تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۴۷۲

درباره ابوالفضل مصفى
ـ ابوالفضل مصفى، استاد دانشگاه و نویسنده، متولد ۱۳۰۲ تفرش.
ـ اخذ مدرک دیپلم ادبى از مدرسه دارالفنون، ۱۳۲۰.
ـ‌ اخذ مدرک لیسانس ادبیات فارسى از دانشسراى عالى، ۱۳۲۵.
ـ اخذ مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسى از دانشگاه تهران، ۱۳۳۲.
ـ اخذ مدرک دکتراى ادبیات فارسى از دانشگاه تهران، ۱۳۴۲.
ـ عضو هیأت علمى دانشگاه تبریز از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷.
ـ تدریس در مدارس مختلف و همچنین تدریس در دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۵.
ـ تألیف مقالات متعدد و چاپ آن در نشریات مختلف و تألیف کتابهاى:
۱- فرهنگ ده هزار واژه از دیوان حافظ
۲- با حافظ بیشتر آشنا شویم
۳- فرهنگ اساطیرى و تاریخى شاهنامه
۴- فرهنگ اصطلاحات نجومى، همراه با واژه هاى کیهانى در شعر فارسى
۵- مجموعه شعر رهاورد
۶- دفتر شعر بدرود
شاید به خاطر روحیه انزواطلبانه و درون گرایانه و یا به علت به اصطلاح شکسته نفسى و متمرکز شدنش بر آثار تحقیقى و تألیفى باشد که درجامعه ما چندان نامش شناخته شده نیست ولى آثار متعدد و گرانسنگ او مانند «فرهنگ اصطلاحات نجومى» و «فرهنگ ده هزار واژه از دیوان حافظ» گواه روشنى بر روحیه پژوهشى و کنجکاوانه او است.
ابوالفضل مصفى متولد ۱۳۰۲ تفرش است که تحصیلات ابتدایى و دبیرستانش را در مدارس مختلف و ازجمله در دبیرستان حکیم نظامى قم (اولین دبیرستان تأسیس شده در قم) طى مى کند و دیپلمه علمى شناخته مى شود و در مدرسه دارالفنون هم مدرک دیپلم ادبى دریافت مى کند. ازجمله معلمان نامدار او باید به نام دکتر محمودحسابى و احمدبیرشک اشاره کرد.
در سال ۱۳۲۱ موفق مى شود به دانشسراى عالى تهران راه یابد و در رشته ادبیات فارسى مشغول تحصیل گردد. دراین ایام، مطالب سیاسى، اجتماعى و ادبى مختلفى از او در روزنامه هاى رایج آن روزگار به چاپ مى رسیده ازجمله در روزنامه کسرى.
در سال ۱۳۲۵ فارغ التحصیل شده و سه سال در سبزوار به تدریس ادبیات مى پردازد، سپس به قم رفته و علاوه بر اشتغال به کار تدریس، در همین شهر است که متأهل مى‌شود.
در مقاطع بعدى، تحصیلاتش را در کارشناسى ارشد و دکتراى ادبیات فارسى در دانشگاه تهران ادامه مى دهد و براى تدریس در دبیرستان به قم برمى گردد و به تدریس مى پردازد و مدتى هم مدیر دبیرستان صدوق و حکیم نظامى مى‌شود.
در ایام اقامتش در قم، اولین ماهنامه قم را باعنوان «پیکار مردان» با کمک کسانى همچون آیت الله مکارم شیرازى به چاپ مى رساند. مجله اى که مطالب فرهنگى و اجتماعى چاپ مى کرده و پس از مدتى هم کار انتشار آن دچار توقف مى‌شود.
ابوالفضل مصفى رساله اش باعنوان «اختران فلکى در شعر فارسى» را زیرنظر دکتر لطفعلى صورتگر تهیه و با درجه عالى از آن دفاع کرده است.
در دوره هاى مختلف تحصیل اش در دانشگاه از محضر ادبا و شخصیت هاى مشهورى چون بدیع الزمان فروزانفر، اقبال آشتیانى، ملک الشعراى بهار، محمدمعین، رشید یاسمى و دهخدا بهره مند مى‌شود.
او به یاد مى آورد در جریان ملى شدن صنعت نفت و با عملى شدن فروش اوراق قرضه توسط دولت دکتر مصدق، اوراق قرضه هاى متعددى خریدارى مى‌کند.
او که مدت ۱۰ سال در دانشکده افسرى هم ادبیات فارسى و منطق را درس مى داده، در سال ۱۳۴۸ به همراه خانواده عازم تبریز مى شود و کار تدریس در دانشگاه تبریز را آغاز مى کند. او که زادگاهش در نقاط گرمسیرى ایران است و درهمان مناطق هم درس خوانده و رشد و نموداشته، به آب و هواى سردسیرى تبریز هم عادت مى کند و حتى معتقداست که در تبریز اصلاً مریض نشده.
ازمیان آثار شعراى ایرانى، علاقه و ارادت خاصى به حافظ دارد و این علاقه و ارادت را با نوشتن کتاب هایى درمورد سروده هاى حافظ متجلى ساخته.
او اعتقاد دارد: «راز دلبستگى به دیوان خواجه شیراز، نه فقط درمعانى بکر و لطایف حکمى با کلام قرآنى و صورتگرى او در کارگاه دیده و خیال است، بلکه در موسیقى دل انگیز شعر او است و در سماع جاودانه اى که از تلفیق حیرت آور کلمات ترتیب داده است. سماعى که ساز عشق، در آن از همه جا خوش نواتر است.»
به نظر مصفى، حافظ نمى خواهد خود را به دیگران تحمیل کند و این منتهاى فروتنى او است. و اینگونه است که مصفى کوشیده راهى را بپیماید و آثارى را عرضه کند تا علاقه مندان حافظ و اشعارش بتواند درک درستى از غزلیات بدیع او حاصل کنند؛ شاعرى که در میان نامداران شعر فارسى، داراى کمترین شعر است ولى با همین حدود پانصد غزل است که او توانسته روحیه ایرانیان و خارجیانى همچون گوته آلمانى را شاداب و سرخوش سازد.
ابوالفضل مصفى در کتاب فرهنگ ده هزار واژه ازدیوان حافظ موفق شده هزار کلمه و اصطلاح به کار برده شده در دیوان حافظ را در دو جلد به صورت مبسوط توضیح و تبیین کند و با در نظر گرفتن اعتبار چنین کتابهایى از او است که مى توان مدعى آن شد مصفى یکى از حافظ شناسان عصر ما مى‌باشد.
دیگر کتاب ارزنده او کتاب «فرهنگ اصطلاحات...» است که منوچهر مرتضوى درباره آن نوشته است:
«مؤلف کوشیده است تا جایى که مقدور بوده اصطلاحات نجومى و تقویمى را که در ادبیات ایران استعمال شده است همراه با واژه ها و استعارات و تعبیرات مربوط در شعر فارسى گردآورى بکند و فهارس متعددى که در پایان کتاب ترتیب داده، بر ارزش فرهنگ مى افزاید و استفاده مراجعان را آسان مى سازد ولى با توجه به وسعت دامنه اصطلاحات نجومى و کثرت و تنوع استعارات و تعذر تتبع و استقصاى کامل در منابع نجومى و دیوان ها و منظومه هاى شعر فارسى، ارائه کارى بى نقص و جامع در چنین زمینه اى دشوار و پهناورى با فرصت محدود و مقدورات علمى موجود توقعى غیرمنصفانه خواهد بود.»
مرتضوى همچنین مى نویسد:
« کوشش مؤلف، مشکور و در خور تحسین است و بى تردید فرهنگ حاضر، مطالعه کنندگان و علاقه مندان ادب فارسى و معارف ایرانى را سودمند خواهد بود.» مصفى معتقد است که ادب فارسى و متون نظم و نثر مربوط به این ادب صرفاً گنجینه بى انتهاى مفاهیم و ابداعات و توصیفات بى نظیر در خصوص جنبه هاى زندگى نیست، بلکه در آن انعکاس دانش هاى کهن که علم نجوم در شمار قدیمى ترین آنها است، هم جاى خاص خود را دارد.
او معتقد است که فهم بسیارى از متون فارسى کهن، بدون آشنایى قبلى با مصطلحات نجومى، به ویژه نجوم احکامى دشوار به نظر مى رسد. مصفى اعتقاد دارد اگر کتاب «اصطلاحات نجومى»اش خدمتى ولو ناچیز به فرهنگ ایران باشد، به لحاظ ابراز حق شناسى، مدیون تشویق و راهنمایى کریمانه دکتر منوچهر مرتضوى و همچنین مهدى محقق، قاضى طباطبایى، دکتر امیر خانى، دکتر ناصر بقایى و دکتر بهروز بوده است.
او توضیح مى دهد: «در این فرهنگ به بهانه توضیح واژه هاى فلکى و مصطلحات نجومى در شعر، به یارى مآخذ مختلف علم هیأت و نجوم و آوردن بسیارى از کنایات و تعبیرات شاعرانه درباره آسمان و شکل کلى آن و خورشید و ماه و دیگر اجرام ثابت و سیار و نیز ذکر موارد و اشارات مربوط به ادب عامه درباره افلاک و اختران، سعى کرده ایم علاوه بر نشان دادن وسعت تأثیر اینگونه مسائل در شعر، با ذکر شواهد تا حدى نحوه رویارویى و درگیرى سخنوران را با مباحث فلکى و معتقدات نجوم حشوى و احکامى نشان دهیم.»
اگرچه کتاب «فرهنگ اصطلاحات نجومى» مى تواند به مثابه یک نوع دایرة المعارف نجومى براى فارسى زبانان باشد ولى مؤلف اعتقاد دارد که:
«تنها ادعایى که مى توانم بکنم این است که به قدر توانایى خویش کوشیده ام با رعایت امانت، فرهنگى به وجود آورم که پژوهندگان ادب فارسى را به کار آید و آنان را از مراجعه بسیار به مآخذ کمیاب و متفرق براى دستیابى به مفاهیم واژه ها و مصطلحات نجومى تا حدى بى‌نیاز سازد.»
مصفى که در سفرهاى متعددش از اماکن و آثار مختلفى بازدید کرده، موزه لوور پاریس، برج ایفل و اجساد مومیایى شده را دیده و برایش جالب توجه بوده اند ولى از دیدن مناطق و آثار داخل کشور هم لذت برده است و از اینکه آثار باستانى تخت جمشید مورد تخریب و کم توجهى قرار گرفته اظهار تأسف مى کند. او علاقه زایدالوصفى به کشور دارد و با احساس خاصى بیان مى کند که عاشق زندگى و زنده بودن است.