علی مطهری از یادداشتش دفاع کرد. روز گذشته و پس از گذشت دو روز از انتشار یادداشت اعتراضی نماینده اصولگرای تهران در خصوص طرح شعارهای اعتراضی علیه سیدحسن خمینی که واکنش برخی از اصولگرایان و اعتراض طیف گستردهای از نمایندگان حامی دولت را به دنبال داشت، وی بار دیگر دست به قلم برد و با پاسخ به منتقدانش، از محتوای یادداشتش دفاع کرد؛ یادداشتی که ساعتی پس از اعتراض به سیدحسن خمینی در حرم نوشته بود و از همین رو تعدادی از نمایندگان حامی دولت در گفتوگو با خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) مراتب ناخشنودی خود را نشان داده بودند و از احضار مطهری به فراکسیون اصولگرایان و حتی اخراج او سخن به میان آوردند. البته این نمایندگان و طیفی از اصولگرایان با این استدلال به علی مطهری اعتراض کردند که وی علاوه بر رئیسجمهور به مقامات عالی کشور نیز توهین کرده است. از سویی حمید رسایی گفت: «اگر به احترام نام پدر وی سکوت میکنند اما در زمان مناسب ثابت کرده و نشان خواهند داد که علی مطهری صلاحیت حضور در چنین جایگاهی را ندارد.» و محمدجواد ابطحی از دیگر سو تاکید کرد: «تمام سخنان مطهری به نوعی توهین علیه رهبری نظام محسوب شده و این مساله اثباتکننده تشکیک مطهری در مساله ولایت فقیه است.»
در چنین شرایطی بود که علی مطهری دست به نگارش یادداشت تازهای زد و در نخستین واکنش به اعتراضها یادداشت تازهاش را با این مضمون به «تابناک» همان سایتی که نخستین نوشتهاش را به آن فرستاده بود، ارسال کرد: «نظر به اینکه برخی افراد از روی حسن نیت و برخی از روی شیطنت، قسمت پایانی یادداشت مورخ 15/3/89 اینجانب در پایگاه اطلاعرسانی «تابناک» را تعریض به مقام معظم رهبری تلقی نمودند لازم است توضیحی ارائه کنم. در پایان آن یادداشت آمده بود: «آقایانی که اصرار به شبیهسازی حوادث امروز با حوادث صدر اسلام دارند آیا صحیح میدانند که آنها و دار و دستهشان را به سپاه عمر سعد و ابنزیاد تشبیه کنیم که در روز عاشورا با ایجاد سر و صدا اجازه نمیدادند نوه پیامبر(ص) سخن بگوید؟» منظور من از کلمه «آقایان» کسانی است که در یک سال گذشته از اصل کلی بیانشده و توسط رهبر گرانقدر انقلاب سوءاستفاده کرده و میکنند و با فرصتطلبی و تطبیق آن اصل کلی بر مصادیق دلخواه خود، درصدد حذف همه رقبا و مخالفان خود از صحنه انقلاب هستند. آن اصل کلی مورد نظر رهبر انقلاب اسلامی این است: همانطور که در صدر اسلام افرادی مانند طلحه و زبیر با سوابق درخشان خدمت به اسلام، از صراط مستقیم خارج شدند و رو در روی امام برحق قرار گرفتند امروز نیز امکان چنین چیزی وجود دارد. این مطلب را شهید آیتالله مطهری به بیان دیگری 40 سال پیش در کتاب جاذبه و دافعه علی علیهالسلام ذکر کردهاند و آن این است که یکی از مشخصات شیعه اصولگرایی آن است و صحابی پیغمبر بودن، ملاک بر حق بودن نیست. شخصیتها را باید با حق ارزیابی کرد و شناخت نه حق را با شخصیتها.
و اساساً این منطق بیش از هزار سال در بحث معروف «عدالت صحابه» در کلام شیعه بیان شده است. این اصل کی حرف درستی است و کسی نمیتواند منکر آن باشد و البته صرف مطرح شدن بحث توسط ایشان در این زمان نشان میدهد که برای آن در زمان ما مصداق یا مصداقهایی وجود دارد. اما شاهد بودهایم که در یک سال گذشته یک باند با تمسک به این اصل کلی بر آن بوده است افراد صالحی را که نقش موثری در فتنه اخیر نداشتهاند به صرف اینکه منتقد آنها بودهاند از صحنه انقلاب خارج کند و البته به خاطر آگاهیبخشی و روشنگریهای امثال این بنده هنوز نتوانسته است و نخواهد توانست. به تعبیر استاد مطهری انقلاب فرزندخور نیست، غفلت ماست که باعث میشود انقلابیون راستین به حاشیه رانده شوند. پس روشن است که مقصود تعریض به رهبری نبوده است. این گروه که درصدد مصادره انقلاب برای خود و حذف فرزندان راستین انقلاب اسلامی است و میانگین سنی آنها هم از 30 سال تجوز نمیکند باید آرزوی قطع پیوند میان ما خانواده شهید آیتالله مطهری با رهبر انقلاب را به گور ببرد.
رهبر عزیز انقلاب، ما را از دوران کودکی میشناسند و یک بار جملهای به این مضمون فرمودند که «یکی از بختهای آقای مطهری این است که فرزندان ایشان در جمعآوری و حفظ اصالت و نشر آثار ایشان اینقدر جدی هستند». گرچه سخن من اساساً متوجه ایشان نبود اما این کاسههای داغتر از آش باید بدانند که خود رهبر گرانقدرمان از انتقاد استقبال میکنند و از افراد متملق و چاپلوس بیزارند و افراد حر و آزاده را قدر میشناسند. گواه آن، گذشته از سیره و رفتار ایشان در جلسات خصوصی، برخوردی است که در سال گذشته با یک دانشجوی منتقد داشتند. این همان سیره مولای ایشان امیرالمومنین علی علیهالسلام است که خطاب به مردم میفرماید: وظیفه شماست که از من در خفا و آشکار انتقاد کنید. در اینجا ذکر چند نکته دیگر در مورد یادداشت اخیر لازم است:
1ـ آنچه در حرم امام رخ داد قطعاً ضد انقلاب را خوشحال کرد و از جمله سازمان منافقین با خوشحالی وصفناشدنی این اتفاق را «نشاندهنده اختلاف عمیق میان باندهای حکومتی» خواند. کسانی که خود را «بصیر» مینامند چگونه همراه با دشمنترین دشمنان انقلاب چنین به وجد آمده و این بار شادی دشمن را دلیل نادرستی عمل خود نمیدانند؟
2ـ من با حجتالسلام سیدحسن خمینی در گرایشات سیاسی و فکری اختلافات بسیاری دارم ولی در عین حال با برخوردی که با او صورت گرفت سخت مخالفم. اینکه جمعیتی از نیروهای حزبالله به عملکرد سیدحسن به دلیل اموری مانند شرکت در محافل خصوصی سران معترضان اعتراض داشته باشند طبیعی و بحق است اما اگر بنا بود این اعتراض به طور طبیعی صورت گیرد، با توجه به حرمت مکان و حضور 200 خبرنگار خارجی، این عمل حداکثر در دو سه دقیقه در ابتدا یا انتهای صحبت تمام میشد یا با نمایش پلاکارد انجام میشد. اما اینکه اعتراض به نحو «رو کم کنی» انجام شود و آنقدر اعتراض را ادامه دهند تا سخنران تریبون را ترک کند و بعد سوت کف بزنند و سپس پیامک پیروزی برای هم بفرستند، این قطعاً برنامهریزی شده است. یک حزباللهی واقعی عاشق امام به چند شعار قناعت میکند و قطعاً به مستاصل کردن نوه امام در مقابل صدها خبرنگار و در جایی که روح امام حاضر است راضی نمیشود.
3ـ دم خروس میزان اطاعت از رهبری را در همین یکی دو روز میتوان در برخی رسانههایی که خود را «رسانههای افشاگر فتنه» مینامند دید. هنوز 48 ساعت از توصیه اکید رهبر بزرگوار بر رعایت اخلاق و انصاف در برخورد با منتقدان نگذشته بود که به جای نقد سخن، صدها ناسزا و تمسخر را نثار منتقدان کردند. این رسانههای بصیر! که اخیراً جایزه هم گرفتند سزاوار بود جایزه آنها به جای «جایزه به افشاگران فتنه»، «جایزه مرگ اخلاق در رسانه» نام میگرفت. آری، اگر بصیرت آن چیزی که امثال آیات عظامی چون حضرات صافی گلپایگانی، وحید خراسانی، شبیری زنجانی، جوادی آملی، امینی، استادی و مظاهری ندارند ولی امثال رسایی و روانبخش و کوچکزاده دارند من از نظر بصیرت کور مادرزاد به دنیا آمدهام و شفایافتنی هم نیستم و مرگ را بر چنین بصیرتی ترجیح میدهم.»