تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۸:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۶۰۸
مقدمه: سیاست خارجی دولت نهم به‌عنوان سیاست خارجی تهاجمی و فعال شناخته می‌شود، نکته‌ای که شاید در قیاس با مواضع منفعلانه سیاست خارجی ایران در دوره‌های قبل، باعث تمایز این دوره‌ها از یکدیگر شده است. با این حال، برخی نسبت به تحولات سیاست خارجی ایران در دوره دولت دهم، ابراز عقیده کرده‌اند که این سیاست‌ها در دولت نهم و دهم با وجود ثابت ماندن رئیس دولت و رئیس دستگاه سیاست خارجی، تفاوت‌هایی داشته است. در این‌باره با رضا طلایی نیک، معاون امور قوای مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس هفتم و کارشناس مسائل سیاسی و بین‌المللی، گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

*آقای طلایی نیک به‌عنوان نخستین سئوال بگویید اصول سیاست خارجی ایران بر چه مبنایی استوار است؟
**سه اصل عزت، حکمت و مصلحت، مبنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است که در ادامه راهبرد بنیادی سیاست نه شرقی، نه غربی و اتخاذ رویکرد مستقل و مبتنی بر حق‌مداری و حمایت از ملت‌ها و مستضعفین، در قانون اساسی منظور شده است. ایران در رویکرد حق‌مداری و عدم وابستگی به قدرت‌ها و صیانت از حقوق ملت‌ها توأم با دفاع از منافع ملی در محیط بین‌المللی از شاخص‌ترین کشورهای جهان است.
الگوگیری از سیاست خارجی ایران در سه دهه گذشته و به‌ویژه 10 سال اخیر در تعداد قابل توجهی از کشورهای در حال توسعه قابل مشاهده است، به‌گونه‌ای که برخی از کشورها در خاورمیانه، آسیای جنوب شرقی، آسیای میانه، آفریقا و آمریکای لاتین، در الگوگیری از سیاست خارجی ایران قدم‌های شفاف و چشم‌گیری برداشته است.
ایران با ظرفیت‌سازی در مدیریت هزینه‌های سیاست خارجی مبتنی بر استقلال و حق‌مداری و مقاومت در برابر نظام سلطه، تجارب ارزشمندی طی سه دهه گذشته کسب کرده است که علاوه‌بر پرورش دیپلمات‌های متکی به اصول ارزشی در سیاست خارجی، در فرآیندهای دیپلماتیک و راهبردهای روابط بین‌الملل و به‌ویژه دیپلماسی عمومی، دستاوردهای نظام در بین کشورهای جهان به‌رغم برخی تنگناها و فرازونشیب‌ها، بسیار برجسته است.
*دولت نهم بر چه مبنایی سیاست خارجی خود را مستقر کرده بود؟
**خروج از برخی انفعال‌ها در سیاست خارجی و تحرک در دیپلماسی عمومی توأم با توسعه مناسبات در برخی از حوزه‌های جهان، برنامه‌های اصلی دولت نهم بود که با نتایج نافرجام از مماشات در موضوع هسته‌ای و شکسته شدن تعلیق در اواخر دولت هشتم، دولت نهم رویکرد خروج از انفعال در سیاست خارجی را سرعت و قوت داد و از سوی دیگر، هم‌زمانی رویکرد جدید دولت نهم در سیاست خارجی، با تشدید ناکامی‌های آمریکا و غرب در منطقه به پیشبرد برنامه‌های نظام کمک کرد، به‌گونه‌ای که تلاش آقای احمدی‌نژاد برای تحرک در دیپلماسی عمومی به موازات تزلزل موقعیت آمریکا و رژیم‌صهیونیستی و غرب، ناکامی‌های پیاپی آن‌ها در جنگ 33 روزه لبنان و 22 روزه حماس و نیز اشغال عراق و افغانستان، گرایش ملت‌ها و زمینه ابتکار عمل برای ایران در منطقه و محیط بین‌المللی را افزایش داد.
دولت نهم به‌رغم برخی ضعف‌ها در دیپلماسی حرفه‌ای، با موفقیت‌های چشمگیر در دیپلماسی عمومی، خروج از انفعال در سیاست خارجی را دنبال کرد. البته با تقویت دیپلماسی حرفه‌ای و تدابیر دیپلماتیک منسجم‌تر، امکان موفقیت‌های بیشتر در سیاست خارجی دولت نهم میسر بود. برخی فرازونشیب‌های داخلی در سازماندهی مدیریت دیپلماسی هسته‌ای و پیشبرد سیاست خارجی و ورود ابهامات، میزان موفقیت‌های دولت نهم در سیاست خارجی را تا حدودی محدود کرد.
هدایت‌های کلی رهبر انقلاب و تلاش گسترده دستگاه دیپلماسی و تیم مدیریت دیپلماسی هسته‌ای با حمایت‌های رئیس‌جمهوری، مجلس و پشتوانه مردمی، دستاوردهای قابل ملاحظه‌ای به‌ویژه در صیانت از حقوق هسته‌ای و منفعل کردن جبهه مخالفین ایران در منطقه، به دنبال داشت.
*آیا شما بین سیاست خارجی دولت نهم و دهم تفاوتی قائل هستید؟
**دولت دهم همانند امور داخلی در سیاست خارجی نیز مجرب‌تر و موفق‌تر از دولت نهم ظاهر شده است. به عبارتی دیگر، برخی آزمون و خطاها در اوایل دولت نهم با تلاش‌ها و تداوم آن دوره موجب کارآمدتر کردن دولت دهم در سیاست خارجی شده است. به‌گونه‌ای که به‌رغم تشدید فشارها و بهانه‌جویی‌های دشمنان نظام و کشور از فتنه‌های داخلی، تحرک دولت در سیاست خارجی و ابتکارات دیپلماتیک به لحاظ کمی و کیفی بهبود یافته است.
البته هماهنگ‌تر شدن روند امور داخلی با آهنگ سیاست خارجی از الزامات موفقیت در عرصه بین‌المللی است که باید با هوشمندی جامع‌تر برای پیشبرد سیاست خارجی در عرصه داخلی تدابیر کارآمدتری اتخاذ شود.
*آیا دولت می‌تواند از خطوط قرمز سیاست خارجی عبور یا تغییراتی در آن ایجاد کند؟
**به‌رغم نزدیک شدن در برخی موارد محدود به خطوط قرمز، دولت از اصول و سیاست‌های کلی نظام در سیاست خارجی عبور نکرده است. طبق اصل 110 قانون اساسی، رهبر انقلاب تعیین‌کننده سیاست‌های نظام و از جمله سیاست خارجی هستند. دولت به‌رغم برخی سلایق نوسانی در گفتمان سیاست خارجی، از سیاست‌های کلی و تدابیر رهبر انقلاب و خطوط قرمز نظام عبور نکرده است.
*رئیس‌جمهوری برخی افراد را به‌عنوان نمایندگان ویژه خود منصوب کرده‌اند، آیا این اقدام در چهارچوب دیپلماسی است؟
**سازماندهی دستگاه دیپلماسی کشور از عوامل موفقیت در سیاست خارجی است که البته استفاده از روش‌هایی مانند تعیین نماینده از مسئولان خارج از دستگاه دیپلماسی کشور، عمدتا برای دیپلماسی عمومی است.
ایران در مقایسه با بسیاری از کشورهای در حال توسعه، از ظرفیت‌های بالقوه بسیار بالا برای دیپلماسی عمومی برخوردار است که به‌رغم موفقیت‌های نسبی دولت و به‌ویژه رئیس‌جمهوری در عرصه دیپلماسی عمومی، هنوز الگوی راهبردی و جامع برای به‌کارگیری همه استعدادها و ظرفیت‌های ملی و فراملی در دیپلماسی عمومی مهیا نشده است.
با اتکا به آموزه‌های دینی و تمدن ایرانی - اسلامی و ظرفیت‌های فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی و زمینه‌های مستعد بین ملت‌ها، ایران امکان دیپلماسی عمومی گسترده و عمیق‌تر را دارد که تعیین نمایندگان رئیس‌جمهوری و دولت برای عرصه‌های خارجی در دیپلماسی عمومی، مشروط به کارکرد منسجم دستگاه دیپلماسی، مفید خواهد بود.
*پیش‌بینی شما از ادامه مسیر سیاست خارجی ایران در سال جاری چیست؟
**قطعنامه 1929 برای نجات سیاست خارجی آمریکا، غرب و رژیم‌صهیونیستی در برابر ایران و تزلزل نظام سلطه در منطقه، هدف‌گذاری شده است که ایستادگی مدبرانه و شجاعانه بر مبنای تدابیر رهبری از اولویت‌های دولت در عرصه ملی در شرایط کنونی است.
ایران با عبور موفقیت‌آمیز و کم‌هزینه از چالش‌ها و فشار‌های خارجی، به اهداف چشم‌انداز ایران 1404 در تثبیت موقعیت برتر منطقه‌ای و الهام‌بخشی در جهان اسلام و تعامل سازنده بین‌المللی، نزدیک خواهد شد، چنان‌که صلح ثبات و امنیت منطقه با موفقیت‌های ایران در عرصه فراملی از دستاوردهای سیاست خارجی و ایستادگی مدبرانه و شجاعانه در چالش‌های کنونی و چند ماه آینده خواهد بود.