تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۷۸۳
نقدی بر مصوبه تشکیلاتی جبهه مشارکت در مورد زنان

 محمدجواد روح
تجربه سهمیه دادن به زنان در جبهه مشارکت، دستاورد چندان مثبتی دربرنداشته است. گرچه هنوز این اقدام مدافعانی جدی درون این حزب اصلاح طلب دارد و حتی به عنوان «اقدامی مترقی» از آن دفاع می شود، اما دستاوردها و برون داد این مصوبه چه از نظر کمی و چه کیفی چندان نبوده که بتوان آن را بری از نقد و انتقاد دانست.البته موقعیت زنان درون جبهه مشارکت نسبت به سایر احزاب (فارغ از گرایش های سیاسی) بهتر است. اما به نظر نمی رسد، این وضعیت متفاوت ارتباط چندانی با مصوبه ۳۰درصدی داشته باشد. در واقع، این تفاوت میان جبهه مشارکت با سایر احزاب سیاسی به نوعی ذاتی این تشکل سیاسی است و از بافت اولیه این حزب که برآمده از مشارکت گسترده زنان و جوانان در جریان دوم خرداد بود، نشأت می گیرد.
به عبارت روشن تر، همان طور که جبهه مشارکت به نسبت دیگر احزاب سیاسی توان بیشتری در جذب جوانان به ویژه در سال های نخست اصلاحات از خود نشان داد، این قابلیت را به طور ذاتی در حوزه زنان نیز داشته است. مسئله ای که به نظر می رسد موجب نگرانی سران جبهه مشارکت و به ویژه زنان عضو این حزب شده، از بین رفتن توان جذب نیروهای مشتاق و علاقه مند است که در سال های نخست پس از اصلاحات وجود داشت و پس از آن، فرو کاست. تصویب مصوبه سهمیه ۳۰درصدی برای زنان در حضور در ارکان جبهه مشارکت در همین شرایط صورت گرفت. یعنی زمانی که دیگر اشتیاق چندانی برای فعالیت سیاسی ذیل گفتمان اصلاحات در بدنه جامعه وجود نداشت و به طور طبیعی، جبهه مشارکت و نیز زنان را دربرگرفت. البته طبیعی است که در شرایط خاصی چون انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، پتانسیل جذب نیرو از سوی احزابی چون جبهه مشارکت افزایش می یابد و باز هم به طور طبیعی، بخشی از این جذب متوجه زنان می شود. اما باز هم این مسئله ربطی به مصوبه ۳۰درصدی ندارد و به نظر می رسد مسئله در سطحی کلان تر و در پاسخ این سئوال باید پاسخ یابد که «چرا اصلاحات جذابیت خود در جامعه را از دست داده است؟» نکته دیگر آنکه، از لحاظ کیفی هم مصوبه ۳۰درصدی عملاً به ضرر زنان عمل می کند.
در توضیح این مسئله باید گفت که مصوبه ۳۰درصدی عملاً نوعی تبعیض مثبت به سود زنان است. تبعیضی که طبق آن زنان به صرف «زن بودن» از سهمیه و حقی تعیین شده برای حضور در ارکان جبهه مشارکت برخوردارند که این سهمیه برای مردان موجود نیست. طبق تعریف مدافعان مصوبه، این تبعیض مثبت جایگزین تبعیض تاریخی- اجتماعی می شود که در طول تاریخ متوجه زنان بوده است. تبعیضی که در جامعه سنتی- مذهبی ایران بیشتر و در حوزه سیاست عمیق تر بوده است. اما به نظر می رسد نتیجه این تبعیض مثبت نه رفع که تعمیق آن باشد. چرا که با وجود چنین مصوبه ای عملاً زنان با صلاحیت، تجربه و دانش سیاسی کمتری در ارکان مختلف حزب در کنار مردان می نشینند و در نتیجه گرچه در ظاهر جایگاه و رتبه ای همسان با آنها را دارند، اما در جریان تصمیم گیری ها، بحث ها و تحلیل ها دستی پایین تر را خواهند داشت. در واقع زنان در قالب چنین ساختاری نه عناصری تعیین کننده که تابع و پیرو مردانی هستند که با داشتن سطح بالاتری از دانش و تجربه سیاسی تصمیم گیرندگان اصلی در ارکان مختلف حزب هستند. همچنان که اگر تعدادی از زنان در جبهه مشارکت صاحب موقعیت و تاثیر گذاری هستند، نه از برکت مصوبه۳۰درصدی که بر مبنای توانایی ها و دانش شخص خود آنها است. این افراد چه قبل از تصویب این مصوبه و چه پس از آن در جبهه مشارکت صاحب وزن و اعتبار بود ه اند و با تداوم یا الغای این مصوبه هم جایگاهشان تغییری نمی کند.این بحث البته جای پرداختن بیشتر و نقد و گفت وگوی مدام درون حزبی و برون حزبی توسط اعضا، همفکران و منتقدان جبهه مشارکت و کارشناسان مسائل زنان دارد، اما فارغ از این بحث ها می توان جمله نخستین این یادداشت را تکرار کرد که «تجربه سهمیه دادن به زنان در جبهه مشارکت دستاورد چندان مثبتی دربرنداشته است.»