب ، زیرمجموعه نقد ادبى ، تحلیل شعر کلاسیک فارسى، نوشتن رمان، سرودن شعر و پرداختن به ادبیات کودکان و نوجوانان هم هست.
* امروز شرح شعر کلاسیک فارسى، توسط اغلب استادان دانشگاه ، یا شاعرانى که در زمینه شعر کلاسیک قلم مى زنند، نوشته و منتشر مى شود. چرا این آثار با توجه به تئورى هاى جدید نقد ادبى ، مثل هرمنوتیک ، یا از دیدگاه زبانشناسى یا جامعه شناسى بررسى نمى شود؟
** جواب این سؤال بسیار روشن است. بیشتر به این دلیل ، این اتفاق نمى افتد که این مباحث در دانشکده هاى ادبیات و دانشگاهها موردتوجه نیست و نهادینه نشده است. یعنى این مباحث به صورت متمرکز در محیط هاى دانشگاهى مطرح بشود و استادان با این تئورى ها آشنایى پیدا کنند و بعد بتوانند از این زاویه به ادبیات کلاسیک نزدیک بشوند. متأسفانه استادان دانشگاهها اغلب به این ابزارها یعنى نگاه جامعه شناسى ، نگاه زبانشناسى مسلح نیستند. در نتیجه کارشان به همین شرح متون و شرح شعر ختم مى شود. البته شرح متون هم یک امر ضرورى است، منتها نباید صرفاً به همین بسنده کرد.
* در بین شاعران کلاسیک و مکاتب شعرى گویا علاقه خاصى به شاعران سبک هندى دارید و چند کتاب هم در این زمینه منتشر کردید. 
** درست است. چون فضاى فکرى شاعران سبک هندى، یک فضاى متفاوت با شاعران پیش از خود است. بیشتر به فضاهاى شعر نو نزدیک است، به همین دلیل من بیشتر به این دسته از شاعران پرداخته ام.
* شما از چه منظرى به این شاعران مى پردازید؟ به صائب به ناصرخسرو و...
** من درکتاب «بیگانه مثل معنى» از منظر فرمالیست هاى روس مخصوصاً اشکلوفسکى به شعر صائب و پیروان سبک هندى مى پردازم.
در واقع پیش از فرمالیست ها شاعران سبک هندى بویژه در ایران، بحث آشنایى زدایى و غریبه گردانى و رستاخیز کلمات را در شعرهاى خود به کار مى گرفتند.
به همین خاطر من درکتاب «بیگانه مثل معنى» فصلى را تحت عنوان «از آشنایى زدایى تا معنى بیگانه» نوشتم که این دو اصطلاح را با هم انطباق دادم. یعنى آشنایى زدایى فرمالیست هاى روس و معنى بیگانه در آثار شاعران سبک هندى.
* فرمالیست هاى روس به شکل اثر مى پرداختند. درحالى که شاعران سبک هندى بیشتر به دنبال مضمون نو بودند. این دو چگونه قابل جمع اند؟
** در سبک هندى ابیاتى از این دست فراوان دیده مى شود. یاران تلاش تازگى لفظ مى کنند. صائب تلاش معنى بیگانه مى کند. فرمالیست ها معتقدبودند که معنى هم جزیى ازلفظ است و به همین دلیل صائب و پیروان او این نکته را مطرح کرده بودند که ما براى این که لفظ نو داشته باشیم ناگزیریم معنى را هم نو بکنیم. چطور معنا را نو مى کردند؟ درواقع زاویه دیدشان را نسبت به موضوع عوض مى کردند. موضوع و مضمون در شعر کلاسیک ثابت بود که همان عشق باشد، منتها زاویه دید شاعران سبک هندى تغییرمى کرد. طبیعتاً مضمون را هم تحت تأثیر قرارمى داد. ازطرفى باعث مى شد که لفظ هم تغییر بکند که درنهایت منجر به تغییرشکل هم مى شد.
* گیسوهاى اساطیرى آیا قرار است تنها رمان شما باشد. یا رمان دیگرى هم دارید؟
** درزمینه رمان بازهم کارمى کنم. منتها آن یک تجربه اى بود که چاپ شد و اتفاقاً جزو چهارکتاب برتر مسابقات کوئیلو شد. الآن هم یک رمان دیگر در دست نوشتن دارم و هنوز به پایان نرسیده، دلیل اش هم این است که فعلاً مشغول نوشتن کتابى پیرامون سپهرى و اشعارش هستم که تمام وقتم را مى گیرد. بعد از اتمام این کتاب به سراغ تکمیل کردن رمان نیمه تمام خودم مى روم که هرچه زودتر براى چاپ آماده اش کنم.