تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۴۷۷

محمدمهدى غفارى
براساس یک برنامه از پیش تعیین شده، قرار است پیمان صلحى میان دولت اندونزى و جنبش «آچه آزاد» با حضور ناظران اتحادیه اروپا و «آ.سه.آن» در روزهاى آتى به امضا برسد. با امضاى این پیمان صلح میان جاکارتا و جنبش آچه آزاد، به جنگ ۳۰ ساله میان دو طرف پایان داده خواهد شد. با وجود این، رویکرد مجلس و رئیس جمهورى اندونزى در خصوص پایان دادن به سه دهه خصومت و برقرارى صلح در استان آچه از جهاتى تعجب برانگیز و قابل مداقه است. رئیس مجلس اندونزى در مشورت با «سوسیلوبامبانگ یودهویونو» رئیس جمهورى اعلام کرد که پارلمان درباره وجود احزاب سیاسى در این استان تصمیم نهایى را خواهد گرفت. این در حالى است که برایند پنج دور گفت وگوها میان دولت اندونزى و چریک هاى مسلمان جنبش آچه آزاد در«هلسینکى» (پایتخت فنلاند) با موافقت دو طرف در خصوص ایجاد احزاب سیاسى و خروج نیروهاى دولتى از این منطقه با هدف «امضاى پیمان صلح آچه» همراه بوده است. در حالى که رئیس جمهورى اندونزى اعلام کرده است پس از امضاى پیمان صلح، جنبش آچه آزاد دیگر وجود خارجى نخواهد داشت و بنابراین، تشکیل احزاب سیاسى نیز منتفى خواهد بود! در ضمن رئیس جمهورى اندونزى با ابراز امیدوارى از توقف درگیرى هاى دیرینه پس از اجراى کامل مفاد توافقنامه گفت وگو شده میان «جاکارتا» و جنبش آچه آزاد به ایجاد یک «اندونزى واحد» اشاره کرد که نشان دهنده اقتدار رئیس جمهورى اندونزى است که رؤساى جمهورى پیش از وى از این اقتدار بى بهره بودند. با نگاهى به شخصیت سوسیلو بامبانگ مى توان اینگونه برداشت کرد که اینگونه تصمیم گیرى ها جزو ویژگى هاى شخصیت او است. رئیس جمهورى اندونزى پس از اخذ مدرک فوق لیسانس مدیریت از آمریکا در دهه ۸۰ موفق شد از انستیتوى کشاورزى «بگور» اندونزى در ۲۰۰۴ دکتراى اقتصاد کشاورزى بگیرد، در حالى که بشدت تحت تأثیر آموزه هاى ژنرال «ویرانتو» فرمانده وقت کل ارتش اندونزى بوده و طرفه آنکه هنوز هم ارتباط با ویرانتو را حفظ کرده است. ویرانتو از جمله فرماندهانى بود که دستور سرکوب خونین به تیمور شرقى را صادر کرد و رئیس جمهورى کنونى اندونزى به عنوان یک افسر عالیرتبه ارتش در این حمله شرکت مستقیم داشت. حضور سوسیلوبامبانگ در دولت «عبدالرحمن وحید» به عنوان وزیر امنیت در امور سیاسى و تأثیرگذارترین عضو دولت، على القاعده شخصیت استوارى از او به جامعه اندونزى معرفى کرد. شکل گیرى این شخصیت باعث شد تا سوسیلوبامبانگ مجدداً به عنوان وزیر امنیت در امور سیاسى در دولت خانم «مگاواتى پوترى» رئیس جمهورى سابق اندونزى حضور یابد و به عنوان کسى که توان اصلاحات ساختارى در ارتش را دارد، به این پست گمارده شود. بویژه آنکه بعد از بمب گذارى اکتبر ۲۰۰۲ در جزیره توریستى «بالى»، سوسیلوبامبانگ هم در داخل و هم در خارج اندونزى به عنوان یک سیاستمدار قدرتمند اندونزیایى در جنگ با تروریسم شهرت یافت. در واقع، همین شهرت نیز باعث شد تا سوسیلوبامبانگ بتواند در مبارزات انتخابات ریاست جمهورى سال ۲۰۰۴ بر رقیب خود خانم مگاواتى پیروز شود.
روشن است که چنین شخصیتى در پشت میز مذاکره با نمایندگان جنبش آچه آزاد به گونه اى از قاعده بازى و متد مذاکرات استفاده خواهد کرد که تمامش به نفع او و به ضرر طرف مقابل باشد. اشاره سوسیلوبامبانگ به حمایت از اندونزى واحد پس از امضاى توافقنامه صلح و اجراى کامل آن مى تواند مؤید این واقعیت باشد. در نقطه مقابل، باید دید نمایندگان جنبش آچه آزاد پس از سه دهه درگیرى که براى استقلال این منطقه با دولت اندونزى مى جنگیدند حاضر خواهند بود در حد یک خودمختارى ملى باقى بمانند؟ آچه، استانى در سوماتراى شمالى است که ساکنانش مانند اغلب مناطق اندونزى، مسلمان هستند. این استان حدود پنج میلیون نفر جمعیت و سنتى طولانى از مقاومت در برابر قدرت هاى خارجى دارد. گفته مى شود براى اولین بار، دین اسلام در حدود قرن ۱۲ میلادى از طریق آچه وارد مجمع الجزایر اندونزى شد. اغلب ساکنان آچه در مقایسه با ساکنان دیگر بخش هاى اندونزى، کمتر از دیدگاه هاى سکولار به اسلام دفاع مى کنند. همچنین اسلام اهالى آچه با تمرکز بر جامعه «آچه آزاد» بر اهمیت عدالت اجتماعى و اقتصادى تأکید مى کند. درواقع همین دیدگاه طى سه دهه گذشته به تقابل با اقتدار نظامى اندونزى منجر شده است. گفتنى است که جنبش استقلال آچه - زمانى که شورشیان «دارالاسلام» در جزیره «جاوه» تلاش کردند حکومت اسلامى تشکیل دهند - آغاز شد (۱۹۵۰) و اهالى آچه نیز از این مبارزات طى سه دهه گذشته حمایت کردند. در سال ۱۹۵۹ میلادى، جاکارتا به آچه موقعیت «فناورى ویژه» اعطا کرد که به طور صورى به مردم آچه در امور مذهبى، آموزشى و فرهنگى خودمختارى مى داد. در حالى که این خودمختارى در عمل، دو خواسته عمده جمعیت بومى این منطقه را نادیده گرفته بود. الف: آچه اى ها از اینکه جاوه اى ها و برخى قدرت هاى خارجى بر منابع طبیعى و انرژى آنها - مشخصاً نفت و گاز - کنترل دارند، شاکى بودند. ب: آچه اى ها از حضور مداوم نظامى خشونت بار ارتش اندونزى در این منطقه ناراضى و متنفر بودند. خشم ساکنان آچه به این واقعیت هاى خشن، سرانجام منجربه تشکیل گروه مقاومت مسلح «جنبش آچه آزاد» (GAM) شد. در اواخر دهه ،۱۹۷۰ «حسن دیترو» رهبر اندونزیایى جنبش به سوئد گریخت و در ۱۹۷۹ میلادى، دولت در تبعید تشکیل داد. پس از آنکه «گام» با حمایت گسترده مردم در اواخر دهه ۱۹۸۰ مجدداً فعالیت خود را شروع کرد، به جاکارتا بر سر استان آچه اعلام جنگ داد. در جریان این اقدامات که به شبکه «قرمز» معروف بوده است، نزدیک به دو هزار نفر از مردم استان آچه در فاصله سال هاى ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۲ توسط ارتش اندونزى کشته شدند. پس از بحران مالى آسیا که ناشى از بحران سرمایه دارى بین المللى بود و منجر به سقوط دیکتاتورى ژنرال سوهارتو شد، امید ساکنان آچه در برقرارى عصر جدیدى از نظامى زدایى و استقرار دموکراسى واقعى در این استان بسیار افزایش یافت. در حالى که ارتش وابسته به تفکرات ژنرال سوهارتو تمایلى به این موضوع نشان نداد و فقط به برخى اقدامات ظاهرى بسنده کرد از جمله پایان وضعیت منطقه عملیات نظامى براى آچه در هفتم آگوست ۱۹۹۸. ناگفته نماند که از زمان صعود سوهارتو در قدرت در دهه ۱۹۶۰ میلادى، استان آچه از لحاظ سرمایه گذارى بین المللى یکى از ثروتمندترین مناطق اندونزى بوده است. اما بسیارى از اهالى آچه بر این باور بودند که در پروژه هاى توسعه صنعتى بزرگ سهمى نداشته و متضرر شده اند. زیرا درآمد این پروژه ها از آچه خارج و نصیب دولت مرکزى مى شد و حال آنکه جاوه اى ها در مقایسه با ساکنان آچه از فرصت هاى شغلى مناسبى و منافع اقتصادى بیشترى در روند صنعتى شدن آچه برخوردار بوده اند. جنبش آچه آزاد اگرچه در اواسط دهه ۱۹۷۰ بشدت سرکوب شد، ولى تحت رهبرى «حسن دیترو» که در اروپا به سر مى برد و از حمایت هاى لیبى برخوردار بود، توانست ایده خود را مبنى بر تشکیل حکومت اسلامى زنده نگه دارد. در هفتم آگوست ،۱۹۹۹ ژنرال «ویرانتو» فرماندهى کل نیروهاى نظامى اندونزى دستور عقب نشینى نیروها را از آچه صادر و به دلیل خشونت هاى فراوان نظامیان، از مردم آچه عذرخواهى کرد. این در حالى بود که دولت اندونزى نیز به مردم گوشزد مى کرد که به جاى استقلال، از موقعیت ویژه برخوردار شوند. قانون موقعیت ویژه به هیأت قانونگذارى استان آچه قدرت ویژه اى در امور مجلس تفویض کرد، به طورى که مردم آچه مى توانستند از ۷۰ درصد درآمد حاصل از استخراج و فروش ذخایر گاز طبیعى این استان برخوردار شوند که بالغ بر ۲۰۰ میلیون دلار در سال بوده است. در ادامه همین سیاست جاکارتا، در سال ۲۰۰۰ میلادى مذاکرات بسیار محرمانه اى بین دولت اندونزى و نمایندگان جنبش آچه آغاز شد. در آوریل ،۲۰۰۲ رهبران شورشیان آچه اعلام کردند که از طرح دولت اندونزى براى «خودمختارى ویژه» در این استان حمایت مى کنند. اما خطاى برخى سربازان مبنى بر آتش گشودن بر یکى از اردوگاه هاى مبارزان آچه، سناریوى صلح را بر هم زد. چریک هاى آچه اعلام کردند که سربازان باید عقب نشینى کنند و در غیر این صورت به جاى مذاکره، مبارزات مسلحانه را از سر خواهند گرفت. ارتش اندونزى در واکنش به این مواضع نیروهاى آچه اى اعلام کرد تا زمانى که شورشیان تسلیم نشوند و قرارداد صلح را امضا نکنند، در آچه باقى خواهند ماند. تا اواسط ماه مه ۲۰۰۲ چشم انداز موفقیت روند صلح در آچه اندونزى بسیار دور به نظر مى رسید، چرا که ناظران بین المللى بر آتش بس، این منطقه را ترک کردند. در حالى که دیدار دولت و نمایندگان جنبش آچه در «توکیو» نیز ثمرى نداشت و نوزدهمین دور مذاکرات آنها نیز متوقف ماند. خانم مگاواتى سوکارنوپوترى رئیس جمهورى وقت اندونزى براى مدت شش ماه در آچه حکومت نظامى اعلام کرد و در بیستم ماه مه، ارتش اندونزى با نادیده گرفتن همه قرارها، حملات خود را علیه ساکنان آچه آغاز کرد. به علاوه، دولت اندونزى هشدار داد که دیگر سازمان هاى فعال در امور کمک رسانى باید فعالیت خود را متوقف و هر چه سریع تر خاک اندونزى را ترک کنند.
واقعیت این است که اندونزى اگرچه بزرگترین جمعیت مسلمانان جهان را دارد، اما دولت اسلامى ندارد. رؤساى جمهورى اندونزى از سوهارتو تا سوسیلوبامبانگ با در نظر گرفتن همین تفکر، پیوسته سعى کرده اند تمامیت ارضى اندونزى را تثبیت کنند. آنها فقط یک بار بر سر تیمور شرقى با غرب معامله کردند؛ معامله اى که به سود اندونزى نبود، آما آچه آزاد ازآنجا که فاقد پشتوانه غربى است، به نظر نمى رسد که بتواند از حداقل حقوق یک خودمختارى برخوردار شود، زیرا اظهارات سوسیلوبامبانگ در خصوص اجراى کامل مفاد توافقنامه صلح مبنى بر اینکه جنبش آزاد آچه دیگر وجود خارجى نخواهد داشت، مؤید این واقعیت است. این در حالى است که ساکنان آچه از هم اکنون خود را در فضایى فارغ از جنگ و خونریزى احساس مى کنند. آنها نوید داده اند که این بار بر طبل صلح خواهند کوبید. با توجه به این مسائل آیا نمى توان گفت که جاکارتا به اهداف خود دست یافته است؟