تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۸۶۰
اکبر عبدی، کمدین محبوب و توانمند ایران در گفتگو با رسالت:
کامل نوروزی اشاره: نام اکبر عبدی، هنرمند و کمدین محبوب و توانمند عرصه سینما و تئاتر و تلویزیون، هرگز از اذهان مردم زدوده نخواهد شد و بازی های بی بدیل او را هرگز فراموش نخواهند کرد. این هنرمند صاحب نام با حضور در نقش های متفاوت، توانایی های خود را در عرصه بازیگری به اثبات رسانده و در قله مرتفع بازیگری مصمم و استوار به فعالیت خویش ادامه می دهد. اکبر عبدی تنها هنرمند طنازی است که کوشیده از هزل و هجو و لودگی بپرهیزد و اعتبار هنری چندین ساله اش را بر باد ندهد. اگر در فرازهایی از زندگی هنری خویش به ناچار و بدون رضایت قلبی در مجموعه ای تلویزیونی ظاهر شده، بلافاصله از جامعه هنری عذرخواهی کرده و خویشتن خویش را از دام های مهلکی که عده ای فرصت طلب و منفعت جو بر سرراهش گسترده اند، نجات داده است. اکبر عبدی هم اکنون مشغول تمرین نقش تیربارچی در نایش (از خاک تا افلاک) است که به زودی در سالن اصلی مجموعه تئاتر شهر به اجرا درخواهد آمد، به این بهانه در پلاتوی تئاتر شهر با او گفتگویی به عمل آمده که در پی می آید.

* از منظر و دیدگاه شما طنز چیست؟
** بحث تئوریک و آکادمیک نمی دانم و چنین بحث هایی باید توسط استادان دانشگاه ا نجام شود، من یک تراشکار و مدل ساز هستم و آ نچه را که در مدت فعالیت هنری آموخته ام و برمبنای تجربیاتی که کسب کرده ام، می توانم از منظر خودم مقوله طنز را تجزیه و تحلیل کنم. از دیدگاه من، طنز مقوله ای است که به قصد خنداندن تماشاگر تولید می شود، اما هدف اصلی و نهایی آن فقط خنداندن محض نیست، به رویدادهای اجتماعی و سیاسی جامعه با دیدی انتقادی می نگرد و آنها را با بیانی شیرین به سمع و نظر مخاطب می رساند. هدف طنز سازندگی است و هرگز به قصد تخریب، انتقاد نمی کند. هنرمند طناز کسی است که به کا راکتر دروغین نویسنده، شخصیتی حقیقی و واقعی می دهد تا مخاطب آن را باور کند. هرچقدر این باور در ذهن مخاطب بگنجد، هنرمند به موفقیت نزدیک تر شده است.
* در مورد طنزهای شبانه تلویزیون چه نظری دارید؟
** هرچقدر پول بدهید آش می خورید، وقتی بودجه کافی در اختیار سازندگان طنزهای تلویزیونی قرار نمی گیرد، بیش از این نمی توان انتظار داشت. با عدم بودجه کافی و زمان مناسب باید چنین کارهای سطحی تولید شود، البته تولیدات طنز تلویزیونی سیر نزولی داشته و از این به بعدهم بدتر خواهد شد. چون تلویزیون جهت تولیدات طنز به دنبال اسپانسرهای مالی است.
* چرا در سال های اخیر حضور کمرنگی داشته‌اید؟
** در سال 1380، برادرم بعد از تحمل 15 سال درد جانبازی فوت کرد و همین امر ضربه جبران ناپذیری به من وارد نمود، اگرچه می دانستم که برادرم در آن دنیا در جایگاه رفیعی قرار دارد اما فقدان او، سبب شد که تاب و توانم را از دست بدهم. بعد از مدتی به سفارش دوستان و وابستگان، سفری به کشورهای اروپایی کردم و تئاترهای مختلفی را در آن کشورها به اجرا درآوردم.
هم اکنون که در ایران هستم، در مجموعه “درچشم باد” به کارگردانی جوزانی بازی می کنم و در یک فیلم سینمایی به کارگردانی معتمدی ایفاگر نقشی هستم، یک کار سینمایی را با صلح میرزایی به پایان رساندم و در یک مجموعه تلویزیونی ویژه کودک و نوجوان با همراهی مریم سعادت برای شبکه 2 کاری را به اتمام رسانده ام. قراردادی با آقای صمدی منعقد کرده ام که در ورسیون دوم “شهر آشوب” نقش یک مغول را بازی خواهم کرد و در حال حاضر نیز در نمایش “ازخاک تا افلاک” به کارگردانی محمود فرهنگ، مشغول تمرین هستم که به زودی در سالن اصلی تئاتر شهر به اجرا درخواهد آمد. این نمایش به سفارش معاونت هنری بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس و موسسه فرهنگی هنری فدک تولید می شود و نویسنده و مجری طرح حاج آقا مهدی متوسلی است. بازیگران این نمایش پرویز فلاحی پور- محمود راسخ فر- کریم اکبری مبارکه و سیروس کهوری نژاد هستند که من در کنار این عزیزان ایفاگر نقش تیربارچی هستم.
* چه انگیزه ای سبب حضور شما در نمایش از خاک تا افلاک شد؟
** در درجه اول احساس کردم که به نوعی به برادرم که جانباز بوده و همین طور سایر جانبازان مدیونم و برای اینکه دینم را به این عزیزان ادا نمایم و دچار عذاب وجدان نشوم، بازی در این نمایش را پذیرفتم و امیدوارم که رضایت تماشاگران تئاتری را جلب کم و از دوستان و دست اندرکاران نمایش “از خاک تا افلاک” هم ممنون و سپاسگزارم که فرصتی را در اختیار من قرار دادند تا به نوعی خودم را مطهر سازم.
* محتوا و مضمون نمایش “از خاک تا افلاک” چگونه است؟
** پنج رزمنده و همسنگر در محاصره دشمن هستند و تصمیم می گیرند بعد از رهایی از محاصره و پایان جنگ، بعد از گذشت چهل سال در هر شرایطی که هستند در همین مکان همدیگر را ملاقات کنند. فضای نمایش، هم رویدادهای زمان جنگ را بازگو می کند و هم به رخدادهای بعد از جنگ می پردازد. نقش من بیانگر دو تیپ مغایر با یکدیگر است، در زمان جنگ جوانی آذری هستم و بعد از جنگ که شیمیایی شده ام و از دو پا فلج هستم، تیپ پیرمردی را بازی می کنم که هریک دارای ویژگی های خاصی است و فکر می کنم، مقبول تماشاگران تئاتری واقع شود. کار رئال و راحتی است و برای هر گروه سنی قابل هضم است،هر قشری از جامعه با این نمایش ارتباط برقرار خواهند کرد.
* بسیاری از بازیگران عرصه طنز به سمت کارهای سخیف و نازل رهنمون می‌شوند، جنابعالی به منظور رهایی از چنین دام هایی، چه تمهیدی را به کار گرفته اید؟
** یکی از علل دوری من از بازی در چندسال گذشته، رعایت همین مسئله بوده است. باور کنید، برای تمام مجموعه های طنزی که چه درگذشته پخش شده و چه درحال حاضر از تلویزیون پخش می شود، انتخاب اولشان من بوده ام اما بعد از مطالعه فیلمنامه ها قبول نکردم. شاید این امر صدمات مادی زیادی را به من و افراد خانواده ام وارد کرده، اما حاضرم کمبودها را تحمل کنم و در پی ارائه کارهای نازل و سخیف نروم و انشاءالله خدا کمک کند ولطفش را از من دریغ نورزد و موانعی به وجود آورد که فقط برای پول کار نکنم. دیدن طنزهای شبانه سطحی و پیش پا افتاده، برای شما که دیدتان عمقی تر است، زجرآورتر نیز خواهد بود. متاسفانه میزان سنجش تئاتر کمدی ایران، “قهوه خانه زری خانم” است، کمدی ما با نمایش هایی چون “داماد دیوانه” سنجیده می شود، سالن های آزاد با استفاده از امکانات فراوان و فروش بلیط های گران قیمت نمایش های مسخره ای را تحت عنوان کمدی، به روی صحنه می برند که انسان شرم دارد نام چنین نمایش هایی را کمدی بنامد. *متولیان و مسئولان و گردانندگان تئاتر کشور، چگونه اجازه می دهند که چنین نمایش های شرم آور و خجالت آوری در سالن های اختصاصی به اجرا درآیند و با تبلیغات وسیع در خارج از کشور، اینگونه تئاتر ها را الگو و نمونه تئاتر کمدی ایران معرفی نمایند؟
** افرادی که در خارج از کشور زندگی می کنند، تئاتر کمدی ما را از این دریچه می شناسند. در طی سالیان گذشته، همه سعی و کوششم بر این بوده که به سراغ کارهای سبک و پیش پا افتاده نروم، انجام چنین کارهایی برایم خیلی راحت است، اما این راحتی را نمی خواهم و سختی و نداری را تحمل می کنم و به سمت و سوی کارهایی که سبب شرم و خجالتم گردد، نمی روم، البته در چندماه آینده در تالار سنگلج نمایشی کمدی را با کارگردانی عظیم موسوی، به اجرا درخواهم آورد اما هرگز به سمت هجو وهزل و لودگی نخواهم رفت، متاسفانه برخی از کارهای به ظاهر کمدی از طریق برنامه های ماهواره ها پخش می شود. سعید خاکسار یکی از تئاتری های بسیار خوب است، اما تئاتر”داماد دیوانه” او، کار بسیار مزخرفی است که بخش هایی از آن از یکی از ماهواره ها پخش گردیده و به عنوان الگو و نمونه تئاتر کمدی ایران معرفی شده است. کانال های ماهواره ای بشکن و بالا بنداز، چنین تئاترهای نازلی را پخش می کنند. جامعه تئاتری کشور شرم دارد نام چنین نمایش هایی را تئاتر کمدی بنامد. در تولید چنین کارهایی مسئولین نیز مقصرند، چرا که به علت عدم حمایت های مالی، برخی از هنرمندان تئاتری را در مضیقه قرار می دهند و آنها هم برای تامین مایحتاج خویش تئاتر کمدی را انتخاب می کنند و در سالن هایی نظیر گلریز و سالن عبدو به اجرا در می آورند، البته در سالن های رسمی کشور و میان هنرمندان نیز چنین کارهایی انجام می شود و کارگردان با دریافت پول هنگفت از مرکز هنرهای نمایشی، حق بازیگران را می خورد و حق الزحمه واقعی آنان را پرداخت نمی کند، کاری که آقای. . . با من و چند بازیگر دیگر کرد، در شروع کار قرار بود مبلغ پنج میلیون تومان به من پرداخت کند، اما در پایان کار یک میلیون تومان پرداخت کرد. به بازیگرانی که حدود 9 ماه در تمرین و اجرا حضور داشتند پنجاه تا صد و پنجاه هزارتومان داد و پول هنگفتی را که از مرکز گرفته بود، بالا کشید. متاسفانه چنین برخوردهای غیرمنطقی و غیراصولی برخی از کارگردانان صاحب نام با بازیگران آنها را به بیراهه سوق می دهد، مسئولان هنری کشور باید از حقوق واقعی هنرمندان دفاع کنند و نگذارند چنین اعمال ناشایستی صورت گیرد. کارگردانهایی هم وجود دارند که برای پرداخت حق الزحمه بازیگران، فرش زیرپای خود و خانواده شان را می فروشند و حقوق حقه عوامل نمایش را پرداخت می کنند.
یکی از علل گرایش برخی از هنرمندان تئاتری به سمت و سوی تئاترهای کمدی نازل شاید وجودچنین روابط ناصحیحی باشد که در بعضی از گروه های تئاتری حاکم است.
* تئاتر کمدی علاوه بر تفریح و سرگرمی باید افکار تماشاگران را به سمت بایدها و نبایدهای جامعه سوق دهد و انتقادی هم اگر می‌کند، انتقاد سازنده باشد نه مخرب و ویرانگر، زبان تئاتر کمدی را باید همه مردم با هر زبان ونژادی بفهمند، همانگونه که کارهای چارلی چاپلین را هم آفریقایی‌ها می‌فهمند، هم هندی‌ها و هم . . . تئاتر کمدی ایران را با نمایش های مبتذلی چون”قهوه خانه زری خانم” و یا “داماد دیوانه” می سنجند، آیا واقعا تئاتر کمدی ایران، ارائه چنین نمایش هایی است؟ آیا در گذشته هم چنین بوده؟ آیا هنرمندان پیش کسوتی همچون خدابیامرز حسین کسیبیان چنین کارهایی را ارائه داده اند؟ آیا در سالن‌هایی نظیر گراند هتل و تئاتر فردوسی نمایش های بشکن و بالابینداز تحت عنوان کمدی اجرا می‌شده است؟
** یا اینکه افرادی چون مرحوم عبدالحسین نوشین، نمایش هایی از آنتوان چخوف و ویلیام شکسپیر را به روی صحنه می بردند؟ مرحوم حسین کسبیان از پیشکسوتانی است که در عرصه تئاتر کمدی ایران زحمات زیادی کشید اما بعد از 60 سال نماینده تئاتر کمدی ایران، تئاتر مزخرف”قهوه خانه زری خانم” است.
آیا باید به جای پیشرفت،200 سال نوری پسرفت داشته باشیم؟ چرا مسئولین هنری و نمایندگان واقعی مردم به چنین مقوله ای توجه نمی کنند؟ آیا در کشورهایی چون کانادا نیز چنین مواردی وجود دارد؟ در جامعه 29 میلیونی کانادا، نمایش هایی اجرا می شود که بسیار عمیق و ارزشمند است، اما در کشور ما با سابقه فرهنگی سه هزارساله، نمایش بشکن و بالابنداز”قهوه خانه زری خانم” الگو و نمونه تئاتر کمدی معرفی می گردد!
* آیا کمبود بودجه تئاتر کشور و یا کمبودهای سالن‌های نمایشی، در رشد مشکلات و معضلات نقشی اساسی دارد؟
** بودجه کل تئاتر کشور بسیار اندک است، وضع سالن های تئاتری را شما، بهتر از من می دانید. از چهارراه ولی عصر تا میدان آزادی (غرب تهران) شاید یک و یا دو سالن نمایشی وجود دارد. در شرق تهران هم مطابق با اصول و معیارهای تئاتر، سالنی وجود ندارد. خوشبختانه در سال 85 با همکاری آقای دکتر احمدی نژاد و نمایندگان محترم مجلس، بودجه تئاتر افزایش یافت، اما این مبلغ هم نیازهای واقعی هنرمندان تئاتری را پاسخ نخواهد داد. در شهر پاریس که شاید بسیار کوچک تر از تهران باشد، 2600 سالن تئاتر وجود دارد و در %90 از این سالن ها، هرشب تئاتر اجرا می شود، اما در تهران و باجمعیت بیش از 12 میلیون، چند سالن تئاتر مناسب وجود دارد؟ تعدادی از سالن های تئاتر در شهرستان ها و یا در تهران به انبار دارو و یا انبار متروکه مبدل شده است. چندسال پیش جهت بازبینی تئاتر شهرستان به اتفاق چند نفر از هنرمندان تئاتری، سفری به شهر کرد داشتم، هنرمندان تئاتر آن شهرستان، نمایش را در مغازه تعویض روغنی تمرین می کردند. واقعا شرم آور است، همین گروه تئاتری با شرکت در جشنواره، مقام اول را هم کسب کردند.
مسئولان هنری، باید سالن هایی را که چه در تهران و چه در شهرستان، در اختیار ارگان ها و نهادهاست، تحویل بگیرند و در اختیار هنرمندان جوان قرار دهند. بسیاری از جوانان عاشقانه به هنر تئاتر علاقمندند. با گردآوری آنها در سالن های تئاتر می توان از سرگردانی و بلاتکلیفی نجات شان داد و مسیرفکری آنان را در جهت رشد و تعالی تئاتر کشور، سوق داد. شعور و فرهنگ یک جامعه را با تئاتر آن کشور می سنجند و اگر در کشوری تئاتری متعالی به اجرا در نیاید باید در ماهیت و اصالت آن کشور شک کرد. در حال حاضر اگرد ر مورد تئاتر صحبت می شود، تئاتر یونان را مثال می زنند. در گذشته های دور، یونانی وجود نداشته، فقط ایران بوده که اشراف بر عالم داشته است. به علت قصور برخی از مسئولان هنری، بسیاری از هنرمندان و استادان هنر تئاتر قهر کرده و فعالیت تئاتری را کنار گذاشته اند، برخی از آنها با اتومبیل مسافرکشی می کنند، تعدادی از آنها دچار افسردگی روحی شده اند، مسئولان باید فکری اساسی به حال چنین هنرمندان توانایی بکنند و آنها را از انزوا خارج سازند. مهم ترین مسئله ای که مسئولان باید به آن بیندیشند، موضوع جوانان است. جوان امروز، تفریح می خواهد، شادابی می خواهد. نباید برای جوانان کشور محدودیت به وجود بیاورند، باید سالن های فرهنگسراها را فعال نمایند و جوانان را به سمت این سالن های تئاتری بکشانند و آنان را از بیهودگی و بی هدفی و بطالت نجات دهند، به جوان ها که نگاه می کنی، غصه ات می گیرد. جوانان ما بسیار پرانرژی و با استعداد هستند باید این استعدادها را پرورش داد. مدتی پیش به کانون تربیت جوانان رفته بودم، وقتی تعدادی از جوانان را در آن مکان دیدم بسیار متاثر شدم و به دوستان گفتم، مقصر ما هستیم، ما برای جوانان چه کرده ایم؟ ما به جوانان چه داده ایم که انتظار ویژه ای از آنها داریم؟ مسئولان باید موانع را از سرراه جوانان بردارند و آن عده ای را که به تئاتر علاقمندند، به سوی سالن های تئاتر جذب کنند و ضمن حمایت و پشتیبانی از گروه های تئاتری جوان، بستر کار را مهیا سازند، البته درد در این زمینه بسیار زیاد است و نمی توان همه حرفها را در یک مصاحبه بیان کرد و انشاءالله با همکاری ریاست محترم جمهور و جناب قالیباف و مسئولان هنری وزارت فرهنگ و ارشاد، در تولید کارهای ارزشمند تئاتری و سینمایی، فعالانه گام برداریم و ضمن رعایت جنبه های تفریح و سرگرمی، از زمینه های ارزشی نیز غافل نشویم.