پیام نخست، اشارتی است به محضر شریفِ عامهی هموطنان تا با کسب هوشیاریِ روزافزون و شناخت و رصد ِ آنچه که برای دشمن اهمیتِ حیاتی دارد، جایگاهِ فعلیِ کسب شده در جهان را به خوبی موقعیت شناسی نموده و در حمایت از نظام مقدس و دولت محترم جمهوری اسلامی در تمامی زمینهها (شغلی، تحصیلی، تبلیغی، و...) مستقیماً در همان جبههای بکوشند که دشمنان ایران دقیقاً درهمان جبهه حساساند و نقطهی ضعف دارند.
پیامِ دومِ این مقاله به اصحابِ رسانه های کشور ، به ویژه افسران جنگ نرم آن است که با شناساییِ دقیقِ اصلیترین محورهای عملیاتی، بیشترین توانِ خود را صرفِ صحیحترین مسیر در جبهه های جنگ رسانه ای و فرهنگی نمایند و این مهم، میسر نمیشود مگر این که با رصدِ رسانههای دشمن (خاکریزِ دشمن) تحرکات وی را شناسایی کرده و در همان جهت نسبت به مدافعه و اجرای پادتک عمل شود.
البته با این توضیحِ اضافه که در این باره میبایست با کسب هوشیاری مضاعف، پیوسته مراقب بود که تحرکات اصلی و فرعی دشمن شناسایی شود تا مبادا نوع و ناحیهی میدان جنگ و محورهای عملیاتی ِ آن دایماً از سوی دشمن تعریف شود. چرا که در چنین وضعیتی کلیات معرکهی نبرد رسانهای همیشه با تعاریف مورد نظر آنان طراحی خواهد شد. اشارتِ دیگرِ این متن برای اهالی رسانه آن است که تکنیک ها و تاکتیکهای رسانهای غربیان همچون بسیاری از دیگر فناوری ها و مهارتهای آنان، نکات آموزندهای دارد که میبایست با مهندسیِ معکوس، این تکنیکها را به نفع جبههی حق از ایشان غنیمت گرفت.
در اینباره هر چند پیش از این با مدیران محترم سه سایت موفقِ خبریِ کشور، گفتوگوهایی حضوری انجام شده است و یکی از این سه سایتِ وزین، با توجه به محدودیت ها و توان منابع موجود تا حدودی در ایجاد تحولات ِ مورد نظر توفیقاتِ نسبی داشته است اما هنور هم نسبت به آن چه که میشود انجام داد و آن چه که در حالِ انجام است، خواستهها، گلایهها و گفتههای فراوانی هست که ان شاا... اگر عمری باقی باشد در آینده مفصلتر و در قالب سلسله مقالاتی، نظرات و راهکارهای پیشنهادی، تقدیمِ نظر محضر شریف رسانههای ولایتمدار، و جامعهی شریفِ رزمندگان و افسرانِ جنگ نرم خواهد گردید.
پیام سومِ این مقاله (که موجب شد تا نگارنده دست به قلم بَرَد) خطابی است خاص و ویژه به محضرِ معدودی از بزرگان و مسئولانِ نظام که پیش از این و در نشست حضوری با ایشان، مطالبی ویژه در همین خصوص به محضر این بزرگواران تقدیم گردیده و متنِ حاضر به طور تلویحی و گذرا اشاره به همان مطالبی دارد که به طور شفاهی و مکتوب، مستقیماً به حضور ایشان عرض گردیده و از سوی این عزیزان همچنان در دست بررسی است.
نشریهی لس آنجلس تایمز که از رسانههای سردمدارِ عداوت با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران میباشد همچون دیگر رسانههای غربی و آمریکایی با یک خط سیر فزاینده و رشد لگاریتمی هر روز بیش از روز قبل به موضوع هستهای ایران میپردازد و در هر شمارهی خود با محوریتِ موضوعِ هستهای، مقالاتی متعدد در خصوصِ رشد صنایع نظامیِ ایران، و تاثیر یا عدم تاثیر تحریمها بر ایران نشر میکند.
برای نمونه روز پنج شنبهی همین هفته (4/06/1389)در صفحهی نخستِ بخش ایران، تیتر پنج مقالهی اولِ لسآنجلس تایمز (تصویر زیر) به این ترتیب بوده است:
- ایران از یک بمب افکن بدون سرنشین پرده برداری می کند.
-ایران برای راهاندازی راکتور بوشهر، سوخت را بارگذاری می کند
- تجارت آلمان با ایران برای فعالیت خود
-شکست اروپا و آمریکا در منزوی کردن ایران
-آیامی خواهید در مورد سیاست هسته ای ایران و یا جنبش سبز مباحثه کنید؟ پس به طرفدارانِ لس آنجلس تایمز در فیس بوک بپیوندید.
بسیار جالب توجه است که در همین چیدمان ِ پنج گانه، کل ِ ساختارِ موضوعیِ تفکراتِ امروزِ غرب بر ملا میشود:
نگرانیهای لس آنجلس تایمز (به نمایندگی از غرب)= رشد هسته ای ایران + رشد نظامی ایران+ ناکارآمدی تحریمها
راهکار لس آنجلس تایمز (به نمایندگی از غرب): استمداد نومیدانه از میتههای سبز
مشاهده میگردد که یأس و نومیدی تا آن اندازه بر اردوگاهِ غرب سایه افکنده است که هنوز هم در تخیلات خویش دست به دامنِ اوهامِ سبز می گردند و تلاش میکنند تا از درون صفحات نشریاتِ معلومالحالِ خود، گروهِ از هم پاشیدهی سبز را گرد هم آورند تا مگر در مقابل توفانِ توفندهی موفقیتهای ایران، اینگونه بر خاکستر مردهی خرداد 88 بدمند.
در مجال این مقاله نمیگنجد که تمامی بخش ها و زیرصفحاتِ این روزنامه در خصوص ایران (در همین تاریخ) واکاوی و تقدیم نظر گردد. اما کافی است بدانید که در رابطه با ایران، تقریبا تمامی مقالات لس آن جلس تایمز ( و به تبعِ آن دیگر رسانه های بلوکِ غرب ) صرفاً پیرامون چهار مطلب دور میزند:
(پیروزی هستهای – رشد نظامی – شکست تحریمها – استمداد از سبزها)
اشارهی اصلیِ نگارنده در مقالهی حاضر به یکی از زیر صفحاتِ لس آنجلس تایمز است که در آن سه تَب برگ جداگانه در خصوصِ موضوعِ هسته ای ِ ایران طراحی گردیده و با عنوانِ "چشمها به سوی ایران – توجه بین المللی بر برنامه هسته ای تهران" ارایه شده است.
خاطرنشان میگردد که در این میان، مقصود نهاییِ نگارنده ، بحث و بررسی در خصوصِ تب برگِ سوم می باشد.
تَب برگِ نخست با ارایهی نقشهی سایتهای هستهای کشور و تصویر دکتر احمدی نژاد در کنار سانتریفیوژها به کلیات موضوع پرداخته است.
تب برگ دوم با ارایهی نمودارهایی گویا به مقایسهی حجمِ ذخایر هسته ای کشورهای دارندهی این منبع میپردازد.
تب برگِ سوم که انگیزهی اصلی برای نگارشِ این متن گردید، نرم افزارِ طراحی شده ای است که در بسترِ زمان، عملکردهای ایران را در پیشبردِ برنامه ی هسته ایِ خود در قالب یک فلشِ ساده اما زیبا و کارآمد ارایه نموده است. این نرم افزارِ فلَش که به بررسیِ عملکردهای ایران از فوریهی 2003 تا کنون پرداخته است. به وسیله ی دو پیکان ِ پس و پیش بَرنده (در تصویر زیر با دو دایره ی قرمز متمایز شده اند ) محتوایِ نرم افزار را به سوی آینده و گذشته هدایت می کند و در نوزده ایستگاهِ زمانی، نوزده عملکرد پایهای را - به مثابه مؤثرترین گام هایی که قدم به قدم ایران را به سوی دستیابی به سوی پیروزی سوق دادند – تبیین و ارایه نموده است.
برای کلیهی این مراحل نیز تصاویری متناسب و مرتبط تهیه شده که با هر بار کلیک کردن بر پیکانِ سمت راست، محورِ زمانی ِ نرم افزار که در پایینِ تصاویر قرار دارد، پُرتر میشود و روی تاریخ مورد نظر توقف میکند (تصویر زیر):
در همین حال به طور همزمان، شرحِ مطلبِ و تصویر مرتبط نیز عوض میشود و بدین ترتیب خواننده قدم به قدم در یک مطالعهی اجمالی و شفاف، به آسانی کل وقایع، کنش و واکنشها و اقدامات دولتِ پیروزِ ایران را در پیشبردِ موفقیت آمیز این پروژه مطالعه میکند.
نکتهی اول برای مردم: وجود این نرم افزارِ تحقیقاتیِ به ظاهر ساده در یکی از زیرصفحاتِ یکی از نشریاتِ یکی از کشورهای غربی بیانگر چیست ؟
چنان چه در این باره اندکی تأمل گردد به سادگی می توان دریافت که میزان دقت دشمن در رصدِ این موضوع ( آن هم در سطح یک نشریه و یک رسانه از صدها رسانه ی او) بیانگرِ میزانِ اهمیتی است که بعضاً ممکن است ما مردمِ ایران در سطحِ جامعه ی خود، تا این اندازه به آن اهمیت ندهیم و خدای ناکرده از آن غافل شویم.
نکتهی دوم برای رسانه ها و افسران جنگ نرم: این نکته در قالب یک پرسش، تقدیمِ نظر این عزیزان میگردد: "کدام یک از رسانههای خودیِ ما تا به امروز که پنج شنبه مورخ چهارم شهریور 1389 است هنوز هم همین گونه گرم و پرحرارت (مانند لس آنجلس تایمز) به موضوع هسته ای ِ ایرانِ بزرگ میپردازد؟" ( تا چه رسد به این که یک چنین نرم افزار تحقیقیای در خصوصِ آن طراحی و به طور رایگان ارایه کند).
و اما نکتهی سوم ویژهی تعداد معدودی از مسئولان محترم نظام مقدس جمهوری اسلامی (عزیزانی همچون دکتر الهام، دکتر جلیلی و دیگر بزرگواران . . .) و در رابطه با مطالبی است که قبلاً به طور شفاهی و مکتوب به ایشان عرضه گردیده است.
نکتهی خاص در این زمینه آن است که در تب برگِ سوم هنگامی که به آخرین مرحلهی زمان بندی نرم افزار میرسیم محورِ زمانیِ این برنامه -که در پایینِ نرم افزار واقع است- صرفاً تا سال 2010 ( زمان حاضر ) به پیش می رود و نرم افزار به گونه ای طراحی شده که جلوتر از زمان حاضر ، متنی در آن طراحی نشده است.
لذا چنان چه بر روی پیکانِ جلوبرنده ( پیکانِ سمت راست ) کلیک فرمایید از زمانِ حال یعنی 21 آگوست 2010 جلوتر نخواهید رفت و در نرم افزارِ مربوطه نیز هیچ مطلبی برای آن طراحی و یا نوشته نشده است. در واقع این نرم افزار در نقطه ای به پایان می رسد که تصویرِ نیروگاه با یک کادر نقطه چین گرداگردِ مرکز اصلی سایت نیروگاه نشان داده شده و محورِ زمانیِ آن نیز تا انتها پر شده است (تصویر زیر):
این در حالی است که محورِ زمان بندیِ نرم افزار تا پس از سال 2010 نیز امتداد یافته و خط پایانِ این محور ( در اصطلاحِ مدیریتِ پروژه : Dead Line Of Project ) به سال 2012 ختم شده است.
نکتهی قابل اشاره در این باره آن است که حتی یک نشریه ی غربی هم در رصدِ برنامه ی هسته ای ایران آن قدر جدیت و برنامه ریزی دارد که بدین منظور تا سال 2012 را برنامه ریزی نموده و جهتِ گزارش ِ شرایطِ آن زمان نیز از هم اینک برنامه ریزی و زمان بندی مدون دارد.
این امر به مسئولان محترم نظام یادآوری می کند در جایی که یک نشریهی غربی تا این حد نسبت به موضوع هسته ای ایران دقت و حساسیت دارد پس به طریق اولی مسئولان نظام می بایست بیش از پیش خود را آماده ی روزهای آینده نموده و پیش بینی ها و برنامه های زیربنایی ِ آینده را به قدر کفایت ، مستحکم پی ریزی نموده و به انجام رسانند.
در پایان جا دارد اشاره ای نیز به مظلومیتِ دولتِ فعلی شود . چرا که اگر چنین موفقیتی در هر دولت دیگری صورت میگرفت رسانه های کشور شب ها و روزها به آن می پرداختند و به قول افسانههای قدیمی هفت روز و هفت شب جشن میگرفتند. اما در زمانِ دولتِ جهادگرِ فعلی دریغ از یک ریسه چراغانی ، دریغ از یک تک بوق از ماشین ها ، دریغ . . . دریغ . . امید است که این کملطفیها سهوی بوده باشد و در پایانِ شهریور که ان شاءا... راه اندازیِ نهایی نیروگاه خواهد بود این کم کاری از سوی مردم و مسئولان جبران گردد و همان گونه شود که رسانه هایی همچون وال استریت ژورنال انتظار داشتند و نوشتند که: "ایران یک پارچه جشن و شادی و هورا خواهد شد".
همه میدانیم که ملتِ شریفِ ایران به سبب تواضع و مناعت طبعی که دارند موضوعات کلان را میانی ، موضوعات میانی را خُرد و موضوعاتِ خرد را هیچ میانگارند. اما با این وجود به نظر می رسد که ایجاد یک فضای تبلیغاتی متناسب با شأنِ این پیروزی ، به رویش امید و افزایش روحیه ی ملل مسلمان و مظلوم جهان کمک خواهد کرد. در این راستا ، برگزاری جشن ها و پایکوبی های ملی یک عملیات مؤثر تبلیغاتی خواهد بود که به منظور روحیه بخشیدن به ملت های مسلمان و مظلومان گیتی می توان آن را تکلیف انسانی ، اجتماعی و ملی دانست.
نگارنده بر این باور است که پیوستنِ نیروگاه بوشهر به شبکه ی سراسریِ برق ایران کم از آزادی خرمشهر و یا بازگشت اسرا به دامانِ میهن نیست و دست کم می توان گفت که این واقعه ظرفیتِ همان اندازه شادمانی را دارد.
امیدواریم در پایان ِشهریورِ امسال و در روز راه اندازیِ نهاییِ نیروگاه بوشهر ، حال و هوای خیابان ها همچون همان روزها شود و چشم رسانه های دوست و دشمن از تصاویر نورافشانی، شادی و پایکوبی ایرانیان پر گردد . باید که نور چراغ های وسایط نقلیه ی ایرانیان همگام با نور تولیدی نیروگاهِ عزیزِ بوشهر ، در خیابان های ایران و در صفحات رسانه های عالم درخشیدن گیرد . این نیروگاه در عرصه ی جهاد علمی، "خرمشهرِ آزاد شده"ی دیگری است که چشم و چراغِ شبکه سراسری برق ایران خواهد گردید.
عالمیان باید این "سوسوی مبارک" و زیبنده و "نور یگانگی ملت ایران" را ببینند و به یاد بسپارند.
و سلام بر اهالی تحقیق