تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۳  ، 
شناسه خبر : ۱۶۴۸۶۶

محمود مطهری‌نیا
در دین مبین اسلام نسبت به برخی مسائل بیش از دیگر امور توجه و تاکید مشاهده می شود و با استفاده از آیات و روایات می توان به اهمیت بالاتر این موارد به نسبت بقیه مسائل پی برد. یکی از این مسائل مهم و کلیدی از نظر اسلام توجه به فقرا و مستمندان است به طور طبیعی در هر جامعه ای پیش از ظهور حضرت مهدی علیه السلام قطعا در میان مردم و در متن هر جامعه ای چه اسلامی باشد چه غیر اسلامی عده ای از ساکنان فقیر و مستمند هستند و از خط و بهره زندگی بی نصیب هستند.
در نگاه اصیل اسلامی پیش هرچیز باید این جمعیت را که فقیر نامیده می شوند به رسمیت شناخت و به آنها همانگونه نگریست که به دیگر اعضای جامعه نگریسته می شود وبه صرف پایین بودن مرتبه اجتماعی نمی توان آنها را طرد کرد.و به همین اندازه هم هر چقدر یک شخص ثروتمند و پولدار باشد شانیت و حیثیت اجتماعی برای او به ارمغان نمی آورد مرحله پس از این در نگاه اسلامی این است که شخص مسلمان مالهایی را که به دست آورده همه را مال خویش نپندارد و در نگاه قرآن کریم اصلا هر مومن بخشی از اموالش را حق سائل ( گدا و در خواست کننده) محروم (فقیرو مستند) می داند. جالب اینجاست که قرآن کریم در آیه شریفه فی اموالهم حق معلوم مسائل والمحروم میان فقیر و در خواست کننده تفکیک قائل می شود چرا که شخص محروم کسی است که فقیر است و بی بهره از مال و منال و در بسیاری از اوقات نه تنها در برابر این فقرش را اظهار نمی کند بلکه تا آنجا که برایش ممکن باشد صورتش را با سیلی سرخ نگه می دارد تا بقیه از ناداری او مطلع نشوند و در مقابل هم سائل و گدا کسی است که به حق یا ناحق، دائم یا موقت به پول نیاز پیدا کرده و این نیاز را در برابر دیگران اظهار می کند و از آنها درخواست پول می کند. یک مسلمان در فرهنگ قرآن بخشی از اموالش را همانگونه که برای خرج روزمره خانواده اش کنار می گذارد بخشی را به طور ثابت برای محرومان و بخشی را هم به طور متغیر برای سائلان و گدایان و درخواست کنندگان کنار می نهد تا در فرصت مقتضی به دست آنها برساند. خاطرات و درسهایی که از علمای ابرار و بزرگوار ما رسیده خود گویاترین و بهترین دلیل بر امکان تخلق به چنین اخلاق حسنه و نیکویی است که در ذیل با هم چند مورد از موارد شاخص و زیبای این جریانات را مرور می کنیم. اولین ماجرایی که در اینجا خواهیم آورد نه تنها گویای ضرورت انجام این وظیفه است بلکه به خوبی نشان می دهد که چه آثار و نتایجی را می تواند برای شخصی که این منش را سیره خویش کرده به دنبال بیاورد.
از قول حاج محمدصالح برغانی نقل شده که می فرمود پدرم گفت:
در خواب دیدم که پیامبراکرم(ص) نشسته اند وعلما در خدمت ایشان هستند ومقدم بر همه علامه ابن فهد حلی رحمه الله علیه. تعجب کردم که این همه علما با آن مقامات و شهرت چگونه است که در مقامی پایین تر از ابن مهذ حایی دارند در حالی که ابن مهذ در میان علما چندان شهرتی ندارد. در عالم رویا از حضرت رسول (ص) علت را پرسیدم. ایشان فرمودند: علت این است که دیگر علما هنگامی که فقیر به آنان مراجعه می کرد اگر از مال فقرا نزد ایشان بود به او می دادند وگرنه جواب می کردند. اما ابن مهذ هرگز فقیران و نیازمندان را از نزد خود محروم باز نمی گردانید واگر از مال فقرا نزد او نبود از مال خود می داد و این مرتبه را از این کار یافت.
در مورد مرحوم آخومند خراسانی نیز که از مشاهیر علمای معاصر بوده اند مشابه این سیره نقل شده است. گفته اند پول و ریگ در نزد آخوند خراسانی یکسان بود و با آنکه نسبت به مقام منیع خود تهیدست و صفر الیه بود با این حال در آن زمان ماهی ششصد تومان مقرری می داد که نقدا به دست می رسید. خانواده های محترم و آبرومند بسیاری هم بودند که تنها به واسطه عنایات و توجهات آن مرحوم توانسته بودند گذران عمر کنند.
مرحوم خراسانی هر وقت به زیارت کربلا می رفت، حداقل صد و پنجاه تا دویست لیره به فقرا و طلاب آنجا می بایست برساند وحتی اگر نداشت قرض می کرد و اگر هم با قرض کردن این پول فراهم نمی شد به کربلا نمی رفت و به همین علت بود که در اواخر عمر سالی یکی دوبار بیشتر به کربلای معلا مشرف نمی شد.
او هفتصد نفر از فقرا و ناتوانان و طلاب را همیشه نان می داد و یک دکان نانوایی را منحصر کرده بود برای نان فقرا و ماهی قریب به سیصد تومان به پول آن زمان فقط پول نان اینها را می داد و گاهی که سه چهار ماه پولش به تاخیر می افتاد ونانوا چهارصد، پانصد لیره بدهکار می شد و چون پرداخت این بدهی برای مرحوم آخوند ممکن نبود نانوا هم نان را قطع می کرد اگر کسی بی اطلاع از ماجرا عرضه می داشت که شما سفارش مرا به نانوا بکنید که نان مرا قطع نکند تبسم کرده و می گفت اگر سفارش من کارگر بود سفارش همه را ادا می کرده و می کنم ولی چه کنم که اثری ندارد .
بارها می گفت هر وقت این بیچاره ها را که نانشان قطع شده می بینم خجالت می کشم. و به هر نحوی که بود پول قرض می کرد و بدهی نانوا را می داد و باز جریان نان را راه می انداختند. این پولها غیر از پولهایی بودکه روزانه برای رفع حوائج فقرای اهل همان شهر و زوار و طلاب و بقیه و مردم خرج می کرد بی آنکه ضابطه و قانون خاصی داشته باشد.
در خانه مرحوم آخوندی همیشه باز بود و بیرونی منزل او همیشه عده بسیاری عرض حاجت می کردند و تنها از در منزل تا کفش کن حرم که صد قدم بیشتر فاصله نبود مقدار زیادی به فقرا و درخواست کنندگان می بخشید. هر وقت طلبه ای نزد مرحوم خراسانی اظهار پریشانی می کرد دست به جیب می برد و بدون آنکه بداند چقدر است هر مقدار پول به دستش می آمد به او می داد که گاه رقم بسیار بالا می شد.
در یک کلام مرحوم آخوند خراسانی چنان رفتاری از خود نشان می داد که اگر نگوییم در دلسوزی جانب فقرا را ترجیح می داد و آنها را مقدم می داشت بی شک فقرا و خانواده خود را به یک چشم می نگریست.
و بالاخره این هم یک پیام تکان دهنده و مهم برای همه آنهایی که به برکت اسلام و جمهوری اسلامی آبرویی یافته اند و در هر پست و مقامی جای گرفته اند.
از مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی که از علمای جلیل القدر و از شاگردان صاحب جواهر و شیخ انصاری بود و به مقام مرجعیت نائل شده بود، نقل می کنند که تا می توانست قرض می کرد و به مردم می داد هرچند وقت که یکی از ثروتمندان هند به کربلا می آمد و قرض های او را می داد. شیخ العراقین فرزند دوم او نقل می کند در یکی از سفرها که شیخ به سامرا می رود، در آنجا سخت بیماری می شود. میرزای شیرازی از او عیادت می کند و او را دلداری می دهد. شیخ می گوید من هیچ گونه نگرانی از مرگ ندارم لیکن نگرانی من از این است که بنا به عقیده ما امامیه وقتی که می میریم روح ما را به امام عصر(ع) عرضه می کنند. اگر امام علیه السلام سئوال بفرمایند : زین العابدین ما به تو بیش از این اعتبار و آبرو داده بودیم تا بتوانی قرض کنی و به فقرا بدهی، چرا نکردی؟ من چه جوابی به حضرت می توانم بدهم؟
میرزای شیرازی هم پس از شنیدن این حرف به منزل می رود هرچه وجوه در آنجا داشته میان مستحقین قسمت می کند.