تاریخ انتشار : ۰۱ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۷۹۲

سیدمختار موسوی
دشمنان قسم‌خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی، از تشدید بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه اسلامی ایران، و بی‌تفاوتی یا کم‌توجهی قوای سه‌گانه؛ از جمله قوه‌مجریه نسبت به این مهم و کم‌اهمیت تلقی نمودن راهپیمایی‌های خودجوش میلیونی مردم علیه بی‌حجابی و سکوت دولتمردان، داستانها می‌سازند و سناریوها می‌نویسند و نقشه‌ها می‌کشند و زهی امیدوار می‌شوند. و این تسامح و تساهل و کم‌لطفی و بی‌مهری و بی‌میلی مسئولین، به خواسته اکثریت قریب به اتفاق جامعه، که دولتمردان را به کار مضاعف و همت مضاعف در امر سلامت اخلاقی و فرهنگی و ارتقاء معنویت در جامعه و ریشه‌کن نمودن بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه فراخوانده‌اند را؛ چراغ سبزی به سکولاریسم تلقی می‌کنند.
سکولاریسم می‌گوید: عیسی به دین خود، موسی به دین خود. مبلغین سکولاریسم معتقدند که، حجاب و عفاف، نماز و روزه، امر به معروف و نهی از منکر، جهاد، و سایر فرایض دینی و عبادی، از جمله اموری است که در حیطه شخصی و خصوصی افراد قرار دارد، و دولت یا حکومت حق دخالت و تجسّس در این امور را ندارد.
سکولاریسم که مدعی جدایی دین از سیاست و نافی جامعیت دین و اقتدار حکومت دینی است و مطلقاً، دین و حکومت دینی و یا قانون‌های اقتباس شده از دین را، در امر اداره جامعه و تشکیل دولت و حکومت‌داری عاجز و ناتوان می‌داند، بر این باور است که، دولتها حق دخالت و اظهارنظر و امر و نهی کردن در امور دینی افراد را ندارند و به طور کلی، برای دین‌داری و دین‌مداری افراد امتیاز و ارزشی قائل نمی‌باشد.
سکولاریسم می‌گوید: دخالت دولت در امور عبادی و اعتقادی مردم، مثل حجاب و عفاف، روزه، نمازجمعه، اعتکاف، امر به معروف و نهی از منکر، به منزله تأیید و ارزشی دانستن آن و در نهایت دخالت دادن سیاست در دیانت و امور عبادی مردم است.
دولت‌ها و جوامع سکولار، برعکس دولت‌ها و حکومت‌های دینی، دین‌گریزی و بی‌بندوباری و تقابل با دین و دیانت و برهنگی و سکس‌گرایی و زندگی به شیوه حیوانات را ارزش می‌دانند و اینها را معیار و میزان سنجش افراد در تصدی مسئولیتهای کلیدی قرار می‌دهند. یا به تعبیر ساده‌تر، عفاف و پاکدامنی و ایمان و تقوی و خداترسی و خدامحوری افراد در جامعه سکولاریسم، ارزش تلقی نمی‌شود و عامل صلاحیت فردی و برتری چنین افرادی، نسبت به دیگر افرادی که، از این صفات محروم هستند نمی‌باشد.
بارزترین و ملموس‌ترین و مشهودترین وجه افتراق و امتیاز بین یک دولت و جامعه و حکومت دینی با یک دولت یا جامعه و یا حکومت سکولاریسمی این است که فراهم نمودن زمینه و ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی و دینی و عبادی و انسانی شهروندان، باید از جمله دغدغه‌های دولت دینی و دولتمردان و اصحاب حکومت دینی باشد.
در جامعه سکولار، عکس این قضیه حاکم است، یعنی دولت سکولار نه تنها تکلیفی در هدایت و تشویق و ترغیب مردم به سمت و سوی معنویات و خداپرستی ندارد؛ بلکه دولتمردان سکولار، خود را مکلف می‌دانند که نشانه‌های دینی و دینداری و دین‌محوری را از سطح جامعه، محو کنند.
در جامعه دینی و حکومت دینی، به تبعیت از اصل دین و اطاعت از آموزه‌های دینی و عمل به فرامین دینی، دولت و دولتمردان باید تلاش کنند و تمام امکانات خود را به کار گیرند، تا مردم بدون هرگونه مانعی و با کمترین هزینه و در کوتاه‌ترین فاصله زمانی و با بهره‌مندی از بهترین ضرایب امنیتی و پشتیبانی و به بهترین کیفیت؛ به امور دینی و عبادی خود بپردازند و در مقابل از تردد و یا نمایش یک حرکت ضداخلاقی و ضددینی در جامعه به طور جدی جلوگیری به عمل آورند. در جامعه و حکومت دینی، دولت و دولتمردان موظف و مکلف هستند، همچنان که تمام هم و غم خود را برای ارتقاء بهداشت محیط و سلامت تن و روح و روان افراد به کار می‌بندند، دو چندان برابر آن و به طور مضاعف، برای ارتقاء بهداشت اخلاقی و بهداشت دینی و اعتقادی شهروندان خود تلاش و کوشش و سعی وافر نمایند. و جامعه را از لوث وجود ویروس و میکروب‌های ضداخلاقی و ضد اعتقادی مثل: بدحجابی یا بی‌حجابی و پوشش‌های نامناسب و تبلیغ تفکرهای دین‌ستیزی و سکولاریسمی واکسینه کنند.
دولتمردان باید همچنان که، پزشکان و کادر درمانی بیمارستان‌ها و دیگر افراد عادی یک جامعه، از زخمی که بر اندام و پیکر یک فرد مبتلا به بیماری ایدز قرار دارد، پرهیز می‌کنند و در راستای جلوگیری از آلودگی خود و افراد جامعه؛ با احتیاط کامل و رعایت جمیع جهات امنیتی و بهداشتی با این فرد بیمار مواجه می‌شوند و برخورد می‌نمایند، باید از بدحجابی و تار موی زنی که از زیرشال بیرون زده و لباس نامناسب خانمی که عامل تبرج استف به خاطر احتمال آلودگی نوجوانان و جوانان و به انحراف کشاندن جامعه بترسند و با تمام قدرت با آن مبارزه کنند و از تردد این افراد در سطح جامعه و مشاوره با آنان و مشارکت دادن آنها در امور اجتماعی؛ به طور مطلق پرهیز نمایند.
اگر خون مبتلا به ویروس ایدز، سلامت جسمانی فرد یا افرادی را به خطر می‌اندازد، تار موی دخترکی بی‌حجاب و مانتوی تنگ چسبیده به تن یک خانم بی‌بند و بار، روح و روان جوانان جامعه، و دین و دینداری در جامعه و دنیا و آخرت شهروندان را، تا مرز نابودی و سقوط در منجلاب سکولاریسم به خطر می‌اندازد و تهدید می‌کند.
اگر تار موی زن بی‌حجاب و لباس‌های نامناسب او و در کل ترویج بی‌حجابی خطرآفرین نبود، دشمنان قسم خورده نظام الهی جمهوری اسلامی ایران، آن را بر تهاجم نظامی و برخورد فیزیکی و به کارگیری سلاح‌های هسته‌ای علیه نظام و مردم ترجیح نمی‌دادند.
نگارنده بر این باور است که، راز و رمز حجاب و اهمیت و حساسیت آن در وجوب و حکم شرعی و فقهی آن نهفته است، و خطر بدحجابی و بی‌عفتی در جامعه، از خطر تهدیدات هسته‌ای آمریکا و اسرائیل بیشتر است. چرا که بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه‌ای که هنوز فضای آن، آکنده از عطر خون شهیدان و دم مسیحایی امام روح‌الله(س) و آهنگ ندای علی زمان خامنه‌ای کبیر مدظله‌العالی است؛ خشم خدا و قهر خدا را برمی‌انگیزد.
در خاتمه توجه دولتمردان را به اصول اول و دوم و سوم و چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران معطوف می‌دارم، این اصول نشانه و مظهر اسلامیت نظام، آن هم از نوع اسلام ناب محمدی(ص) است. که بر سایر اصول قانون اساسی حاکم و ناظر می‌باشند.
طبق بند یک از اصل سوم قانون اساسی، دولت موظف است، برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوّم قانون اساسی، همه امکانات خود را برای ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی به کار برد.
علی ای‌حال، با توجه به این تکلیف که بر ذمه دولت محترم گذاشته شده و با توجه به اصل هشتم که اصل امربه معروف و نهی از منکر است، و 31 سال است که بر زمین مانده و مسئولیت و تکلیف دولت را در امر حفظ حجاب و عفاف جامعه و جلوگیری از سقوط جامعه در منجلاب‌های اخلاقی دوچندان نموده، از دولت محترم خصوصاً رئیس‌جمهور محترم سوال می‌شود، شما که سال جاری را با رویکرد فرهنگی شروع کرده‌اید و در سفرهای استانی، به بودجه‌های فرهنگی توجه خاصی دارید؛ برای مبارزه با فساد اخلاقی که صدهزاربار البته از فساد اقتصادی مهمتر است، و خصوصاً برای مبارزه با بی‌حجابی و بی‌عفتی در جامعه اسلامی و برای جلوگیری از عذاب مادران و فرزندان و خواهران و برادران شهدا که شدیداً از دیدن بدحجابها معذب می‌شوند و خون دل می‌خورند؛ و در نهایت برای اجرای بند یک از اصل سوم قانون اساسی، چه اقداماتی انجام داده‌اید؟